هدر

نگاهی به برگزاری سومین جشنواره برترین‌ها در اتاق تهران

جشنواره سوم؛ باشکوه در عین سادگی

گروه گزارش «اقتصاد سبز»/ یحیی امیری: صنعت سینما به حق و به‌راستی به جشنواره‌هایش می‌نازد، در واقع به این مراسم فرش قرمز Red carpet دلبستگی خاصی دارد و برای همین است که می‌کوشد هرساله با صرف هزینه‌ای سنگین، بر شکوه و عظمت جشنواره‌های سینمایی بیفزاید و تعداد اسپانسرهای قوی و داوطلب را بالا ببرد.

گروه گزارش «اقتصاد سبز»/ یحیی امیری: صنعت سینما به حق و به‌راستی به جشنواره‌هایش می‌نازد، در واقع به این مراسم فرش قرمز Red carpet دلبستگی خاصی دارد و برای همین است که می‌کوشد هرساله با صرف هزینه‌ای سنگین، بر شکوه و عظمت جشنواره‌های سینمایی بیفزاید و تعداد اسپانسرهای قوی و داوطلب را بالا ببرد.

 در واقع شاهرگ این صنعت در جشنواره‌ها نازک و کلفت می‌شود، در دنیا سابقه‌ای یکصد ساله داردو در ایران هم یک پنجاه‌سالی می‌شود که ما جشنواره سینما داریم، نخستین آن را یک مجله سینمایی (فیلم و هنر علی مرتضوی) با عنوان جشنواره «سپاس» و در یک ‌سالن سینما بنیان گذاشت، کمی بعد به جشنواره جهانی فیلم تهران شهره شد و پس از انقلاب هم جشنواره فجر بر اهمیت آن افزود.  کارشناسان، سینما را به‌طور کلی هنرها را غذای روح می‌دانند که بعد از صنعت غذا مهمترین نیاز انسان و همه‌ی جانداران روی زمین است. صنعت غذا، اولین صنعت موردنیاز و فراگیر تمام موجودات زنده و درصدر آن، انسان به همت و عشق سردبیر ما (اقتصاد سبز) که دانش‌آموخته کشاورزی و دلبسته صنعت غذا  است برگزار شد. جشنواره برترین‌ها به انتخاب عمومی خوانندگان مجله (مشتری‌ها و خریداران) برای سومین سال متوالی بعدازظهر روز 27 مردادماه در سالن اجتماعات اتاق تهران برگزار شد و برای کسی که گزارشگر حرفه‌ای مطبوعات است و در تمام 150دقیقه مراسم حضوری کنجکاو و ژورنالیستی (جذاب کردن خبر) داشته این مراسم در کیفیت چیزی از آن مراسم پر زرق و برق جشنواره‌های مشهور لوکارنو، ونیز، اسکار و... کم نداشت، اگر جشنواره‌های سینمایی به حضور چهره‌های مشهور و تصویری خود می‌بالد این جشنواره هم نامدارترین‌های این صنعت را گردهم آورده است.  در سالن ال (L) مانند اتاق تهران، در ردیف اول (شرق) سالن در چهار صندلی، چهار چهره برجسته صنعت غذا توجهم را جلب کرد، بهروز فروتن، شاهرخ ظهیری، مرتضی سلطانی و مهدی آثاریان (ماکارونی مانا) که گرم و صمیمی و محترم در کنار هم نشسته و صبور و با تمام حس وجودی‌شان رفیقانه و نه رقیبانه خوش و بش می‌کردند، بدون حسادت و بدون حسابگری، و در ردیف‌های دیگر، شخصیت‌ها، مدیران و دست‌اندرکاران عاشق و دلباخته شکوفایی صنعت غذا با در برداشتن تاریخچه‌ای از تلاش مستمر و خستگی‌ناپذیر، هرکدام برگ زرینی بر دفتر این صنعت افزوده‌اند.  این چهره‌های برجسته که صندلی‌های سرتاسر سالن را پر کرده و حتی عده‌ای سرپا ایستاده‌اند دست‌اندرکار تولیداتی هستند که میلیون‌ها مخاطب در ایران و سرتاسر جهان دارند. افرادی که در این روز و در این ساعت، شتابان به این مراسم آمده‌اند پُر مشغله‌ترین افراد جامعه ما هستند، یکی دو نفر را که از نزدیک می شناسم تمام وقت 24 ساعته را در کاری مهندسی شده خلاصه کرده‌اند اما این حضور صمیمانه برای من احساس خوشایندی داشت که از اوقات کاری دقیقه و ثانیه شده‌شان، وقتی برای این جمع مهم و جشن گذاشته و با حضور پررنگ خود بر اهمیت معنوی آن افزودند.  محمود مرشدی مدیرعامل «شرکت ماشین‌های مرشد گوهر» و دبیر انجمن تولیدکنندگان ماشین‌آلات پخت نان و شیرینی که در کنارم نشسته است می‌گوید: «این خیلی جالب است که چهره‌های پرکار و فعال و تأثیرگذار اقتصاد کشورمان حضوری مشتاق در این مراسم دارند» او که خود با تولید و مدیریت ماشین‌آلات صنعت غذا بازوی توانای شکوفا شدن این صنعت است به رشد چشمگیر و تحسین‌انگیز صنعت غذا اشاره دارد و شاهرخ ظهیری در بخشی از سخنانش یادآوری کرد وقتی وارد این صنعت شد و «مهرام» را بنیان گذاشت صنعت غذا در بسته‌بندی آبلیمو و دوغ و در مجموع رشته‌هایی از تولید که به اندازه انگشتان یک دست هم نمی‌رسید در مدتی کمتر از 50 سال به جایگاهی رسید که در میان بیش از هزار تولیدکننده، چیزی حدود 100 برند جهانی شده‌ دارد.  خانمی که از مدیران تولید است و از شهرستان آمده با تحسین از ابتکار مجله «اقتصاد سبز» با صراحت می‌گوید: «دعوت شده‌ام برای دریافت جایزه جشنواره شرکت، تا به امروز حتی یک آگهی هم به ماهنامه«اقتصاد سبز» نداده و هیچ آشنایی و رابطه‌ای هم با دست‌اندرکاران این مجله نداریم، و این نشان از صداقت کاری است که هدف «اقتصاد سبز» بوده. غروری که از شنیدن این جملات به من دست می‌دهد با حرفی که مجری جشنواره (شاهین جمشیدی) چهره آشنای تلویزیون با صراحت پشت تریبون و در حصورها صدها مدیران به زبان می‌آورد به اوج می‌رسد: 
 
