هدر

گشت و گذاری با خبرنگاران «اقتصاد سبز » در « آگروفود 22 » پر مخاطب‌ترین گردهمایی صنایع غذایی ؛

وقایع اتفاقیه بزرگترین نمایشگاه صنایع غذایی

گروه گزارش «اقتصاد سبز»/یحیی امیری : پروفسور «تورگوت کنان» استاد علوم غذایی دانشگاه استانبول را در غرفه «شرکت بازرگانی دلپسند آریا» که نمایندگی فروش محصولات شرکت صنایع ZER ترکیه را در تهران برعهده دارد

گروه گزارش «اقتصاد سبز»/یحیی امیری : پروفسور «تورگوت کنان» استاد علوم غذایی دانشگاه استانبول را در غرفه «شرکت بازرگانی دلپسند آریا» که نمایندگی فروش محصولات شرکت صنایع ZER ترکیه را در تهران برعهده دارد

 (جالب محل شرکت است که در خیابان محمدیه مرکز فروش فله‌ای خوراکی‌های یک  قرن اخیر تهران قرار دارد و حالا روغن زیتون ترکیه را در بسته‌بندی‌های 400 تا 10 کیلوگرمی می‌فروشد) در حال گفت‌وگو با دکتر ماه‌منظر الهام دیدم، بحث بر سر این‌که آیا آگروفود 22 تکرار همان اگروفود 20 یا 21 است، او می‌گفت: 
«بحث غذا، شناخته شده‌ترین نیاز انسان از میلیون‌ها سال پیش، همیشه تازه و جذاب بوده و انسان غارنشین و تارزان افسانه‌ای جنگل‌ همانقدر با این پدیده درگیری ذائقه داشته که کاخ‌نشین‌ و پورشه‌سوار امروزی به آن دلبستگی نشان می‌دهد، بنابراین آنچه که خسته کننده و دل آزار نیست تکراری‌ترین عمل انسان در شناخت، تهیه و تناول غذا است.»
در تایید حرف‌های آقای کنان و در ارتباط با جغرافیای  زندگی او گفتم: «اخیراً‌ در سفری به استانبول، در میدان بزرگ تکسیم، نبش خیابان استقلال ده‌ها مغازه دونا کباب (کباب ترکی معروف) را دیدم که در نمایش پخت و پزش و آرایش غذایی مثل اعضای یک ارکستر عمل می‌کردند و شوی کباب ترکی آنها برای توریست‌‌هایی که از گوشه و کنار جهان به این شهر آمده بودند تماشایی و خوردنی بوده، یاد سرعین اردبیل زنده شد، شوی جذاب دیزی پزی، چند ده ظرف گلی فیروزه‌ای دکوری چیده شده داخل سینی که سطح آن با گوجه‌فرنگی و دنبه و فلفل قلمی قُل می‌خورد و بیننده را وسوسه می‌کرد که لذت تناول آن را تجربه کند‌. باورم این است که غذا گرچه تکراری‌ترین عادت روزمره انسان است ولی برای جستجوگر، همواره نکته تازه و خبر تازه دارد، بر این مبنا آگروفود 22 همان آگروفود 21 و 20 نیست.» روز جمعه هشتم خرداد‌ماه روز پایان کار آگروفود 22 در پاسخ این پرسش خانم زهرا گیو، کارشناس و خبرنگار قدیمی حوزه صنایع غذایی که پرسیده بود آیا در این آگروفود چیزهای تازه‌ای دیده‌ام که بشود به آن اشاره کرد و در گزارش آورد، گفتم: غیر از کتاب حلال که شما انتشار داده‌اید (با خنده جمعی) رشد  44 درصدی حضور خارجی‌ها و البته کار صنایع غذایی موسوی هم تازه بود. در غرفه بزرگ و خوش دکور این تولید کننده جسور تبریزی مربای زنجبیل خرد شده در کنار مرباهای قدیمی بالنگ و هویج و آناناس و زردآلو که در ابعاد وزنی و طراحی بسته‌بندی متفاوت عرضه شده بود، تیمی که این غرفه بزرگ را اداره می‌کردند چنان عاشقانه و صبور کار می‌کردند که وسوسه شدم با مدیر شرکت بازرگانی مرندی گفت‌وگویی داشته باشم که نبود، یا در آن لحظه‌ای که من در غرفه بودم نبود ولی یکی از کارکنان غرفه با حوصله‌ای تحسین‌انگیز از همکاری گروهی از دانشگاهیان در تولید و عرضه این دم دست‌ترین ماده غذایی (مربا برای صبحانه و دسر) از بخش مطالعاتی و پژوهش‌ صنایع غذایی موسوی گفت: از همان آغاز فعالیت، سال (57) و تأسیس شرکت بازرگانی مرندی در سال 1360 ما مجهز به مرکز مطالعاتی جغرافیایی شدیم، یعنی متمرکز شدیم روی سلیقه مشتری و عادات غذایی مردم کشورمان در جغرافیای متنوع کشور بزرگی چون ایران. موازی با پخش مویرگی تولیدات به استخراج اطلاعات دقیق و به روز ذائقه مردم پرداختیم تا ببینیم ذائقه مردم بناب با مردم کرمان و اصفهان و بندر لنگه و فیروزکوه و ... چه تفاوت‌هایی دارد و چه وجه مشترکی می‌شود پیدا کرد که مربای موسوی را دوست داشتنی‌تر از مربای مادربزرگ‌های مربا پز کرد. 
اما دیگر تازه‌های آگروفود امسال با سال‌های قبل چه بود؟
آقای وزیر بهداشت، شما هم؟
آقای وزیر بهداشت شما هم به نمایشگاه آمده‌اید؟
این پرسش استفهامی من، لبخندی تازه بر لبان همیشه پر لبخند سید حسن قاضی‌زاده هاشمی «وزیر بهداشت درمان و آموزش پزشکی» آورد، همراهان او و مدیران صنایع غذایی هم پرخنده شدند، چرا که آقای هاشمی به روایتی فعال‌ترین و دوست‌داشتنی‌ترین وزیر کابینه دولت تدبیر و امید در سال گذشته برای دست‌اندرکاران صنایع غذایی خبرساز و حتی می‌شود گفت دردسرساز شد، اظهارات او درباره  روغن پالم، واردات گوشت بوفالو و استفاده از خمیر مرغ و لوله‌ای ایجاد کرد، گرچه نه به آن حد که ‌آسیب جدی بر صنایع نوپای غذایی کشورمان وارد آورد اما برای مدتی فعالان این بخش را مکدر کرد، او گفت: 
«یکی از مشکلات مهم در این صنعت وجود برخی واحدهایی است که به‌صورت زیرزمینی فعالیت می‌کنند، آنچه که باید به‌طور جدی در دستور کار نهادهای نظارتی قرار بگیرد، افزایش سطح کمی و کیفی نظارت‌هاست.»تقریبا همه‌ی مدیران صنایع غذایی و برندسازان این حرفه که با کار شبانه‌روزی و عشق و علاقه بی‌پایان در این صنعت فعالیت دارند با گفته‌های وزیر بهداشت موافقند. می‌دانند زیرپله‌ای‌ها و سودجویان چه لطمه‌ای به این صنعت زده‌اند. حضور دکتر هاشمی در روز سوم نمایشگاه را می‌توان دلجویی ازدلخورها هم دانست. 
 
