هدر

در دنیای نوین، آب ماده‌ای است که بدون آن چرخ اقتصاد به گل می‌نشیند

در دنیای نوین، آب ماده‌ای است که بدون آن چرخ اقتصاد به گل می‌نشیند

گروه گزارش «اقتصاد سبز»: یحیی امیری / 70درصد کشاورزی، 22 درصد صنعتی و 8 درصد خوراکی می‌شود- آب، باد، خاک، آب، بابا، نان ...  بدون تردید همه ما با این کلمات از کودکی آشنا شده‌ایم، شاید روی لغت 2حرفی آ و ب هیچ وقت به اندازه این روزها که مساله آب، خشکسالی، ضعف مدیریت‌ها، خشک شدن دریاچه ارومیه و رودخانه زاینده‌رود حساس نبوده‌ایم و حالا هم از تصور اینکه یک روز آب نباشد (بله، فقط یک روز آب نباشد) بر سر صنایع ما چه می‌‌آید، کارخانه‌ها، کارگران، تولید و به‌خصوص تولید صنایع غذایی و بعد کشاورزی که بدون آب یعنی هیچ.
گروه گزارش «اقتصاد سبز»: یحیی امیری / 70درصد کشاورزی، 22 درصد صنعتی و 8 درصد خوراکی می‌شود- آب، باد، خاک، آب، بابا، نان ...  بدون تردید همه ما با این کلمات از کودکی آشنا شده‌ایم، شاید روی لغت 2حرفی آ و ب هیچ وقت به اندازه این روزها که مساله آب، خشکسالی، ضعف مدیریت‌ها، خشک شدن دریاچه ارومیه و رودخانه زاینده‌رود حساس نبوده‌ایم و حالا هم از تصور اینکه یک روز آب نباشد (بله، فقط یک روز آب نباشد) بر سر صنایع ما چه می‌‌آید، کارخانه‌ها، کارگران، تولید و به‌خصوص تولید صنایع غذایی و بعد کشاورزی که بدون آب یعنی هیچ.
و روزی که حرف‌های وزیر نیرو با این تیتر چاپ شد: «داغ بی‌آبی»؛ به فکر فرو رفتم که مساله جدی‌تر از 2 حرف آ و ب شده است.
وقتی تاریخ تمدن بشر را مطالعه می‌کنیم درمی‌یابیم که بشر اول با شکار، راه سیر کردن شکم را آموخت و به زودی وارد مرحله کشاورزی شد و اهمیت آن را دانست، اما ابعاد این اهمیت را همه نمی‌دانند و اگر بدانند خوب نمی‌دانند. در برنامه تورهایی که به یزد می‌رود بازدید از موزه قنات هم گنجانده شده، ورود در این برنامه انتخابی و دل‌بخواهی است، اما این روزها که بحث آب در کشور ما خیلی جدی مطرح شده فکر نکنم کسی حاضر بشود از تماشای موزه قنات یزدبه این آسانی‌ها بگذرد، در این موزه شما می‌توانید بیش از یک ساعت عکس‌ها و ابزار چاه‌کنی و چهره‌های مومیایی شده (مجسمه‌سازی شده) مردانی را تماشا ‌کنید که در جست‌وجوی آب به ته چاه می‌رفتند و برای یافتن قنات چه رنج و مصیبتی را متحمل می‌شده‌اند و عکس‌ها، عکس‌هایی که قدرت دارند بیش از یک ساعت با شما حرف بزنند. میراب‌ها در تهران قدیم خاطره‌ساز و حادثه‌آفرین بودند، در بسیاری از کتاب‌های ادبی و سریال دایی جان ناپلئون اشاره‌ای به قدرت میراب‌ها در تهران شده است، اما حادثه از این فانتزی‌ها فراتر می‌رود، به جنگ و جدل کشاورزها و قشون‌کشی برای یک زد و خورد تمام عیار منجر به قتل می‌شود، آن هم سر زمین‌های کشاورزی و به خاطر آب. رودخانه هراز را همه شما به برکت امکانات سفر توریستی به سمت نزدیک‌ترین دریای مازندران دیده‌اید، حالا این رودخانه جان ندارد، بیشتر شبیه یک جوی بزرگ آب شده، اما 60 سال پیش و قبل از ساخته شدن سد لار، هراز به‌خصوص در فصل بهار تمامی چاک‌هایش لبریز از آب بود، در داخل شهر آمل این رود پرآب با وجود پهنای عظیم تا لب خیابان‌های دوطرف لبریز از آب می‌شد، اولین بار که خبر کشته شدن با بیل کشاورزی در دعوای تقسیم آب در شهر پیچید، حیرت‌زده از پدرم پرسیدم هراز این همه آب دارد ما می‌ترسیم حتی به چند قدمی‌اش نزدیک شویم، پس برای چی با وجود اینهمه آب، کشاورزها با هم می‌جنگند و کشته می‌شوند؟ پدرم گفت باید بزرگ‌تر بشوی تا بدانی، چرا؟
 
