هدر

چرا نوبرانه‌ها گرمی فروخته می‌شوند؟ برای این‌که یک کیلو 80 یا 100 هزار تومان مشتری‌پران است

نوبرانه‌ها، چشم‌نواز، روح‌نواز، جیب نواز تجارتی با سودهای وسوسه‌کننده ولی زودگذر

گروه گزارش «اقتصاد سبز»/ یحیی امیری: در بازار داغ نوبرانه‌ها همه سود می‌برند حتی باغدارها‌ اما نه به اندازه مغازه‌های میوه‌فروشی که مشتری‌های گلچین دارند و با ایمیل خبر می دهند که گرمک ورامین آمده، چند تا دونه، فقط برای شما! زغال‌اخته و قطره طلا نوبرانه‌های گران بازار میوه فروشی است؛
گروه گزارش «اقتصاد سبز»/ یحیی امیری: در بازار داغ نوبرانه‌ها همه سود می‌برند حتی باغدارها‌ اما نه به اندازه مغازه‌های میوه‌فروشی که مشتری‌های گلچین دارند و با ایمیل خبر می دهند که گرمک ورامین آمده، چند تا دونه، فقط برای شما! زغال‌اخته و قطره طلا نوبرانه‌های گران بازار میوه فروشی است؛
 اما این بازار دوام ندارد کوتاه‌مدت است و مشتریانش در سفرهای توریستی و گذری دیده می‌شــونـد ،نه همــه‌جـــا و همـه مکـان‌هـا / زمان نوبرانه چینی زمان سودجویی و سودبری غیرمتعارف است، هرچه میوه کال و نارس را وارد بازار می‌کنند که ارزش غذایی ندارد و فاقد ارزش ویتامین است اما باز هم مشتری دست به نقد دارد. باغدارها کال چینی را دوست ندارند می‌گویند درخت قهر می‌کند و بارش را می‌ریزد. نوبرانه یعنی چه؟ نوبرانه فروش، نوبرانه بیار، نوبرانه بخر، نوبرانه چین، نوبرانه ساز و ... شما نمی‌دانید یعنی احتمالاً نمی‌دانید با این عناوین و لغت‌ها آشنایی، ندارید، احتمالاً آشنایی ندارید، خیلی‌ها آشنایی ندارند. از میان 17 نفر از همکاران مجله‌مان «اقتصاد سبز» جز فواد فاروقی قدیمی‌ترین و مسن‌ترین عضو تحریریه مان هیچکس به‌طور کامل درباره این عناوین اطلاعات درستی نداشت، یک چیزهایی به گوششان خورده و لغت آشناست. تازه آقای فاروقی که با پسر «اکبر مشدی» بستنی‌ساز معروف در دارالفنون و دبیرستان مردمی همکلاس بوده و حالا هم در پیرانه سری دیدارهای نامنظمی با هم دارند وقتی پرسش ما را شنید لبخند به لب آورد و گفت: 
نوبربهاره بستنی، خوش مزه دارم بستنی 
او که در دو دهه اخیر به‌خاطر نوشتن داستان‌ها و رمان‌های تاریخی ده‌ها جلد کتاب چاپ کرده، تصویری می‌دهد از بستنی فروش‌های دوره‌گرد که از اواخر اردیبهشت و اوایل خرداد سرکوچه‌ها، خیابان‌ها و میادین پرتردد محله‌های قدیمی تهران به آواز می‌خواندند: نوبر بهار آوردم، هل و گلاب آوردم، بستنی، بستنی ...  و درباره چهارچرخه‌های طوافی دوره‌گردهای بستنی‌ساز و بستنی‌فروش خاطره‌ها و داستان‌ها تعریف می‌کند. در میدان میوه و تره‌بار بزرگ جلال آل احمد همین سؤوال را از بیش، از 12 نفر غرفه‌دار و کارگر غرفه مطرح کردیم، جوان‌ها که لبخند زدند و گفتند این چیزها مال قدیم بوده، حالا که در زیربرف و سرما هم ما توت‌فرنگی داریم و یکی دو نفر از غرفه‌دارهای قدیمی گفتند: 
اگر سازمان میادین قیمت مناسب بدهد ما از هفته اول فروردین چغاله بادام و باقالی کاشان می‌آوریم، نوبرانه‌ها را مغازه‌دارها خوب می‌فروشن، اونا دستشون بازه، کنترل قیمت نداره. 
مرحوم ابوالقاسم انجوی شیرازی پژوهشگر فرهنگ مردم گفته است: نوبرانه خوری بخشی از تفریح و فرهنگ زندگی ما ایرانی‌هاست، اول بهار آغاز نوبرانه‌هاست و مهمترین بازار نوبرانه فروشی مغازه‌های سرچشمه و بعدها استانبول که تهرانی‌ها می‌گفتند اسلامبول، از همان روزهای اول و دوم عید نوروز چراغ زنبوری نوبرانه فروش‌ها روشن می‌شد، خانم‌ها و آقایان اعیان و اشراف همراه درشکه‌چی‌شان برای خرید نوبرانه به مغازه‌های خیابان سرچشمه سر می‌زدند. نوبرانه‌ها گران بود اما خوردنش کیف و مزه‌ای دیگر داشت، در دهه 30 که اکثر اعیان تهران به‌جای درشکه اتومبیل کرایسلر و شورلت داشتند همراه شوفرشان به این محله و خیابان استانبول می‌آمدند تا ببینند نوبرانه چی‌ آمده. در کنار فروشگاه بزرگ حسن‌زاده (از اولین فروشگاه‌های بزرگ تهران قدیم) حاج حسن افجه‌ای نوبرانه فروش با سلیقه‌ای بود و مشتری‌های خاص داشت، اولین چین گرمک و طالبی و گوجه‌سبز و چغاله بادام وارد مغازه حاج آقا حسن افجه‌ای می‌شد. خیلی‌ها برای تماشا از کنار این مغازه رد می‌شدند. گرمک و طالبی که می‌آمد عطرش به مشام می‌رسید. نوبرانه‌ها را به قیمت خوب از باغدارها می‌خرید و به قیمت خوب به مشتری‌های خاص خود می‌فروخت. نوبرانه خوری آداب داشت، خانم‌های با تجربه، هرچه نوبرانه به خانه می‌آمد به لب و دهن بچه‌های کوچک، حتی نوزادان می‌گذاشتند، مخصوصاً گرمک و طالبی، کمی از آبش به دهن نوزاد می‌گذاشتند. 
این‌ کارها بخشی از فرهنگ زندگی مردم بود. 
 