خنده‌های دکتر مجید افلاکی 
یکی از نوآوری‌های آگروفود 22 نمایش تلویزیونی مراحل مختلف تولید و بسته‌بندی غذاهای مختلف بوده که می‌شود گفت خیلی اهمیت دارد. مردمی که به نمایشگاه آمده بودند، چه تولیدکنندگان، بازرگانان، متخصصین و پژوهشگران این صنعت و چه مردم مصرف کننده (خریداران) از آن استقبال کردند. در غرفه‌هایی که نمایش تلویزیونی داشتند می‌شد تماشاچیان کنجکاو و علاقه‌مند را دید که چند دقیقه‌ای کنجکاو، ولی با لذت برنامه را تماشا می‌کردند. از این بابت غرفه انجمن صنایع گوشتی، مشتری بیشتری داشت. سوسیس و کالباس بیش از صد سال است که در سبد غذایی مردم ایران قرار گرفته، خوش‌مزه بودن مثلاً سوسیس و کالباس «آندره» و « آرزومان» خاطره‌ساز شده و در سبد خاطرات افراد مسن پدر بزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها قرار دارد. در غرفه انجمن صنایع گوشتی ایران که امسال حضوری پررنگ داشته و با پخش تلویزیونی فیلم مراحل تولید و اسلایس این پُرمشتری‌ترین مواد غذایی مردم ایران، (تقریباً همه‌ی طبقات اجتماعی) موفق شد تردیدها را از پخش‌ بعضی خبرهای منفی درباره صنایع گوشتی بردارد. 
در غرفه انجمن صنایع گوشتی ایران خنده‌های شیرین دکتر مجید افلاکی دبیر پُرسابقه این انجمن توجه مرا جلب کرد، گفتم: دکتر افلاکی، شما که می‌خندید چهره‌تان چنین شیرین می‌شود، پس چرا اینهمه عکس جدی و اخمو از شما چاپ می‌شود؟چند لحظه‌ای با سخاوت این خنده را به ما هدیه داد و گفت: این را به سردبیرتان بگویید!
 