سد دیروز و سدهای امروز
خبرهای ساخته شدن سد لار، سد لتیان، سد کرج ازجمله خبرهای دولتی بود که گاه به صورت رپورتاژآگهی در روزنامه‌های دهه 40 چاپ می‌شده است، این سدها و لوله‌کشی کامل شهرهای بزرگ، به‌خصوص تهران مساله آبی را کاملا بی‌اهمیت کرده بود، تهران به گزارش خاطره‌نویسان جهانگرد بهترین و گواراترین آب شرب جهان را از آن مردم کرده بود، آب مورد نیاز کشاورزان تامین شده بود و دعوا بر سر آب فراموش شده و از یادها رفته بود، قبض‌های یک تومانی و 2 تومانی که به در خانه‌ها می‌آمد اهمیتی نداشت و رقمی مهم در هزینه‌های روزمره به حساب نمی‌آمد، کشاورزان نه‌تنها در اطراف تهران و در استان‌های شمالی و مرکزی حتی در دیگر نقاط ایران هم مشکلی به نام آب نداشتند، یا اگر هم داشتند جزیی بود و به مساله‌ای مهم تبدیل نمی‌شد. علیرضا دائمی، معاون وزیر نیرو در برنامه‌ریزی و امور اقتصادی (اواسط تیرماه) در مصاحبه‌ای گفته است:
«توسعه منابع آب کشور از سال 1345 آغاز شد، اما مصرف آب در بخش کشاورزی، صنعت و مصارف خانگی پس از انقلاب شتاب بیشتری گرفت، در این دوران کشور نیاز به توسعه داشته و جمعیت هم افزایش پیدا کرد، قانون توزیع عادلانه آب نیز براین اساس در سال 1361 تصویب شد، ولی زمانی که توسعه صنعتی کشور سرعت گرفت و مصرف آب افزایش یافت متناسب با آن، الگوی مصرف تغییر نکرد.»
 
بدون آب اقتصاد به گل می‌نشیند
بحران آب که این روزها در کشور ما خیلی جدی مطرح شده و درباره آن مصاحبه و گزارش‌ها چاپ می‌شود نه‌تنها مشکل امروز مردم ایران و منطقه خاورمیانه که به کم‌آبی شهرت دارد، بلکه در سطح جهان امری جدی شده و در این تیتر روزنامه فایننشال تایمز جدی‌ترش کرده «بشر در آستانه جنگ آب قرار دارد» جیمز فامیلگی دانشمند آمریکایی در هفدهم ژانویه  2014 با نگاهی بیمناک، داده‌های ماهواره‌ای را بررسی کرد، صریحا اعلام کرد «کالیفرنیا در معرض خشکسالی بی‌سابقه قرار دارد به طوری که کاهش سیستم‌های ذخایر آب زیرزمینی از ماهواره‌ای در 400 کیلومتری سطح زمین قابل مشاهده شده است.»
شاید در گذشته آب، یک ماده حیاتی برای زنده ماندن بود اما در دنیای نوین مفهوم دیگری هم دارد، آب ماده‌ایست که بدون آن چرخ اقتصاد به گل می‌نشیند. تا سال 2011 بحران ذخایر آب یکی از نگرانی‌های عمده بود اما از سال 2012 میلادی تاکنون به عنوان یکی از 3 خطر بزرگ به آن اشاره شده است، دیگر کمبود آب مساله‌ای کوچک و بدون اهمیت نیست، بلکه به یک سوال استراتژیک برای مدیریت ارشد تبدیل شده و هر روز بودجه بزرگ‌تری از سوی شرکت‌ها و در دولت‌ها به آن اختصاص می‌یابد. به عنوان مثال شرکت نستله بزرگ‌ترین شرکت تهیه مواد غذایی با اختصاص بودجه‌ای 43 میلیون دلاری برای صرفه‌جویی و تجهیزات تصفیه آب فاضلاب هزینه کرد.
 
