هدر

زندگی بدون گوجه‌فرنگی، این گوی خوش‌رنگ، خوش طعم و خوش مزه

باغ فردوس شمیران اولین بوته‌زار گوجه‌فرنگی ایران

گروه گزارش «اقتصاد سبز»/یحیی امیری: چند سالی است که در حوالی آذرماه (پاییز) گوجه‌فرنگی کمیاب و یا قیمت بالا می‌رود و نوع خوب و مرغوبش گیر نمی‌آید و در روزنامه‌ها خبرهایی چاپ می‌شود مبنی بر این‌که مردم، نگران نباشید چند روزی تحمل کنید، بوته‌های مزارع جنوب (جیرفت) بار داده و دارد قرمز می‌شود. در این چند روز بحث داغ خانواده‌هایی که آشپزخانه فعال دارند درباره گوجه‌فرنگی است. 
گروه گزارش «اقتصاد سبز»/یحیی امیری: چند سالی است که در حوالی آذرماه (پاییز) گوجه‌فرنگی کمیاب و یا قیمت بالا می‌رود و نوع خوب و مرغوبش گیر نمی‌آید و در روزنامه‌ها خبرهایی چاپ می‌شود مبنی بر این‌که مردم، نگران نباشید چند روزی تحمل کنید، بوته‌های مزارع جنوب (جیرفت) بار داده و دارد قرمز می‌شود. در این چند روز بحث داغ خانواده‌هایی که آشپزخانه فعال دارند درباره گوجه‌فرنگی است. 
کدبانوها از آشپزی‌شان لذت نمی‌برند، احساس می‌کنند چیزی کم دارند و آن «چیز» گوجه‌فرنگی است. بازار فروش تره‌بار سست می‌شود و مغازه‌ها، حتی غرفه‌های میوه و تره‌بار میادین شهرداری‌ شهرهای کوچک و بزرگ اٌفت فروش دارند، در میوه‌فروشی‌های لوکس، البته گوجه‌فرنگی گلخانه‌ای یافت می‌شود چند برابر روزهای عادی که همه‌کس قدرت خریدش را ندارد.  در میهمانی‌های یک کمی اشرافی گوجه‌فرنگی آلبالویی (گوجه‌فرنگی‌های ریز) در ظرفی جداگانه، کنار میوه‌ها سبب فخر میزبان است، این خوردنی همه پسند نایاب، کمیاب و یا بسیار گران و به زحمت خریداری می‌شود اما هرچه هست به میز میوه و پذیرایی میهمانان صفا می‌دهد و سبب لذت و تحریک ذائقه می‌شود.  شاید شما هم مثل اکثریت قاطع مردمی که عاشق گوجه‌فرنگی هستند به همراه شدن با هر غذایی عادت کرده‌اید نمی‌دانید که این دردانه کشاورزی یکی دو دهه بیش از 100 سال است که در ایران وارد برنامه غذایی شده و قرن‌های قرن بیش از آن کسی نه اسمش را شنیده و نه میل و عادت به خوردن آن داشته. در یک میهمانی خانوادگی، از پیر و جوان پرسیدم اگر قحطی گوجه‌فرنگی برای مدتی طولانی (بیش از 15 – 20 و حتی یک ماه) پیش بیاید چه اتفاقی  می‌افتد؟  همه به فکر فرو رفتند و مثل این‌که خبر وحشتناکی شنیده باشند نگران شدند. پاسخ‌ها متفاوت و تأمل برانگیز بود. چند لحظه‌ای که افراد گویی با شنیدن این خبر غافلگیر شده باشند همدیگر را نگاه کردند و من یادآور شدم:  در سال 2008 حدود 130 میلیون تٌن گوجه‌فرنگی در جهان تولید شد، چین با 33 میلیون تُن اول، آمریکا با 12 میلیون تن دوم و ترکیه با 10 میلیون تُن سوم شدند، تولید جهانی گوجه‌فرنگی پس از سیب‌زمینی بیشترین اقلام کشاورزی جهان شده و حتی بالاتر از هندوانه و کلم قرار گرفته. در ایران ما در 140 هزار هکتار حدود 5 میلیون تن گوجه‌فرنگی تولید می‌شود. خوراکی همگانی شده و در مورد این یک قلم کالای کشاورزی، بحث فقیر و غنی، پیر و جوان، دارا و ندار مطرح نیست. همه‌ مردم جهان گوجه‌فرنگی می‌خورند، دوستش دارند. رنگ قرمزش در کنار خیارسبز چشم‌نواز است و سالاد می‌شود. با بادمجان سیاه و کدوی سبز خورش می‌شود، سیخ گوجه‌فرنگی رفیق به‌هم چسبیده سیخ کباب است، شیشه و قوطی رُبش در همه‌ آشپزخانه‌ها جای ویژه دارد.  یکی گفت دچار بی‌اشتهایی می‌شوم، یکی دیگر گفت پروستات مردها بیشتر می‌شود، درباره بیکار شدن صدها هزار کارگر در صنایع غذایی هم حرف زده شد. اما از همه جالب‌تر، حرف پسر جوانی بود که خیلی جدی حرف از مرگ زد، او گفت اگر گوجه‌فرنگی نباشد همه ما می‌میریم. شلیک خنده چند لحظه‌ای همه ما را به وجد آورد.  حرف آخر را مرد فرهیخته‌ای که چند سالی است بازنشسته دانشگاه تهران شده چنین بیان کرد: موضوع جالبی مطرح شده این  دم‌دست‌ترین، ارزان‌ترین، فراوان‌ترین و بی‌اهمیت‌ترین حاصل زمین که عمر جهانی‌اش هم بیش از چند قرن نمی‌شود اگر نباشد چه می‌شود!  گزارش این شماره «اقتصاد سبز» درباره گوجه‌فرنگی است، خواندنی است، واقعاً خواندنی است. 
 
