هدر

روزگاری تهران، پایتخت کشور گل و بلبل، گل‌فروشی نداشت، چون؛

همه باغچه‌ها گل داشتند

گروه گزارش «اقتصاد سبز»: یحیی امیری/ اقتصاد جهانی می‌گوید سهم ایران از بازار میلیارد یورویی تجارت گل جهان چیزی حدود 20 میلیون دلار است، چرا اینقدر کم؟ اهمیت این پرسش وقتی بیشتر می‌شود که بدانیم ایران کشوری چهارفصل است،
گروه گزارش «اقتصاد سبز»: یحیی امیری/ اقتصاد جهانی می‌گوید سهم ایران از بازار میلیارد یورویی تجارت گل جهان چیزی حدود 20 میلیون دلار است، چرا اینقدر کم؟ اهمیت این پرسش وقتی بیشتر می‌شود که بدانیم ایران کشوری چهارفصل است،
یعنی اگر سرمای خشک کرمان، گلستان صنعتی زده را غیرفعال کرده باشد و یخبندان و سرمای شمال، گل‌های گلباغ‌های سر تا سر مازندران را سر به زیر و در لاک خود فرو کرده باشد در گلباغ‌های حاجی آباد بندرعباس رنگ‌بندی چشم‌نواز انواع گل‌های جنوب، قد کشیده و چشم‌ها را خیره می‌کند گویی اردیبهشت ماه است و در باغ‌های گل نیاسر کاشان به گشت و گذار آمده‌ای
اسماعیل جمشیدی، نویسنده و گزارشگر پرسابقه مطبوعات (نیم‌قرن) که درباره گل باغ حاجی آباد بندرعباس مشاهدات عینی خود را در مجله اطلاعات هفتگی سال 1354 چاپ کرده، به ما می‌گوید: «آنچه از نزدیک در این منطقه دیدم چنان به وجد آمدم که در چشمه زلال این گلستان شنا کردم و تاثیر حال خوش من به حدی بود که این منطقه را که حدود دو سه کیلومتری از شاهراه بندرعباس فاصله دارد به یک بهشت کوچک تشبیه کردم.»
و باز، وقتی به رقم 20 میلیون دلار فکر می‌کنیم یادمان می‌آید که سیاحان اروپایی و از فرنگ آمده‌ها به ایران لقب کشور گل و بلبل داده‌اند و شهرت جهانی بخشیده‌اند. 
پاسخ‌ها خیلی ساده، روشن و شفاف است. در همان اواخر قرن نوزدهم که تئاترهای لندن با نمایش «دختر گل‌فروش» اثر «اوهنری» پر از تماشاچی بود در سر تا سر ایران حتی یک گل‌فروشی وجود نداشت و کشاورزی گل تماما خصوصی، سلیقه‌ای و در حیاط بزرگ خانه‌ها درخشان بود، به نوشته جعفر شهری در کتاب تهران در قرن سیزدهم، «گل‌فروشی را ارامنه مهاجر آمده از عثمانی باب کردند و اولین گل‌فروشی‌ای که در تهران دیده شد توسط ارمنی‌ای به نام «ژورژیک» در چهارراه کنت بود و بیشتر مشتریانش خودی‌های ارمنی بودند: 
علی زعیم مدیر بزرگ‌ترین تولیدکننده گل در تهران و حرفه‌ای ترین گل فروش ایران که فروشگاه بزرگش در میدان پاستور، شهرت جهانی دارد گفته است:
«پدرم مرحوم سید حسن زعیم در سال 1319 اقدام به تاسیس موسسه کشاورزی گل و گیاه کرده بود و وقتی مغازه‌ای کوچک در خیابان غفاری دایر کرد همه می‌گفتند این شغل توجیه اقتصادی ندارد چراکه ایرانی‌ها اگرچه گل دوست و گل پرورند و درو دیوار خانه‌هایشان را با گل زینت می‌دهند اما باورشان نبود که می‌شود گل کاشت، گل فروخت و گل پروری را به عنوان یک شغل پردرآمد تحویل گرفت. حتی صریحا می‌گفتند کسی که مغازه گل‌فروشی داشته باشد باید در سلامت عقلش شک کرد، مردم مسخره می‌کردند و درباره چنین شغلی، شوخی‌های خنده‌دار داشتند و جوک می‌ساختند.»
با چنین پیشینه‌ای کشاورزی گل و گیاه امروز در جایگاهی قرار گرفته که به گفته فرهاد بشیری، رییس اتحادیه تولیدکنندگان گل و گیاه فقط در سال 1385 میزان صادرات گل و گیاه ایران به 8 هزار و 5 تن رسیده و عجیب اینکه واردات گل هم چیزی به مراتب بیش از چند برابر صادرات آن شده است. 
گزارش ویژه نوروزی ماهنامه «اقتصاد سبز» را به گل اختصاص داده‌ایم با حاشیه‌های شیرین و خاطرات خواندنی نوستالژیک برای همه کسانی که نه هر روز بلکه حداقل هفته‌ای یکبار به یکی از 4 هزار و 300 گل فروش تهران سر می‌زنند و با لبی خندان و چهره‌ای شاداب با بغلی گل از گل فروشی‌های لوکس و مدرن بیرون می‌آیند.
 