پخش سمپلینگ به‌جای ناخنک
یکی دیگر از تفاوت‌های اگروفود 22 مدیریت مدرن مشتری مداری سنتی مواد غذایی بوده، یعنی چشیدن طعم و مزه‌ی غذاهایی که تا حالا برای ما ناآشنا بوده و در مورد انتخاب آن تردید داشتیم.
 برای من و همکارانم (مخصوصاً خانم گیو) که در نمایشگاه اول نشریه خبــری زیراکس (فتوکپـی)
 
 روزانه مجله یک‌رنگ بهکام را منتشر می‌کردیم تماشای نشریان آبرومند و تمام رنگی لذت‌بخش بوده علاوه بر مجله و ویژه‌نامه‌های «اقتصاد سبز» نشریه روزانه «اقتصاد نمایشگاه» هم دیدنی و خواندنی بود، نشریات دیگر هم در ارتباط با صنایع غذایی و کشاورزی، پابه‌پای تحولات این صنعت متحول شده بودند. اما آنچه که بیش از دیگر موارد جلب توجه کرد دگرگونی شیوه اهدای نمونه بود. در عمل «ترازو سنگی» و «سرطاس» و گونی و جعبه چوبی و عرضه فله‌ای همه‌ی خوراکی‌ها، حتی ماست و کره و پنیر و مربا و ترشی و عسل، مشتری مجاز بود ناخنک بزند، یعنی انگشت بزند به پنیر یا کره و خامه، بخورد و ببیند آنچه که می‌خواهد بخرد چه‌ مزه‌ای دارد. بدون توجه به بهداشت. در آگروفود 22 سمپلینگ رواج داشت، کار درخشانی بود که مدیران تولید انجام دادند. جوا‌ن‌های پخش «سمپلینگ» آراسته و بهداشتی با احترام به شما یک لیوان نوشابه می‌دادند، یا یک بسته کوچک گز، شیرینی، بستنی، عسل و از همه جذاب‌تر، یک کاسه کوچک یکبار مصرف سوپ، این سخاوت جای حرص و طمع برای دریافت نمونه رایگان و آن هجوم‌های آبروبر را گرفته بود. 
 
شام و ناهار چی داریم؟ 
می‌دانیم در نمایشگاه بین‌المللی تهران نمی‌شود به سبک نمایشگاه‌هایی بین‌المللی کشورهای غربی شوهای متنوع پخش کرد، اخلاق و حساسیت‌های اجتماعی ما را از تقلید برخی پدیده‌های غربی منع کرده است. اما در حدی که مجاز هستیم خوب کار کرده‌ایم. مثلاً رادیوی نمایشگاه که دست‌اندرکاران مبتکر آن کوشیدند برای بازدیدکنندگان تنوع ایجاد کنند. بعضی از تبلیغات رادیویی ریتمیک و جذاب بوده و در خاطره‌ها ماندگار. مثلاً این آهنگ رادیویی تمام روزهای نمایشگاه در خاطرم ماند: «شام و ناهار چی داریم؟ شامانا، شامانا، شامانا» در نمایشگاه‌های بین‌المللی غربی از انواع شیوه‌های تبلیغاتی نمایشی برای سرگرم کردن و تنوع بخشیدن حال و احوال بازدیدکنندگان استفاده می‌شود، در آگروفود 22 هم با توجه به امکانات نمایش‌های عروسکی و ماکتی رواج داشت. علاوه بر پخش سخاوتمندانه سمپلینگ، هدایایی مثل تی‌شرت، کلاه، آفتابگیر و کیف‌های ظریف و کوچک با آرم برند به هرکس که می‌خواست هدیه داده می‌شد، نکته جالب و مهم اینکه، کسی برای دریافت این هدایا هول نمی‌زد و طمع نداشت، چرا که شرکت‌ها، محترمانه هدایای خود را در عرضه می‌کردند. این شیوه مدبرانه تبلیغات جای آن شلوغی‌های بی‌ارزش سال‌های اول آگروفود را گرفته بود و چه بهتر. 
 
