هدر


صنایع تبدیلی گمشده‌ توسعه صادرات کشاورزی

تجارت خارجي منبع تامین درآمدهاي ارزي براي سرمايه‌گذاري و جذب فن‌آوري نوين در جهت افزايش توان توليد اقتصاد يك كشور است. برخلاف تمام تحولات تکنولوژيکي، پيشرفته‌ترين کشورهاي صنعتي توسعه بخش کشاورزي را نه تنها مکمل بخش صنعت و کاربرد صنعت در کشاورزي، موجب افزايش بهره‌وري در بخش مي‌دانند، بلکه اهميت توليد غذا را بيشتر مربوط با امنيت ملي خود ارزيابي می‌کنند. 
تجارت خارجي منبع تامین درآمدهاي ارزي براي سرمايه‌گذاري و جذب فن‌آوري نوين در جهت افزايش توان توليد اقتصاد يك كشور است. برخلاف تمام تحولات تکنولوژيکي، پيشرفته‌ترين کشورهاي صنعتي توسعه بخش کشاورزي را نه تنها مکمل بخش صنعت و کاربرد صنعت در کشاورزي، موجب افزايش بهره‌وري در بخش مي‌دانند، بلکه اهميت توليد غذا را بيشتر مربوط با امنيت ملي خود ارزيابي می‌کنند. 
يكي از بخش‌هاي مهم اقتصادي كشور، بخش كشاورزي است كه همواره داراي اهميت بوده و نقش مهم و اساسي را در اقتصاد كشور ايفا مي‌كند. بخش كشاورزي كشور به دليل دارا بودن مزيت‌ها و مشخصه‌هاي مهمي چون تنوع آب‌و‌هوايي، تنوع زمين، نيروي كار ارزان و همچنين امكان بهره‌گيري از وضعيت جغرافيايي كشور به دليل قرارگرفتن در منطقه خاورميانه كه خالص واردكننده مواد غذايي است، باعث شده كه اين بخش وابستگي كمتري به فن‌آوري پيچيده داشته و از امكانات لازم براي گسترش توليد برخوردار باشد. لذا تكيه بر بخش كشاورزي و توسعه و گسترش صادرات اين بخش مي‌تواند زمينه مناسب را براي حضور كشور در بازارهاي جهاني و استفاده از مزاياي آن فراهم آورد. با این حال صادرات محصولات کشاورزي تحت تاثير صادرات نفتي قرار داشته و به آن تنها به عنوان منبع فرعي براي تامین ارز نگريسته شده است. به اين معني که در سال‌هايي که درآمد‌هاي نفتي خوب بوده است به صادرات غيرنفتي توجه زيادي نشده و در سال‌هايي که با کاهش درآمد‌هاي نفتي مواجه شده‌ايم به صادرات غيرنفتي بيشتر توجه شده است و اين دو رابطه معکوسي با هم داشته‌اند.
علي‌رغم کم‌توجهي به سياست‌هاي تشويقي تجاري خاص براي محصولات کشاورزي، وجود حدود ٣٠٠ روز آفتابي در طول سال (بجز منطقه خزر) موجب شده است تا محصولات کشاورزي توليد شده و به‌خصوص محصولات باغي از کيفيت بالايي از نظر رنگ، بافت و طعم  برخوردار شوند. همچنين ايران يکي از 5 کشور جهان است که در توليد بيش از ٢٠ محصول کشاورزي جزو توليدکنندگان عمده بوده و در توليد محصولات پسته، زعفران، زيره، انار و زرشک مقام اول جهاني را دارا است. اين در حالي است که براساس بررسي‌هاي وزارت جهاد کشاورزي بيش از ٣٧ ميليون هکتار از اراضي کشور داراي توان بالقوه جهت کشاورزي است که سالانه حدود ١٨ ميليون هکتار آن زير کشت انواع محصولات زراعي و باغي قرار دارد .با وجود استفاده اندک از ظرفيت‌هاي موجود، ايران از رتبه بالايي در توليد برخي از محصولات برخوردار است .
  بخش كشاورزي تامین كننده 7/13 درصد توليد ناخالص داخلي (به قيمت ثابت یکهزار و 376)، يك پنجم اشتغال كشور، 23 درصد ارزش صادرات غيرنفتي، 82 درصد از غذاي مصرفي كشور و90 درصد نياز مواد اوليه صنايع تبديلي كشاورزي است و با وجود نوسان سياست‌هاي چندين دهه اخير، اين بخش توانسته است ضمن تقويت ساير بخش‌هاي اقتصادي با قدرت به حيات خود ادامه داده و در شرايط نامطلوب نيز ظرفيت‌هاي نويني را ارایه دهد. بررسي ميزان صادرات بخش كشاورزي كشور نشان مي‌دهد كه صادرات اين بخش با ارزشي حدود 62 ميليون دلار در سال 1961 به یکهزار و 235 ميليون دلار در سال 2007 رسيده است. درباره عملکرد صادرات کالای کشاورزی در سنوات اخیر نیز باید اشاره داشت که در سال 1390 و 1391 تعهد صادرات بخش کشاورزی به ترتیب به میزان 3/4 و 5 میلیارد دلار بوده و عملکرد صادرات بخش به همراه صنایع تبدیلی و تکمیلی مرتبط به ترتیب به میزان 4/5 و2/6 میلیارد دلار رسیده است. به همين دليل توجه به توسعه و تجارت بخش كشاورزي به عنوان پيش شرط توسعه اقتصادي، ضروري است . 
علي‌رغم افزايش روز افزون توليد محصولات کشاورزي، عواملي نظير افزايش جمعيت و عدم کاهش ضايعات محصولات کشاورزي که حدود ٣٠ درصد از کل توليدات را شامل مي‌شود، مانع از رسيدن به نقطه خودکفايي و امکان صادرات در بسياري از محصولات می‌شود. بسياري از محصولات کشاورزي داراي زمان توليد و مصرف متفاوتي هستند. توليد يا برداشت آنها معمولا در يک زمان مشخص و کوتاه ولي مصرف در زمان طولاني‌تري صورت مي‌گيرد. صنايع تبديلي مي‌تواند با حفظ و نگهداري محصولات در آنها به گونه‌ای تغيير و تبديل ايجاد کند که امکان مصرفشان در طي سال ميسر باشد.