نوبرانه در کشاورزی گلخانه‌ ای 
این سال‌ها نوبرانه خوری از حالت آرزو و ایده‌آل و اشرافیت درآمده، یعنی همه مردم به برکت کشاورزی گلخانه‌ای خیلی زودتر از ایام قدیم دستشان به میوه‌های نوبرانه می‌رسد مثلاً در دید و بازدیدهای نوروزی، روی میز پذیرایی در کنار شیرینی و آجیل توت‌فرنگی و گوجه سبز هم دیده می‌شود. به روایت حاج حسن افجه‌ای: یکی از نوبرانه‌های پُر مشتری ما خیار بود که از راه‌های دور به تهران می‌رسید. حمل و نقل بار به روانی امروز که نبود، برداشت‌های نوبرانه هم خیلی محدود بود. قیمت‌ها به نسبت آن زمان خیلی بالا بود. یادم هست در سال 33 و 34 خیار عددی 5 قران (ریال) می‌فروختم و مشتری‌های خاص ما توان خرید آن را داشتند، اکثر مردم که تازه از زیر کرسی بیرون آمده یا کرسی خانه‌شان را تازه جمع کرده بودند می‌آمدند تماشا می‌کردند. یا اگر روی‌شان می‌شد خیار یا طالبی را به‌دست می‌گرفتند و بو می‌کردند. واقعیت این است که میوه‌های آن زمان، همه‌شان عطر داشتند و باغدارهای قابل (کاربلد و با تجربه) تبحری در کاشت و برداشت داشتند، به زمین خوب رشوه می‌دادند و هر روز با دقت بوته‌ها را سرکشی می‌کردند. 
 
