هدر

در میزگرد تخصصی «اقتصاد سبز» با اعضای هیأت مدیره انجمن صنایع لبنی اعلام شد؛

تغییر نظام قیمت‌گذاری عامل جهش صنایع لبنی

نوشین جمشیدی: صنعت لبنیات، به‌عنوان تأمین کننده غذای سلامتی جامعه همواره در همه دولت‌ها از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بوده و حمایت‌هایی خاصی را نیز متوجه خود دیده است. اما متأسفانه نگاه بخشی‌نگری در این صنعت باعث شده تا در طول سال‌های گذشته همواره کشمکش‌های بسیاری میان دامداران زحمتکش و فعالان صنایع لبنی وجود داشته باشد و این فضا متأسفانه با حمایت یکجانبه از دامدار و افزایش نرخ شیرخام و از طرف دیگر ممانعت از افزایش قیمت محصولات لبنی معضلات بسیاری را برای این تولیدکنندگان با کمترین حاشیه سود فراهم کرده است. 
نوشین جمشیدی: صنعت لبنیات، به‌عنوان تأمین کننده غذای سلامتی جامعه همواره در همه دولت‌ها از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بوده و حمایت‌هایی خاصی را نیز متوجه خود دیده است. اما متأسفانه نگاه بخشی‌نگری در این صنعت باعث شده تا در طول سال‌های گذشته همواره کشمکش‌های بسیاری میان دامداران زحمتکش و فعالان صنایع لبنی وجود داشته باشد و این فضا متأسفانه با حمایت یکجانبه از دامدار و افزایش نرخ شیرخام و از طرف دیگر ممانعت از افزایش قیمت محصولات لبنی معضلات بسیاری را برای این تولیدکنندگان با کمترین حاشیه سود فراهم کرده است. 
جهت اطلاع از آخرین وضعیت تولید و صادرات صنایع لبنی پای صحبت‌های اعضای هیأت مدیره انجمن لبنی ایران نشستیم و در میزگردی که با حضور رضا باکری دبیر انجمن، میراسلام تیموری، رییس هیأت مدیره انجمن (قائم مقام مدیرعامل شرکت «تین دامداران»)، غلامرضا انزابی‌پور، عضو هیأت مدیره (شرکت کاله)، محمد فربد، عضو هیأت مدیره (شرکت رامک شیراز)، دکتر وحید مفید، رییس کمیته فنی انجمن   (شرکت افراشیر باختر)، مسهود نواده بابالی، بازرس انجمن (شرکت عصریکتا پیمان) و امیرحسین صفری، عضو هیأت مدیره (مدیرعامل مانیزان) به کالبدشکافی تأمین شیرخام، تولید، واردات مواد اولیه و صادرات پرداختیم که  ماحصل آن در ادامه می‌آید. 
 
صنعت لبنیات به‌رغم اهمیت استراتژیکی که دارد، اما همواره در کشور ما با چالش‌های بسیاری روبه‌رو است. از کمبود و کیفی نبودن شیرخام گرفته تا قیمت تمام شده بالای شیرخام همواره کشمکش‌های بسیاری   میان دامداران و صنایع لبنی پدیدار کرده و از سوی دیگر نبود حمایت‌های دولتی از این صنعت خاص بسان سایر کشورها و در کنار آن و شاید از همه مهمتر حاکم بودن اقتصاد دستوری و قیمت‌گذاری غیرمنصفانه مانع از استفاده کشور از ظرفیت‌های بالفعل این صنعت شده است. لطفاً آنالیزی درخصوص آخرین وضعیت این صنعت در سال 94 را تشریح کنید. 
باکری: صنعت لبنیات به‌دلیل دارا بودن تعداد بالای واحدهای فعال ذاتاً صنعتی رقابتی به‌شمار می‌رود و حتی به‌رغم مداخلات دولت در مقاطع مختلف چه در قیمت‌گذاری شیرخام و سایر مقررات هیچ‌گاه خاصیت رقابتی این صنعت زایل نشده و به‌عنوان وجهه غالب عملکرد بازار خود را به اثبات می‌رساند. از این رو به نفع دولتمردان است که برای رسیدن به آرمان توسعه اقتصادی کشور مزیت اصلی این صنعت یعنی رقابتی‌ بودن را مورد تعرض قرار ندهند و به عکس از آن حمایت کنند و اجازه دهند تا فعالان این صنعت از بعد تأمین مواد اولیه که با حضور یک میلیون و یکصد هزار دامدار در بخش دامپروری فعالیت می‌کنند و صنایع لبنی که حداقل 500 تا 600  واحد خریدار شیرخام دارند در فضایی رقابتی قرار داشته باشند، یعنی دولت از هرگونه قیمت‌گذاری در مواد اولیه و محصول نهایی خودداری کند. نکته دوم حایز اهمیت مبحث سلامت‌بخشی فرآورده‌های لبنی است که اصولاً از سال 1389 تا به امروز شاهد هیچ‌گونه افزایش رشد مصرف  سرانه سالانه نبوده‌ایم. 
 
