هدر

همه شهر های ایران بازار روز دارند شنبه بازار ، یکشنبه‌بازار، دوشنبه بازار،چهارشنبه بازار و جمعه بازار

بازارروز، تولید روز، جنس روز، قیمت روز

گروه گزارش «اقتصاد سبز»/ یحیی امیری: در یک گزارش اینترنتی آمده است که «ناصرالدین‌شاه بعد از رفتن به فرنگ و دیدن جمعه‌بازار فرانسه، دستور داد که برای نخستین بار در تهران، مردم جمعه‌بازار (یکی از شاخه‌های بازارروزها) درست کنند

گروه گزارش «اقتصاد سبز»/ یحیی امیری: در یک گزارش اینترنتی آمده است که «ناصرالدین‌شاه بعد از رفتن به فرنگ و دیدن جمعه‌بازار فرانسه، دستور داد که برای نخستین بار در تهران، مردم جمعه‌بازار (یکی از شاخه‌های بازارروزها) درست کنند

که این البته درست نیست، حتی اگر بخواهیم آن را در حد سطح شهر تهران محدود کنیم، چراکه انجوی شیرازی پژوهشگر فرهنگ مردم در مورد همین طهران و حوالی گزارش می‌دهد که کشاورزان و روستاییان حومه تهران، از گذشته‌های بسیار دورتر در اطراف ونک و شمیرانات و باغ‌های طرشت بازارروزهایی درست کرده بودند که سردرختی‌ها را می‌فروختند.
پروفسور محسن مقدم در مجموعه گفت‌وگوهایی با نگارنده (پاییز 1346) از بازارروزهای شهر باستانی ری (شاه‌عبدالعظیم) با بازارروزهای گسترده‌تر از صیفی‌جات و میوه‌ها خبر می‌دهد، بازارروزهایی که در آن انواع پوشاک و هنرهای دستی روستایی عرضه می‌شد و کاروان‌هایی که از اصفهان، کاشان و دیگر شهرهای جنوبی از شهر ری عبور می‌کردند به این بازار خرید دسترسی داشتند و سوغاتی می‌خریدند.
دکتر ابراهیم باستانی پاریزی که درباره اقتصاد عصر صفوی کتاب پرحجمی چاپ کرده اشاره‌‌هایی دارد به بازارروزهای گسترده در اصفهان، در همین اثر تاکید دارد کاروانسراهای مابین شهری هم بازارروز داشتند و کسب و کار در این روزها بخش مهمی از شکوفایی اقتصادی عصر صفویه بوده است.
مرتضی راوندی در جلد پنجم تاریخ اجتماعی ایران در بحث حیات اقتصادی مردم ایران از آغاز تا امروز مستنداتی دارد از بازارروزها در عهد باستان و در بخش «داد و ستد در ایران» داد و ستدهای آغازین را تهاتری با نگاه به «هرمزدنامه» عنوان کرده که برپایی بازارروزها در شهرهای مختلف رواج داشته، یعنی قبل از پیدایش پول و ضرب سکه، مردم در داد و ستدهای خود در این بازارها کالایی در مقابل کالای دیگر مبادله می‌کردند. او می‌گوید بازارروزهای سنتی از عهد باستان محل مهم و تاثیرگذار و سرنوشت‌ساز عرضه کالا بوده و از قرن نوزدهم و آمدن ماشین به مرور این بازارروزها از حالت سنتی درآمده و صنعتی شدند. تا به امروز که در تمام بازارروزهای ایران شیوه داد و ستد صنعتی شده و علاوه بر کشاورزان و کالاهای فلاحتی، انواع کالاهای صنعتی نیز عرضه می‌شود و بخش مهمی از گردش کارهای اقتصادی و به اصطلاح نبض بازار تجارت در بازارروزها شکل می‌گیرد. به عبارتی ساده‌تر، صنایع غذایی و فرآورده‌های محصولات کشاورزی در بازارروزها به درخشش می‌رسد و بازارروزهای صنعتی به دلیل جریان سیل‌آسایی که دارد گردش مالی تولیدکننده‌ها را تضمین می‌کند.
در گزارش این شماره «اقتصاد سبز»، گروه گزارش کوشش کرده سیر تکاملی بازارروزها را در ادوار مختلف تاریخ بررسی کرده و تصویری همه‌جانبه و درست‌تر از آنچه در بازارروزهای امروز می‌گذرد به خوانندگان عزیز ارایه دهد.