صنايع تبديلي به دليل به‌کارگيري محصولات کشاورزي به عنوان مواد اوليه مي‌تواند عاملي براي استفاده بهتر از اين محصولات تلقي شود. صنايع تبديلي کشاورزي به صنايعي اطلاق مي‌شود که با کمک آن مي‌توان بخشي از محصولات زراعي و باغي را با کاربرد روش‌هاي فيزيکي و شيميايي تغيير وضع داده و بدين وسيله ماندگاري اين محصولات را بيشتر و مصرف و عرضه آن را، مناسب‌تر نمود و در مجموع از طريق اين نوع صنايع ارزش اقتصادي محصولات را بالاتر برد. ايجاد و گسترش صنايع تبديلي داراي برخي اثرهاي اقتصادي از جمله ايجاد ارزش افزوده، ايجاد اشتغال، ايجاد درآمدهاي ارزي و همچنين استفاده بيشتر از محصولات کشاورزي و به اين ترتيب جلوگيري از اتلاف و ضايع شدن محصولات مي‌گردد. از آنجايي که صنايع تبديلي از محصولات کشاورزي به عنوان ماده اوليه استفاده می‌کند، گسترش و توسعه صنايع مذکور موجب افزايش توليد و يا افزايش استفاده از توليدات شده و افزایش صادرات خواهد شد.
بسياري از کارخانه‌هاي فرآوري محصولات غذايي در ايران به دليل عمر زيادي که دارا هستند فرسوده شده‌اند و از تجهيزاتي در کارخانه استفاده مي‌کنند که از خارج وارد و يا کپي برداري شده است. پيشرفت سريع تکنولوژي توليد و بسته بندي مواد غذايي، استفاده از سوخت و انرژي زياد و کارايي پايين واحدها و نبود به‌روزسازي اين تجهيزات، موجب کاهش توان رقابتي محصولات توليدي با انواع مشابه خارجي شده است. توسعه صنعت فرآوري محصولات غذايي بدون استفاده از نيروهاي متخصص امکان‌پذير نیست. بسياري از دانش‌آموختگان و متخصصان در اين صنعت جذب ساير بخش‌ها می‌شوند. برخي از کارخانه‌ها از متخصصان در زمينه‌هاي اتوماسيون، بسته بندي، ابزار، مسایل زيست‌محيطي و مهندسي صنايع غذايي به دليل کمبود اين نيروها و نياز نداشتن به نيروهاي ماهر از آنها استفاده نمي‌کنند. در نتيجه خط توليد اين کارخانه‌ها به دليل تخصص پايين تکنيسين‌ها از عملکرد و راندمان خوبي برخوردار نيست.
پايين بودن سهم ايران در بازارهاي جهاني فرآورده‌هاي تبديلي يک مشکل جدي است که خود بيانگر بسياري از عوامل ديگر است. پايين بودن سهم ايران به اين معني است که کالاهاي ايراني جايگاه چنداني در بازار جهاني و در الگوي مصرفي کشورها ندارد. صادرات مواد غذايي اکثرا به صورت فله و در بسته‌هاي بزرگ انجام می‌شود که موجب انتقال ارزش افزوده به واردکننده‌اي می‌شود که اقدام به بسته‌بندي در ابعاد کوچکتر و بازار پسندتر نموده و کالا را به قيمتي بالاتر از حد معمول به فروش مي‌رساند. برای مثال گفته مي‌شود که در سال ١٩٩٦ هر تن خرماي ايران حداکثر به قيمت 500 دلار به ازاي هر تن صادر شده و با بسته‌بندي مجدد درکشورهايي نظير انگلستان يا فرانسه به قيمتي بيش از 3 هزار دلار به ازاي هر تن صدور دوباره گرديده است. وقتي قرار است صادرات فرآورده‌هاي تبديلي افزايش يابد به اين معناست که علاوه بر افزايش در شده مطلق صادرات بايد سهم کشور در اين بازارها نيز رشد کند. بالا‌ بردن سهم يعني رقابت شديد با کشورهاي ديگر درگرفتن سهم آنها و به عبارت دقيق‌تر به معني جايگزيني کالاهاي توليد ايران به جاي کالاي آنهاست. بديهي است که اين امر کار مشکلي است و با مقاومت رقبا روبرو خواهد شد. اما اگر تداوم وضعيت موجود مطلوب باشد و برنامه بر حفظ سهم در حد فعلي باشد، مشکل چنداني وجود ندارد و متناسب با افزايش تقاضاي جهاني و سهمي که ايران در تامین آن دارد، صادرات افزايش خواهد يافت. با توجه به اينکه سهم ايران در اين بازارها بسيار کم است، بنابراين افزايش تقاضاي جهاني فرآورده‌هاي تبديلي، منافع ناچيزي را براي کشور به همراه خواهد داشت. با این حال با توجه به پيچيدگي تجارت بين الملل، مسایل متعددي را جهت حضور موفق فرآورده‌هاي صنايع تبديلي محصولات کشاورزي کشور در بازارهاي جهاني بايد مد نظر قرار داد که عبارتند از:
اخذ گواهينامه مطابقت با استانداردهاي بين‌المللي و کيفيت مطلوب صنايع تبديلي
بسته‌بندي و رعايت استانداردهاي مربوط به آن
توزيع مناسب
بنابراين ارجح است که برنامه‌ريزي‌ها متمرکز بر رشد سهم جهاني در تجارت محصولات تبديلي کشاورزان و به‌ويژه باغي باشد. اطلاع‌رساني که در ايران سابقه و دامنه فعاليت محدودي دارد، نقش مهمي را در صادرات ايفا مي‌کند. شناخت صحيح از بازار هدف، وضعيت اقتصادي آن کشور، جمعيت، عادت‌هاي غذايي، فرهنگ بومي، اطلاع از مقررات گمرکي و بهداشتي کشورهاي مقصد، آگاهي و اطلاع از کشورهاي رقيب در بازار موردنظر و ... نقش بسيار مهمي را در موفقيت در امر صادرات ايفا می‌کند. بيشتر هزينه‌هاي تبليغاتي شرکت‌هاي ايراني در داخل کشور به مصرف مي‌رسد و توليدکنندگان و موسسات مربوط به توسعه صادرات کشور، براي اجراي طرح‌هاي بازاريابي براي محصولات هزينه چنداني تخصيص نمي‌دهند. بنابراين ضروري است که مسئولان امور مربوط به صادرات کشور و توليدکنندگان فرآورده‌هاي تبديلي با در نظرگرفتن شرايط روز و پيچيدگي بازارهاي بين‌المللي، براي تامین منافع ملي و کسب سود فردي به برنامه‌ريزي و اجراي شيوه‌هاي عملي مناسب و ثمربخش بپردازند. سرمايه‌گذاري در صنايع تبديلي يکي از عوامل مهم و کليدي جهت تداوم حضور موفق در بازارهاي جهاني است. 
مهدی عبداللهی- کارشناسی ارشد زراعت
 