این جشنواره بدون حمایت مالی جایزه بگیران سومین سال حیات خود را سپری کرده است. 
 
مردان بزرگ رقابت نه حسادت 
دکتر ماه منظر الهام که چون من کنجکاوی تحسین‌انگیزی برای رفتار حضور مدیران و دست‌اندرکاران صنعت غذا دارد می‌گوید: دقت کردید آقای امیری، در چهره‌های شخصیت‌های این صنعت، چه گرم و صمیمی با هم برخورد می‌کنند، در تجارت، رقابت وجود دارد، خیلی هم تنش دارد، اگر انصاف داشته باشیم در بیزنس، رقابت‌ها بسیار فشرده و نفس‌گیر است در جشنواره‌های هنری و احساساتی اغلب حسادت غالب می‌شود بر رقابت. جایزه نگرفته‌ها پریشان و آزرده خاطرمی‌شوند اما برای من که برای سومین سال متوالی در این جشنواره حضور دارم، رفتار معنوی این زنان و مردان تجارت تحسین‌انگیز است. در چهره،‌ رفتار و کردار هیچیک از جایزه نگرفته‌ها، رنج و دلخوری دیده نمی‌شود، آقای مهندس (اشاره به سردبیر ما) موفق شده شخصیت معنوی تولیدکنندگان صنعت غذا را عیان کند، رفتار محترمانه و دوستی‌، مخصوصاً علاقه‌ای که به پیشکسوت‌های این صنعت نشان داده می‌شود غرورآفرین است، تنها انتقادی که به این جشنواره دارم معرفی چهره‌های نوظهور ولی درخشان این صنعت مثل «روژین» است. البته محدودیت انتخاب مصرف‌کنندگان کالا دست شما را بسته ولی باید در این مورد فکری بکنید و ابتکاری به خرج دهید. 
 