قزل‌قلعه پدر بازارروزهای امروز
نسل امروز، بدون تردید با بازارروزهای تهران آشنایی دارد، بازارروزهایی که از طرف سازمان میادین شهرداری تهران مدیریت می‌شود، در این بازارها، عموما محصولات کشاورزی عرضه می‌شود، اما به ابتکار همین سازمان، علاوه بر انواع کالاهای کشاورزی، وسایل ضروری دیگر هم  عرضه می‌شود، تقریبا در تمامی مغازه‌های این میادین خرید با کارت بانکی انجام می‌گیرد و رد و بدل پول کاغذی یا سکه به ندرت انجام می‌گیرد. پدر این بازارروزها، قزل‌قلعه دیروز و میدان جلال آل احمد امروز است که عمری 40 ساله دارد، اواخر دوره شاه این محل که قبلا زندان بوده (زندان مشهور و مخوف قزل‌قلعه) تخریب وبه جای آن میدان عرضه میوه و تره‌بار ساخته شد. هدف اولیه این بود که مغازه‌ها در اختیار کشاورزان قرار گیرد و آنچه تولید می‌کنند به طور مستقیم به مشتریان که خانواده‌های مصرف‌کننده هستند عرضه شود. به دلیل ضعف مدیریت‌ها و کم‌کاری کشاورزان، مغازه‌ها به وسیله دلالان از دست کشاورزان و تعاونی‌ها درآمد و حالا گروه‌های فعال و کننده کار با اجاره زمان محدود (3 ماهه یا 6 ماهه و حداکثر یکساله) به کسب و کار مشغولند.


ارزانی‌های شگفت‌انگیز
اولین میدان میوه‌ و تره‌بار رسمی تهران با هدف ارزان‌فروشی راه‌اندازی شد، ارزان‌فروشی کالاها در این میدان سبب جذب مشتری و مورد استقبال قابل توجهی قرار گرفت. قیمت‌ها از طرف سازمان میادین ابلاغ و تبعیت از آن برای همه غرفه‌داران الزامی است. قیمت‌ها در این میادین به نسبت مقایسه با مغازه‌های سرکوچه و خیابان محله‌ها گاه از نصف هم کمتر و به یک‌سوم و یک‌چهارم می‌رسد، در روزهای تهیه این گزارش (اوایل بهمن ماه) قیمت چند قلم از میوه‌ها مثل پرتقال و سیب را از میدان گیشا با مغازه‌هایی که چند صدمتر با میدان فاصله داشتند مقایسه کردیم، سیب قرمز در میدان 3 هزار و 200 تومان و در مغازه‌ها تا 8 هزار و 700 تومان هم اتیکت زده بودند. سبزی‌ها و صیفی‌جات گاه به یک‌سوم و یک‌چهارم قیمت مغازه‌ها قابل خرید بود. انواع محصولات صنایع غذایی برندهای معروف هم در میدان حداقل 5 درصد و در مواردی تا 9 درصد ارزان‌تر از مغازه‌ها به مشتری عرضه می‌شود. دلیل واضح استقبال از میادین شهرداری و به اصطلاح بازارروزها علاوه بر تازگی و چین روز، همین قیمت‌های ارزان است.


فروش یک روز معادل 75 روز
چگونه با این ارزان فروشی‌ها باز هم تقاضا برای اجاره غرفه‌ها زیاد و همواره عده‌ای در صف و در انتظار به دست آوردن مغازه‌های این میادین هستند؟
پاسخ این پرسش در آشنایی با علم اقتصاد است که حضور در این بازارروزها را حتی برای تولیدکنندگان برندها هم هدف مدیریتی کرده است. آقای ابوالفتح فراهانی که تا همین چند سال پیش غرفه پسته رفسنجان را در میدان قزل‌قلعه مدیریت می‌کرد به ما گفته است:
«در میدان، اگر هر روز صبح یک کامیون سنگ هم بیاورید تا غروب همان روز فروخته می‌شود، شهرت ارزان فروشی تمامی طبقات (بیشتر طبقه متوسط و پایین‌تر) را مشتری دایمی این میادین کرده و فروش‌ها در تمام سطوح بالاست، روزی  یکی از آمارگیران بانک مرکزی که از دوستان من بوده، به این نتیجه رسید که فروش پسته در 117 مغازه خواروبار فروشی و قنادی‌های کوی نصر کمتر از فروش غرفه پسته میدان شده است. خود من از روی کنجکاوی همین مورد را بررسی کردم و به این نتیجه رسیدم که بخش آجیل یکی از قنادی‌های معروف و پرمشتری در مدت 75 روز 300 کیلو پسته فروخته و این رقم فروش متوسط یک روز ما بوده است.»


