هدر


«بسته‌بندی » فروشنده خاموش کالای برندها

گروه گزارش «اقتصاد سبز»/ یحیی امیری: دو نوع بسته‌بندی تقریباً و تحقیقاً در تمام بازارهای خرید و فروش کالا در ایران رایج بود، قیفی و بقچه‌ای. قیفی برای چای، فلفل، زردچوبه (یا زرچوبه) هل و سماق و کالاهایی از این قبیل، نوع دیگر بقچه‌ای بود که بیشتر برای پنیر و گوشت و کالاهای مشابه به‌کار می‌رفت و کاغذی که برای این بسته‌بندی‌ها استفاده می‌شد کاغذ روزنامه بود. 
گروه گزارش «اقتصاد سبز»/ یحیی امیری: دو نوع بسته‌بندی تقریباً و تحقیقاً در تمام بازارهای خرید و فروش کالا در ایران رایج بود، قیفی و بقچه‌ای. قیفی برای چای، فلفل، زردچوبه (یا زرچوبه) هل و سماق و کالاهایی از این قبیل، نوع دیگر بقچه‌ای بود که بیشتر برای پنیر و گوشت و کالاهای مشابه به‌کار می‌رفت و کاغذی که برای این بسته‌بندی‌ها استفاده می‌شد کاغذ روزنامه بود. 
وقتی 4 مثقال چای می‌خواستید مغازه‌دار با «سرطاس» از جعبه تخته سه‌لایی معروف مقداری چای در کفه ترازو می‌ریخت و در کفه دیگر سنگ 4 مثقالی، شاهین دو کفه با انگشت دست مغازه‌ه‌دار مساوی که می‌شد مغازه‌دار یک تکه مربع شکل روزنامه را که از قبل بریده شده و آماده داشت بر می‌داشت، با سرعت و نهایت ظرافت یک قیف کاغذی درست می‌کرد، چای را با سرطاس از کفه ترازو داخل قیف می‌ریخت و درش را هم با اضافه کاغذش می‌بست و به‌دست مشتری می‌داد. در بسته‌بندی بقچه‌ای که بیشتر در مورد پنیر به‌کار می‌رفت کاغذ روزنامه به شکل مستطیل و اغلب دولایه بود، پنیر را در وسط کاغذ گذاشته، تا زده روی هم گذاشته و با نخ قرقره چند دور می‌کشیدند تا کاملاً محکم شود و بین راه باز نشده و زمین نریزد، اگر کالا مثل پنیر پُر وزن نبود دوطرف بسته را درهم قفل کرده و به‌دست مشتری می‌دادند. این نوع بسته‌بندی برای کالاهای حجم‌دار و سبک مثل گل گاوزبان و سماق و دارچین به‌کار می‌رفت، لابد در خاطرات شاعرانی مثل نیما و نویسندگانی مثل دهخدا و یا رجال سیاسی مثل ساعد مراغه‌ای و سید ضیاء و فروغی خوانده‌اید که در کاغذ روزنامه پنیر فلان خبررا خوانده‌اند. وقتی می‌گفتند کاغذ پنیر، همان روزنامه باطله‌ای بود که پنیر را در آن پیچیده بودند. این روش بسته‌بندی در تمام بازارها از بازار وکیل شیراز، بازار هندی‌های آبادان، بازار کرمان، بازار قزوین، بازار بابل و آمل و تهران و همه‌جا رواج داشت، ترازودار موفق کسی بود که بتواند با سرعت و دقت و مهارت این بسته‌‌بندی‌ها را انجام دهد. در بازار «مش تک پیش» بازاری که تکیه مشایی‌ها در آن قرار داشت، در مغازه آقای هاشمی‌نژاد اصغر آقایی بود که در بسته‌بندی بقچه‌ای مهارت فوق‌العاده‌ای داشت و در مدتی کمتر از 5 دقیقه می‌توانست کار 5 مشتری را راه بیاندازد. یکی از تفریحات بچه‌ها در اواخر دهه 20 تماشای کار اصغر آقا جلوی مغازه آقای هاشمی‌نژاد بود. دو مغازه اخوان و حاج ساروی که در جوار این مغازه و در همین میدان قرار داشت تلاش می‌کردند ترازوداری مثل اصغرآقا گیر بیاورند تا در رقابت کم نیاورند. قصابی‌ها گوشت را در بسته‌بندی بقچه‌ای، البته در حجم بزرگ‌تر از پنیر بسته‌بندی می‌کردند، برای ماست و کره و روغن و سرکه و شیره و کلاً مایعات، خریدار باید با خودش ظرف می‌آورد، مثلاً برای یک چارک ماست کوزه و برای یک سیر روغن کاسه یا دیگچه و برای یک لیتر سرکه، شیشه بانکه‌ای و... برای این نوع کالاهای مایع و آبکی بسته‌بندی در کار نبود. 