« دلپذیر» در سوپر مش قاسم 
دکتر ژینوس جم که در سفری اضطراری از آلمان به تهران آمده و در این جشنواره حضور دارد به من می‌گوید: 
علت حضور من در این جشنواره به‌خاطر درخشش جهانی صنعت غذای کشور ما است، ایرانی‌های خارج از کشور از طریق رسانه‌ها در جریان فعالیت‌های صنعتی قرار دارند، صنعت سینما به‌خاطر حضور قدرتمند در رسانه‌ها اهمیت دارد اما صنعت غذا با وجود حضور پررنگ و فراگیر با تمام ایرانی‌ها و تمام سلایق و ذائقه و افکار در حد لیاقت خود، مطرح نیست، در فرانکفورت همه‌ی ایرانی‌ها با سوپر بزرگ مش قاسم آشنا هستند، او موفق شده علاوه بر مشتری‌های ایرانی، آلمانی‌ها را هم جذب خود کند، به‌خاطر واردات هرروزه‌ای که از ایران دارد، خانواده من مشتری و خریدار محصولات متنوع « دلپذیر» هستند، « دلپذیر» ی که بر خلاف رویه جشنواره با علاقه بسیار ما را مجاب کرد رتبه اولش را اعلام کنیم . اما مش‌قاسم تمام برندهای ایرانی را در فروشگاه خود جمع کرده و در معرض فروش گذاشته، گاه مشتری‌های خارجی بیشتر از ایرانی‌ها دیده می‌شوند یکی می‌آید چند محصول« کاله» را در سبد می‌گذارد، دیگری ماکارونی« زر» بر می‌دارد، « مانا »و« تک» در سبد اغلب مشتری‌ها دیده می‌شود. صنعت غذای ایران، عملاً تمام صنعت‌های دیگر را دور زده و در میدان فروش و توجه و علاقه مشتری سرآمد است (با لبخند) آمده‌ام از نزدیک چهره این مدیران مبتکر و توانا را ببینیم، اینها که خود نامی ندارند اما برندشان سر زبان آلمانی‌هاست. سحر را می‌شناسد هم زعفران و هم انواع ترشی‌ها و کنسروهایش را. 
 
مجری متین و قدرتمند 
از ساعت 4 بعدازظهر روز سه‌شنبه بیست‌وهفتم مردادماه ترافیک در خیابان خالداسلامبولی (وزرا) کند می‌شود، بخشی از آن به ورود صدها سرنشین اتومبیل‌هایی دارد که برای حضور در این جشنواره به طرف ساختمان اتاق تهران می‌آیند. در آسانسور، پوستر ساده جشنواره دیده می‌شود و تا وقتی وارد سالن اجتماعات می‌شویم، نمای عمومی جشنواره برترین‌های صنایع‌غذایی ساده اما چشمگیر است، تندیس‌های طلایی روی میز بزرگ سخنران‌ها برق می‌زند و انسان‌های پر مشغله که خدا می‌داند با چه ترفند توانستند در این ساعت به این اجتماع پرشکوه بیایند. مهندس شاهین جمشیدی که از ستارگان مجری‌گری شبکه 3 تلویزیون است زودتر از همه به چشم می‌آید او که به‌خاطر چهره تلویزیونی‌اش زودتر شناخته می‌شود با تسلطی که بر گفتار خود دارد پشت تریبون می‌رود و در همان آغاز اشاره‌ای به شاهرخ ظهیری می‌کند (ما از حضور ایشان انرژی می‌گیریم) و درباره جشنوار توضیح مختصری می‌دهد:  خدا را شکر، این توفیق برای سومین سال متوالی نصیب ما شد و امروز متین و پرشور گردهم آمدیم، تبریک می‌گویم به مجله «اقتصاد سبز» و خاصه به سردبیر آن که ابتکار چنین جشنواره‌ای ازاوست، عاشقانه و خستگی‌ناپذیر همت کرده و تدارک دیده در معرفی برترین‌ها به انتخاب خوانندگان مجله «اقتصاد سبز»، برگزیدگان در 12 بخش معرفی می‌شوند و...
 