آشفته‌بازار قیمت‌ها  
استقبال عمومی مردم از خرید در میادین و بازارهای شهرداری علاوه بر ارزانی که واقعی است و قابل درک به عوامل دیگری هم بستگی دارد، مهم‌ترین آن قیمت‌های مشخص است، در بازارروزهای سازمان میادین قیمت‌ها ارزیابی شده توسط متخصصان در تمامی سطح تهران یک رقم ثابت است. مردمی که از گرانی‌های روز به روز بعد از جنگ تحمیلی به امان آمده‌اند کالاهایی که در هر مغازه یک قیمت دارد و متغیر است در این بازارها ثابت می‌بینند، یعنی روزهای چهارشنبه که ارزیابان سازمان میادین پس از ارزیابی انواع محصولات کشاورزی فصلی، رقمی اعلام می‌کنند حداقل تا چهارشنبه دیگر ثابت است و تمام غرفه‌داران موظفند این تعهد را انجام دهند. حتی در مورد کالاهای صنعتی تولیدی صنایع غذایی که قیمت چاپی روی بسته‌بندی دارند تخفیف 3 تا 5درصدی الزامی است و سبب جذب مشتری بیشتر می‌شود. گاه غرفه‌داران برای فروش بیشتر تخفیف‌ها را کمی هم بالا می‌برند و از این طریق به فروش بیشتری می‌رسند. مدیران و بازرسان نظارت دارند که پایین آوردن قیمت‌ها و تخفیف‌ها، سبب آشفتگی بازار نشود، ولی غرفه‌داران مبتکر گاه به بهانه‌هایی ابتکار می‌زنند (مثل پایان قرارداد) تا فروش بیشتر داشته و سود بالاتری به دست آورند.


تقلب در بازارروز چگونه است؟
اگرچه همه اعمال و رفتار کارکنان این بازارها از طرف بازرسان سازمان میادین کنترل می‌شود، اما باز هم در بعضی از میادین که مدیریت ضعیفی دارند تقلب‌هایی صورت می‌گیرد، گاه از این تقلب‌ها در گزارش‌های تلویزیونی هم اشاره می‌شود، در بازارروز همان طور که از اسمش پیداست کالای روز عرضه می‌شود، به ندرت امکان دارد فروشنده‌ای بتواند وارد مقوله تقلب هم بشود که البته می‌شود، اما چطور؟
با عرضه کالای تاریخ مصرف گذشته، در مورد لبنیات گاه چنین می‌شود، بازار شلوغ است و مشتری فراوان و کاسب‌هایی که راه تقلب را بلدند از این شلوغی‌ها سوءاستفاده می‌کنند. مخصوصا در بازارروزهایی که مدیر میدان یک آدم پشت میز نشین است و در تمام طول روز حتی یک بار هم شخصا به غرفه‌ها سرکشی نمی‌کند. حسین آبکناری که قبلا در بازارروز صادقیه کار می‌کرده به ما می‌گوید:
یکی از راه‌های تقلب، سوا کردن میوه است، غرفه‌دار مکلف است که میوه را درهم عرضه کند و همه مشتریان را به یک چشم ببیند، اما بعضی غرفه‌دارها که مشتریان خاص دارند که با قیمت بالا سیب، پرتقال یا حتی خیار سوا کرده می‌خواهند غرفه‌دار را تطمیع می‌کنند.
درهم برای مشتریان عام و سوا کرده برای مشتریان خاص.