نوبرانه‌های در دسترس 
نوبرانه‌ها همه دور از دسترس نبود، باقالی سبز در برداشت انبوه فقط در اختیار مغازه‌دارهای لوکس میوه فروشی نبود، حتی دستفروش‌ها هم بساط باقالی پخته داشتند، مثلاً روز سیزده‌ به‌در (سیزدهم فروردین) هر جا که خانواده‌ها روی زمین زیلو یا گلیم پهن می‌کردند و جاهای شلوغ مثل زمین‌های دولاب (خیابان خراسان) یا زمین‌های سلطنت‌آباد (پاسداران) که برّ و بیابان بود و نزدیک تهران، باقالی‌فروش‌ها بازار پررونقی داشتند، مردمی که برای گردش و تفریح از خانه بیرون زده بودند برای 5 قران یا یک تومان خرید یک بشقاب 5 نفره باقالی خست به خرج نمی‌دادند. در میان نوبرانه‌هایی که از اول فروردین وارد بازار می‌شد باقالی ارزان‌ترین و گوجه سبز و چغاله بادام گران‌ترین بود. 
ولی مشتری داشت، مردم دوست داشتند حتی با قیمت بالا و غیرمتعارف، نوبرانه بخرند و بخورند، پدر و مادرهایی که دستشان به دهنشان می‌رسید خاصه خرجی هم می‌کردند تا بچه‌ها نوبرانه بخورند. بچه‌ها عاشق گوجه‌سبز بودند، حالا هم هستند، با این تفاوت که نوبرانه‌خوری حالا دیگر جزو آرزوهای بزرگ بچه‌ها نیست، خیلی هم کم و محدود نیست، تقریباً همه جا می‌شود اجناس نوبرانه دید و خرید، در میادین اگر وارد شود قیمت در توان همه است. 
 
همه میوه‌ها نوبرانه دارند 
نوبرانه‌خوری در زمان‌های دور، قدیم یکی از بهترین و لذت‌بخش‌ترین حتّی می‌شود ارضا کننده‌ترین حالت روانی آدم‌ها در خوردن است، همه باغداران در همه نقاط کشور نمی‌توانند چین نوبرانه داشته باشند، این بستگی به هوا و دمای منطقه کشاورزی دارد مثلاً باقالی کاشان همیشه زودتر از باقالی گیلان وارد بازار می‌شود، چون هوا و دمای این دو منطقه با هم فرق دارد، نوبرانه‌ها گران است و سودده، ولی هر کشاورزی نمی‌تواند میوه نوبرانه وارد بازار کند، علاوه بر آب و هوا و دما، مهارت باغبان و زمین‌دار هم شرط است کی بکارد، چگونه به‌ زمین رشوه بدهد، تحت هر شرایطی یک روز هم از مراقبت کوتاهی نکند، سرکشی روزانه آنهم سرکشی با دقت و حواس جمع یکی از ملزومات تولید نوبرانه است. درخت گوجه‌سبز که گاه تا 40 کیلو بار می‌دهد در چین اول ممکن است به اندازه 100 گرم برداشت داشته باشد. حاج حسن افجه‌ایمی‌گوید: گاه در یک باغ مثلاً 5 هکتاری گوجه سبز در اولین برداشت نمی‌شود بیشتر از 2 یا 3 کیلو بار برداشت کرد. گرچه قیمت فروش بالا است اما خیلی هم زحمت دارد. برای همین 2 یا 3 کیلو باید تمام درخت‌ها را برای چین سرکشی کرد. 
 
نوبرانه خورده دل درد گرفته 
علی‌رغم میل شدید به نوبرانه خوری ترس شدید هم از عواقب نوبرانه خوری وجود داشت که حالا هم کم و بیش وجود دارد و آن دل درد و عوارض گوارش از نارس بودن میوه‌هاست. 
کارشناسان تغذیه بر این باورند که هیچ میوه نارس را نباید خورد چون فاقد ویتامین است و علاوه بر آن، اختلالات فوری در دستگاه گوارشی به‌وجود می‌آورد. از آنجا که میوه‌های نوبرانه پرسود است باغبان‌های غیر حرفه‌ای و بدون تجربه برای سود بیشتر، چین پیش از رس می‌کنند و مشکلاتی برای همه خورندگان آن میوه، مخصوصاً بچه‌ها به‌وجود می‌آورند، برای همین، والدین بچه‌ها را از نزدیک شدن به بساط نوبرانه فروش‌ها می‌ترسانند: 
«مبادا گوجه سبزبخوری، دل درد می‌گیری و می‌میری!» 
البته کمتر کسی از دل درد مرده ولی بدون شک، گرفتاری‌هایی که میوه‌های نارس در دستگاه گوارش به‌وجود می‌آورد شاید کمتر از مردن نباشد. علاوه بر آن میوه‌های نوبرانه که معمولاً نارس چیده می‌شود از لحاظ بهداشتی هم برای مصرف آن پرهیزهایی داده می‌شود. معمولاً نوبرانه‌ها هوسانه است، چشم می‌بیند و مجذوب رنگ‌ها می‌شود و شتاب برای خوردن، میوه‌هایی که مخصوصاً در این سال‌ها به‌خاطر سموم شیمیایی که بدون تردید عموماً دارند و شسته نشده، کنار خیابان خورده می‌شوند ترساندنش خیلی هم بد نیست. 
 