70 + 22 + 8
خبر‌های مربوط به بحران آب گرچه تمامی سطح کره زمین را در بر می‌گیرد، اما در مورد خاورمیانه جدی‌تر است«خسارات به منابع آبی بسیار زیاد شده است. طی 7 سال (از آغاز 2003 تا 2010) بخش‌هایی از ترکیه، سوریه، عراق و ایران در منطقه دجله و فرات 144 کیلومتر مکعب از ذخایر آب تازه خود را از دست دادند. یکی از دلایل کوچک این امر، خشک شدن خاک به دلیل خشکسالی 2007 و روش‌های نادرست تجمع آب برف و باران بوده است. دلیل دیگر تبخیر آب رودخانه‌ها و مخازن اعلام شده و چراغ آب را قرمز کرده است، اما دلیل اصلی کاهش 90کیلومتر مکعب یا به عبارتی 90درصد کاهش ذخایر آب‌های زیرزمینی بود.» در گزارشی دیگر آمده است «طی دهه گذشته آب‌های زیرزمینی 70درصد سریع‌تر از دهه 1990 میلادی با پمپ استخراج شدند، تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد سالانه 54 کیلومتر مربع از آب‌های زیرزمینی کاسته می‌شود.»  براساس آمارهای سازمان ملل متحد «بخش صنعت در جهان تنها 22 درصد منابع آبی جهان را مصرف می‌کند و 70درصد کل منابع در بخش کشاورزی استفاده می‌شود و مصرف خانگی نیز 8 درصد را به خود اختصاص می‌دهد.» بنا براین مهندسی صرفه‌جویی بیش از مصرف خانگی در مصرف کشاورزی حائز اهمیت است.
 
کشت دیم می‌خواهیم نه آبی
حمید چیت‌چیان وزیر نیرو در اواخر سال گذشته اعلام کرد: «298 دشت ایران از لحاظ منابع آبی در آستانه فاجعه قرار دارند، آمارها نشان می‌دهد بارش باران در حوضه‌های آبریز کشور حدود 17 درصد کاهش یافته است.» در کنار این خبرهای نگران‌کننده که همه توجه به کشاورزی معطوف شده، در گزارشی دیگر می‌خوانیم «بخش کشاورزی بیش از 90 درصد و براساس برخی آمارها تا 94 درصد آب کشور را مصرف می‌کند، با وجود این سهم بالا، راندمان مصرف آب در این بخش بسیار پایین و کمتر از 40درصد گزارش می‌شود.» وزیر نیرو در سخنرانی خود به این مساله اشاره معنی‌داری می‌کند. «در بیشتر کشورهای جهان، کشاورزی براساس کشت دیم بوده و کشت آبی محدود است و جمهوری اسلامی ایران در کشاورزی براساس کشت آبی با 2/8 میلیون هکتار زمین زیر کشت رتبه چهارم را پس از چین، هند و آمریکا داراست، در یک مقایسه بین کشورهای منطقه که از نظر اقلیمی مشابه ما هستند، مشخص شده، بازده آب در کشور لیبی 60درصد، در هند 54درصد، مصر 53درصد، سوریه 45درصد و ایران 33درصد است که پایین‌ترین بازده است. در جهان مصرف سالانه آب به ازای هر هکتار برنج 15 هزار متر مکعب است، اما در ایران مصرف سالانه آب به ازای هر هکتار برنج 150 هزار متر مکعب شده است...»
 