کار پدر آب‌پاشی گل‌ها بود
دکتر مهندس اسماعیل امیری که تمام اتاق‌های آپارتمان بزرگش را با گل در گلدان تزیین کرده و بخشی از اوقات روزانه‌اش را به ور رفتن عاشقانه با این گل‌ها سپری می‌کند به ما می‌گوید:
تهران دیروز (قدیم) خانه‌های بزرگ داشت، در باغچه حیاط خانه‌ها انواع گل‌ها دیده می‌شد، نه‌تنها در خانه‌های بزرگ طبقه اشراف بلکه حتی در حیاط خانه‌های کوچک هم بوته‌های گل سرخ دیده می‌شد، تا یاد دارم وقتی بعد از خواب، چشم باز می‌کردم صدای آب پاش پدر مثل یک موسیقی نرم گوش نواز مرا به وجد می‌اورد، پدر با سطل حلبی آب پاش از حوض آب برمی‌داشت و با حوصله‌ای باور نکردنی باغچه گل را سیراب می‌کرد، اگر سر حال بود با یک شاخه گل محمدی که برگ‌های لطیف و نرمی داشت روی صورتم را نوازش می‌داد و می‌گفت اسماعیل آقا پاشو، پاشو که آفتاب دراومده. با آب دادن به گل‌ها، سرحال کنار سفره صبحانه می‌نشست، بعد لباس می‌پوشید، موهایش را شانه می‌زد و مرتب و منظم به اداره می‌رفت. غروب‌ها هم یکی از بهترین سرگرمی‌های پدر، آب پاشی به گل‌ها بود، این کار روزمره پدر من و همه پدرهای خانواده‌های دیگر تهرانی بود، عشق ورزی به گل‌ها، آب پاشی به باغچه و سیراب کردن. تقریبا در تمام خانه‌های کوچک و بزرگ تهرانی‌ها، اوضاع همین بود. 
 
همه در باغچه خانه‌شان گل داشتند
در بررسی و جستجوهای میدانی این گزارش، پا به سن گذاشته‌های داستان گل‌پروری و گل دوستی خانواده‌شان در همین حد و حدود بود، با این تفاوت که مادرهای خانواده هم، پس از انجام کارهای روزانه به حیاط خانه می‌رفتند و با ور رفتن و تماشای بوته‌های گل، گاه هرس کردن و وجین باغچه از این سرگرمی لذت می‌بردند. نصراله محمودزاده در نقل خاطره‌ای از این دوران به نکته جالبی اشاره می‌کند:
«مادرم معتقد بود که مردها حوصله وجین ندارند، تفریحشان این است که صبح و عصر با چند سطل آب‌پاش گل‌های باغچه را سیراب کنند. غافل از اینکه وجین پای بوته ها، کاری مهم و اساسی است و اگر یک روز وجین نشود و علف‌های هرز پای بوته‌ گل چین نشود این گیاه‌های زیبا، توان رشدشان را از دست می‌دهند. مادرم حتی در زمستان ها هم که معتقد بود گیاهان به خواب می‌روند او از میان برف راه باز می‌کرد و به گلخانه می‌رفت و کار وجین را انجام می‌داد.»
تهران قدیم، مغازه گل فروشی نداشت برای اینکه خانه‌ها بزرگ و حیاط دار بود و در باغچه حیاط بوته‌های گل رنگارنگ قد کشیده و چشم‌ها را نوازش می‌کرد. گل فروشی‌ها بعد از آپارتمان‌نشینی دایر شدند و روز به روز بیشتر شدند، برای اینکه آپارتمان نشینی هم روز به روز بیشتر شد. 
 