خریدها روزانه انجام می‌گرفت، عادت مغازه‌دارها (امروزه سوپرمارکت‌ها) این بود که از بعد از اذان صبح تا پاسی از شب گذشته در دکان باز باشد، صبح زود «خروسخوان» برای این‌که مشتری پنیر می‌خواست و آخرهای شب «بوق سگ» برای فروش کبریت یا لامپا و یا قند و شکر. در روزگاری که از یخچال و کمد کشودار آشپزخانه خبری نبود خریدها برای مصرف یک روز انجام می‌گرفت. قصاب به اندازه‌ای لاشه می‌آورد که بتواند تا ظهر جوابگوی مشتری باشد و مغازه‌دار به اندازه‌ای در حلب پنیر و یا خیک روغن را باز می‌کرد که مشتری پای خریدش ایستاده بود. همه اجناس مصرفی خانواده‌ها فله‌ای بود و وسیله برداشت آن «سرطاس» «ملاقه» و «کاسه» دراندازه‌های مختلف. تا از گونی قند و شکر یا از جعبه (جعبه سه‌لایی نئوپان) چای بر می‌داشتند. لابد می‌پرسید برای خرید سیب‌زمینی و پیاز و نخود و لوبیا و این نوع کالاها چه نوع بسته‌بندی وجود داشت، هیچ، برای قند و سیب‌زمینی و پیاز و نخود و لوبیا، خریدار باید با خودش کیسه می‌آورد کیسه‌های متقالی در ابعاد کوچک دست مشتری بود و دکان‌دار پس از وزن کردن داخل آن کیسه‌ها می‌ریخت و یا بعضی کالاها مثل پرتقال و سیب و گلابی عددی شمارش می‌شد و خریدار آن را در کیسه‌اش می‌ریخت.
در عصری که هنوز پلاستیک و قوطی فلزی و کارتن و به‌طور کلی صنعت بسته‌بندی ورود نکرده بود مردم ناچار به تازه خوری بودند، البته برای خانواده‌های فقیرو کارگری و روزمزد، خرید به اندازه نیاز روز‌به‌روز انجام می‌گرفت، خانواده‌های جا سنگین یا داراها هم باید خرید روزانه انجام می‌دادند، چرا که وسیله نگه‌داری وجود نداشت، البته داراها مجبور نبودند برای نخود و لوبیا و کالاهایی که قدرت ماندگاری بیشتری داشتند روزانه خرید کنند، اما در مورد گوشت و ماست چاره‌ای نبود. تا قبل از این‌که «آلبرت» فرانسوی در سال 1804 توانست هنر نگهداری شیر را ابداع کند فروش لبنیات و همه آنچه که از شیر ساخته می‌شود بالاجبار به اندازه مصرف روزانه انجام می‌گرفت در بسیاری از شهرها و روستاهای ایران مشتری کاسه به‌دست به‌ طویله گاوداری مراجعه می‌کرد و همزمان با دوشیدن با پیمانه مخصوص شیر می‌خرید، گاودارهایی که ماست و پنیر می‌زدند چاره‌ای نداشتند صبح زود وارد بازار بشوند و کالای خود را بفروشند و به‌دست مشتری بدهند. تاریخ می‌گوید صنعت بسته‌بندی از حدود 200 سال پیش ظهور کرد و از 100 سال پیش اوج گرفت و از 50 سال پیش دارای چنان تحولاتی شد که اکنون به‌عنوان رکن اصلی تجارت و بازوی اصلی تولید انبوه درآمده، اما همین تاریخ می‌گوید باستان‌شناسان در آثار حکاکی اعصار پیشین به این باور رسیدند که در بین‌النهرین و مصر فروشنده‌ها از 8000 سال پیش وارد هنر بسته‌بندی ‌شدند، با حصیر و ظروف گلی و لعابی ... گزارش این شماره «اقتصاد سبز» را به بسته‌بندی اختصاص دادیم، همان صنعتی که شگفتی‌ها دارد و از آن به‌عنوان «فروشنده خاموش» نام برده می‌شود.
 