گوجه‌فرنگی چگونه وارد ایران شد 
برای آگاهی از چگونگی ورود گوجه‌فرنگی به سبد غذایی ایرانی‌ها و این‌که ما از کی با این میوه خوش‌رنگ آشنا شدیم گشتی طولانی در تاریخ و پژوهش‌های کشاورزی زدیم سرانجام به این دو سند رسیدیم که به‌طور کلی کاشت گوجه‌فرنگی از اواخر قرن نوزدهم در خاورمیانه شروع شد و این گیاه از دو طریق وارد ایران شد، نخست از طریق ترکیه و ارمنستان و راه دوم از طریق سفرهای مکرر خاندان قاجار به اروپا و مخصوصاً فرانسه. سفرهای اشراف به‌ اروپا گرچه به قصد تفریح و خوش‌گذرانی بود، اما بودند ایرانی‌های علاقه‌مند به عمران و آبادی و پیشرفت مردم سرزمین‌شان که در حین تفریحات کنجکاوی علمی هم داشته باشند و با هر چه نو و افتخارآور آشنا می‌شوند و در طول سفر از آن لذت می‌برند دستاوردی هم به‌عنوان سوغاتی برای هموطنانشان بیاورند.  در میان این نوآوران کار کاشف‌السلطنه با آوردن بوته چای اهمیت داشت (گزارش آن را در شماره‌های گذشته «اقتصاد سبز» نوشته‌ایم و احتمالاً شما خوانده‌اید) آشنایی عمومی مردم و کشاورزان با گیاه گوجه‌فرنگی و روش کشت و بهره‌گیری از آن و تنوع بخشیدن به سفره، غذای ایرانی‌ها یکی از همین سوغاتی‌هاست. 
 