چرا کسی نمی‌تواند ایراد بگیرد؟
شاید در هیچ دوره‌ای از تاریخ اجتماعی ایران به اندازه یکی دو سال اخیر، مساله آب به طور جدی و کارشناسی مورد بحث قرار نگرفته باشد، نکته‌ای که در تمام این گزارش‌ها، مصاحبه‌ها و بررسی‌ها توجه ما را جلب کرده مساله مدیریت مصرف آب مطرح می‌شود که تقریبا همه روی این موضوع متفق‌القول هستند. ما بیش از اینکه از خشکسالی، کاهش نزولات آسمانی و مصرف بی‌رویه آب خانگی شکوه و وشکایت کنیم از قرار گرفتن در جغرافیای خاورمیانه کم آب مکدر باشیم  بی‌توجهی در مدیریت‌ها را باید جدی بگیریم. بخشی از مصاحبه رحیم میدانی، معاون امور آب و آبفای وزارت نیرو با لیلا لطفی خبرنگار هفته‌نامه تجارت فردا را بخوانیم:
شما می‌گویید 25 سال است که مسوولان وزارت نیرو با مساله بحران آب آشنا هستند. در این مدت هم گزارش‌هایی ارایه کردید. چرا دراین مدت فکری برای این فاضلاب شهری و پساب بخش کشاورزی نکردید؟ یعنی همواره مشکلات شما به محدودیت منابع ختم می‌شد و جایی برای این ضعف عملکرد وزارتخانه نیست؟
هیچ چیز 100درصد نیست. نمی‌توانیم بگوییم مشکل فقط منابع مالی است. قطعا در ما و در گذشتگان ضعف‌هایی هست؛ در آیندگان نیز ضعف‌هایی خواهد بود. درواقع اگر مسایل و محدودیت‌های مالی برطرف شود و منابع تامین شود، می‌توانیم مشکلات و ضعف‌های دیگر را شناسایی کنیم و سپس آنها را برطرف کنیم. پس وقتی کمبود منابع هست دیگر جایی برای بررسی امور دیگر نیست. ما می‌گوییم در سه چهار سال، به ما 6 هزار میلیارد تومان پول بدهید تا ما پرونده آب روستایی را ببندیم. اما پولی که امسال به ما دادند حداکثر 500 میلیارد است. در نتیجه ما کار زیادی نمی‌توانیم بکنیم و کسی هم نمی‌تواند از ما ایراد بگیرد.
در حال حاضر در کشور چند درصد از طرح‌‌های فاضلابی اجرا شده است؟
تاکنون در کل کشور زیر 50درصد از طرح‌های فاضلابی اجرا کرده‌ایم. در بخش شهری ظرفیت موجود 47 درصد و روستایی زیر یک درصد است. اینکه در بخش روستایی نتوانسته‌ایم کاری کنیم، تماما برمی‌گردد به منابع مالی.
با اجرای طرح‌های فاضلابی چقدر از پساب کشاورزی و پسماندهای صنعتی و خانگی به شبکه برمی‌گردد؟
این یک فرمول کلی دارد. وقتی می‌گوییم 5 میلیارد متر مکعب آب مصرف می‌شود، اگر طرح‌های فاضلابی اجرا شود، حدودا 80 درصد از این آب قابل بازیافت است. وقتی در بخش شهری ظرفیت موجود 47 درصد است یعنی حدود مثلا یک میلیارد متر مکعب می‌توانیم پساب تصفیه شده در اختیار داشته باشیم. بنابراین وقتی من می‌گویم مساله آب کشور را یکجا ببینیم یعنی باید در مدیریت آب کشور اقتصاد آب را نیز ببینیم؛ بعضا وقتی ما می‌گوییم تعرفه‌ها اصلاح شود، می‌گویند مردم قدرت پرداخت ندارند. ما می‌پذیریم که در فلان کشور توسعه یافته درآمد بالاست، ولی ببینیم آب‌بها در سبد هزینه خانوار آن کشور توسعه یافته چه میزان است و در ایران چقدر است؟ از طرفی مقایسه کنیم میزان هزینه‌ای را که یک خانوار ایرانی برای آب مصرفی می‌پردازد با میزان هزینه‌ای که صرف پول موبایلش می‌کند.
 