 
میوه‌های نوبرانه در هر فصل 
باور عمومی این است که میوه‌های نوبرانه خاص فصل بهار است چون انسان پس از طی گذران فصل سرد (آغاز بهار) ناگهان چشم به رنگ‌های شاداب مخصوصاً سبز که چند ماهی از تماشای آن محروم بوده دل می‌بندد. مشهورترین و عام‌ترین این میوه‌ها گوجه‌سبز و چغاله بادام است، اما واقعیت این است که با تغییر هر فصل میوه‌های نوبرانه جای خود را به دیگری می‌دهند، مثلاً اگر فصل بهار گوجه‌سبز باب میل است اواخر پاییز جایش را به پرتقال و نارنگی می‌دهد که آن هم نارس بودنش و برداشت پیش از موعد گرفتاری‌های خود را دارد. توت‌فرنگی یکی از میوه‌هایی است که کمتر کسی ممکن است میل به خوردن آن نداشته باشد.
 این میوه در خانواده توت‌ها جایگاه ویژه‌ای دارد اما مثل هر خوراکی که بیش از حد در چرخه سوددهی و فرصت‌طلبانه عرضه می‌شود عوارض سلامتی‌اش قطعی است. بد غذاترین بچه‌ها، توت‌فرنگی را دوست دارند اما می‌دانیم که برای زود بار آوردن بوته‌ها از انواع مواد شیمیایی استفاده می‌شود که بعضی‌ها بسیار خطرناکند، توت‌فرنگی از معدود میوه‌هایی است به توصیه پزشک گوارش، بدون شستن کامل نباید خورد. به‌طور کلی خوردن نوبرانه‌ها در هر فصلی لذت‌بخش است اما اگرهایی هم دارد، نارس‌ بودن، آلودگی‌های میکربی و... از عوارض اجتناب‌ناپذیر مصرف این نوبرانه‌های خطرناک است. 
 
بی‌قرار شدن در برابر نوبرانه‌ها 
دکتر نصیر دهقان، پزشک و پژوهشگر طب سنتی بر این باور است که نوبرانه‌های بهار مثل توت‌فرنگی، گوجه‌سبز، زغال اخته به‌خاطر «آنزسیانین» خواص دارویی دارند اما اگر در خرید آن دقت شود و نکات بهداشتی لازم کاملاً رعایت 
شود.  نکته مهم درباره تمامی نوبرانه‌ها از منظر بازار، سودآوری آن است برای همین دلالی در این بخش حالت ویژه دارد، زمان به سرعت می‌گذرد، درختی که در اوایل فروردین روزی 100 گرم گوجه‌سبز دارد اواسط خرداد به روزی 5 کیلو هم ممکن است برسد، بنابراین در عرضه زیاد قیمت‌ها خود به‌ خود پایین می‌آید، برای همین است دلالان خبره و با تجربه وقتی سرباغ می‌روند و با چشم‌انداز می‌خواهند قیمت‌گذاری کنند اول از همه به وضعیت سردرختی‌ها و بوته‌ها دقیق می‌شوند تا بدانند چقدر و به مقدار از آن را می‌توان به‌صورت نوبرانه وارد بازار فروش کرد. دکتر حسن حسین‌نژاد در گفت‌وگو با ما به نکته جالبی اشاره می‌کند: 
«صنایع غذایی؛ پیشرفت چشمگیری داشته، مخصوصاً آنچه در دو سه دهه اخیر در ایران اتفاق افتاده مشکل تنوع غذایی را حل کرده، حالا به برکت کنسروسازها در تمام ایام سال ما باقالی پخته داریم هرکس در هر ایام از سال که هوس باقالی بکند می‌تواند یک قوطی بهداشتی آن را بخرد و با خیال راحت بخورد اما مسأله در این است که نمی‌توان هرکسی را به‌طور کامل وادار به خوردن باقالی کنسروی کرد، مخصوصاً در اوایل کار که سینی باقالی در پیشخوان اکثر مغازه‌های اماکن گردشی خیلی‌ها را بی‌قرار می‌کند.» 
 