در زمینه مصرف سرانه شیر در کشور آمارهای متفاوتی وجود دارد، میزان واقعی مصرف سرانه چه میزان است؟ 
فربد: دلیل این تفاوت‌های آماری، برداشت متفاوت در ارایه این مطلب است. 
برخی مراجع با توجه به مصرف محصول لبنی اظهارنظر می‌کنند، اما صحیح‌ترین روش این است که مصرف سرانه را بر مبنای شیرخام محاسبه کنند. 
هم‌اکنون حدود 10 درصد محصولات بر پایه شیر صادر می‌شود و مقادیری از این مقدار که کاملاً روشن نیست، اما به اعتقاد بنده حدود 5 درصد تبدیل به شیرخشک می‌شود که ممکن است در صنایع دیگر هم مورد استفاده قرار گیرد. 
در واقع بر مبنای آخرین آمار منتشر شده پس از محاسبه متوجه می‌شویم مصرف سرانه حدود 75 کیلوگرم است. 
مفید: اعتقاد دارم برای محاسبه مصرف سرانه لبنیات نباید 5 درصدی که در سایر صنایع مورداستفاده قرار می‌گیرد را لحاظ کنیم و تنها باید اقلام لبنی نظیر شیر، ماست، دوغ و... مبنای تعیین مصرف سرانه باشند. 
باکری: اعتقاد دارم بحث سلامت محور بودن تولیدات لبنی، افزایش مصرف سرانه شیر و لبنیات همواره باید یکی از ارکان حمایتی دولت قرار گیرد و در زمینه افزایش مصرف سرانه شیر تلاش کافی صورت گیرد. 
همین‌طور در رابطه با کیفیت محصولات تولیدی باید اهتمام لازم صورت پذیرد، چرا که کیفیت تولیدات لبنی نقش به‌سزایی در ارتقای مصرف سرانه دارد. از این‌رو پیشنهاد می‌شود استاندارد اجباری شیرخام در سطح دامداری‌ها پیاده شود تا تغییر و تحول بزرگی در بهبود شیرخام تحویلی به کارخانجات صورت پذیرد. 
در زمینه نظام قیمت‌گذاری فرآورده‌های لبنی هم باید در نظر داشت پس از انقلاب سال به سال این نظام تقویت شده است و در تاریخ 25 مرداد سال 89 مصوبه قیمت‌گذاری کالاهای تولید داخل ارایه شد که اعتقاد داریم این روش قیمت‌گذاری بیشتر مربوط به مقاطعی است که کمبود کالا وجود دارد و کارخانجات قادر به تولید انبوه نباشند. 
در سال 57 حدود 200 هزار تن شیرخام گاوداری‌های صنعتی قابل تحویل به کارخانجات وجود داشته و امروز تنها در بعد گاوداری‌های صنعتی این میزان به 3 میلیون و 750 هزار تن رسیده است و به‌نظر می‌رسد تولید شیر به 7/6 میلیون تن رسیده، البته این در حالی است که بر مبنای آمار وزارت جهادکشاورزی 8/8 میلیون تن شیر در کشور تولید می‌شود. 
در واقع صنعت لبنی اوایل انقلاب صنعتی نبود،به گونه ای که حتی قادر به تولید پنیر موردنیاز داخل نبود، اما امروز به مرحله‌ای از تکامل رسیده که در سال 93 حدود 640 میلیون دلار صادرات داشته و در سال 94 هم حجم صادرات به‌طور حتم کمتر از سال گذشته نخواهد بود. 
از سوی دیگر گشایش بازار روسیه چشم‌انداز بازار 500 میلیون دلاری را برای تولیدکنندگان صنایع لبنی گشوده است. 
در نهایت با توجه به فراوانی تولید و عرضه کالا باید روش قبلی که با شرایط کنونی منطبق نیست و کارخانجات را بی‌جهت در مظان اتهام گرانفروشی قرار می‌دهد را مورد اجرا قرار نداد. اعتقاد داریم برای تعالی صنعت لبنیات باید قوانین مربوط  به عرضه و قیمت‌گذاری صنایع لبنی تغییر کند و نظام قیمت‌گذاری عرضه و تقاضا جایگزین نظام فعلی شود. 
فربد: نکته مهم در این میان این است که به‌دلیل سیاست‌های نادرست در طول یک دهه گذشته مصرف سرانه لبنیات از 85 کیلوگرم به 75 کیلوگرم کاهش یافته است. 
همچنین تصورم این است که قیمت فرآورده‌های لبنی کماکان و مشابه دو سال گذشته در سال 95هم قطعاً کمتر از تورم خواهد بود. 
تیموری: متأسفانه وقتی قانون نظام عرضه و تقاضا مطرح می‌شود، تصور عده‌ای از آن برقراری نظام هرج و مرج است، در حالی‌که این دیدگاه به‌کلی نادرست است، چرا که این نظام هم درصورت اجرا قوانین مختص به خود را دارد. 