گل با گلدان هدیه می‌دادند
اگر گل فروشی «ژرژیک» در چهارراه کنت را اولین مغازه این شغل در تهران بدانیم (که ناچاریم بدانیم چون جز جعفر شهری در کتاب تهران قدیم، مستند دیگری در دست نداریم) و اولین شغل را در اواخر دهه 1310 از مشاغل و رسوم تازه پیدا شده در کسب و کار ایرانی‌ها فرض کنیم نمی توانیم سابقه گل هدیه دادن را از گذشته‌های بسیار دور فراموش کنیم. چراکه میل و علاقه ایرانی‌ها به گل و گل‌کاری و گل‌داری به گذشته‌های خیلی دور برمی‌گردد. 
پروفسور محسن مقدم باستان شناس در حفریات دیلمان ردی از گلخانه پیدا کرده و گفته «به نظر من بی‌جهت به ایران عنوان کشور گل و بلبل نداده‌اند، سابقه تاریخی دارد، گل دوستی در ایران باستان هم وجود داشته و به عنوان هدیه، خانواده‌ای برای خانواده دوست خود گلدان هدیه می‌داده، رسمی که در دوره قاجاریه رواج داشته (در تخت جمشید هم گلدان سنگی دیده شده). پیشکش کردن گل‌های خاص معطر بیشتر برای این بود که میزبان گل ریشه‌دار را در باغچه خانه‌اش بکارد و با قلمه زدن بر تعداد آن بیفزاید.»
گل با گلدان هدیه دادن هنوز هم کم و بیش رواج دارد، مصیب دشتی گل فروش شهرآرا به ما گفته است: «گل در گلدان ریشه‌دار و عمردار است و می‌شود در آپارتمان هم از آن مواظبت و نگهداری کرد، این نوع هدیه دادن خاص افرادی است که با هم خیلی دوست و صمیمی هستند و جنبه عمومی ندارد.»
گل همین پنج روز و شش باشد
به چه کار آیدت ز گل طبقی 
از گلستان من، ببر ورقی
             این گلستان همیشه خوش باشد
 
دراین شعر سعدی اشاره به کوتاهی عمر گل و بعدها صرفه‌جویی اقتصادی را هم شامل شده است، این روزها، گل بردن برای مراسم عروسی، سالروز تولد، خانه خریدن، دیدار از زائر و نوزادی که به دنیا آمده، بازگشت از سفر، به مقام رسیدن و کسب موفقیت در تحصیل و مقام آوردن در ورزش و بسیاری مناسبت‌های دیگر امری رایج شده و نشان ذوق و سلیقه است، اما در گذشته‌های نه‌چندان دور که عامه ایرانی‌های بسیار فقیر بودند، هدیه دهنده سعی می‌کرد چیزی برای چشم روشنی و تبریک ببرد که به کار و زندگی بیاید، مثلا هدیه دهنده اگریک دست استکان و نعلبکی کادو می‌برد می‌دانست که از نظر اقتصادی به هدیه گیرنده کمکی کرده است چراکه گل، اگرچه زیباست، چشم‌نواز و روح‌نواز است اما تمام زیبایی‌های آن عمری چند روزه دارد درحالیکه پتو، جاجیم و روفرشی و حتی دیگ و دیگچه و یا قواره پارچه و در مواردی خاص تکه‌ای طلا، ماندگار است و در زندگی هدیه گیرنده تاثیر اقتصادی دارد و سبب بهبود وضعیت معیشتی‌اش می‌شود. حالا هم بعضی از هدیه گیرندگان گل‌های قیمتی خوشحال می‌شوند اگر به جای گل زیبا و قیمتی، چینی و بلور و مثلا سماور و پلوپز هدیه بگیرند. 
300 میلیون تومان گل
 برای یک مراسم ختم
گل بردن برای مراسم عزاداری، رسمی جدید است و این بیشتر سابقه در ورود سربازان متفقین در جریان جنگ جهانی دوم در ایران دارد. آنها وقتی یکی از نیروهای خود را از دست می‌دادند روی جنازه گل می‌گذاشتند. این آداب به زودی فراگیر شده و در روزگار امروز کار چنان به افراط کشیده که صدای خیلی از بزرگان را هم درآورده. ظاهر امر چشم و هم چشمی و خودنمایی و حتی می‌شود گفت با چه تملق در مورد افراد و صاحبان عزای اسم و رسم دار است. رضا لایق گل فروش نزدیک مسجد نور به ما می‌گوید برای مجلس ختم یکی از بزرگان و مقام داران در یک روز 17 میلیون تومان تاج گل فروختیم، وقتی حیرت ما را از شنیدن این رقم می‌بیند با هیجان می‌گوید «اینکه چیزی نیست آقا، در مراسم ختم همین مسجد که تاج گل‌ها بیش از حد بود از روی کنجکاوری رفتم و گشتی زدم  و با یک حساب سرانگشتی و تخمینی متوجه شدم برای این مراسم حدود 300 میلیون تومان گل آورده‌اند، طوری سالن‌ها و راهروها و حتی بیرون مسجد و کنار خیابان پر از گل شده بود که آدم‌های محدود این مراسم به سختی دیده می‌شدند. 
این افراط گرایی عاقلان را به فکر چاره انداخت، که بهترینش، همان گذاشتن کارت روی تاج گل است یک تاج گل در یک روز یا گاهی دو روز برای 7 مراسم ختم استفاده می‌شود، پول 6 مراسم به حساب مرکز خیریه واریز می‌شود و ما فقط همان پول تاج گل اول را می‌گیریم.
 