سود درتولید وفروش بیشتر است
«کارل یونگر در تعریف اقتصاد به زبان ساده می‌گوید:
اگر تولیدکننده‌ای کالایی با قیمت x در تیراژ w به قیمت 125 ریال بفروشد ضرر می‌کند، اما قیمت همین کالا را به 126 ریال برساند سود می‌برد. تیراژ w سبب می‌شود همین یک ریال از زیا‌ن‌ده شدن به سودبردن برسد.
یا اگر تولیدکننده‌ای کالایی با تیراژ x در زمان y بفروشد زیان می‌دهد، اما اگر بتواند کالای تولیدشده را در y1- بفروشد به سود می‌رسد، یعنی حتی یک روز زودتر فروختن تولیدش او را از حالت زیان وارد مرحله سوددهی می‌کند.
مثال دیگر، اگر تولید x را با ضایعات y بفروشد زیان می‌بیند اما اگر بتواند تولید x را با ضایعات y1- از انبار خارج کند درآمدزایی مثبت دارد.
فلسفه پیدایش بازارروز چه امروز صنعتی و چه دیروز سنتی به همین ریزفاکتورها بستگی داشته و دارد. قابل فهم‌ترین ریشه علمی اقتصاد در چگونگی پیدایش بازارروزها نهفته است و پرچم‌دار آن کشاورزان بوده‌اند که گرچه به اضطرار وارد این حوزه شده‌اند اما کوتاه‌ شدن راه به بهره‌وری از کار و زحمتشان منجر شده است. که البته حالا مشاغل دیگر، صنایع دیگر هم وارد این راه شده‌اند و این نکته مهم در ورود به بازارروزها از قدیمی‌ترین ایام تا به امروز دیده می‌شود.


محصولات کشاورزی در بازارروز
در روزگاری که از ماشین خبری نبود و حمل و نقل کالا با قاطر و گاری انجام می‌گرفت. اولین نیاز محسوس کشاورزان بازار فروش بود، درک اینکه آنچه از روی زمین و بوته‌ها و درخت‌ها برداشت می‌شود باید در جایی عرضه و به فروش برود شامل حال همه می‌شد. کبلایی حیسن (کربلایی حسین سوادکوهی) 101 ساله و از قدیمی‌ترین فعالان بازارروزهای بابل به ما می‌گوید:
در آن روزگار دور، خود ما کشاورزها (و با ابتکار بزرگ‌تر های باغدار) بازارروز درست کردیم، فکر می‌کنم بازارروزهای شنبه‌بازار، یکشنبه‌بازار، دوشنبه‌بازار و حتی جمعه‌بازار در شهر (بارفروش) بابل شکل گرفت. نام شهرمان بابل که در قبل از پهلوی‌ها بارفروش نام داشت ریشه در همین نوع فعالیت‌ها دارد، 7ساله بودم که صبح زود همراه پدرم از پل «محمدحسن‌خان» جعبه‌های هلو و شلیل و سیب و گلابی را که عصر روز قبل از درخت‌ها چیده بودیم روی اسب با قاطری که مال خودمان بود بار می‌کردیم و وارد این بازار می‌شدیم، معمولا تا ظهر هرچه آورده بودیم فروخته می‌شد و بعد از خرید مایحتاج، عصر همان روز به ده خود بازمی‌گشتیم.


مبادله کالا، تبر در مقابل گوسفند
«ویل دورانت» مورخ مشهور در مقام مقایسه اوضاع اجتماعی و اقتصادی امروز با دنیای قدیم، چنین می‌نویسد:
«آیا توفیق کشورهای جدید را در برانداختن قحط و غلا باید اندک دانست و این را که امروز کشوری می تواند با کشت فراوان نه‌تنها نیازمندی‌های خود را برآورد بلکه هزاران تن گندم به کشورهای محتاج صادر کند اقدامی ناچیز به حساب آورد؟»
در داستان ساده کبلایی حسین ما به درک تولید بیش از نیاز و فروش آن در بازارروز می‌رسیم، در اقتصاد سنتی، تولید بیش از نیاز مبادله را واجب کرده است، در روزگارانی که هنوز پول کاغذی (در این روزها کارت بانکی همراه) و ضرب سکه آغاز نشده بود مبادله کالا رواج داشت. در کتاب «تاریخ جهان باستان» در بحث پدید آمدن بازرگانی درباره مبادله آمده که دهقانی برای به دست آوردن یک تبر 3 گوسفند می‌داده است و این مبادله در بازارروز انجام می‌گرفته، بازاری که نیازها را برآورده می‌کرده است.
«وقتی که یک تبر در مقابل 3 گوسفند مبادله می‌شود،بدین معنی است که یک تبر برابر 3 گوسفند ارزش دارد، با این عمل مفهوم ارزش تجلی می‌کند. یعنی ارزش مبادله روشن می‌شود. شکی نیست که احتیاج خریدار و فروشنده در بازارروز دخالت می‌کند و اگر مالک گوسفند احتیاج بیشتری به تبر داشته باشد ممکن است در مقابل یک تبر بیش از 3 گوسفند بدهد و این مبادله‌ها در بازارروز انجام می‌گیرد.»