منابع آبی برای 150 میلیون نفر
مساله آب و خبرهای نگران‌کننده‌ای که در یکی دو ماه اخیر درباره پدیده خشکسالی در رسانه‌ها منتشر می‌شود شاید مخاطبین اصلی مجله «اقتصاد سبز» یعنی دست‌اندرکاران پرتلاش صنایع غذایی را با توجه به این گفته محمود حجتی، وزیر کشاورزی که «توسعه صنایع غذایی به کشاورزان ایمنی خاطر می‌دهد.» از نگرانی دربیاورد، بحران هست ولی قابل حل هم هست، می‌شود با مدیریت یعنی همان علمی که ما ایرانی‌ها در نگاه به آن عمیق نمی‌شویم هر مشکلی را حل کرد، با همین آب‌های موجود، با همین خشکسالی‌ها، با همین منابعی که در دسترس است می‌شود آسوده‌خاطر به کار و تلاش خود ادامه داد. حسین صدیقی‌نیا، کارشناس زراعت روز 29 تیرماه پس از بررسی برداشت بی‌رویه آب‌های زیرزمینی در پاسخ این سوال خبرنگار روزنامه آسیا که «پس مشکل اصلی، تمامی مشکلات مربوط به آب در مدیریت آب است؛ چنین می‌گوید:
بله. در آب، تامین مواد غذایی و نکته‌های بسیار دیگر ما در فرهنگ مدیریت ضعیف هستیم. گاهی یادمان می‌رود این سرمایه متعلق به همه مردم است و ما در سرزمین خودمان مشغول کاریم. باید بیاموزیم منافع ملی بر همه چیز اولویت داشته باشد،‌حتی مهم‌تر از رضایت و خوشامد مدیر بالادستی. اگر فرهنگ مدیریت تغییر کند و اصلاح شود، ما منابع آبی و خاکی برای تامین غذای 150 میلیون نفر را خواهیم داشت.
 
همه در صحنه مدیریت آب باشند
از روزهایی که رودخانه هراز و تمام دره‌های مسیر طولانی‌اش پر از آب بود و یکسره به دریای مازندران می‌ریخت فاصله گرفتیم، چراکه سدهای لار و لتیان امکان استفاده بهینه از آن را فراهم کرده است، افزایش سریع جمعیت (از 35 میلیون به 75 میلیون نفر) نیاز کشاورزی بیشتر و تامین غذای کافی برای رشد جمعیت، هجوم به آب‌های زیرزمینی را سبب شد. در یک پرسش و پاسخ از معاون امور آب و آبفای وزارت نیرو، چنین آمده است:
آمار و اطلاعات موجود، وضعیت آب‌های زیرزمینی را در استان‌های مختلف چگونه نشان می‌دهد؟
کل کشور به 609 محدوده مطالعاتی تقسیم شده است؛ حال اگر به این محدوده‌های مطالعاتی وزن بدهیم، نشان می‌دهد الان 78 درصد از دشت‌های اصلی ما در شرایط بحرانی قرار دارند. بقیه دشت‌هایی هم که مشکلی ندارند، خیلی مهم نیستند و دشت‌های ضعیفی هستند. در مقابل دشت‌های بزرگی مثل دشت مشهد به دلیل مصرف بیش از اندازه از سفره‌های آب زیرزمینی بحرانی هستند. اکنون ما در دشت مشهد آنقدر از سفره آب آن برداشت کرده‌ایم که زمین در حال نشست است. در جلسه اخیر شورای عالی شهرسازی که طرح جامع مشهد را آنجا ارایه می‌کردیم نیز من گفتم مشهد در حال نشست است و می‌توانید اطلاعات آن را از سازمان زمین‌شناسی بگیرید. پیش‌بینی می‌شود در آینده ساختمان‌های آنها ترک بردارد یا در بعضی جاها فروچاله ایجاد شود. امکان دارد یک ساختمان پنج متر در قعر زمین فرو برود. حالا اینکه وزارت نیرو در مورد آب‌های زیرزمینی کاری انجام نمی‌دهد باید گفت ما مجموعه‌ای از اقدامات  را انجام می‌دهیم. ما گشت کنترل داریم و چاه‌های غیرمجاز را شناسایی و به قوه قضاییه معرفی می‌کنیم و آنها رسیدگی می‌کنند، ولی باز نمی‌توانیم آن نتیجه لازم را بگیریم. چرا نمی‌توانیم نتیجه مورد نظر را بگیریم؟ چرا هیدروگرافت دشت ما اصلا بهبود پیدا نمی‌کند؟ علت این است که در مدیریت آب، همه باید در صحنه باشند. اصلا در هیچ جای دنیا چه توسعه‌یافته و چه در حال توسعه، این طوری نیست که وزارت نیرو به عنوان بخشی از قوه مجریه، به‌تنهایی از عهده مدیریت آب کشور بر بیاید.
همین مقام در پاسخ به این سوال که «پس همه درگیر مساله آب هستند ولی عملا اتفاق خاصی نمی‌افتد» گفت:
البته اگر علی‌الظاهر همه هم درگیر باشند، اما هنوز همه به یک واقعیت تلخ به نام بحران آب زیرزمینی تن در نداده‌ایم. هنوز هم وزارت نیرو از سوی برخی اعضای قوای سه‌گانه کشور تحت فشار است که در فلان منطقه کشاورزی باید توسعه پیدا کند. درواقع از یک موجودی که در حال جان کندن است، می‌خواهند خون‌گیری کنند.
 بیمار در حال احتضار است. این سفره‌ها در حال از دست رفتن هستند. هنوز کسی در کشور این را به‌عنوان یک واقعیت با تمام تلخی‌هایش نپذیرفته است. درحالی که باید تعداد زیادی از تصمیم‌گیران  بزرگ کشور غصه آب کشور را بخورند. باید همه وارد این گود شوند. اگر ما در وزارت نیرو دایم به موضوع بحران آب بپردازیم ولی در مقابل تصمیم‌گیران خارج از مجموعه وزارتخانه حسی نسبت به این موضوع نداشته باشند، فایده‌ای ندارد.
 