شتاب در گرمی کردن چین و فروش نوبرانه‌ها 
چغاله بادام کیلویی 40 تا 50 هزار تومان، گوجه‌سبز کیلویی 30 هزار تومان، طالبی کیلویی 60 هزار تومان، توت‌فرنگی کیلویی 80 هزار تومان و... البته این قیمت‌های عمده فروشی‌هاست رشد نجومی قیمت نوبرانه‌ها خود دست‌اندرکاران را هم متوجه کرده که از توان خرید اکثریت قاطع مردم خارج است.  اگر مثل ما دقت کرده باشید فروشندگان میوه و تره‌بار، حتی دست‌فروش‌های دوره‌گرد به برکت انواع وسایل بسته‌بندی، نوبرانه را گِرمی می‌فروشند، تابلوی توت‌فرنگی کیلویی 80 هزار تومان به اصطلاح خود کاسب‌ها، مشتری‌پران است اما وقتی 100 گرم در بسته‌ای ظرفیت زیر سلفون قرار گیرد به 9 یا 10 هزار تومان یا 5 عدد زردآلو در یک کیسه نایلنی گِرمی مشتری فریب است، این ترفند در هر فصل بازار نوبرانه‌ها، مخصوصاً در بهار که نوبرانه‌ها جمع و جور و ظریف هستند کاربردی است. بعضی از میوه‌فروشی‌ها (مثلاً میوه‌ فروشی کنار داروخانه میدان فردوسی) که تجربه زیادی در نوبرانه فروشی دارد از ترفند عددی و دانه‌ای استفاده می‌کند، اگرچه این میوه‌فروش به‌خاطر سوابق طولانی در عرضه بهترین و با کیفیت‌ترین میوه‌ها برای مشتریان خاص خود آشناست اما در مقابل قیمت‌های به اصطلاح نجومی دانه‌ای و عددی کردن از نظر روانشناختی مشتری، کارآیی بهتری دارد.  این را حالا دیگر همه پذیرفتند که نوبرانه‌ها زمان دارد و تاریخ مصرف، بنابراین نباید نسبت به قیمت‌ها خیلی هم حساس شد. 
 
فروش بیشتر با بازی در وزن و ارقام 
بازار شیرین نوبرانه ازاوایل فروردین‌ماه هر سال داغ‌ داغ و به اصطلاح حالت فروش مثقالی دارد و هنوز به خرواری نرسیده تا وقتی که تولید انبوه با کامیون از در باغ بیرون نرود، تا وقتی که حداکثر چین گیلاس، زردآلو یا آلبالو از 3 کیلو و 5 کیلو و 10 کیلو بیشتر بشود، و از بابت قیمت‌گذاری نظارتی در کار نباشد، البته این جور بازارهای فصلی گذرا و نظارت‌پذیر نیست به این دلیل که نوبرانه خرها و نوبرانه خورها خودشان می‌دانند آنچه می‌خرند هنوز به برداشت انبوه نرسیده و برای همین باید پول زیادی بدهند و جنس وزنی کمتری بخرند، قیمت‌ها گاه سرگیجه‌آور می‌شود. یکی از میوه‌فروشی‌های قدیمی تهران، میوه‌فروشی نبش کوچه طبس خیابان فردوسی و از نوبرانه‌فروشی‌های دست‌کم 50 سال پیش در سینی میوه نوبرانه تابلوی درشت نصب کرده و قیمت نوشته مثلاً روی سینی توت‌فرنگی رقم 5 هزار تومان درشت و زیر آن کمی ریز یا گاهی خیلی ریز نوشته 250 گرم یا 200 گرم یا 150 گرم، مشتری نوبرانه خور وسوسه شده با تماشای ظرف زیبای توت‌فرنگی یا کمی بعدتر گیلاس یا زردآلو با دیدن رقم درشت 5 هزار تومان فوری به این نتیجه می‌رسد (یعنی مغزش فرمان می‌دهد) که برای این رقم خرید توان دارد و جیبش جواب می‌دهد، ولی لحظه‌ای بعد، پای ترازوی دیجیتال چشمش به وزن می‌خورد دیگر از صرافت انصراف افتاده است، 5 هزار تومان برای 150 گرم؟ خوب چه می‌شود کرد نوبرانه است دیگر، از قدیم هم قیمت نوبرانه‌ها بالا بوده البته نه تا این حد، کسی میوه کیلویی 50 هزار تومان به‌خاطر نمی‌آورد. اما واقعیت این است که اسکناس (ببخشید چک پول) 50 هزار تومانی هم در دست همه‌کس، نبود. 
 
