هدر

دکتر حسن فروزان فرد ، عضو هیأت نمایندگان اتاق تهران در گفت و گو با « اقتصاد سبز» :

وارد جنـگ پیرمردهـا نمی‌شوم

مریم حق‌بیان: آنقدر شمرده و پخته صحبت می‌کند که گویی پای صحبت‌های یکی از سیاستمداران بنام کشور نشسته‌ایم و از بیان جملات  چالش‌برانگیز پرهیز می‌کند و به تکرار اشاره می‌کند که سیاسی نیست و نباید هم اتاق بازرگانی خط و مشی سیاسی داشته باشد. 

مریم حق‌بیان: آنقدر شمرده و پخته صحبت می‌کند که گویی پای صحبت‌های یکی از سیاستمداران بنام کشور نشسته‌ایم و از بیان جملات  چالش‌برانگیز پرهیز می‌کند و به تکرار اشاره می‌کند که سیاسی نیست و نباید هم اتاق بازرگانی خط و مشی سیاسی داشته باشد. 
آنچه در پی می‌آید ماحصل گفت‌وگو با دکتر حسن فروزانفر عضو هیأت نمایندگان اتاق بازرگانی تهران و رئیس هیأت مدیره شرکت صنایع غذایی «کامبیز» است که با هم می‌خوانیم:
 
 به‌عنوان یک فعال بخش خصوصی جایگاه این بخش را در اقتصاد کشور چگونه ارزیابی می‌کنید؟
این سووال بسیار گسترده و پیچیده خواهد بود  اما اگر بخواهیم خیلی ساده به آن نگاه کنیم به این نتیجه می‌رسیم که ما اقتصادی در کشور داریم که تقریباً باید 80 درصد آن را دولتی فرض کنیم و در 20 درصد مابقی هم سهم بخش خصوصی سهم بزرگی نیست و به تناسب این اندازه کوچک بخش خصوصی متاسفانه جایگاهش در تصمیم‌گیری‌ها و تصمیم‌سازی‌ها و اداره امور اقتصادی بسیار کوچک است و به‌دلیل همین اندازه کوچک هم نمی‌تواند نقش پررنگی در تصمیم گیری‌ها و سیاستگزاری‌ها داشته باشد و با یک نگاه اجمالی متوجه می‌شویم که اولین ابزاری که به آن احتیاج داریم توسعه کمی و کیفی بخش خصوصی در کشور است. 
امروزه هنوز علی‌رغم موفقیت‌های مقطعی اخیر حاصل شده اما همچنان عنصر اصلی اقتصاد ایران اقتصاد دولتی است. 
و حتی آن قسمتی از اقتصاد را هم که خصوصی خطاب می‌کنیم به استناد تصمیم‌ها و فعالیت‌های دولتی سرپا است. 
باید بپذیریم فعلا و تا اطلاع ثانوی بخش خصوصی تعیین کننده‌ای  در اقتصاد کشور وجود ندارد. 
 
با این تفاسیر وضعیت اتاق بازرگانی به عنوان پارلمان بخش خصوصی به چه شکل خواهد بود؟
در واقع اتاق بازرگانی تلاشی است برای حفظ همین اندک سهم بخش خصوصی و این‌که پیام قابل فهم و درکی از جانب تمامی ارکان بخش خصوصی به بخش دولتی مخابره بشود و این که شرایط و فضا برای توسعه بخش مهیا شود. در حال حاضر اتاق  چیزی جز تلاش برای اثبات هویت و موجودیت بخش خصوصی نیست اگر به‌جای 35 هزار عضو فعال اتاق بازرگانی، یک میلیون عضو فعال داشته باشد می‌تواند خروجی‌های بخش خصوصی تعیین کننده در سیاست‌گزاری‌های حاکمیت باشد. 
 
با توجه به این‌که بر سر انتخابات اخیر اتاق حرف و حدیث‌های بسیاری مطرح شد و تا ابطال انتخابات نیز پیش رفت به‌نظر می‌رسد فعالان حاضر در بخش خصوصی که خواهان حضور در اتاق هستند منافعی به غیر از منافع بخش خصوصی و اتاق دارند؟
بنده خیلی به‌عنوان یکی از افراد جوان راه یافته به اتاق در این‌باره صحبت نمی‌کنم و در واقع نمی‌خواهم وارد جنگ پیرمردها بشوم اما اگر بخواهم از بیرون این قضیه را تحلیل کنم باید اشاره کرد که در واقع صندلی‌های اتاق بازرگانی به جایگاهی برای کسب اعتبار و وجهه افراد تبدیل شده‌است و به استناد این اعتبار و وجهه توان لابی، گفت‌وگو با مسوولان ارشد دولت و.... برایشان فراهم شده و متأسفانه کمتر مورد سووال قرار گرفته‌اند که حاصل فعالیت و حضورشان در اتاق چه بوده است بنابراین وقتی یک صندلی اعتباری دوچندان به یک شخص می‌دهد که لازم هم نیست برای نشستن بر روی آن به پرسشی پاسخ دهد ناخودآگاه برای تصاحب و تسخیر آن، افراد تا پای به خطر افتادن منافع ملی هم پیش می‌روند پس امر بدیهی است که حتی با گذشت 4 ماه از انتخابات هنوز هم دوستان گله‌مند باشند. 
 