منابع:
پاكروان. م.، مهرابي بشرآبادي. ح.، گيلانپور. ا. و اسماعيلي. ف. 1390. بررسي وضعيت صادراتي پسته ايران با رويكرد مزيت نسبي و نقشه‌ريزي تجاري. فصلنامه اقتصاد كشاورزي و توسعه. 19(76): 26-1.
پورمقيم. س. ج. 1386. تجارت بين‌الملل: نظريه‌ها و سياست‌هاي بازرگاني، چاپ يازدهم، نشرني.
خبرگزاری کشاورزی ایران (ایانا).
ظرفيت توليدات کشاورزي کشور تا افق١٤٠٠. 1383. مجله دهاتي. شماره٧. 
کميجاني. ا. 1380. مقررات دسترسي به بازار محصولات کشاورزي در موافقت‌نامه عمومي تعرفه و تجارت و اثر‌هاي آن بر اقتصادکشاورزي ايران. موسسه پژوهش‌هاي برنامه‌ريزي و اقتصاد کشاورزي.
وزارت جهاد کشاورزي. 1380. تعيين ويژگي‌هاي صنايع تبديلي و تکميلي بخش کشاورزي و صنايع روستايي با تأکيد بر تجارب ديگر کشورها. 
هژبركياني. ك، و نيك اقبالي. س. 1379. بررسي اثر عدم تعادل نرخ ارز بر عرضه صادرات محصولات كشاورزي، مجله تحقيقات اقتصادي. 56: 53-398.
 
8. Food and Agricultural Organization (FAO). Web page: http://www.fao.org.

بستن

به ما بپیوندید

عضویت در خبرنامه