جشنواره میوه‌های نوبرانه کشاورزان مشکات 
بهمن کاظمیان شهردار شهر مشکات کاشان اوایل سال 94 در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری ایرنا خبر از برگزاری جشنواره‌ای برای میوه‌های نوبرانه داده است، او گفته: «سطح زیر کشت میوه‌های نوبرانه شهر مشکات باقلا 100 هکتار، قیسی 60 هکتار، گوجه سبز 10 هکتار ، چغاله بادام یک هکتار و شوید  200 هکتار» همه اینها در زمین‌های مشکات 20 کیلومتری کاشان، 60 کیلومتری قم و 220 کیلومتری تهران و در زمین‌های گرم کاشت می‌شود. مشکات از معدود شهرهای ایران است که به‌خاطر برداشت زودهنگام محصولاتش، سودآوری کشاورزان لذت‌بخش است. مخصوصاً در مورد باقالی که مردم تهران عموماً به تازه‌خوری آن عادت دارند، باقالی مشکات را مردم با قیمت بالا می‌خرند چون باقالی پلوی روز سیزده‌بدر (13 فروردین) در زمین‌ها و پارک‌ها و اماکن باز تفریحی واقعاً خوردن دارد، باقالی‌پلو با باقالی تازه یک خوراک اشرافی است و از این مهمتر باقالی پخته عصرانه روز سیزده فروردین یکی دیگر از رسوم قدیمی و باورهای سنتی است که حتی درباره آن می‌گویند نوبرانه خوردن در این روز سلامتی می‌آورد. یعنی هرکس زودتر بتواند میوه و سبزی نوبرانه بخورد علاوه بر لذت بردن (حال) در آینده هم (یعنی در بقیه ایام سال) سلامتی اش تضمین شده است. کشاورزهای مشکات در تولید و به بازار فرستادن نوبرانه‌ها تجربه مفید دارند. 
 
همه میوه‌ها در همه فصول 
کسی که گوشه سبز یک من 3 قران در اواخر اردیبهشت‌ماه را زیاد می‌داند، سیری (75 گرم) یک تومان (البته حالا و در این دوران 10 هزار تومان) در اوایل فروردین قابل قبول. این بخشی از عادات و آداب اجتماعی مردم ما است که برای پرداخت قیمت‌های غیرمتعارف در آغاز فصل بهار سخاوت دارند و خیلی خست نشان نمی‌دهند. اما این عادات در این سال‌ها با آمدن میوه‌های وارداتی دستخوش اگر و اماهای فراوان شده. بعضی از دست‌اندرکاران میوه و کشاورزی با آگاهی از میل و علاقه عمومی مردم به نوبرانه خوری با میوه‌های وارداتی از این بازار سود می‌برند.  برای جازدن میوه‌های وارداتی به‌‌جای نوبرانه‌ها ترفندهای خیلی زیادی لازم نیست مگر این‌که خریدار ازخود بپرسد در ساوه با دمای بین صفر تا 10 درجه چگونه می‌شود طالبی کاشت و برداشت. برای همین کاسب‌های حرفه‌ای بازار مولوی روی سینی گوجه‌سبز یا چغاله‌ قید می‌کنند، «ایرانی، محلی، مال سرزمین خودمان». میوه‌خورهای حرفه‌ای با چشیدن طعم آشنای میوه‌های وطنی تشخیص می‌دهند که این محصول از کار کشاورزان خودمان است یا از سرزمین‌های دیگر آمده است. در ایام نوروز که مسافران زیادی به سفر خارج می‌روند دیده‌اند که میوه‌فروش‌های محدود بازار طلا و جواهر و عطارهای دبی با غرور و افتخار و خاطرجمعی تأکید دارند که این خیار سبز مال ایران است، عطرش را حس کنید. 
 