و صد البته که خیلی از صاحبنظران معتقد هستند که چه افراد راه یافته به اتاق و چه آنهایی که پشت درب‌های اتاق ماندند چشم به بودجه 240 هزار میلیاردی اتاق دارند؟
اجازه بدهید آشکارا مخالفتم را با این نظریه چه برای دوستانم در ائتلاف فردا و چه سایر گروه‌ها ابراز کنم اغلب افرادی که در این دوره کاندیدا شده بودند توان اقتصادی‌شان به‌گونه‌ای است که چشم به بودجه اتاق نداشته باشند و اشاره به این نکته هم خالی از لطف نیست که کسب کرسی‌های اتاق بازرگانی بدون هیچ‌گونه منافع مادی بود و بیشتر از این‌که منافع مادی داشته باشند به فرد اعتبار می‌بخشد و این اعتبار و جایگاه به افراد کمک می‌کند تا در پیشبرد اهداف صنفی و گروهی خود موفق‌تر باشند و تناسب منافع غیرریالی صندلی اتاق بر منفعت مادی آن می‌چربد. بزرگترین دستاورد صندلی اتاق برای افراد، شناخته شدن و کسب جایگاه و اعتبار است.
و قطعا از رانت‌های اطلاعاتی هم بی‌بهره نخواهند ماند!
بنده چون برای نخستین‌بار است که وارد اتاق می‌شوم از رانت‌های اطلاعی خبری ندارم نمی‌توانم اظهارنظری کنم اما رانت اعتباری را می‌توان عنوان کنم که قطعاً وجود خواهد داشت چرا که در این جایگاه امکان ارتباط با بدنه دولت و حاکمیت بیشتر خواهد شد.و البته همانگونه که اشاره شد کسی هم در مورد فعالیت ‌های صورت گرفته یا نگرفته، نماینده اتاق را بازخواست نمی‌کند این اشتباه است به‌نظر من رسانه‌ها و مطبوعات باید هزینه حضور افراد در اتاق‌های بازرگانی را افزایش دهند و با جدیت پیگیر فعالیت‌های نمایندگان اتاق برای انعکاس در نشریات باشند. و شاید دلیل چسبندگی افراد به صندلی‌های اتاق هم همین باشد که تابه‌حال کسی از آنها نخواسته تا گزارش مبسوط و مدونی از فعالیت‌های 4 ساله حضور در اتاق ارائه دهند. 
 
جناب دکتر! کشور از اسفند 93 تا اسفند 94 دستخوش تحولات سیاسی اقتصادی بسیاری بوده و خواهد بود. ابتدا از انتخابات اتاق شروع شد در ابتدای سال توافق! صورت گرفت و به انتخابات مجلس خبرنگان و شورای اسلامی ختم خواهد شد این اتفاقات تا چه حد بر روی عملکرد اتاق و فضای اقتصادی بخش خصوصی تاثیر خواهد گذاشت؟
در ابتدا اشاره کنم که اتاق یک مجموعه کاملاً غیرسیاسی است و موفقیت‌های آتی آن نیز منوط به این خواهد  بود که غیر سیاسی بماند در تعاملات جابه‌جایی قدرت‌ها و احزاب سیاسی بهترین اتفاق برای اتاق این است که نقش عمده و اساسی و جدی در سیاست نداشته باشد و با تاکید بر رفتار حرفه‌ای خودش به‌عنوان نماینده بخش خصوصی باقی بماند. 
 
اما همیشه نیش سیاست به سمت اتاق است؟
بله دقیقاً به‌همین شکل است و همیشه بوده و خواهد بود. اما هرچقدر که نمایندگان اتاق که به طیف‌های مختلف سیاسی گرایش دارند از اتاق دور باشند اتاق کم آسیب‌تر و مطمئن‌تر کار می‌کند. تجربه ثابت کرده سیاسیون با هر اهرم قدرتی که به‌کار گرفتند بالاخره روزی قدرت را تحویل دیگری داده‌اند و این بخش خصوصی بوده است که متناسب با زمان و مکان با این احزاب سیاسی در تعامل بوده‌اند. اتاقی خوب است که بینش سیاسی داشته باشد و بداند که به عنوان نماینده بخش خصوصی نگاه سیاسی دولت چیست و متناسب با درک آنها بهترین پیشنهادات را ارائه دهد اما به‌نظر من شایسته این است که وجه سیاسی پیدا نکند.
 