بسته‌بندی، فروشنده خاموش 
در جهان امروز و در بازار گسترده تجارت و تولید صنایع غذایی، از بسته‌بندی به‌عنوان فروشنده خاموش نام می‌برند. آقای بزرگ خضرایی نقاش که در 10 سال اخیر عمده‌ترین فعالیتش طراحی بسته‌بندی شده است به ما می‌گوید: هرکس که این عنوان را به هنر ما داده حرف درستی زده، در دو روز تعطیلی (16 و 17 اردیبهشت) به باغ یکی از دوستان قدیم در آهنگر کلای بابل رفته بودیم، میزبان باسخاوت و خوش سلیقه ما غذاهای متنوع از برند حاج محسن سفارش داده بود، با خودم فکر می‌کردم این رستوران تا باغی که ما اقامت داریم حدود 17 کیلومتر فاصله دارد، آیا دوست ما محمدعلی‌خان فکرش را کرده که این غذاها سرد و بی‌جلوه نباشد، پیک رستوران دو کارتن انواع غذاها را در فاصله زمان کمتر از یک ساعت به باغ آورد و خانمش بسته‌های غذا را از کارتن بیرون آورد و روی میز چید، من قبلاً بسته‌بندی غذاهای رستوران «هانی تهران» را دیده بودم، اما این بسته‌بندی‌ها چیز دیگری می‌گفت به هر غذایی که چشم می‌انداختم هوس انتخاب تشدید می‌شد، تمام هوش و حواس من غرق در تماشای بسته‌بندی‌ها بود، بسته ماست و خیار، بسته ترشی، بسته خورشت، بسته میرزا قاسمی، بسته‌بندی کباب‌ها و برنج، بی‌اراده تکه‌ای از کباب را به دهان گذاشتم، زبانم سوخت محمدعلی خان خیلی جدی، مثل این‌که بخواهد کنفرانس بدهد گفت مدیر این رستوران سالی دوبار خارج می‌رود. به شوخی گفتم می‌رود تفریح و خوش‌گذرانی، با غرور گفت «گردش و تفریح هم می‌کند ولی عمده دل‌مشغولی‌اش سرک کشیدن در دنیای بسته‌بندی است. هرچه می‌بیند به‌خاطر می‌سپارد و می‌آورد اینجا، ایرانیزه و محلی‌اش می‌کند و این چیزها را تحویل ما می‌دهد تا جنابعالی محو تماشایش بشوید!» 
 
 
یک چهارم مواد آشغال می‌شود 
صنعت و هنر بسته‌بندی چه نقشی در اقتصاد غذا و تجارت جهانی دارد؟ در گزارشی از فائو آمده است «یک چهارم مواد غذایی جهان روزانه روانه سطل آشغال می‌شود» در گزارش‌های دیگر خوانده‌ایم تا قبل از رواج و اوج گرفتن صنعت بسته‌بندی حتی در کشورهای فقیر گاه تا 70 درصد غذا دور ریخته می‌شود، صنعت بسته‌بندی تا اینجای کار، مهمترین خدمتی که انجام داده، جلوگیری از دورریزی غذا بوده است، تحولات بسته‌بندی به حدی پیشروی کرده که حتی برای آدم‌های کم اشتها هم به اندازه غذایی که توان خوردنش را دارد وزن و حجم را اختیاری کرده است. یکی از چاشنی‌های پرمصرف آبلیمو است، نگهداری آن کاری است حساس، حالا ما در جهانی زندگی می‌کنیم که برای صرف غذا یک قاشق آبلیمو هم بسته‌بندی می‌شود. بزرگ خضرایی می‌گفت در تماشاش غذاهای حاج محسن دقیق شدم و شمارش کردم، غذاهای سفارش داده شده برای جمع 17 نفره ما، 22 نوع بسته‌بندی انجام گرفت، سوپ جدا، قاشق و چنگال هم جدا.
 