تواضع و فروتنی دکتر واعظ‌زاده 
دکتر محمدرضا سابقی مدیر مسؤول ماهنامه «اقتصاد سبز» اولین سخنران جشنواره خیرمقدم می‌گوید و تشکر می‌کند از حضور همه‌ی عزیزانی که زحمت کشیدند و خود را به این مراسم رسانده‌اند و رونق دادند به جشنواره‌ای که هدف دارد و ارج می‌گذارد بر تمامی تلاش و ابتکار مدیرانی که در امر تولید صنعت غذا دستاوردهای درخشانی داشته‌اند.  در حین سخنرانی جمع و جور دکتر سابقی که معلوم است با چه شتابی به اتاق تهران آمده، دکتر شهاب واعظ‌زاده از پیشکسوتان، با همان تواضع و فروتنی مثال‌زدنی‌اش در اولین صندلی که به او تعارف می‌شود می‌نشیند، از احترامی که مدیران جوان تولید صنعت غذا به این مرد که چهره‌اش آستانه کهولت را نشان می‌دهد و کارنامه‌اش لبریز از خدمت، زحمت و تلاش است لذت می‌برم، اما لذت توام با احساسات من وقتی بیشتر می‌شود که بهروز فروتن یکی از نامداران صنعت غذا که در صندلی‌های V.I.P نشسته از جایش بلند می‌شود، به طرف دکتر واعظ‌زاده می‌آید و با فروتنی خاصی که در شخصیت او نهادینه است و ربطی ساده به فامیل فروتن او ندارد دکتر واعظ‌زاده را به اصرار به جای ویژه خودش می‌نشاند. این صحنه‌ای است که مرا متوجه روحیه معنوی مدیران صنعت غذا می‌کند که فراتر از جشنواره‌‌های هنری است. تا دقایقی کنجکاو هستم بدانم او چه‌طوری متوجه دکتر واعظ‌زاده شده مگر پشت سرش هم چشم دارد، این کنجکاوی پیگیر نتیجه می‌دهد و دوستی می‌گوید، تلویزیون مداربسته داخل سالن او را از این ورود آگاه کرده است.
 