در این بخش دولتمردان هم به‌دنبال این هستند که افزایش مصرف سرانه لبنیات در کشور از طریق پایین نگاه داشتن قیمت‌ها محقق شود که این پیش فرض در ذات خودش با تضاد مواجه است، یعنی وقتی که امکان سودآوری حداقلی در این صنعت برآورده نشود چگونه انتظار افزایش ظرفیت تولید و تقاضا می‌تواند ایجاد شود. 
از این‌رو از دولتمردان درخواست داریم که صنعت متولی افزایش مصرف سرانه شیر شود که آن هم تنها از این راه محقق خواهد شد که صنعت سود منطقی و قابل رشد را خواهد داشت. 
نکته حایز اهمیت دیگر این‌که شرکت‌های صنایع لبنی در طول سال‌های اخیر به‌دلیل حاشیه سود پایین و یا زیان خود هیچ‌گاه امکان تبلیغ را برای مصرف‌کنندگان و آگاهی‌رسانی عموم از فواید این محصولات نداشته‌است. باید پذیرفت تا زمانی‌که مردم به اهمیت و جایگاه این محصول پی نبرند، هزینه لازم را برای آن تقبل نخواهند کرد. 
نکته دیگر این است که باید در نظر داشت تا زمانی‌که مدل همکاری صنعتگران لبنی با دامداران تعریف نشود و مدل برد- برد برای کارخانه‌های لبنی و دامداران تعریف نشود و مدل دخالت‌های مستمر دولت به اشکال مختلف حذف نشود این مدل‌ها روشی قابل توسعه نخواهد بود، لذا دولت باید با سعه‌صدر اجازه دهد این دو صنف یک مدل همکاری درازمدت برای خودشان تعریف کنند. 
مفید: اعتقاد دارم وقتی در خوشبینانه‌ترین حالت مصرف سرانه شیر 75 کیلوگرم است، در حالی‌که این میزان در دنیا 200 تا 300 کیلوگرم است نشان می‌دهد راه طولانی برای دستیابی به حد معقول وجود دارد. 
حتی در برنامه‌های توسعه‌ای کشور دستیابی به مصرف سرانه 165 کیلوگرم پیش‌بینی شده که نشان می‌دهد مصرف سرانه شیر و لبنیات هم‌اکنون نصف اهداف برنامه‌های توسعه‌ای کشور است. 
این شرایط در حالی است که کمبود ویتامین D براساس تحقیق وزارت بهداشت در برخی مناطق تا 90 درصد گزارش شده است و سن پوکی استخوان در کشور از 60 سال به 40 سال و حتی پایین‌تر رسیده است که همه اینها به مشکلات ناشی از سوء تغذیه و به‌خصوص کمبود مصرف شیر بر می‌گردد. برای حل مشکل در بخش لبنیات سه اهرم وجود دارد، یکی بحث فرهنگسازی، دیگری  دسترسی و سومین اهرم قیمت است. در زمینه فرهنگسازی باید در نظر داشت قبل از قیمت اطلاع‌رسانی به خانواده‌ها حایز اهمیت است. 
در واقع مصرف کننده باید بداند که در شرایط قیمتی یکسان، به‌سوی مصرف غذاهای سودمند گرایش پیدا کند. 
مقوله مهم دیگر دسترسی است که خوشبختانه امروز صنعت لبنیات در جایگاهی قرار گرفته که امکان در دسترس قرار دادن لبنیات با بهترین کیفیت را در اقصی‌نقاط کشور داراست. این شرایط در حالی وجود دارد که هم‌اکنون حدود نیمی از ظرفیت تولید صنایع لبنی خالی است. 
در مورد قیمت هم متأسفانه دولت برای پایین نگاه داشتن قیمت لبنیات تمام فشار را متوجه محصول نهایی و تولیدکنندگان لبنیات کرده است. این در حالی است که در هیچ نقطه دنیا اینگونه نیست و تلاش دولت‌ها در راستای کاهش قیمت تمام شده در همه مراحل تولید از ماده اولیه تا نهایی است. 
در این راستا باید دولت تلاش کند تا قیمت‌ تمام شده شیرخام را کاهش دهد و به نوعی از دامدار حمایت شود تا ماده اصلی و تعیین کننده در قیمت محصولات لبنی را کاهش دهد. 
این مسأله در تمام دنیا اتفاق می‌افتد، حتی اتحادیه اروپا تا تابستان امسال به دامدارانش برای تولید شیرخام ارزان یارانه پرداخت می‌کرده است. 
در نتیجه باید در نظر داشت که بحث کاهش قیمت تنها با اصلاح سیاست‌های وزارت جهادکشاورزی محقق خواهد شد. 
از سوی دیگر اگر دولت با فرهنگسازی و کاهش قیمت تمام شده بتواند مصرف سرانه شیر و لبنیات را بالا ببرد، هیچ‌گونه نگرانی وجود ندارد، چرا که ظرفیت‌های تولید 10 برابری برای صنعت لبنی مهیا شده است. 
تیموری: به اعتقاد من هم‌اکنون بهترین زمان حاکم شدن اقتصاد عرضه و تقاضا در صنایع لبنی است، چرا که به اندازه کافی محصول و نهاده‌ها وجود دارد. 