رونق تولید در بازار فروش
کشاورزان نخستین واردشدگان به بازارروز بودند ، قبل از اینکه بازارروز در بورس‌های جهانی به رتق و فتق امور متناوب اقتصادی برسد این کشاورزان یعنی تولیدکنندگان غذا بودند که افزوده برداشت از زمین را وارد بازار کردند و به تامین نیازهای جامعه خود پرداختند. همان داستان ساده که دو سه یا چند کشاورز به طور هم‌زمان محصول خود را پس از برداشت و تشخیص مازاد راهی شهر کرده و در محلی کنار هم قرار گرفتند و آنچه آورده بودند فروختند، شناسانده شدن محل فروش، تنوع انواع کالاها را به وجود آورد. حاج علی نقیبی یکی از قدیمی‌ترین فعالان بازارروز فریدونکنار به ما می‌گوید:
«روزهای اول برنج و جو و سبزی در این بازار به صورت پیاله‌ای  می‌فروختیم، بعد مرغ و جوجه و غاز و تخم مرغ‌های اضافه از این و آن وارد بازار شد که در فصل‌ ماهی، ماهی و پرندگان مهاجر صید شده بود به زودی این بازار تبدیل به یکی از موفق‌ترین بازارهای خطه ساحلی دریای مازندران شد، جایی بود تماشایی و پر از شور کسب و کار، به چنان شهرتی رسید که از شهرهای دور هم برای خرید و تماشای بازار به فریدونکنار می‌آمدند،. آن روز های اول که ترازوهای دیجیتال نبود و همه چیز فله‌ای و چشم‌انداز فروخته می‌شد، مثلا یک کوپه ماهی به فلان قیمت، یک کوزه ماست یا پنیر فلان قیمت و یک گونی برنج یک تومان، روزهای آغازین این بازار فقط محصولات کشاورزی بود، بعد صنعت‌های دیگر هم یک جوری خودشان را به ما چسباندند. البته حالا دیگر این بازارروز، آن خوشی‌های گذشه را ندارد.»


چرا شد یکشنبه‌بازار و جمعه‌بازار ؟
تعریف بازارروز داد و ستد برای تامین نیازهای زندگی است چه در روزگاری که از مس سکه می‌زدند و بعد برنج و بعد طلا و عده‌ای هم در این بازارها پوست جانوران نظیر سمور و سنجاب را وسیله مبادله قرار می دادند و چه امروز که با کارت بانکی خرید می‌شود.
مرتضی راوندی در تاریخ اجتماعی ایران می‌نویسد « در ایران از دیرباز، مبادله کالا با کالا در بازارروزهای دهات و شهرک‌ها معمول بود و آثار آن هم‌اکنون در جمعه‌بازارها و دوشنبه‌بازارها به چشم می‌خورد»
انجوی شیرازی پژوهشگر فرهنگ مردم درباره نام‌گذاری اولیه بازارها به روزهای مشخص نوشته است:
کشاورزها در زمین و باغ‌ها مسوولیت و کار خاص دارند، بستگی به فصل، آبیاری، هرس، چین و برداشت متفاوت است، یعنی نمی‌تواند هر روز بر داشت داشته باشد، و هر روز وقت و فرصت رفتن به بازارروز برای فروش آنچه که مازاد مصرف است، بنابراین لازم بود که یک روز مشخص در هفته را بریا برون‌رفت از سر زمین و باغ در نظر بگیرند، وقتی چند نفر روز دوشنبه برای فروش کالا به بازار رفتند، دوشنبه‌بازاری شدند، وچند نفردیگر روزهای یکشنبه، یا شنبه یا جمعه، بدین ترتیب روزهای ورود به بازار نام گرفت، وقتی روزی به شهرت رسید آدم‌های دیگری هم به آنها پیوستند، قانون کپی رایت هم که نبود مثلا بگویند این یکشنبه‌بازار مخصوص ما چند نفر است.