 
این سلطان از کجا آمده؟
در تبلیغات، اغراق‌ تا حدی مجاز است مثل بخشیدن لقب سلطان. گاه بستگی به ذوق و سلیقه مشتریان و دوستداران عنوان سلطان هم به کسی داده می‌شود، برای به‌حد اعلا بالا بردن. مثلاً در گذشته‌های نه چندان دور، سلطان آواز و سلطان ورزشی داشته‌ایم، به علی پروین فوتبالیست خاطره‌ساز دهه پنجاه، عنوان سلطان داده شد. این را دوستداران هیجان زده فوتبال به لب آوردند و به‌زودی سرزبان‌ها افتاد و می‌شود گفت تا حدی ماندگار شد ولی آنچه در صنایع غذایی نداشتیم همین لقب سلطان بود که حالا داریم:
«گلها سلطان ادویه ایران» بدون تردید ادویه، یکی از افزودنی‌های مهم تمام غذاها است و بازهم بدون تردید گلها یکی از قدیمی‌ترین، فعال‌ترین و نوآورترین و متنوع‌ترین تولیدکنندگان ادویه‌جات در ایران است. 
دکتر مهدی کریمی تفرشی، مدیرعامل صنایع غذایی گلها با صراحت و صداقت می‌گوید: «کارخانه محصولات غذایی گلها در سال 1318 خورشیدی فعالیت خود را به‌صورت کاملاً سنتی در عرضه ادویه‌جات آغاز کرد و در سال 1345 با همت حاج عبدالرضا کریمی تفرشی (نسل دوم خاندان کریمی تفرشی) با بسته‌بندی نمک و ادویه‌جات برای اولین‌بار در ایران اقدام به عرضه این محصولات سنتی به روش بسته‌بندی شده سهم بالایی از بازار را به‌دست آورد. تلاش ما بر این است در بازارهای دست نیافتنی هم نفوذ کنیم. بیش از 75 سال است در این حوزه کار می‌کنیم و هرگز رابطه خود را با مشتریان از دست ندادیم. عنوان سلطان را هم مشتریان به ما دادند. پیام‌ها رادر سایت «گلها» گرفته‌ایم و خوانده‌ایم و از آن استقبال کردیم. 
 
خروس قرمز بهتر می‌خواند
یکی از غرفه‌هایی که توجه ما را جلب کرد فرآورده‌هالی پروتئینی گوشت قرمز بود، از تماشای لوگوی «خروس قرمز» لبخندی به لبم آمد، دقت کردم در چهره آدم‌هایی که در گشت‌زنی نمایشگاهی به این غرفه می‌رسیدند، بدون استثناء آنها هم لبخندی بر لب می‌آوردند، بعضی‌ها پررنگ‌تر و با صدای بلند خندیدند. تا همین‌جا، انتخاب این عنوان برای شرکتی که در زمینه گوشت مرغ و گوسفند و گاو فعالیت دارد یک برگ برنده است و نشان می‌دهد چه ریزفاکتورهایی در ارتباط با مشتری و خریدار مؤثر است. در تابلوهایی که در آرایش غرفه از آن استفاده شده روی تمیزی و شیکی بسته‌بندی و ترکیب رنگ‌ها تمرکز کافی لحاظ شده بود. 
قدیمی‌ها، یعنی آنهایی که زمانی حیاط بزرگ و حوض و باغچه‌ای داشتند معتقد بودند خروس قرمز بهتر آواز می‌خواند و صدایش رساتر است.
 شرکت گوشت قرمز در غرفه نمایشگاهی‌اش روی سالم بودن و کار بهداشتی کارگاه‌شان تأکید داشتند و از همه مهمتر در تقسیم‌بندی محصولات، مثلا از محصولات گاوی و گوسفندی هر کدام 10 محصول و محصولات مرغ و خروس 12 محصول تولید و وارد بازارکرده‌اند و بسته‌بندی کارتنی‌اش که می‌تواند مصارف خانگی هم داشته باشد بسته‌های گوشت را کادویی کرده بودند، یعنی با خیال راحت ببین و بخر و بریز و بخور. 
 