پدر محترم صنعت غذا 
شاهین به‌عنوان مجری جشنواره، هر وقت پشت تریبون می‌آید مرا ناخودآگاه به مقایسه توانمندی‌های او در اجرای برنامه پربیننده گلخانه و این جشنواره می‌کشاند. معرفی و گفت‌وگو با چهره‌های رسانه‌ای مثل عادل فردوسی‌پور یا محمدعلی کشاورز یا قوی‌ترین مرد وزنه‌برداری جهان کاری است هیجان‌انگیز در جلوی دوربین تلویزیون که میلیون‌ها بیننده دارد، اما معرفی مردی که بنیانگذار « مهرام» بوده و میلیون‌ها نفر در ایران و سرتاسر جهان بیش از 4 دهه با محصولات آن آشنا بوده و از آن تغذیه کرده و لذت برده‌اند سخت است و ظرافت هنرمندانه و به هوشیاری لحظه‌ای بالا نیاز دارد، او در سخنانی کوتاه اشاره به حمایت‌های معنوی شاهرخ ظهیری پدر محترم صنعت غذا دارد، وقتی نام شاهرخ ظهیری به زبان شاهین می‌آید، سالن غرق در شور می‌شود و صدای دست زدن از تمامی سالن مملو از جمعیت تا لحظاتی قطع نمی‌شود، چنین شوری باز مرا به مقایسه با جشنواره‌های هنری می‌کشاند، احساس می‌کنم عاطفه این زنان و مردان سخت‌کوش با کار استرس‌دار تولیدات متنوع صنعت غذا بسیار معنوی و سرشار از صداقت هنری است. شاهرخ ظهیری در سخنانش نکته مهمی را مطرح می‌کند از 40 سال پیش که مهرام را بنیان گذاشت و صنایع غذایی (اگر بتوان بسته‌بندی آبلیمو و مرباجات شمشاد و شاداب را صنعت دانست) در حد انگشتان دو دست که هیچ حتی یک دست هم نمی‌شد و امروز این صنعت به چنان جایگاه غرورآفرین رسید که صادرات 5 میلیارد دلاری هم دارد. 
 
از ماها تیرمحمد هم یاد شد 
دکتر عظیم فضلی‌پور عضو شورای سازمان جهانی علایم تجاری وقتی پشت تریبون رفت نگران شدم با وجود تأخیر 35 دقیقه‌ای شروع مراسم اگر طولانی صحبت کند خستگی حادث خواهد شد اما چنین نشد، دکتر فضلی‌پور که چهره‌ای تیپیک دارد و سخنران ما هر کاریزماتیکی است تمام مراحل سخنرانی‌اش را از قبل مهندسی کرده بود، هر مطلب و موضوعی که مطرح می‌کرد نمودارهای آماری او دقیق به‌روی صفحه تلویزیون‌های سالن می‌آمد در دلم تحسین کردم سخنرانی مهندسی شده‌اش را، او در سخنانش گزارشی کامل از وضعیت برندهای ایرانی در کشورهای همسایه و حتی اروپا دارد با این هشدار که چگونه از نام بعضی برندها سوءاستفاده شده و تقلب صورت گرفته، حتی در استرالیا و کانادا. او که هوشمندی خاصی در جذاب‌کردن سخنرانی‌اش نشان داد و شاه‌بیت تجارت را در مدیریت علمی و دانش تحلیل شده به روز تولید داشت. او کوشید با دستاوردی که از پژوهش تجارت جهانی داشته نکات حساس بهره‌وری از برندها را یک به یک بازگو کند، در بخشی از سخنانش این را هم گفت که «روزی ماها تیرمحمد از اهمیت صنعت توریسم داد سخن داده و اعلام کرد مدیریت گردشگری شهر اصفهان را به من بدهید تا معادل پول نفت را به شما بدهم» در مجموع سخنرانی دکتر فضلی‌پور کمی طولانی بود اما برخلاف پیش‌بینی‌ها نه تنها خسته کننده نبود که نکات تأمل‌انگیز بسیار داشت.  چهره او با ریش انبوه پشت تریبون سن بالا نشان می‌داد، در پایان مراسم در سالن پذیرایی وقتی او را از نزدیک دیدم بسیار جوان و کم سن و سال به‌نظر می‌آمد، پرسیدم 20 سال داری، با لبخند گفت کمی بالاتر ... 
 