هنر توأم با فناوری 
بسته‌بندی پلی است مستقیم بین تولید و مصرف، تقریباً تمام هنرها و علوم روز در ‌آن همکاری و هماهنگی می‌کنند پروفسور شیلا سازگارا در پژوهش پیرامون تحولات روزبه‌روز در صنعت بسته‌بندی به این نتیجه رسیده که از تمام علوم و فنون در صنعت بسته‌بندی بهره‌گیری می‌شود. میکروب‌شناس‌ها، فیزیکدان‌ها، دانشمندان محیط‌زیست، کارشناسان تغذیه و اقتصاددان‌های خرد و کلان در این صنعت دست به‌ کارند. بسته‌بندی از ستون‌های لازم و ضروری تولیدات صنایع غذایی شده، در کنار همه این دانش‌ها، هنرمندان طراح و خیالبافان شاعر هم حضور دارند و در ساخت این پل، مشارکت جدی و حضور هیجانی‌شان حس می‌شود تا «فروشنده خاموش» سربلند باشد. بسته‌بندی کار نگهداری را آسان کرده، از این مهمتر کار حمل، انبارش، شمارش، جابه‌جایی و در دسترس بودن سهل و ساده، نقش آن چنان پُررنگ شده که سازمان جهانی استانداری (I.S.D) و سازمان‌های معتبر و ملی کشورهای پیشرفته گام‌های مهمی در تدریس استاندارد بسته‌بندی برداشته و نظارت یکبار برای همیشه را کنار گذاشته و در به روز شدن آن، هیچ غفلتی بخشوده نمی‌شود. 
 
انبارش، شمارش، گزارش
وظیفه اصلی بسته‌بندی، محاظفت از محصول تعریف شده، ولی کلید ارزش اقتصادی آن درگزارش‌هایی است که از انبارش و شمارش به‌عمل می‌آید و خطای فاحشی در آن پیش نمی‌آید، حاج رحیم نایینی تاجر خرما می‌گوید: کمک بزرگی که بسته‌بندی به ما می‌کند شمارش محصول است، سال‌های پیش، سال‌های دور، وقت خرما چینی هیچ حساب و کتابی در بر‌داشت از نخلستان نداشتیم، یا دست کم درست و دقیق نداشتیم، چین ما فله‌‌ای بود، کیسه می‌کردیم و در زنبیل می‌ریختیم، ضایعات در تمام مراحل، از چین، تخمین و توزیع داشتیم، حصیرباف‌های ما عادت داشتند کیسه‌های بزرگ 50 و 60 و 70 کیلویی ببافند. بخش اول ضایعات ما همان پای نخل و در نخلستان اتفاق می‌افتاد، به کمک صنعت بسته‌بندی حالا از تمام ظرفیت‌ها آگاه هستیم و چین را بر مبنای ظرفیت کار روز انجام می‌دهیم، دیگر از کیسه‌های حصیری 50 کیلویی خبری نیست، کارگاه بسته‌بندی ما حساب شده کار می‌کند. بسته‌بندی در بسته‌بندی داریم، بسته‌بندی یک عددی، در بسته‌بندی یک کیلویی، در کارتن‌های 5 یا 10 کیلویی، انبارش هم دقیق و صحیح انجام می‌گیرد و شمارش در هر ساعت از روز در اختیار ماست. می‌دانیم چه ظرفیتی از حجم انبار تکمیل و شمارش حمل به بازار چگونه بوده است. 
 
کاغذی، فلزی، سلفونی 
بسته‌بندی قدمتی طولانی به بلندای طول تاریخ دارد، مورخان معتقدند اگرچه در سال 1804 موسیو آلبرت فرانسوی با ابداع هنر نگهداری شیر کلید تحول نگهداری مواد غذایی را زده اما در سال 1810 «پیتر دورانثر» با به‌کارگیری قوطی از نوع T.P انقلاب صنعت را آغاز کرده و در سال 1985 به‌کار گرفتن قوطی‌های آلومینیومی در صنعت غذا که از حساس‌ترین صنایع است و باجان آدمی سروکار دارد رواج پیدا کرد. «پیتر دورانژ» فرانسوی آرزو داشت همانطور که قوطی فلزی حافظ محتوای داخلی آن است روزی بشود با دستکاری در آلیاژ فلز کاری ‌کرد که تغییر رنگ یا نرمش و سخت شدن فلز به مشتری بگوید غذا اعتبار دارد یا تاریخ گذشته است. در بعضی خبرها آمده هم‌اکنون بسته‌بندی‌های کاغذی و مقوایی با امکان تغییر رنگ خبر دهنده فساد غذا به‌وجود آمده، از اهداف این نوع بسته‌بندی سلامت محتوا و سهولت حمل و نقل بوده است. در طول 200 سال گذشته از طرف مدیران برندها اقدامات مهمی در دسترسی به این هدف انجام گرفته، چرا که بسته‌بندی از برای دو موضوع، سهولت حمل و نقل و سلامت کالا بوده، برای مدیران تولید، خبر مسموم شدن، مریض‌شدن و مرگ غذایی، همواره خبری شوم و مشمئز کننده بوده است. 
 