 
اشترول در اروپا هم جدید است
نمایشگاه فرصتی است برای آشنایی با آنچه در کشور تولید می‌شود و باز شدن فضاهای دید و آگاه شدن از کار و فعالیت گروه‌هایی که در نقاط مختلف، تولید مشترک دارند. مثلاً در ذهن ما حک شده پایتخت کلوچه لاهیجان است و یا بیشتر شهرهای شمال ایران در تولید کلوچه مهارت و شهرت دارند. ولی نمی‌دانستم در سنندج در شهرک صنعتی «دهگلان» «شرکت جاودان ستاره زیویه» کیک و کلوچه اشترول تولید می‌کنند، کلوچه با مغز خرما و گردو (البته مغز خرما هسته است) ولی درباره اشترول که یک میان وعده‌ای کمی لوکس است خواستم بیشتر بدانم و بدانم از کجا آمده و چرا در سنندج به تولید انبوه رسیده، مدیر غرفه گفت: 
اشترول یک میان وعده غذایی جدید اروپایی است، ما این محصول مدرن را در کنار کلوچه که سنتی است تولید می‌کنیم، برای تولید آن از به‌روزترین تکنولوژی کشورهای سوییس، سوئد و ایتالیا بهره گرفته‌ایم. 
اشترول در اروپا با استقبال خوبی روبه‌رو شده، به‌نظر ما ایرانی‌ها هم در استفاده از هر پدیده جدید آمادگی دارند. 
 
 
این محصول جایگزینی مناسب برای کیک و کلوچه است، جالب است بدانید ما علاوه بر بازار داخلی، به کشورهای اروپایی هم اشترول صادر می‌کنیم و می‌خواهیم نشان دهیم در صنعت غذا نه تنها از اروپایی‌ها کم نداریم، بلکه مشتری‌ها تائید کردند، بهتر هم تولید کرده‌ایم. 
 
آلوئه ورا چه لوس باشد چه لوسی 
 
پسر جوانی در برنامه سمپلینگ یک لیوان (از همین لیوان‌های یکبار مصرف کوچولو) به من نوشابه آلوئه‌ورا تعارف کرد که در خستگی پیاده‌روی نمایشگاهی نوشیدنش بسیار لذت‌بخش بود. همین باعث شد به سراغ غرفه لوس یا لوسی بروم «LUCY» که تولید کننده نوشابه‌ها و کمپوت گیاه «آلوئه‌ورا» است و در این سال‌ها به‌عنوان طبیب طبیعت معروف شده و در ایران هم طرفداران زیادی پیدا کرده، خانمی از داخل غرفه برای خانمی بیرون غرفه درباره فواید و مزایای گیاه آلوئه‌ورا توضیح می‌داد که برای لحظه‌ای فکر کردم به مطب پزشک گیاه درمان وارد شده‌ام:  
سرشار از ویتامین‌های A – B – B2 – B6  - B12 – C – E تنظیم کننده کالری بدن و مؤثر درکاهش وزن اضافی – ضد استرس، عصبانیت و افسردگی، نیروزا جهت استفاده ورزشکــاران، 
 
تنظیم کننده دستگاه گوارش و هضم و دفع مناسب غذا، افزایش دهنده، مصونیت بدن در برابر سموم آلودگی هوا و سیگار، بهبود دهنده آرتروز، شفاف کننده پوست و از بین برنده جوش و آکنه، تقویت کننده و ضد ریزش مو، درمان کننده زخم معده و اثنی عشر، تقویت کننده در آقایان، از بین برنده ضعف عمومی بدن و احساس خستگی، التیام بخش سریع در دردهای مفاصل و... 
از خودم پرسیدم چه کسی در مقابل نوشابه‌ای با این همه فایده و خاصیت می‌تواند مقاومت کند؟
 