 
کلیپ اشک‌انگیز 
برای روزنامه‌نگاران پرسابقه توجه خاص به شخصیت‌های محبوب عامه مردم امری عادی است. درباره شخصیت‌های علمی، ادبی و هنری که شهرتی فراگیر و طولانی دارند می‌شود مکرر گفت‌وگو، گزارش، خبر و عکس چاپ کرد و مخاطب رسانه را چه روزنامه و مجله و چه رادیو و تلویزیون راضی نگه داشت، اما در صنعت غذا اگرچه تولیدات شهرت عام و فراگیر دارد، مثلاً رب گوجه‌فرنگی برند را میلیون‌ها زن کدبانو و آشپز حرفه‌ای می‌شناسند یا خیارشور سحرهمدان را میلیون‌ها زن و مرد و پیر و جوان اغلب روزها در برنامه‌ غذایی خود دارند اما برخلاف هنرهای دیگر، سازنده و تولید‌کننده‌اش را اصلا نمی‌شناسند یا خیلی کم می‌شناسند، در واقع از زحمات فرساینده پدیدآورنده آن خبر ندارند، این همان کاری است که مجله ما و سردبیر ما در این ده ساله اخیر انجام داده، انصاف می‌گوید این کاری است ستودنی (لطفاً خط نزنید آقای مهندس) مجله مستقل اقتصاد سبز در طول این 3 سال، تلاش وقفه‌ناپذیری داشته برای معرفی و تجلیل از این هنرمندان صنعت غذا، وقتی شاهین گفت اکنون کلیپی 30 ثانیه‌ای پخش می‌شود از یک شخصیت نام آشنای جامعه ما، حدس شاهرخ ظهیری بود که درست بود. شاهین قبل از پخش کلیپ یادی از احمد شاملو کرد با شعر «من اینجاییم» کلیپ عکس‌های دیداری از شاهرخ ظهیری نشان می‌داد، با موسیقی دلنشین و گوش‌نواز، خود شاهرخ از دیدن عکس‌هایش شوکه شده بود، سالن در سکوت و تحسین دل‌نشین فرو رفته بود، خیلی‌ها با تماشای این عکس‌ها هیجان‌زده شدند، خانم فاطمه مقیمی عضو هیأت مدیره اتاق تهران و چهره مشهور تجارت هم با لذت تماشا می‌کرد، و دیدم آدم‌هایی را که اشک شوق داشتند. 
 
عکس شما را روی جلد دیدم 
مهندس کاوه زرگران رییس کمیسیون کشاورزی و صنایع غذایی اتاق تهران وقتی پشت تریبون رفت یادم آمد چند ساعت پیش او را از نزدیک دیده بودم، دوستی خواست او را و مقامش را به من معرفی کند فوری گفتم می‌شناسم، عکس را روی جلد «اقتصاد سبز» دیده و مصاحبه‌اش را خوانده‌ام، به‌نظر خیلی جوان‌تر از عکس‌هایش است. تعجب نکرد اما با حیرت لبخندی به لب آورد و در چهره‌‌ام دقیق شد.  او در این سخنرانی و در مصاحبه‌ای که خوانده‌ام نمونه‌ای است از چهره‌های دانشی و پژوهشگر کشورمان که متأسفانه ما عادت نکرده‌ایم آنها را بشناسیم و خوب بشناسیم. افرادی که به‌روز شده کار می‌کنند و در حرفه‌شان ورزیده‌اند، یادم آمد چند دقیقه پیش خانم ژینوس جم گفته بود آمده‌ام به این جشنواره تا چهره‌های این زنان و مردانی که بدون تظاهر و ادا کارهای مهمی در صنعت کشور انجام داده‌اند ببینم.  «ما عادت کرده‌ایم کسانی را که غذای روح می‌سازند بشناسیم، از آنها تجلیل کنیم. اما از خوردن غذا هم لذت می‌بریم، وقتی «دلوسه» سس جدیدی وارد بازار می‌کند، می‌خریم، می‌خوریم و لذت می‌بریم« دلپذیر» در این چند سال چه محصولاتی تولید کرده خبر داریم آب معدنی « واتا» را در بسته‌های لیوانی دیده‌ایم نوشیده‌ایم و لذت برده‌ایم، اما چه کسی و کسانی در چرخه تولید این محصولات شبانه‌روز کارکرده‌اند؟ خبر نداریم، کنجکاو هم نیستیم آنها را بشناسیم در حالی‌که همه‌ی این کارها مهم است و اهمیت دارد همه‌ی انسان‌ها غذا می‌خورند، از خوردن بعضی از غذاها بیشتر لذت می‌برند، شاد می‌شوند، اما در چرخه تولید چه می‌گذرد؟ چه کسانی عاشقانه در این حرفه کار می‌کنند؟ این را باید بدانیم.»
 