در شرایط فعلی شیرخام هم به اندازه کافی وجود دارد و شرایط برای انجام و اجرای چنین سیستمی مهیا است. 
مفید: اعتقاد دارم اعطای یارانه به اشخاص و یا گروه‌های خاصی می‌تواند نقش به‌سزایی در افزایش مصرف سرانه ایفا کند. 
به‌عنوان نمونه طرح شیر مدارس حرکت مناسبی در این زمینه به‌شمار می‌رود، اما در سال‌جاری این طرح با دو ماه و نیم تأخیر اجرایی شد و هم‌اکنون خیلی از سازمان‌های آموزش و پرورش به تولیدکننده‌های طرف قرارداد اعلام شده که تولیدشان را به‌دلیل آنکه منابع موردنیاز وجود ندارد، قطع کند. 
این شرایط در حالی است که به‌نظر می‌رسد مانند همه کشورها باید برای غذاهای مفید دولت سبدهای حمایتی تعریف کند. 
به‌عنوان نمونه شنیده‌ام که حتی در کشور انگلستان هم سبد غذایی برای اقشار آسیب‌پذیر تعریف می‌شود، چرا که اگر دولت در این بخش اقدام‌های حمایتی انجام ندهد باید این هزینه را متوجه درمان کند. 
نواده بابالی: در بخش واردات هم‌اکنون مشکلات بسیاری مشاهده می‌شود. منتها سه عامل مهم وجود دارد که در پروسه ورود کالا به مبادی ورودی و ترخیص مراحل را طولانی می‌کند. 
یک عامل مهم مقوله تخصیص ارز از سوی بانک مرکزی است که متأسفانه تا قبل از پسابرجام بسیار طولانی بود، حتی در برخی ارزها به بیش از سه ماه هم کشیده بود که امیدواریم در پسابرجام این مدت کاهش یابد و از این‌رو امیدوارم کارگزارانی که بانک مرکزی توسط بانک‌های عامل معرفی می‌کند ،تسریع و به واقعیت بپیوندد. 
به‌عنوان نمونه دو کارگزار بانک مرکزی به بانک‌های عامل اعلام کرده‌اند که تا امروز حتی یک سنت در حسابشان کارگزاری نشده است. در واقع رفع این معضل مانع پرداخت مضاعف تولیدکنندگان می‌شود. 
معضل بعدی پس از ورود کالا به مبادی ورودی رخ می‌دهد. در واقع به‌دلیل آنکه کالا به مقصد رسیده، اما ارز به آن تخصیص داده نشده هزینه‌های زیادی در مبادی ورودی به تولیدکننده که به آن ماده اولیه نیاز دارد تحمیل می‌شود و در نهایت موجب بالا رفتن هزینه‌های تولید یک محصول می‌شود. این مسأله به‌خصوص در مورد کالاهای یخچالی بیشتر صادق است و هزینه 3 برابری نسبت به کانتینرهای معمولی هزینه
 دارد. این رابطه شرکت‌هایی هستند که بالغ بر یک میلیون یورو دموراژ داده‌اند و نکته مهم در اینجا این است که همه این سرگردانی‌ها و هزینه‌تراشی‌ها در نهایت متوجه مصرف کننده می‌شود. در واقع اگر گمرک اندکی نرمش به خرج دهد و به‌جای آنکه در گمرک دپو شود، کالا در سردخانه‌های آنها قرار گیرد تا هزینه دموراژ بیهوده به شرکت‌ها تحمیل نشود، نقش به سزایی در قیمت تمام شده خواهد داشت. 
در این خصوص پیشنهاد می‌شود تعاملی میان دولت و انجمن صنفی صنایع فرآورده‌های لبنی ایجاد شود تا این معضلات دست‌وپاگیر برای تأمین مواد اولیه تولیدکنندگان صنایع لبنی مرتفع شود چرا که و این حرکت نقش مهمی در کاهش قیمت تمام شده محصولات لبنی ایفا خواهد کرد. سومین معضل موازی‌کاری وزارت بهداشت یا سازمان استاندارد است که معضلات دست‌وپاگیر بسیاری را برای تولیدکنندگان مواد لبنی ایجاد کرده است. 
به‌عنوان مثال ما برای واردات یک محصول به‌طور همزمان با نمونه‌برداری وزارت بهداشت و استاندارد مواجه هستیم و جالب توجه این است که به‌رغم تفاهمنامه‌ای که بین این دو سازمان وجود دارد، نتایج همدیگر را قبول ندارند و این معضلات هم در واردات و هم در داخل باعث طولانی شدن پروسه ترخیص کالا شده و نقش مؤثری در افزایش قیمت تمام شده کالا دارد. 
صفری:  بزرگ‌ترین بازار صادراتی شرکت‌های لبنی عراق است و شرکت‌های لبنی ایران در اصل در عراق بازارسازی کرده‌اند ،چراکه مانند بازار فعلی روسیه که شبکه‌های پخش مناسب وجود دارد در این بازار چنین فضایی وجود نداشته و شرکت‌ها متحمل هزینه‌های بسیاری شده‌اند. 
 