سیستم ایمنی غذا « به‌بان شیمی» 
روز جمعه، آخرین روز آگروفود 22 رادیوی نمایشگاه (صدای آن در فضای بیرونی نمایشگاه شنیده می‌شد) خبر ورود آقای نعمت‌زاده وزیر صنعت و معدن را پخش کرد، در همان لحظه آقای وزیر را دیدم که با جمعی از همراهان از پله‌های برقی سالن خلیج‌فارس بالا می‌رفت و من در غرفه شرکت دارویی به‌بان شیمی درگیر تماشا و ورق زدن کتاب نفیسی بودم که این شرکت درباره ایمنی غذا چاپ کرده و به رایگان در اختیار علاقه‌مندان آگاهی از فعالیت‌های این شرکت می‌گذاشت: «سیستم ایمنی غذا به سلسله اعمال، روش‌ها، ماشین‌آلات و موادی اطلاق می‌گردد که با کمک و بهره‌گیری از آنها می‌توان نسبت به سلامت و کیفیت غذای تولید شده اطمینان حاصل کرد. به‌کارگیری این سیستم، کاهش هزینه‌های بهداشتی و درمانی جوامع انسانی را نیز به‌دنبال خود خواهد داشت.
 
 شرکت به‌بان شیمی به‌عنوان تنها شرکت که در حال حاضر در این زمینه فعالیت می‌کند امکانات و محصولات مختلفی برای پیاده‌سازی و پایش هرچه بهتر سیستم ایمن غذا در اختیار شرکت‌های تولید کننده فرآورده‌های غذایی قرار داده است تا با استفاده از آنها سلامت محصولات تولیدی خود را تضمین کنند.» 
 
از غرفه‌دار پرسیدم این کتاب نفیس چرا ورودی ندارد، درباره نویسنده مترجم و ناشر و این چیزها که درتمام دنیا لازم الاجراست. با لبخند معنی‌داری گفت: این کتاب برای آدم‌های متخصص است ولی اگر می‌خواهی بدانی کارخانه ما کجاست «گرگان– شهرک صنعتی آق قلا» و هر دوی ما خندیدیم. 
 
شگفتی‌های غذاسازی در ایران 
این دیگر اغراق نیست اگر بگوییم صنعت غذای ایران در ده سال اخیر ره صدساله رفته، چنان آدم‌های مبتکر و خلاق و خوش فکری وارد آن شده‌اند که با اطمینان می‌شود گفت دیگر هیچ خانواده‌ای از بابت تهیه غذای سالم و آماده با هر تنوع و سلیقه مشکلی ندارد. ورود قیمه‌پلو، خوراک زبان، کله پاچه، حلیم گندم، کشک بادمجان، باقلاپلو، چلو با گوشت، قورمه‌سبزی و... را دیده و احتمالاً شما هم مثل من از آن نوش جان کرده‌اید ولی در نمایشگاه امسال با اولویه بسته‌‌بندی شده 200 گرمی (یک نفره) و 500 گرمی (چند نفره) هم آشنا شدیم. تا آنجا که معلومات من اجازه می‌دهد می‌دانم اولویه ازآن غذاهای فوری ساخت و فوری خورد است اما گروه صنایع غذایی «نامی نو» که در اصفهان و اراک و تهران کارخانجات دارد اولویه مرغ و اولویه ژامبون و حتی ساندویچ فیله مرغ و باگت و خوراک ماکارونی و سوسیس با قارچ هم تولید می‌کند، با بسته‌بندی‌های شیک و چشم‌نواز که باید تحسین کرد گروه طراحان گرافیک این شرکت را. 
 