زعیم و امپراطوری گل زعیم
آمار می‌گوید در جغرافیای ایران امروز، 3 هزار مرکز تولید و پرورش گل فعالیت دارند و در این مراکز یکهزار و 486 میلیون شاخه گل و 38 میلیون گل گلدانی و 120 میلیون اصله درخت و درختچه گل تولید می‌شود و در سطح کشور نزدیک به یک میلیون نفر در این شغل کسب و کار دارند، اما اولین گل فروشی مدرن و اولین تولیدکننده صنعتی مشهور که به او امپراطور گل هم می‌گویند مرحوم سید حسن زعیم  چگونه در این حرفه ورود کرد؟ 
علی زعیم فرزند او دانش آموخته رشته گل و گیاه و مدیر گل فروشی بزرگ زعیم که شهر گلش در میدان پاستور بسیار دیدنی است در پاسخ این سوال خبرنگار مجله«تجارت فردا» که چگونه به پرورش گل و گیاه روی آوردید؟ گفته است:
«موسسه کشاورزی و گل‌های زعیم از سال 1319 شروع به کار کرد و موسس آن مرحوم پدرم سید حسن زعیم بود. پدر شغلی را شروع کرد که آن زمان در ایران نه توجیه اقتصادی داشت و نه برای کسی شناخته شده بود. یعنی برای کسی قابل قبول نبود که این شغل بتواند جنبه اقتصادی هم داشته باشد. اگر کسی در باغچه یا باغی گلی یا گیاهی می‌کاشت، جنبه تفنن داشت، نه تجاری بود نه اقتصادی. یکی از سوالات من از پدر این بود که چرا این شغل را انتخاب کرده است. او هم توضیح می‌داد در سال پایانی دبیرستان بوده که به تولید گل و گیاه علاقه‌مند شده است. او به کسب‌و‌کار برادرانش در بازار اشاره می‌کرد و می‌گفت، برادرانش تاجر بودند و او همواره از دالان تاریک بازار بیزار بوده و البته تمایل نداشت روزگار خود را در دخمه‌های بازار سپری کند. پدر اندیشه کار در فضای باز و در طبیعت را در سر می‌پروراند. او زمانی که پرورش گل و گیاه را آغاز کرد، امکانات مالی چندانی در اختیار نداشت و البته تحقیق نیز به سادگی ممکن نبود. بنابراین او در پی راه‌اندازی این کسب‌و‌کار، مرارت‌های بسیاری را متحمل شد. از طرفی ایران در بحبوحه جنگ جهانی دوم قرار داشت و در این دوره انتقال حکومت از رضاشاه به محمدرضا پهلوی صورت گرفت. مردم نیز در فقر کامل به سر می‌بردند. بنابراین، اینکه فردی در چنین مقطعی، شغلی را انتخاب می‌کند که تا پیش از آن، هیچ فرد دیگری انتخابش نکرده، همواره برای ما به عنوان یک پرسش تمسخرآمیز مطرح بود یا من می‌گویم، چگونه ممکن است فردی کاری را انتخاب کند که احساس کند 50 سال دیگر ممکن است موفق شود. اما می‌دانم، تنها چیزی که محرک ایجاد چنین کسب‌و‌کاری شده بیزاری از بازار بوده است. او در نوار کاست‌هایی که در روزهای تنهایی ضبط کرده، می‌گوید من 14 سال غذای‌ گرم نخورده‌ام. به این دلیل که مبادا کرنش برادرانم را کرده و از آنان پول طلب کنم. پدر پس از آنکه توانست برای تحقیقات به خارج از ایران سفر کند، محصولات جدیدی را وارد کشور کرد؛ به گونه‌ای که گیاهان آپارتمانی را او به ایران آورد. در آن زمان، تنها درختچه و درختان میوه در ایران موجود بود. پس از آن، گل‌های دیگری مانند رز، ارکیده و گل‌های شاخه‌ای جدید نیز وارد بازار شد.»
 