باغ فردوس اولین بوته‌زار گوجه‌فرنگی 
تا عصر قاجاریه گوجه‌فرنگی در ایران ناشناخته بود، برای نخستین‌بار در سال 1300 هجری قمری دوست محمدخان معیر الممالک تخم این گیاه را در پاکتی گذاشت و از فرنگ به ایران آورد و برای تجربه اول در زمین‌های باغ فردوس کاشته شد.  شرح این این واقعه را دوستعلی‌خان معیرالممالک فرزند دوست محمد خان معیرالممالک در کتاب رجال عصر ناصری چنین نوشته است: عبدالصمد میرزا عزالدوله برادر ناصرالدینشاه هر تابستان یک‌بار از عمارت ییلاقی خود به دیدن پدرم به باغ فردوس می‌آمد ( باغ فردوس نزدیکی‌های میدان تجریش است که حالا موزه سینما در یکی از عمارت‌های آن بنا شده و محل تردد بسیاری از هنردوستان و مخصوصاً شیفتگان سینما شده است) در آن زمان گوجه‌فرنگی را در ایران نمی‌شناختد و در غذاها از آن بهره نمی‌بردند. پدرم که در سال 1303 تا 1300 هجری قمری در اروپا می‌زیست مقداری تخم سبزی‌های جدید و ناشناخته در ایران از جمله تخم گوجه‌فرنگی که خیلی سبک و کم وزن است به ایران فرستاد و در نامه‌ای جداگانه همراه پاکت این بذر، سفارش کرده بود که چگونه و چه زمانی از سال آن را در زمین بکارند و چگونه آب بدهند تا بوته شود، رشد کند و میوه بدهند. مخصوصاً تأکید کرد که  در ازدیاد آن بکوشند و بوته‌زاری وسیع بسازند. 
 
ترس از خوردن گوجه‌فرنگی 
بنا به رسم هرساله شاهزاده عزالدوله به باغ فردوس آمده بود و ضمن گردش در باغ، چشمش به بوته گوجه‌فرنگی افتاد و میوه خوش‌رنگ آن توجهش را جلب کرد ولی وقتی فهمید کسی آن را نمی‌خورد و ترس از مسمومیت وجود دارد بسیار تعجب کرد. به باغبان گفت مقداری از آن چیده به عمارت بیاورد، آنگاه با کمال شعف به نزد مادرم آمد مدتی به تعریف و تمجید از این سبزی پرداخت. آشپز را خواسته به او دستور داد که آب آن را گرفته در چند خوراک مناسب که برای ناهار همان روز تهیه شده بود به مقدار محدود به کاربرد. در سر سفره اول او به غذای سفارشی خود دست برد و با لذت خورد و دیگران را نیز به خوردن این معجون جدید تشویق و ترغیب کرد.  حضار تا آن روز از خوردن گوجه‌فرنگی خودداری می‌کردند وقتی دیدند شاهزاده از آن خورده و چیزیش نشده تردیدشان از بابت مسمومیت احتمالی از بین رفت و پس از چند دقیقه زمزمه تحسین و تمجید در اطراف سفره بلند شد و همگی دانستند خوردن این خوراکی جدید ترس ندارد و به‌هر طبع و با هر ذائقه‌ای خوش می‌آید، فردای آن روز از تفت داده آن روی آتش ذغال خوردند و بیشتر خوششان آمد و دانستند این بهترین مکمل غذای کبابی است. 
 
اصلیتش از کجاست؟ 
یک روایت می‌گوید تهرانی‌ها تا مدت‌ها به گوجه‌فرنگی می‌گفتند (بادمجان ارمنی) چون از ارمنستان به ایران آمده بود مردم هنوز از نامگذاری آن هم بی‌خبر بودند، کمی بعد که خبر از سوغاتی فرنگ پخش شد نام آن را گوجه‌فرنگی گذاشتند همان نامی که ماندگار شد و همه این میوه را به‌نام گوجه‌فرنگی می‌شناسند. اما برخلاف گمان‌زنی اولیه که از ارمنستان آمده و کمی بعدتر به‌عنوان سوغاتی فرنگ، گوجه‌فرنگی نامیده شد زادگاه اصلی آن به نوشته ویکی‌پدیا (دانشنامه آزاد) آمریکای جنوبی و مرکزی است. «میوه‌ای سرخ‌رنگ، گیاه بومی آمریکای جنوبی و مرکزی است که طی دوره استعماری اسپانیا به سایر نقاط جهان منتقل شد. انواع مختلف این گیاه در سراسر جهان پرورش داده می‌شود و سرشار از ویتامین C و لیکوتن است. در علم گیاه‌شناسی یک میوه تلقی می‌شود ولی اغلب مردم جهان به‌عنوان تره‌بار می‌شناسند. به‌علت اهمیت اقتصادی موضوع تحقیق پرسش‌های بسیاری قرار دارد و در علم ژنتیک از آن به‌عنوان گیاه الگو شناخته می‌شود. این گیاه در سال 1990 به تولید نخستین تراریخته مجاز برای مصرف خوراکی و تجارت در ایالات متحده آمریکا انجامید.» 
 