امپراتور آب معدنی 
مهندس محمدرضا مرتضوی دبیرکل خانه صنعت، معدن و تجارت ایران هم در این شب سخنرانی داشت ، مهندس مرتضوی مثل همیشه در سخنان چالشی‌اش حرف‌های تازه داشت که نتوانستم و نخواستم با اشاره‌ای در این گزارش از آن بگذرم، اهمیتش در نقل دقیق و کامل آن است که می‌تواند تأثیرگذار باشد.  اشاره‌ای به آب معدنی کرده‌ام صنعتی که در این چند سال اخیر به‌راستی شکوفا شده و توانسته در بازار مصرف، رکورد بزند و به سلامتی و آسایش ما کمک کند.  قبل از شروع مراسم آقای محمود مرشدی که در صندلی کنارم نشسته بود با دیدن مرد جوانی به احترام از جایش بلند شد و با او خوش و بش کرد  و گفت امپراتور آب معدنی و آن جوان با تواضع و فروتنی با من هم دست داد و محجوبانه گفت این تعارف دوستان است. من که او را به‌نام می‌شناختم و مصاحبه‌هایش را در رسانه‌ها دیده، شنیده و خوانده بودم گفتم آقای پیمان فروهر دبیر انجمن آب‌های معدنی و نوشیدنی خوش‌ به‌حالتان امپراتور شده‌اید، شما و ناپلئون بناپارت همشهری که نیستید؟ خندید و باز از سر تواضع و فروتنی این عناوین را تعارف دوستان دانست. اما در یکی دو دقیقه‌ای که با هم حرف زدیم از معلومات و ادبیات او لذت بردم و تأیید این نکته که صنعت غذا همین‌طوری رشد نکرده و به چنین درجه‌ای از شکوفایی نرسیده، ساخت غذای صنعتی‌ کار مش رحیم و مش حسن نیست، افرادی دانشی در این حرفه ورود کرده و موقعیت امروز این صنعت را ساخته‌اند. 
 