تجارت میلیونی و میلیاردی گل 
گل دوستی و گل پروری اگرچه کار ذوقی و از روی عشق و علاقه است اما در دنیای امروز که همه چیز صنعتی شده، گل هم در داد و ستد جهانی رتبه و مقامی دارد، واردات و صادرات آن در بعضی از کشورها خیلی کمتر از نفت و فرش و زعفران نیست. 
در همین منطقه ما و در همسایگی کشور بزرگ و پهناور ایران، دوبی، نمایشگاه بزرگ بین‌المللی برای تجارت گل دایر می‌شود بخشی از گردش مالی تجارت میلیاردی گل در منطقه در دوبی انجام می‌گیرد و ایران، کشوری که چهارفصل را در همه فصل‌ها دارد و به نظر کارشناسان از نظر تنوع شاخه‌های گل در جهان بی‌نظیر است البته حضوری پررنگ در این نمایشگاه دارد اما نه آنچنان که لیاقتش را دارد و گرچه در این زمینه کارهای مهمی انجام گرفته ولی کارشناسان گل و گیاه معتقدند ایران در بازار جهانی تجارت گل از تمام ظرفیت‌هایش بهره نبرده است. 
«ابراهیم اهلی» مدیر بازاریابی مرکز گل و گیاه دوبی در گفت‌وگویی با یکی از خبرگزاری‌ها خبر از صادرات مجدد گل و گیاه ایران می‌دهد، او می‌گوید:
مرکز DFC دوبی، کانون حمل و نقل کالاهای فاسدشدنی بخشی از کارهای مربوط به گل و گیاه ایران را در صادرات مجدد انجام می‌دهد. اما ایران، این کشور چهارفصل از نظر تنوع در تولید شاخه‌های گل در جهان بی‌نظیر است ولی چرا به لحاظ تولید گل در جایگاه هفدهم قرار دارد؟
 
استقبال گل‌بازان از واردات
چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب، خبرها و شایعات و حاشیه‌هایی در مورد افراد گل‌باز اینجا و آنجا شنیده می‌شد (حالا هم شنیده می‌شود) پخش شده ترین شایعه (شاید واقعیت) درباره گل‌بازی امیر عباس هویدا نخست وزیری که تا 13 سال روی صندلی صدارت کشور بزرگ ایران نشست به گل ارکیده علاقه وافر داشت، گفته بودند به سفارش او، هر روز گل ارکیده چین روز از پاریس یا سنگاپور (یکی از تولیدکنندگن مهم گل ارکیده جهان) یا هواپیما به تهران آورده می‌شود. مخالفان او گفته بودند با یک پرواز اختصاصی  که البته دور از منطق است چراکه در آن دوران، پروازهای بین‌المللی هر روزه فراوانی به تهران انجام می‌گرفت. اما گل‌بازان امروز هم دروازه واردات را باز گذاشته‌اند، چراکه نایب رییس اتحادیه گل و گیاه کشور در گفت‌وگو با خبرگزاری ایانا خبر از 10 برابر شدن واردات گل در برابر صادرات آن داده است و در کنار این خبر، پژمان آزادی عضو هیات علمی پژوهشکده بیوتکنولوژی کشاورزی ایران به خبرگزاری ایسنا گفته است: باتوجه به سطح کشت 500 هکتاری گل و گیاهان زینتی در ایران و ارزش تنوع تولید، ما می‌توانیم ارزآوری مناسبی از صادرات گل داشته باشیم و سهم درآمد 20 میلیون دلاری تجارت گل و گیاه را در بازار 100 میلیارد یورویی جهان در حد قابل قبولی افزایش دهیم. 
 