7500 رقم گوجه‌فرنگی 
میوه‌ای که در آغاز با تردید و ترس مورد استفاده ایرانی‌ها قرار گرفت، به‌زودی از ارقام مهم تنوع غذایی قرار گرفت. تازه‌خوری و خام‌ خواری آن در اوایل دهه 20 و با تقلید از سربازان آمریکایی رایج شد، سالاد گوجه‌فرنگی امروزه بسیار رایج است، مستندات تاریخی برگرفته از خاطرات رجال حاکی است که در اواخر قارجاریه مردم به‌عنوان چاشنی غذاها، مخصوصاً خورش‌هایی که سبزی از ترکیبات آن بود پخته می‌شود، کباب‌خورها از اولین بهره‌مندان به سیخ کشیدن گوجه‌فرنگی بودند. ارقام اولیه صیفی‌کاری گوجه‌فرنگی‌های ریز و به اصطلاح آلبالویی بود که کار سیخ زدن آن سهل و آسان انجام می‌گرفت. به مرور زمان کارشناسان کشاورزی اقلام دیگری وارد کردند، با آمدن گوجه‌فرنگی‌های گوشتی رُب‌سازی رواج یافت. در ویکی‌پدیا از تولید 7500 رقم گوجه‌فرنگی در دنیا خبر آمده که در ایران گرچه آمار دقیق و قابل اعتمادی از این اقلام وجود ندارد ولی در گزارش بعضی از پژوهشگران امور کشاورزی تا حدود 30 نوع آن که در نواخی مختلف کاشت می‌شود تأیید شده است. از آنجا که میوه‌ای سریع‌الفساد است نگهداری آن در زمان‌های طولانی امکان ندارد. در نقاط گرمسیر برای بهره‌وری بیشتر در طول سال روش پختن و جوشاندن آن به‌زودی رایج شد. برای این‌کار، کاشت گوجه‌های گوشتی رواج پیدا کرد و از شیوه سنتی وارد مرحله تولید صنعتی گردید. 
 
رُب‌ پزی در فرهنگ عامه 
با ورود گوجه‌فرنگی در گروه اقلام چاشنی‌ها، کاشت فراگیر آن توسعه پیدا کرده تا قبل از توسعه صنعت غذا در فرهنگ عامه مراسم رُب‌پزی گوجه‌فرنگی از برنامه‌های سالانه کدبانوها شد.  در رُب‌پزی سنتی که معمولاً در شهریورماه انجام می‌گرفت و حداکثر به اوایل مهرماه محدود می‌شد، نوعی تولید انبوه در محدوده خانواده حساب می‌شد، کدبانوهای فامیل یا محله دورهم جمع می‌شدند صندوق‌های گوجه‌فرنگی در آب حوض شسته و در دیگ‌های بزرگ که با آتش هیزم به جوش می‌آمد گوجه‌فرنگی‌های با دست چاقو زده و له شده در ساعات طولانی در دیگ آلومینیومی پخته می‌شد و تغلیط شده آن پس از سرد شدن در کوزه‌های گلی بسته‌بندی شده و به سردابه‌ها می‌رفت تا در سه فصل پاییز و زمستان و بهار به مرور مورداستفاده قرار گیرد. این شیوه رُب پزی اگرچه امروزه دیگر کارآمدی نیست ولی مشکلات خود را داشت، با تغییر دما در محل نگهداری و انبار کردن و بی‌دقتی در درپوش‌ مناسب سبب کپک زدن و دور ریختن می‌شد. کدبانوها به تجربه دریافتند که رُب‌پزی گوجه‌فرنگی مهارت لازم دارد و اگر به مقدار لازم حرارت نبیند و در ظروف مناسب بسته‌بندی نشود خیلی زود دور ریختنی می‌شود. از آنجا که ذائقه ایرانی‌ها به سرعت با این معجون و مکمل غذایی آشنا و عادت کرد، همراه شدن گوجه‌فرنگی و فرآوری شده آن از الزامات سفره غذا گردید. 
 