 
این شرایط در حالی است که باید در نظر داشت در مقوله صادرات نقش حاکمیتی از اهمیت بسیار برخوردار است و اکثر کشورها مشوق‌هایی برای توسعه صادرات در نظر می‌گیرند، چرا که جایگاه صادرات در رشد تولید ناخالص داخلی یک کشور بسیار رفیع است. 
در مورد عراق به‌دلیل سقوط قیمت نفت از آنجایی‌که این کشور، کشوری نفتی است در عمل زندگی معیشتی مردم این کشور را دچار مشکلات بسیاری کرده است. 
در این بازار به‌دلیل نزدیکی ایران به عراق یکی از ویژگی‌های شرکت‌های ایرانی قیمت بهتر نسبت به رقبای حاضر در بازار عراق بوده است، اما وقتی مشاهده می‌کنیم قیمت‌های جهانی شیرخام و کره در بازار جهانی تا 60 درصد هم افت می‌کند یقیناً قیمت این محصولات نیز در بازارها پایین می‌آید، حالا در این بخش نقش حاکمیتی ما بازدارنده است تا این‌که تشویقی باشد. 
در واقع پارادوکس موجود میان وزارت صنعت، معدن و تجارت و جهادکشاورزی و اختلاف نظر پیرامون حمایت از دامدار و افزایش قیمت شیرخام از سوی جهادکشاورزی و از سوی دیگر تلاش‌های وزارت صنعت برای حفظ مزیت‌های صادراتی باعث کشمکش‌های بسیاری شده است. 
به‌عنوان نمونه شهریورماه مجوزی به دو شرکت صادراتی مهم داده شد تا با استفاده از ورود موقت شیرخشک صادرات مجدد به عراق داشته باشند که متأسفانه این مسأله منتفی شده است و با اعمال نفوذ وزارت جهادکشاورزی مانع اجرای این قانون شده‌اند و متأسفانه بدین ترتیب پیگیری‌های انجمن‌ هم به نتیجه نرسیده است و متأسفانه تمام زحماتی که برای ساختن بازار عراق صورت گرفته با یک تصمیم از بین می‌رود. یقیناً در سال 95 اگر این معضلات مرتفع نشود وضعیت صادرات لبنیات به عراق بدتر هم خواهد شد. البته امیدواری‌هایی هم در پسابرجام وجود دارد که با رفع برخی معضلات فعلی بهتر بتوان از مزیت‌های صادراتی بهره‌مند
 شد.
 
(شماره 57 مجله اقتصاد سبز)
 

بستن

به ما بپیوندید

عضویت در خبرنامه