توزیع اینترنتی گل در سراسر جهان
توزیع گل هم به روش سنتی و هم صنعتی رواج دارد و بازوی توانای کشاورزان گل کار است. تا چند دهه پیش، گل فروش‌های تهران وقتی اعتراض مشتری را در مقابل قیمت گل و سود کلان خود می‌شنیدند با قیافه‌ای حق به جانب می‌گفتند:
آیا شما حاضرید هر روز 4 صبح بروید دروازه دولاب و یا میدان ساوه و چند شاخه ازاین و چند شاخه از آن گل بخرید و با زحمت تاکسی یا وانتی پیدا کنید و خودتان را با گل به در مغازه برسانید و این سود را شما ببرید؟
مشتری اگر خیلی منصف بود و مشکلات حمل گل از میدان به مغازه را درک می‌کرد حق به مغازه‌دار می‌داد. گل فروشی کار پرسود اما بسیار پرزحمت بوده است. مغازه‌دار باید خود به میدان می‌رفت و خرید می‌کرد ولی امروزه اینترنت و شبکه توزیع و مخصوصا پرداخت بانکی با کارت الکترونیکی کارها را آسان کرده است. گل فروش‌ها دیگر به ندرت خودشان به میدان گل می‌روند. خرید روزانه‌شان را از طریق اینترنت انجام می‌دهند، هرچه می‌خواهند سفارش می‌دهند و وانت توزیع برای 10 یا 20 مغازه گل فروش مسیر مشخص بار می‌زند و در مغازه‌ها تحویل می‌دهد. صورتحساب هم اینترنتی دریافت و با کارت بانکی پول جابه‌جا می‌شود. در این نوع خرید سلامت کار فروشنده و جلب اعتماد مهم است، البته در میدان گل هم کارها آسان‌تر از گذشته شده، سفارش‌های دریافتی از شب قبلی مشخص شده کشاورز باغدار هم می‌داند چقدر چین از گلایل یا گل سرخ انجام دهد و به این ترتیب ضایعات به صفر یا به حداقل می‌رسد. 
 
گل از 5 قاره در یک عروسی
اگر در بخش زایمان بیمارستان در اتاق زائو یک دفعه چشمتان به سبد گلی که روی آن نام دایی، عمو، مادربزرگ ساکن آمریکا یا اروپا یا هرجای دیگر جهان می‌افتدتعجب نکنید، چطور دایی سیروس که در جاکارتا است برای خواهرش در بیمارستان دی گل فرستاده و تولدرا تبریک گفته. همه این کارها اینترنتی انجام می‌شود. درواقع بخش مهمی از تجارت گل در جهان به کمک اینترنت انجام می‌شود. هیچ لزومی ندارد شما یک سبد گل گلایل از واشنگتن به تهران بیاورید. درخواست‌ها را بدهید و شبکه توزیع کار خودش را می‌دهد که باید چه ساعتی و چه کاری انجام دهد. به این ترتیب دیگر بهانه اینکه راه دور بوده‌ام و نتوانستم یک سبد گل بیاورم از همه آدم‌های صادق و بی‌شیله پیله گرفته شده، عمو، دایی یا خاله‌ای که درلندن زندگی می‌کند از طریق مانیتور موبایل می‌بیند که گل او در چه شکل و حجمی به دست عزیزش رسیده است.  
اخیرا در یک جشن عروسی وقتی از روی کنجکاوی کارت سبدهای گل را نگاه کردم دیدم از 5 قاه جهانی برای عروس و داماد گل آورده شده، گل‌های تازه و خوش‌رنگ، درست به سلیقه‌ای که سفارش دهنده گل می‌خواسته، دکتر مهندس اسماعیل امیری می گوید:
بخشی از رونق بازار گل و فروش دقیق و حساب شده در بازار جهانی به ارتباط‌های اینترنتی ارتباط دارد. کافی است دست‌اندرکاران تجارت گل، به طور مسلط و حرفه‌ای با این تکنولوژی آشنا باشند و از آن سود ببرند. 
 