تولید انبوه در زمین‌های مهرآباد 
در آغاز ورود گوجه‌فرنگی، کاشت آن در باغچه‌های خانه رواج پیدا کرد، در روزگاری که خانه‌ها بزرگ و حیاط و باغچه و حوض داشت هر خانواده‌ای برای مصرف روزانه خود نشاء خرید و گوجه‌فرنگی کاشت. کاشت و برداشت گوجه‌فرنگی در این محدوده کاری سهل و آسان بود، در دروازه دولاب تهران کشاورزانی بودند که نشاء گوجه‌فرنگی می‌فروختند و به‌صورت دسته‌ای (50 و یا 100 نشاء) به هرکس که می‌خواست می‌فروختند. تولید انبوه آن به‌وسیله خاندان معیری در حوالی سال 1300 در مزرعه‌ای به‌نام حسین‌آباد که بعدها فرودگاه مهرآباد در آن مکان ساخته شد انجام گرفت. در فصل برداشت از اواسط تابستان گوجه‌فرنگی در جعبه‌های چوبی و به‌وسیله گاری به میدان میوه‌و تره‌بار امین‌السطان (میدان شوش) برای فروش حمل و عرضه می‌شد، با گسترش شهر تهران صیفی کاری در زمین‌های اطراف شهریار و شهرری توسعه پیدا کرد و با رواج آپارتمان‌سازی بساط سبزی‌کاری در باغچه خانه برچیده شد. از طرف دیگر مصرف فراوان و نیاز به استفاده از گوجه‌فرنگی و رب آن در طول سال، زمین محدود باغچه خانه هم جوابگو نبود. و کار کاشت خرید و فروش و مخصوصاً فرآوری آن به‌صورت حرفه‌ای جداگانه درآمد و در چرخه اقتصاد جایی به‌نام آن ثبت شد. 
 
کشاورزی گوجه‌فرنگی در شمال و جنوب 
در ایران امروز، حدود 140 هزار هکتار زمین در کشت گوجه‌فرنگی می‌رود. مدیریت کشاورزی کوشیده در تمام سال مردم گوجه‌فرنگی داشته باشند. از خرداد تا مهرماه زمین‌های شمال و مرکزی و از اواخر آبان تا اوایل فروردین‌ماه در جنوب و نقاط گرمسیر کشت گوجه‌فرنگی داریم و در مجموع بیش از یک میلیون نفر از کشاورز و مزرعه‌دار تا سیستم حمل و نقل و کارکنان میادین و فروشگاه‌های میوه و تره‌وبار در تولید و خرید و فروش و فرآوری گوجه‌فرنگی اشتغال دارند. این وضعیت امروز است که حمل و نقل با وفور جاده‌های شوسه، راه‌آهن و حتی باربری هوایی و... به دوستداران این سبزی یا میوه یا هرچه که شما طبقه‌بندی کرده باشید امکان می‌دهد بتوانند تازه‌خوری گوجه‌فرنگی داشته باشند. در این زمینه برنامه‌ریزی‌های دقیق و حساب شده‌ای وجود دارد تا در روز چین زمین‌های جیرفت و جعبه‌زنی و حمل با کامیون یا قطار، صبح روز بعد کف میدان‌های میوه و تره‌بار تهران گوجه‌فرنگی شاداب عرضه شود. گوجه‌فرنگی از معدود اقلام کشاورزی است که عمر بعد از چینش خیلی کم دارد و در بهترین شرایط نگهداری به 5 روز هم نمی‌رسد. اما قبل از این امکانات مردم چه‌طوری گوجه‌فرنگی می‌خوردند؟ 
 