در یکی از دیوارهای غرفه روی بنری با خط خوش خواندم، «اولین دارنده نشان استاندارد ملی ایران در زمینه تولید سالاد اولویه» این شرکت است. پس، تولید سابقه دارد و کار چنان رونق گرفته که استاندارد هم به آن نشان داده، از خانمی که به پرسش‌های بازدید کنندگان پاسخ می‌گفت پرسیدم «تا آنجا که می‌دانم اولویه از آن غذاهای ظریف و حساسی است که اگر زود خورده نشود تغییر رنگ می‌دهد و.... گفت: برای همینه که ما بسته‌بندی‌های یک نفره هم داریم 200 گرمی برای یک نفر اگر کم نباشد زیاد نیست. 
 
تفاوت را با ما تجربه کنید 
به‌نظر کارشناسان اقتصادی، تبدیل سازی محصول باغات و صیفی‌جات به کشاورزی ایران فایده رسانده است. یعنی دیگر هیچ محصولی از جو و گوجه‌فرنگی و نخود فرنگی تا انواع گوشت مرغ و ماهی و گاو و گوسفند مازاد مصرف و انباری ندارد، صنایع مکانیکی مهندسی شده سبب رشد و توسعه حرفه‌ای صنعتکاران شده و البته برای خانواده‌ها (زن و شوهر شاغل) نیز بازوی کمکی و یاری‌رسان غذای مطلوب بوده و می‌شود یادآور شد، پیشرفت صنایع یخچال سازی که در صنعت غذا فراوان به‌کار می‌آید از آن جمله است. شعار «تفاوت را باما تجربه کنید» که شرکت زاگرس سرمای تبریز از آن استفاده کرده نشان از اعتماد به‌نفس و اطمینان خاطر از آنچه تولید کرده و موجب درنگی کوتاه در این غرفه شد و آشنایی با آنچه این شرکت تولید می‌کند.... 
 
 
« اکنون فریزر تولیدی این واحد قابل رقابت با بهترین فریزرهای جهان می‌باشد، به‌طوری که صادرات این واحد تولیدی به اکثرهای کشورهای آسیایی به‌خصوص کشورهای خاورمیانه و کشورهای همسایه و حتی برخی کشورهای اروپایی دال بر این امر می‌باشد.» چه از این بهتر. فریزرهای 400 لیتری و 500 لیتری، یخچال کن (مخروطی) فریزر ایستاده از جمله تولیدات پرمصرف صنایع لبنی و فروشندگان آن است. 
در لوح اهداف این شرکت چنین می‌خوانیم: «سرلوحه قرار دادن کیفیت، همگام و همسو شدن با تکنولوژی روز جهان جهت برآورده ساختن نیاز کلیه مصرف کنندگان داخلی و حذف واردات محصولات تولیدی مشابه ازکشورهای خارجی».
 
شله‌زرد هم از راه رسید 
در غرفه سبزان؛ گروهی از مصرف کنندگان محصولات این شرکت (مشتریان خبره) و فروشندگان با مدیر غرفه درباره ادویه‌های جدیدی که در لیست قرار گرفته و یک نفر هم از تهرانپارس آمده بود تا درباره پخش مویرگی آن منطقه و ترافیک سنگین توزیع به‌موقع کالا صحبت کند. خانمی پرسید آیا حقیقت دارد سبزان شله‌زرد هم تولید کرده، جواب مثبت بود مدیر غرفه او را متوجه بنر شله‌زرد کرد که  چه نشسته‌ای مدت‌هاست در خط تولیداتمان، شله‌زرد را هم گنجانده‌ایم و آن خانم با تعجب به دوست همراهش گفت: «چه خوب، ما تا حالا فکر می‌کردیم سبزان فقط ادویه تولید می‌کند، ما عاشق چاشنی‌ ماست و خیار سبزان شده‌ایم و حالا می‌خواهیم شله‌زرد هم بخریم.
 نه یکی نه دو تا بلکه 150 بسته، بحث نذری پیش آمد همان خانم گفت من از آقا پرسیدم آیا می‌توانیم شله‌زرد آماده پخش کنیم، جواب مثبت بود اگر نذر کرده‌ای فقط به 150 نفر شله‌زرد بدهی هیچ اشکالی ندارد از این آماده‌ها بخری و پخش کنی، مدیر غرفه گفت: «ما از قبل پیش بینی کردیم که ممکن است از این اقلام برای نذری‌ها هم استفاده شود. 
بنابراین از بهترین برنج و زعفران ایرانی استفاده کردیم تا طعم اصیل و آشنای خانگی هم داشته باشد، بعد بحث چگونگی سفارش پیش آمد راهنمایی شد چون ممکن است مغازه‌دارها و سوپرها 150 بسته موجود نداشته باشند. 
باید از قبل سفارش بدهید در این لحظه نگاهم روی بسته‌های سوپ عدس، سوپ سبزیجات و کتلت گیاهی افتاد. گفتم: بارک‌الله سبزان.... 
شما هم در قوطی را باز کنید و ببینید 
در غرفه کامنوش، مشتری به غرفه‌دار می‌گوید: چه می‌کنید که رب گوجه‌فرنگی شما از نظر طعم و رنگ خوش تفاوت دارد با آنچه که خود ما درست می‌کنیم، آیا این حقیقت دارد، گوجه‌فرنگی شمال با جنوب را نمی‌شود یکجا مصرف کرد؟ مدیر غرفه، خنده و خوشحال از اینکه مشتری مصرف کننده نظرش را می‌گوید به دو نکته کلیدی و اساسی اشاره می‌کند: 
اغلب خانم‌هایی که خودشان در خانه رب درست می‌کنند (البته حالا دیگر درست نمی‌کنند چون به صرفه نیست) بین زمانی که گوجه را از مغازه یا از میدان می‌خرند مدتی فاصله می‌افتدو این مدت زمانی که گاه با محاسبه بارگیری از سر زمین تا میدان بار فروشی‌ها و از آنجا به مغازه و رسیدن به آشپزخانه شما چند روزی فاصله می‌افتد، تازگی‌اش را از دست می‌دهد ولی ما مستقیم از سرزمین، بعداز چین صیفی‌کار وارد کارخانه می‌کنیم و مراحل مرتب‌سازیطی  می‌شود. 
 