 
مردی که یک فیلم سینمایی است 
اهدای جوایز، گرچه شورانگیزترین بخش هر جشنواره‌ای است اما در جشنواره برترین‌ها این شور و هیجان به‌خاطر شخصیت‌های بزرگ و موفقی که هر بار وجهی تازه از حضورشان دیده می‌شود شور دیگری داشت. مثلاً شاهین وقتی از مرتضی سلطانی نام برد و گفت من از دیدن ایشان انرژی می‌گیرم و مرتضی سلطانی چالاک‌تر از همیشه رفت در جایگاه و تندیس گرفت به‌خاطر آوردم که عکس او در سه هفته پیش روی جلد گلاسه روزنامه آخر هفته «آسیا» چاپ شده بود، باز به‌خاطر آوردم یکی دو سال پیش که او برای اولین‌بار برنده تندیس برترین‌های «اقتصاد سبز» شده بود حرکت و رفتن او را به طرف جایگاه با آنتونی کویین یا مارلون براندو تشبیه کرده بودم، در این یکی دو سال که با وجوه دیگری از شخصیت این آقای زر ماکارون آشنا شدم و در جلسه روز 27 مردادماه اتاق تهران دوباره ذهنم فعال شد و در مروری بر کارنامه زندگی شخصی و حرفه‌ای او و آنچه در زر ماکارون به ثمر رسانده. فاکتورهای متفاوت و متنوع رفتار و سخاوتی که در سهیم کردن موفقیت‌هایش با دیگران دارد خود، یک سوژه ناب برای یک فیلم سینمایی است. این فکر چنان ذهنم را مشغول کرد که بعد از پایان مراسم و در حین پذیرایی در بوفه سالن با کارگردان پرتجربه‌ای تماس گرفتم و با هیجان از یک سوژه نو برای یک فیلم سینمایی متفاوت حرف زدم. با تعجب گفت کی؟ چی؟ گفتم مرتضی سلطانی، فیلمی که هم جشنواره دارد و هم گیشه و هم پخش جهانی. چند لحظه‌ای سکوت برقرار شد و گفت: فکر می‌کنی قبول کند بازی کند؟
نویسندگان، خبرنگاران، دبیران، عکاسان و تمامی کارکنان «اقتصاد سبز» در این روز خاص از سال با تمام وجود کوشیدند برگزاری جشنواره و پذیرایی و احترام به تک‌تک میهمانان حالت ویژه داشته باشد. به‌هنگام نوشیدن چای و شیرینی، خانم مهندس زهرا گیو قدیمی‌ترین خبرنگار حوزه کشاورزی و صنایع غذایی از من پرسید مگرسردبیر ما دبیر جشنواره نیست، گفتم چرا. با تعجب گفت چرا سخنرانی‌ نکرده؟ گفتم دیدی که با چه التهاب و استرس و چه عشقی به کارگردانی مراسم مشغول  بود.  شاهین که در حال امضای یادگاری در دفتر و عکس بعضی از دوستدارانش بود گفت من هم حسابی محدود شده بودم که درباره او و آنچه که در طی این چند روز انجام داده حرفی بزنم، از مشکلات و سختی‌های کار چیزی نگویم، حتی از سخنران‌ها خواهش کرده بود درباره‌اش حرف تعریفی نگویند.  خانم دکتر الهام که به‌طور تصادفی شنونده حرف‌های ما شده بود با آرامش خاطر به شاهین گفت:  شما گفته‌اید با چه استرس و عشقی دست‌اندرکار اجرای مراسم بود، آدمی که با عشق کار می‌کند تمام حواسش به معشوق است، در تمام این 12 سال من از دور و نزدیک دیده و شاهد بوده‌ام چگونه به کارش عشق می‌ورزد، وقتی عکس مرتضی سلطانی روی جلد مجله آسیا چاپ شد حاصل عشق او نمایان شد.  او به کشاورزی، صنعت غذا، ادای حق کردن به دست‌اندرکاران این صنعت عشق می‌ورزد. برای او هیچ لذتی بالاتر از این نیست که این مراسم به همان خوبی و بدون حاشیه بودن که برگزارشد، برگزار شود. 
خانم گیو گفت: با شما موافقم، آنچه که انجام گرفت، اجتماع بزرگی که برگزار شد، شخصیت‌های مهمی که احترام گذاشتند و در این جشن شرکت کردند، این چیزها برای او مهمتر از سخنرانی‌ کردن است، لذت او تجلیل از مهندس شاهرخ ظهری بود که انجام گرفت، چقدر معنوی و قابل تحسین برگزار شده با همه‌ی سادگی‌اش شکوه  داشت.  در همین لحظه، دبیر جشنواره به جمع ما رسید، گویی از آنچه بین ما گذشته خبر داشته باشد با لبخند رضایت از تک‌تک همکاران تشکر کرد و گفت:  فاصله داریم تا رسیدن به جشنواره‌ای مطلوب و بدون نقص فاصله داریم، ما تازه به سه‌ سالگی رسیده‌ایم، روزی که جشنواره کامل بشود و دبیرخانه بتواند تمامی دست‌اندرکاران این صنعت را پوشش بدهد، کشف برندهای جدید، نوآوری‌ها، مخصوصاً آنچه در شهرستان‌ها می‌گذرد و گسترده‌تر کردن انتخاب برترین‌ها... این چیزها را هدف گرفته‌ام. 
(شماره 50 مجله اقتصاد سبز)
 

بستن

به ما بپیوندید

عضویت در خبرنامه