خرید، گردش و تفریح در بازار روز
بازارروزهای قدیم فقط محلی برای داد و ستد و خرید و فروش نبود، یکی از قدیمی‌ترین تفریحات عامه مردم ورود به بازارروز بود، مرتضی راوندی درباره نتایج اجتماعی جمعه‌بازارها نوشته است:
چون سخن از بازار به میان آمد، بی‌مناسبت نیست اگر از مختصات اجتماعی جمعه‌بازارها نیز مختصری بنویسیم. بازارها از دیرباز، تنها از نظر اقتصادی و داد وستد مورد توجه نبود بلکه در بازار فعالیت‌های گوناگون اجتماعی و تفریحی و عشقی نیز صورت می‌گرفته است. آقای مقدس که در حدود هزار سال پیش بازار دیلمان را مشاهده کرده می‌نویسد: «بازارهایی در روز جمعه دارند، در این روز پس از فراغت از بازار، مردان و زنان به مکانی می‌روند که در آن بعضی کشتی می‌گیرند، و مردی با ریسمانی نشسته است و هر کس که پیروز شود گرهی برای او (به نام او) می‌زند و هرگاه مردی زنی را دوست بدارد با او و خویشان او ملاقات می‌کند.»
سال‌ها پیش در بازارروز ساقی کلایه (متل قو) پهلوانی معرکه گرفته و سینی مسی پاره می‌کرد و سنگ‌های چند منی را روی یک دست بلند می‌کرد. در بازارروز بندرعباس (2سال پیش) یک مرد و زن (شاید زن و شوهر یا همکار) شعبده‌بازی می‌کردند و انواع ترفندها را برای سرگرمی و تفریح بازاریان به نمایش گذاشته بودند. در بعضی از بازارها مطرب‌ها حضور می‌یابند و با ساز و آواز و پوشیدن لباس‌های محلی نمایش‌های تفریحی و خنده‌آور اجرا می‌کنند.


بازارروزها به نام کشاورزان سند خورده
ابداع بازارروزها به نام کشاورزان سند خورده، یعنی در آغاز به ابتکار چند کشاورز بازارروز شکل گرفت و در آن فقط محصولات کشاورزی به فروش می‌رفت ، هنور هم عمده‌ترین کالای قابل عرضه که مشتریان فراوان را از گوشه و کنار به سوی خود می‌کشد محصولات کشاورزی است. درواقع نبض این بازار حاصل دسترنج کشاورزان است اما به دلیل اهمیت و ارزش این بازار و نقش مهمی که در فروش داشته و دارد مشاغل دیگر هم سرک کشیده و راهی آن شده‌اند. می‌توان به بازارروز موبایل خیابان جمهوری اشاره کرد، معمولا در بازارروزهای اولیه فقط حاصل کار روستاییان عرضه می‌شد، چه آنچه از زمین به دست می‌آمد و چه آنچه زنان روستایی در خانه‌هایشان به عنوان کار دستی لباس‌های فاخر می‌دوختند و می‌بافتند.
«تاورینه» سیاح معروف فرانسوی که در اواخر فرن هفدهم (حدود 300 شال پیش) سفری به ایران داشته و از بازارروزهای اصفهان دیدن کرده، نوشته است:
«در بازارروز اصفهان هرآنچه دیدنی است را می‌سازند و در این بازار عرضه می‌کنند.» همین امروز هم در بازارروز بندرعباس هنرهای دستی زنان بندری و در بازارروز همدان هنر سفالگری با رنگ‌بندی‌های چشم‌نواز عرضه می‌شود.