ثانیه شمار مهم‌تر از دقیقه شمار
گل فروش هم مثل همه مشاغل دیگر بازار گرم و سرد دارد، سود و زیان دارد و عشق و علاقه و تخصص می‌خواهد. تخصص از این لحاظ که در ارزیابی بازار فروش اشتباه نکند چراکه گل به زودی پژمرده می‌شود و هیچ مشتری عاشق گل، گل پژمرده نمی‌خرد. اهمیت زمان در این بازار بسیار حساس و حتی نفس‌بر است، گل فروش باید مردم محله‌ای که مغازه او در آن واقع شده و دارای چه مشاغل و چه سلایق و حتی بیشتر در چه سن و سالی هستند و در اعیاد و جشن‌ها و مناسبت‌ها چگونه و چه نوع گلی هدیه می‌دهند، بشناسد. در ارزیابی‌ها اگر مرتکب اشتباه بشود زیان سنگین ورشکستگی جدی است. به همان مقدار که تنوع تولید در گل وجود دارد، به همان مقدار گاه چند برابر سلیقه در انتخاب گل وجود دارد. حسین حاج حسینی گل فروش خیابان انقلاب می‌گوید: اگر ما از تعداد جوان‌های محله خودمان خبر نداشته باشیم گل‌های سرخ روی دستمان می‌ماند، گل فروش نزدیک بیمارستانی که زایشگاه فعال دارد با گل فروشی در نزدیک بیمارستانی که جراحی قلب زیاددارد تفاوت می‌کند.
 اگر از قبل فرا رسیدن روزهای خاصی را پیش‌بینی نکنیم و ندانیم که در میلاد رسول اکرم(ص)، گل محمدی بیشترین فروش را داردزیان‌ده می‌شویم. کار ما مثل کار ساعت دقیق و حساس است بیشتر از دقیقه شمار باید هوای ثانیه شمار را داشته باشیم. کار ما، عشق و هیجان و آگاهی لازم دارد. 
 
تولید گل، ریسک هم دارد
درباره سودآور بودن فروش گل و تجارت درخشان آن نکاتی را نقل کردیم. اینکه گل فروشی زیباست و کسی که در این حرفه کار می‌کند با زیبایی‌ها و رنگ‌های شاد سرو کار دارد، اما از زبان یک دست‌اندرکار این حرفه یعنی آقای زعیم از بعضی مشکلات آن هم بشنویم:
نسل جدید سلیقه‌های قدیمی را در رنگ و فرم گل نمی‌پسندد. اگر قدیمی‌ها رنگ‌های گرم و تند مانند قرمز یا بنفش را انتخاب می‌کردند اکنون رنگ‌های ملایم مورد توجه نسل جدید قرار می‌گیرد. نسل جدید نگاهش به تزیین گل هم تغییر کرده و این نوید خوبی است. اما می‌خواهم بگویم؛ اگر این نگاه فرهنگی در ایران که گل در مناسبت‌های خاصی تقاضا می‌شود، تغییر کند، سرانه مصرف با تولید گل متناسب خواهد شد. در روزهایی از سال و در ایام مذهبی، خرید گل افزایش می‌یابد. روزهایی مانند نیمه شعبان، روز مادر یا روز پدر. اغلب عقد و عروسی‌ها هم در همان زمان شکل می‌گیرد. اما در سایر ایام سال، فروش ناچیز است. دو ماه محرم و صفر و در ماه رمضان یا در ایام شهادت مردم گل خریداری نمی‌کنند.
اما، به هیچ وجه؛ تولید گل در ماه رمضان یا محرم و صفر متوقف نمی‌شود. به همین دلیل خسارت هنگفتی را متحمل می‌شویم و ضرر می‌کنیم.
 این خسارت ناگزیر در روزهایی که تقاضا بالا می‌رود، جبران می‌شود و قیمت گل افزایش می‌یابد. این هم به تولید‌کننده فشار می‌آورد و هم به مصرف‌کننده. 
چرا ‌که ما ترجیح می‌دهیم، روند عادی در قیمت‌گذاری طی کنیم، اما به طور کلی مردم به گل به عنوان یک کالای لوکس نگاه می‌کنند که تنها برای هدیه ‌دادن کاربرد دارد. این نگاه فرهنگی هنوز در جامعه ما حاکم است و به همین دلیل مقدار تقاضا یا خیلی کم است یا خیلی زیاد است.
تولید در این بخش مانند تولید در صنایع دیگر نیست که هر گاه بخواهیم آن را متوقف کنیم. زمانی که پیاز گل را می‌کاریم سر زمان خود رشد می‌کند و برای مثال با ماه رمضان مصادف می‌شود. شرایط جوی هم جای خود را دارد. بنابراین 6 ماه سال بازار نداریم و در 6 ماه دیگر بازار نسبی وجود دارد. در 6 ماهی که تقاضا وجود ندارد باید محصولات خود را دور بریزیم. زباله‌ای که ما تولید می‌کنیم اکنون به یک کوه تبدیل شده است.»
 