 
آقایی می‌پرسید: شما واقعاً از سال راه‌اندازی تابه‌حال صادر کننده برتر بودید؟
و او بازهم با خوشرویی می‌گوید: 
ازسال 1380 تا به امروز (بعد از طی تمام مراحل راه‌اندازی کارخانه و تولید، صادر کننده برتر استانی شدیم بیشتر مشتری‌های ما چه در داخل و چه در خارج کار ما را پسندیدند. 
شما هم در قوطی را باز کنید و ببینید، تفاوت رنگ و مزه را ....
 
این روغن نیست، دارو است
بدون تردید، باور کنیم بازدیدکنندگان از نمایشگاه‌ها، آنهم نمایشگاه صنایع غذایی، همه‌ی‌شان بیزنس‌من (کاسب و تاجر) نیستند، مقابل سالن میلاد محترمانه از ده نفر پرسیدم با چه هدفی به نمایشگاه آمده‌اید؟ نتیجه برای خود من هم جالب بود. از این ده نفر 7 نفر گفته بودند برای اطلاع و آگاهی از تازه‌هــای این صنعت و از این 7 نفر که 5 نفرشان خانم بودند می‌خواستند با برندهایی که کار و تولید جدید دارند آشنا شوند و جالب اینکه یک نفر از این 5 نفر گفته بود من به غذا درمانی باور و عادت دارم می‌خواهم درباره روغن‌هایی که جنبه دارویی دارد بیشتر بدانم. ساعتی بعد همین خانم‌ را در غرفه ورژن تولید کننده روغن‌های گیاهی فرابکر (کنجد، کلزا، زیتون، کدو و کتان) دیدم که با علاقه به توضیحات یکی از مدیران «شرکت و صنعت آبکار گلستان» گوش سپرده بود: 
روغن‌های ما عموماً جنبه دارویی دارد مثلاً روغن کتان برای کاهش وزن، جلوگیری از بیماری‌های عصبی مانند ms و پارکینسون موثر
 است. از روغن فرابکر کدو (دارای امگا 6 و 9) برای جلوگیری از انسداد عروق و رسوب چربی در شریان‌ها و درمان بیماری پروستات آقایان استفاده می‌شود، روغن‌های دیگر، کنجد و زیتون و کلزا به‌همین ترتیب، درمانگرند و نه صرفاً یک روغن معمولی.  
(گزارش اختصاصی شماره 48 مجله اقتصاد سیز)
 
 

بستن

به ما بپیوندید

عضویت در خبرنامه