بازارروزهای عهد قدیم و جدید
بازارروزها چه در عهد باستان و چه در دوران معاصر با یک هدف اصلی، وظیفه هدایت محصولات و فرآورده‌های کشاورزی (گیاهی و دامی) از محل تولید به محل مصرف را بر عهده داشته و دارد. می‌توان گفت کارکرد اصلی بازارروز ارایه محصولات کشاروزی با قیمت کمتر است، در آغاز تولیدکنندگان خرد روستایی از این بازار برای داد و ستد خود بهره‌مند می‌شدند، امروز تولیدکنندگان بزرگ و صنعتی به این بازار اهمیت می‌دهند، چون جایی است که کالا به فروش می‌رود و مشکل نقدینگی را حل می‌کند. در هر صورت چه دیروزهای (دور) و چه امروزهای (نزدیک) خوب می‌دانند این بازارها در فربه کردن پیکر اقتصاد نقش دارند.
اتفاق مهمی که در توسعه و افزایش این بازارها رخ داده به نظم درآوردن آن است، بازارروزی که 40 سال پیش با قزل‌قلعه آغاز به کار کرد امروز به حدود 112 بازار در سطح تهران بزرگ افزایش پیدا کرده و به تبعیت از نتیجه‌بخش بودن، در سطح تقریبا تمامی شهرهای ایران گسترش پیدا کرده و به نیازهای عمومی طبقه متوسط جامعه پاسخ مثبت داده است، حال نه‌تنها باغدار شهریار و کشاورزان ورامین می‌تواند با اتکا به این بازارها به رونق اقتصادی برسد بلکه تولیدکنندگان صنعتی هم از توانایی‌های این بازار برای فروش سریع هرآنچه می‌سازند بی‌بهره نمی‌مانند.


سابقه قانوني بازارروز
در پایان بد نیست اشاره‌ای هم به سابقه قانونی بازارروز داشته باشیم:
سابقه قانوني بازارروز توسط شهرداري‌ها به تصويب اساسنامه سازمان ميادين ميوه و تره‌بار و فرآورده‌هاي كشاورزي باز مي‌گردد. اساسنامه اين سازمان در سال 1375 (12/4/1375) به تصويب وزارت بهداشت كشور رسيده است. بر اساس مفاد اين اساسنامه مراد از بازارروز مجموعه تجاري متشكل از چند واحد تجاري است كه در‌ آن عموما ارزاق عمومي و مورد نياز روزمره شهروندان ارایه مي‌شود. مالكيت اين بازارها به سازمان ميادين ميوه و تره‌بار اختصاص داشته و به صورت استيجاري به متقاضيان واگذار مي‌شود. مدت اجاره معمولا 6 ماه بوده كه قابل تمديد است. اين بازارها با هدف كاهش قيمت كالاهاي مورد نياز شهروندان ايجاد شده است. دراين اساسنامه زير عنوان اهداف سازمان (ماده 2) آمده است:
«هدف از تشكيل سازمان ايجاد تسهيلات لازم در امر تهيه و توزيع و ميوه و تره‌بار و فرآورده‌هاي كشاورزي و در جهت حمايت از توليدكنندگان (با اولويت تعاوني‌هاي كشاورزي) مي‌باشد تا بتواند مسير حركت محصولات از توليد به توزيع را با اصول صحيح هدايت نمايد. براي نيل به اين هدف سازمان موظف است عمليات را با رعايت مقررات و قوانين مربوطه برنامه‌ريزي و اقدامات اجرايي لازم را انجام دهد...» (وزارت كشور، 1375)
در بند 3 اقدامات اجرايي مزبور آمده است: «ايجاد توسعه بازارهاي روز ميوه و تره‌بار جهت دسترسي آسان مصرف‌كنندگان در نقاط مختلف شهر با مشاركت بخش‌هاي (دولتي، تعاوني و خصوصي) همچنين ايجاد بازارهاي فروش موقتي و جايگاه‌هاي موقت براي عرضه محصولات در محل‌هاي مجاز مورد تاييد دواير ذي‌ربط و نيز گسترش ميدان مركزي و بازارهاي روز ميوه و تره‌بار پس از تاييد شوراي سازمان است». #


بستن

به ما بپیوندید

عضویت در خبرنامه