کسی را می‌شناسید که گوجه‌فرنگی نخورد؟
علاقه به گوجه‌فرنگی همه گیر و فراگیر است. یعنی امکان ندارد شما کسی را گیر بیاورید که در وعده‌های غذایی روزانه‌اش اصلاً گوجه‌فرنگی نخورد، پرویزخان ساندویچی چهارراه امیراکرم می‌گوید: پیش می‌آید مشتری از ما بخواهد در ساندویچش گوجه‌فرنگی نگذاریم، اینها از گوجه‌فرنگی مانده و لهیده و ترش بدمزه خاطره بدی دارند ولی همین مشتری‌ها از سس گوجه‌فرنگی استفاده می‌کنند و اگر اطمینان داشته باشند که ما فقط از گوجه‌فرنگی تازه و شاداب استفاده می‌کنیم و با چشم خود ببینند آنچه ما لای نان ساندویچ می‌گذاریم تمیز و تازه است اعتراضی ندارند. آنچه که مسلم است و هرکسی می‌تواند با نظرسنجی از اطرافیان خود نتیجه بگیرد این است که اکثریت قاطع مردم ما میانه‌شان با گوجه‌فرنگی خوب است و یکی از انواع بهره‌وری از گوجه‌فرنگی سیخ کباب، رب، سس و یا گوجه‌ شور در ترشیجات مورد استفاده‌شان قرار می‌گیرد. یکی از اقلام شهرت‌آور برندهای صنایع غذایی در دو سه دهه اخیر فرآوری گوجه‌فرنگی است. دلپذیر، یک و یک، آتا، دلوسه، سحر همدان و اخیراً روژین کرمانشاه و ده‌ها تولیدی دیگر با آنچه که از گوجه‌فرنگی می‌سازند بازار پر رونق و پرفروشی دارند، که اقلام دیگر تولیداتشان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. 
 
نقش گوجه‌فرنگی در اعصاب و روان 
یک وقت فکر نکنید که مردم ایران در این 100 سال اخیر چنین شیفته گوجه‌فرنگی شده‌اند، در پاریس، هتل نیکو سرآشپزی دارد که به‌خاطر سوپ گوجه‌فرنگی و سوپ پیاز شهرت دارد. پروفسور هاملت هوسپیان پژوهشگر عادات غذایی مردم جهان بر این باور است که عموم مردم جهان، سیاه و سفید و زرد و در هر شرایط جغرافیایی گوجه‌فرنگی را دوست دارند، این یک قلم سبزی یا میوه که سرشار از «لیکوپن»، «کاروتن» «آنتی سیانین» و آنتی‌اکسیدان‌های دیگر و مؤثر در کاهش ریسک سرطان سینه، سروگردن در خانم‌ها و کاهش ریسک سرطان پروستات در آقایان، محبوب‌ترین غذای شناخته شده امروز مردم جهان است. مهمترین چاشنی سالاد برای رژیمی‌هاست. در بعضی از گزارش‌های پزشکی آمده که مصرف متعادل گوجه‌فرنگی در کاهش بیماری‌های مخرب اعصاب مؤثر بوده و آدم‌های بد غذا به‌خاطر اثر دارویی گوجه‌فرنگی به آن روی خوش نشان می‌دهند. در روانشناسی تغذیه ثابت شده گوجه‌فرنگی به‌خاطر رنگ، طعم، مزه و اثر مفید در روحیه و روان یک مکمل تغذیه سالم بوده و بسیاری از ابتکارهای آشپزی با کمک گوجه‌فرنگی صورت گرفته است. 
 