زاینده‌رود خسته و از نفس افتاده
معاون وزیر نیرو گفته است: «اگر در 10 سال گذشته فرآیند مدیریت جامع آب در حوضه گاوخونی و زاینده‌رود صورت می‌گرفت، امروز مشکلاتی در این حوضه‌ها ایجاد نمی‌شد.» این رودخانه زیبا و خاطره‌ساز شهر بزرگ اصفهان حالا چند سالی است مریض احوال شده و دیگر آن منظره جوشان و جهشی در زیر سی‌وسه‌پل دیده نمی‌شود. تقریبا همه زمین‌ها و باغ‌هایی که در اطراف این رودخانه تاریخی سیراب می‌شدند دست به دامن چاه شده‌اند، حاج حسین صدر 80 ساله می‌گوید: در تمام عمرم (غیر از چند سال اخیر) هرگز این رودخانه را خسته و از رمق افتاده ندیده بودم. کف رود همواره از آب سرشار بود و هیچ کشاورزی در سرتاسر مسیر رود، تشنگی زمین را تجربه نکرده بود و مسافران داخلی و خارجی به اصفهان که می‌آمدند  از تماشای زیبایی‌های این رود که آب زلال در آن جریان داشت لذت می‌بردند و سرشار از انرژی حیات می‌شدند، افرادی به سن و سال من لبریز از خاطرات تماشایی  این رود زیبا بوده‌ایم به‌خصوص سی‌وسه‌پل که شب‌ها انعکاس نور داشت و مثل تابلویی زیبا و چشم‌نواز، انسان از دیدن آن سیر نمی‌شد.
 
سطل و طناب و چرخ چاه
برداشت از آب‌های زیرزمینی تا 50 سال پیش در ایران معمول نبود. اگر در روستاهایی حفر چاه می‌شد نه برای امر کشاورزی یا صنعتی، بلکه برای مصارف خانگی و دسترسی به آب شیرین با حفر 3 یا 5 متر به آب می‌رسیدند و چرخی روی آن نصب می‌کردند و سطلی به طناب چرخ می‌بستند و به وقت نیاز آب بالا می‌کشیدند، این روش به صورت محدود و به‌خصوص در کناره‌های دریای مازندران، بیشتر به قصد بهره‌وری از آب شیرین انجام می‌گرفت، بهره‌برداری از آب‌های زیرزمینی چنان مشکل و پرهزینه بود که در بدترین شرایط خشکسالی کسی به فکر استفاده از این آب برای کشاورزی نبود، اما با ورود موتورهای دیزلی که نخست شهرداری‌ها اقدام به خرید و بهره‌برداری از آن کردند تا مردم از آب پاک استفاده کنند و کمی بعد با وفور انواع پمپ آب با قدرت‌های مختلف، میل به بهره‌برداری از آب‌های زیرزمینی فزونی گرفت، چراکه این ساده‌ترین و دم‌دست‌ترین امکان رسیدن به آب بود، بعد از انقلاب چنان گسترش پیدا کرد که باغدارها و حتی خانواده‌هایی که خانه بزرگ و حیاط وسیع داشتند مجهز به پمپ آب شدند، به‌زودی بهره‌برداری بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی معضلی شد که اکنون از آن به عنوان بحران یاد می‌کنند.
 