زبان گل‌ها، رازآلود است
درباره گل، زبان گل‌ها، پیام گل‌ها و نشانه‌ رنگ‌ها کتاب‌های مختلف چاپ شده که اگرچه بیشتر، نان است و از برای سرگرمی اما در مواردی هم خیلی جدی می‌شود، بنابراین اگر برای فردی غریبه گل می‌برید باید دقت کنید که پیام نهفته در رنگ گل‌ها را دریابید تا سبب دلخوری و دلتنگی نشود. مثلا گل زرد نزد بعضی‌ها نشانه دلتنگی و دلخوری و قهر و بیزاری و سرخوردگی و قطع رابطه و از این چیزهاست. ای بسا افرادی که از سر بی اطلاعی با انتخاب و ارسال گل زرد دوستی‌ها را به دشمنی تبدیل کردند. 
یا مثلا گل سرخ علامت عشق زمینی است، اگردقت نکنید که در چه رابطه‌ای گل سرخ انتخاب کرده‌اید ممکن است ایجاد سوءتفاهم کند. گل صورتی نشانه محبت و دوستی بی‌شائبه است، گل فروش‌‌ها به کسی که در انتخاب رنگ گل تردید دارد گل صورتی را توصیه می‌کنند، چراکه گل فروش از رابطه بین فرستنده و گیرنده گل خبر که ندارد و با این کار حداقل می‌تواند مانع عواقب سوءتفاهم‌ها بشود. 
گل سفید علامت بی‌نظری و طهارت و پاکی دل است، در انتخاب این رنگ هم گل فروش‌ها سخاوت به خرج می‌دهند و وقتی انتخاب رنگ به عهده خودشان گذاشته می‌شود سعی می‌کنند ترکیبی از صورتی و سفید درست کنند که هم چشم نواز و جذاب است و هم اینکه آخر و عاقبت بدی ندارد. بیشتر به کارمندهایی که می‌خواهند برای رییس گل ببرند این رنگ‌ها را توصیه می‌کنند.
گل‌های معطر هم گاه دردسرساز می‌شود. رحیم صبوری، گل فروش خیابان آزادی می‌گوید: معمولا انتخاب رنگ گل را به خود مشتری واگذار می‌کنیم، عموما سبد یا دسته گل را خود مشتری از ما می‌خواهد اما گاه پیش می‌آید که کسی از ما مشورت می‌خواهد در این صورت ما تمام اطلاعات لازم را می‌خواهیم، به چه مناسبت؟ برای چه سن و سالی؟ نسبت و سبب ارسال گل برای چه کاری است؟ حتی می‌پرسیم هدف از ارسال گل چیست و به چه منظوری؟ حتی متاهل بودن یا مجرد بودن و زن یا مرد بودن فرستنده و گیرنده گل را هم سوال می‌کنیم. 
زن و شوهری که در گل فروشی متوجه مصاحبه ما شده بودند داوطلبانه وارد صحبت شدند، زن گفت:
برای خانواده‌هایی که در دوبی زندگی می‌کنند هیچ هدیه‌ای به اندازه گل‌های معطر ایرانی ارزشمند نیست ما عید نوروز سال پیش در دوبی میهمان یکی از دوستان قدیمی بودیم برای آنها مقداری گل بردیم بیش از حد انتظارخوشحال شدند، چراکه دوبی هوای خیلی بدی دارد و همه چیز مصنوعی است، گل‌های طبیعی ایرانی طراوت می‌دهد، مخصوصا اگر گل‌ها معطر هم باشند، بنابراین آب و هوا و جغرافیای شهری هم در اعمال سلیقه ارسال گل خیلی موثر است. #

بستن

به ما بپیوندید

عضویت در خبرنامه