با توجه به این‌که دیوار جوان گریزی اتاق ریخته شد و همگان معتقدند که اتاق از تفکر سنتی و قدیمی قطعاً فاصله خواهد گرفت فکر نمی‌کنید تشکیل اتاق فکر پیشکسوتان در اتاق ضرورتی ندارد؟
به‌نظر من هنوز به نسبت فعالان اقتصادی زیر 40 سال آنها نماینده‌ای در اتاق بازرگانی ندارند علی‌رغم این‌که تعداد حضور جوان‌ها در اتاق در این دوره نسبت به دوره قبلی بسیار بیشتر بوده است. اما این که چقدر می‌توانند باعث جنب‌وجوش و تغییر باشند به روحیه آنها بر می‌گردد این‌که چقدر می‌خواهند از ظرفیت حضورشان در اتاق بهره ببرند بسته به نگرش آنها دارد بهره گرفتن به معنی ایجاد یک گفت‌و‌گوی سالم و محترمانه بین پیشکسوتان با سابقه و با تجربه وجوانان با انرژی است. ما به تیم‌های کاری در اتاق احتیاج داریم که این تیم می‌تواند تلفیقی از بزرگان پیشکسوت و جوانان باانگیزه باشد. اما اگر بخواهیم به استناد سوابق و تجارب کمتر؛ جوانترها را در حاشیه قرار دهیم و حضور آنها فقط در حد یک پیشنهاد تلقی شود، نمی‌توان امیدوار بود که حتی اتاق بتواند عملکرد 4 سال گذشته خود را احیا کند. 
یکی از انتقادات که در ابتدا به روند فعالیت اتاق وارد شد حضور کم‌رنگ اتاق در« اکسپو» میلان است! 
دلیل آن این است که زمان انتخابات که 18 اسفند 93 بود زمان بسیار بدی بود چرا که بلافاصله به یک تعطیلی به نسبت زیاد مواجه شدیم و بعد هم این‌که هیأت رئیسه‌های اتاق تهران و شهرستان‌ها یک به یک انتخاب شدند و یک زمان سه ماهه از فعالیت‌ را از دست دادیم. 
 
اما به‌نظر دلیل موجهی نیست؟
بله جزئیات را دوستان خودشان باید ارائه دهند و بنده در حد توان می‌توانم اشاره کنم که درگیر انتخابات هیأت رئیسه بودیم!!! ولی البته باتوجه به زمان طولانی اکسپو و ظرفیت بخش خصوصی کشور امیدوارم برنامه‌ریزی‌های مدونی برای حضور اتاق در اکسپو مشاهده شود و صد البته این سووال شما مصداق بارز همان درخواست بنده برای ارائه گزارش از طرف نمایندگان اتاق برای درج در نشریات بود. 
 
سال گذشته هجمه‌های بسیاری به صنعت غذا وارد شد و البته هم چنان هم ادامه دارد به‌نظر جنابعالی که یکی از فعالان حاضر در صنعت غذای کشور هستید این هجمه‌ها چقدر بر روی اعتماد مصرف کننده تاثیرگذار است و صنعت غذا چقدر باید هزینه کند تا این اعتماد بازسازی شود؟
به‌نظر من فضای صحبت در صنعت غذا بی‌جهت مسموم شده است سابقه درخشان وزیر محترم بهداشت و درمان سبب شد که کشور در زمینه دارو و درمان به پیشرفت‌های قابل ملاحظه‌ای دست یابد و رضایت عمومی هم دراین 2 سال مشاهده شده است اما در حوزه غذا به این شکل نبود. سووال اینجاست که مالیات ضعف نظارت را چرا باید تولید کننده یا مصرف کننده بپردازد. به‌نظر من تاکید و پافشاری بر روی تقلب و فساد و سرطانزا بودن مواد غذایی که در تمام دنیا هم وجود دارد منطقی نیست. صنعت غذا به‌دلیل ساختاری که دارد همیشه جولانگاه افرادی است که از ظرفیت‌های این صنعت برای تقلب استفاده می‌کنند، اما اگر به‌عنوان وزیر بهداشت یک کشور بر طبل بی‌سامانی یک صنعت کوبیدیم باید در نظر داشته باشیم که این‌کار از نظر خردمندان یعنی در کنترل ضعیف هستیم. بنده به‌عنوان فعال صنعت غذا از این منظر خوشحال هستم که توجه حاکمیت و مقام وزارت به این مطلب جلب می‌شود که نظارت در صنعت غذا بسیار ضعیف است. نظام‌های نظارت موازی در صنعت غذا انرژی این صنعت را به تحلیل می‌برد و خروجی هم ندارد، از این رو شایسته است به جای صحبت های تخریب کننده که نتیجه ای جز تشویش اذهان عمومی ندارد به فکر تقویت نظارت ها و در نهایت رسیدن به آرمان ایمنی غذا و سلامت مصرف کننده باشیم.

بستن

به ما بپیوندید

عضویت در خبرنامه