100 هزار حلقه چاه غیرمجاز
علیرضا دائمی، معاون وزیر نیرو در پاسخ به این سوال که در چه دوره‌هایی صنعت قوانین و شیوه مدیریت درست میزان مصرف آب‌های سطحی و زیرزمینی را افزایش داده و کشور را با بحران آبی مواجه کرده است، گفت:
در چند برهه زمانی ما به شدت از منابع آبی کشور بیش از توان آن استفاده کرده‌ایم. یکی از این دوران، سال‌های 1356 تا 1359 بود که ما شاهد بیشترین حفر چاه غیرمجاز در کشور بودیم. در ضمن بسیاری از این چاه‌ها براساس تصمیمی که در کشور گرفته شد، در سال‌های 1361 تا 1365 دارای پروانه شدند. تصمیم‌گیری‌های مقطعی در این برهه، بیشترین فشار را به منابع آبی کشور وارد کرد. سپس در دوره‌ای که بحث حق‌النظاره حذف شد، یعنی در سال 1384 مجددا شوکی به منابع آبی کشور وارد شد، در این دوره نظارت کاهش و برداشت‌ها افزایش یافت. متاسفانه از همین تاریخ خشکسالی دهه اخیر نیز شروع شد. از طرفی خشکسالی‌ها باعث شد کشاورزان بیش از گذشته به حفر چاه‌های غیرمجاز ترغیب شوند؛ در مقابل سیستم نظارتی در کل کشور آمادگی جلوگیری از این مساله را نداشته است. حتی در برخی موارد وقتی همکاران وزارت نیرو برای اعمال قانون درخصوص چاه‌های غیرمجاز مراجعه می‌کردند، دادگاه‌ها به برائت فردی که این خطا را انجام داده است؛ حکم می‌دادند و می‌دهند. درواقع نظام قانون‌گذاری کشور به گونه‌ای است که با وجود بیش از یکصدهزار حلقه چاه غیرمجاز در کشور، مجموعه وزارت نیرو، نیروی انتظامی و قوه قضاییه قادر به تعیین تکلیف آنها نیستند. البته چون معیشت مردم وابسته به این چاه‌هاست این کار آسان هم نیست. جمعیت افزایش و کشور توسعه پیدا کرده، ولی رویه‌های قبلی کشاورزی جایگزین نشده است. با این حال ما از سال 1382 در کشور با خشکسالی مواجه شدیم و کاهش آب‌های سطحی اتفاق افتاد؛ در این دوره چون توسعه کشاورزی توقف پیدا نکرد، استفاده از آب‌های زیرزمینی به صورت بی‌رویه افزایش پیدا کرد. آسیب دیگر خشکسالی بزرگ سال 1387 بود که میزان بارندگی به 139 میلیمتر رسید. مقایسه این رقم با 250 میلیمتر متوسط بلندمدت، کاهش 55درصدی را نشان می‌دهد. درست در همین تاریخ، میزان تولید محصولات کشاورزی به حداکثر رسیده است. خشکسالی شدید مذکور 3 سال به طول انجامید در همین سال‌ها بود که ما بدون تغییر در شیوه آبیاری یا الگوی کشت، به خودکفایی در برخی محصولات رسیدیم. این نشان می‌دهد ما درست در دوره‌های خشکسالی، بیشترین فشار را به منابع آب زیرمینی، رودخانه‌ها و تالاب‌ها وارد کردیم. اثراتی که ما می‌بینیم از همین دوره شروع شده است که ازجمله می‌توان به خشکی دریاچه ارومیه و از بین رفتن برخی تالاب‌ها اشاره کرد. فقط در همین 3 سال که خشکسالی شدید شد ما سالانه 30 میلیارد متر مکعب بیشتر از منابع آبی استفاده کردیم. یعنی دراین 3 سال یکصد میلیارد متر مکعب از منابع آبی بیش از توان اکولوژیکی استفاده شده است.
بحران آب جدی است و مثل هر مشکل جدی که برای سرزمین ما پیش می‌آید باید به چاره اندیشید، چاره چنین مساله‌ای مدیریت سنجیده و همکاری همه نهادهاست، ما از این مشکل نباید بترسیم چراکه به گفته کارشناسان راه حل هم دارد.

بستن

به ما بپیوندید

عضویت در خبرنامه