مراسم خداحافظی با گوجه‌فرنگی 
در بعضی از گزارش‌ها انواع گوجه‌فرنگی را به 7500 نوع ثبت کرده‌اند، به‌همین نسبت در میان اقوام مختلف  تنوع غذایی با گوجه‌فرنگی به‌وجود آمده. در خانواده‌های سنتی ایران آخرهای شهریور مراسم رب‌پزی مرسوم بوده و اصطلاحاً می‌گفتند مراسم خداحافظی با تازه‌خوری گوجه‌فرنگی، با رب‌های خانگی در فصل زمستان انواع آش‌ها و سوپ‌ها ساخته می‌شد، در سال‌های اخیر که فریزر در آشپزخانه‌ها ورود کرده، بعضی‌ها گوجه‌فرنگی رسیده شهریورماه را فریز می‌کنند و تا رسیدن و فراوانی گوجه‌فرنگی تازه، از این فریز شده‌ها به‌عنوان چاشنی، رنگ دهنده، طعم‌دهنده انواع غذاها، مخصوصاً آبگوشت و قیمه استفاده می‌شود، در نمین آذربایجان گوجه‌فرنگی را به‌صورت درسته با فلفل‌های دلمه‌ای و سیر ترشی شور درست می‌کنند.  در بعضی از روستاهای دماوند گوجه‌فرنگی را به نخ کشیده و خشک می‌کنند تا ماندگاری بیشتری داشته باشد. در یک میهمانی بزرگ و در جمع خانوادگی وقتی بحث گوجه‌فرنگی پیش آمد، خانم ملیحه نمدچیان ادعا کرده که با آب، رب و گوشت خشک شده گوجه‌فرنگی موفق شده 27 نوع غذا بپزد، ورقه گوجه‌‌فرنگی روی شامی با سیب‌زمینی خام یکی از ابتکارات او بوده و در هیچ‌یک از میهمانی‌ها، برگشتی به آشپزخانه نداشته است. 
 
درخشش صنعت غذا با گوجه‌فرنگی 
تمام آنچه که درباره گوجه‌فرنگی به‌طور مختصر در این گزارش آمده با رونق گرفتن صنایع غذایی دگرگون شد، بازدهی متوسط 3/27 تن در هکتار، کشاورزی آن را به صرفه کرده و صدها کارخانه تولیدی صنعت غذا مشتریان این محصول شده‌اند، کشاورزان ایالت کالیفرنیا 90 درصد نیاز ایالات متحده آمریکا و 35 درصد نیاز جهانی گوجه‌فرنگی را به‌خود اختصاص داده‌اند. تولید گوجه‌فرنگی ایران از سال 1961 تا سال 2007 چهار برابر شده و کشت گلخانه‌ای این محصول در سال‌های اخیر به‌صرفه شده و مدیران هوشمند صنایغ غذایی کشورمان در یکی دو دهه اخیر موفق شدند تمام نیاز خانواده‌ها به گوجه‌فرنگی را در طول سال تأمین کنند. بسیاری از روش‌های سنتی فرآوری و نگهداری گوجه‌فرنگی منسوخ شده، دیگر نه کسی گوجه‌فرنگی را قاچ کرده در پشت‌بام خشک می‌کند و نه خانواده‌های شهری با آن همه زحمت رب می‌پزند. اکثر تولیدکنندگان صنایع غذایی مثل «روژین» آب گوجه‌فرنگی را هم بسته‌بندی کرده و در اختیار بازار گذاشته‌اند. نقش اقتصادی و تجارت گوجه‌فرنگی چنان رونقی گرفته که کارخانه‌های فرآوری در کنار مزرعه‌های بزرگ احداث شده، بعد از چین، از مزرعه مستقیم به کارخانه می‌رود و انواع فرآوری شده با ماندگاری بالا به تمام بازارهای ایرانی حتی جهان صادر می‌شود. ارزش صادرات گوجه‌فرنگی در سال 1391 از فروش 98000 تن 157 میلیون دلار بوده است. 
(شماره 55 مجله اقتصاد سبز)

بستن

به ما بپیوندید

عضویت در خبرنامه