نوبرانه‌ها برای خوشحالی کشاورز 
بازار پرسود نوبرانه فروشی‌ها راضی و ناراضی زیاد دارد. در جریان تهیه این گزارش با چند باغدار قدیمی کرجی و شمیرانی و ورامینی به گفت‌وگو نشستم، حاج محمدعلی کفشدارزاده می‌گوید: این بازار پرسود خیلی ما را وسوسه کرده که سردرختی‌های کال و نارس را بچینیم و بفروشیم و سود ببریم، خریداران نمی‌دانند میوه‌های کال و نارس خوردن به بهانه نوبرانه برای معده ضرر دارد، میوه‌های کال نه تنها ارزش غذایی ندارد و فاقد ویتامین است برای دستگاه گوارش انسان هم مشکل‌آفرین است. برای من که کشاورزی در خانواده ما کار یک نسل و دو نسل نیست این نکته مهم است که کال چینی به درخت هم ضرر می‌زند ما درخت‌ها را مثل یک موجود جاندار نگاه می‌کنیم، معتقدیم همانطور که بچه نارس به‌دنیا بیاید به مادر آسیب می‌رساند میوه نارس چیدن هم درخت را از اذیت می‌کند، در طول این 60 سال که از درآمد سردرختی‌های باغ هشتگرد زندگی کرده‌‌ام هرگز حاضر نشدم با نارس چینی سودی ببرم. بعضی درخت‌ها محبت دارند و یکی دو میوه را زودتر خوردنی می‌کنند. به‌نظر من این یکی دو میوه برای دلخوشی باغبان و خانواده‌اش باید باشد نه این‌که قاطی چند کیلو میوه کال بشود و برود دکان میوه‌فروشی یا طَبَق دستفروش‌ها. ما این پول‌ها، این سودها را شیرین نمی‌دانیم، هرکسی از من و میوه نوبرانه بخواهد به اندازه یکی دو تا به‌صورت هدیه مجانی می‌دهم بخورند نوش جان‌شان اما چند کیلو و چند من و چند خروار ... هرگز راضی به چنین کاری نمی‌شوم. 
 
کلکسیون میوه‌های نوبرانه 
اگرچه صنعت غذا حالا دیگر هیچ میوه‌خوری را در هیچیک از فصول سال حسرت به دل میوه باقی نگذاشته و هرکسی با هر ذائقه‌ای هرچه که بخواهد می‌تواند در کلسیون صنایع غذایی بیاید اما کم نیستند افرادی که مزه تازه خوری را با هیچ چیز عوض نمی‌کنند، برای آنها خیار نوبرانه اصفهان با آن عطر و طعم خاص خودش چیز دیگری است.  برای اکثر مردم خوش ذائقه بهار وقتی از زمستان جدا می‌شود که زردآلو و قیسی و طالبی و گرمک یکی یکی از راه برسند. برای آنها که حساس‌ترند میوه نوبرانه هم باید تمام مزه‌ و خوش‌خوراکی میوه تابستانی را داشته باشد، اما از روزگاری که تازه خوری را باید در خردادماه تجربه می‌کردیم گذشتیم در زمستان هم تازه خوری خیار جیرفت را داریم، یا همین حالا (اواسط اسفند) توت‌فرنگی سرمیز پذیرایی اکثر خانواده‌های خوش خوراک دیده می‌شود، پروفسور ریچارد هیلمز کارشناس تغذیه که همسر ایرانی دارد می‌گوید: درباره ایرانی‌ها ما غربی‌ها عقیده داریم آدم‌های باهوشی هستند، چنان شامه تیز دارند که از عطر و طعم و حتی ظاهر میوه‌ها هم تشخیص می‌دهند که این میوه تازه چین است یا سردخانه‌ای، در باغ و هوای تازه رسیده یا در گلخانه، گرچه اکثر خانواده‌ها از همین محصولات گلخانه‌ای استفاده می‌کنند اما راضی نیستند، از نظر آنها میوه‌ها دوست داشتنی وقتی خوردنی و لذت‌بخش می‌شود که به‌طور طبیعی رشد کرده باشد برای همین کلکسیون میوه‌های تابستانه، چیز دیگری است. در هیچ‌جای دنیا مردم مثل ایرانی‌ها برای تازه خوری و به اصطلاح خودشان نوبرانه خوری پول سنگینی نمی‌دهند البته اگر میوه‌های نوبرانه هم از سر درخت باغ‌های هوای آزاد چیده شود ایرانی‌های قدیم گوجه‌سبز نوبرانه را با هسته‌اش می‌خورند و کیف می‌کنند. 
 
(شماره 57 مجله اقتصاد سبز)

بستن

به ما بپیوندید

عضویت در خبرنامه