طبیعت هم بسته‌بندی دارد 
سلامت دانه‌های انار را چه کسی تضمین کرده؟ طبیعت. طبیعت اولین اقدامگر بسته‌بندی بوده و بشر در راه ایجاد تحول در این صنعت از بسته‌بندی اولیه طبیعت سود برده‌ است. مغز گردو اگر پوست اولیه و ثانویه نداشته باشد با سرعتی باورنکردنی هدر می‌رود. پسته یا لوبیاها و به‌طور کلی حبوبات بسته‌بندی اولیه‌شان از طبیعت است. «پیتر دورانژ» در خاطراتش نوشته، الهام بخش او در ایجاد و ابداع بسته‌بندی خود طبیعت بوده، طبیعت اولین بسته‌بندی‌ها را انجام داده و لایه‌های ضخیم و مناسب برای آنچه به‌وجود می‌آورد انجام داده، هرچه در طبیعت خلق می‌شود بسته‌بندی دارد، هندوانه و موز و پرتقال در پوست خود محاظفت می‌شوند، طبیعت با در نظر گرفتن لطافت غذا بسته‌بندی اولیه را انجام داده، ولی توسعه زندگی، مسافت برداشت و چین برای خورنده غذا، نیازهای محافظت را سرعت داده، تخم‌مرغ بعد از تکمیل ساخت پوست محافظ خودش را هم می‌سازد، اما این تخم‌مرغ‌ها برای حمل‌ و نگهداری و توزیع گسترده و استفاده مشتری ضرورت بسته‌بندی بعدی را پیش‌رو گذاشته، گاه برای رسیدن به دهن خورنده 5 مرحله بسته‌بندی را پشت‌سر
 می‌گذارد. 
 
ورود پاکت‌های سیمانی 
مهندس مجید دریانی یکی از صدها عضو خانواده بزرگ دریانی‌ها به نقل از دفتر یادداشت‌های مرحوم پدرش حاج حسین علی دریانی می‌گوید: پاکت سیمانی که آمد ما چای فروش‌ها راحت شدیم، تا قبل از پیدا شدن فتحعلی خان آذری ما چای را در بسته‌های قیفی یا بقچه‌ای کاغذ روزنامه به‌دست مشتری می‌دادیم بارها شاهد بودیم مشتری جلوی مغازه‌مان پاکت چای در دستش پاره شد و به‌زمین ریخت و سبب ضرر و زیان و ناراحتی مشتری و مغازه‌دار را پیش آورد، فتحعلی که پای پله‌های نوروزخان بسته‌های پاکت سیمانی را آورد اول ناراحت شدیم، این پاکت‌ها ضخیم و محکم و در حمل چای از در مغازه تا قهوه‌خانه (همان چایخانه) ضمانت‌ساز شد. اواخر دهه 20 فتحعلی پاکت‌‌ساز سر و کله‌اش پیدا شد، او هر روز یک گونی پاکت سیمانی پای پله‌های نوروزخان می‌آورد و چای‌فروش‌های راسته دریانی‌ها مشتری آن شدند، استقبال از پاکت‌های ضخیم کار بسته‌بندی چای را راحت کرد. ما اولین مشتری‌های او بودیم، بعد دیگران هم مشتری او شدند و به کارش رونق دادند، طوری که در اواسط دهه 30 او توانست اول یک مغازه کوچک اجاره کند و بعد نبش پاساژ دریانی یک مغازه بزرگ بخرد. 
 
 
پاکت‌سازی حاج فتحعلی 
در دهه 40 پاکت فروشی حاج فتحعلی صبحی در نوروزخان از مغازه‌های پُر مشتری این بازار بود، این مغازه انواع پاکت‌های ضخیم قهوه‌ای رنگ را در گروه بسته‌های نیم‌کیلویی و یک کیلویی و 3 کیلویی عرضه می‌کرد. سفارش‌های شهرستان هم می‌گرفت، اوایل تا 5 گرمی پاکت‌ می‌فروخت.  در جستجوی او به بازار نوروزخان رفتیم. مغازه‌ای به‌نام حاج فتحعلی صبحی را پیدا کردیم اما از خود حاج آقا خبری نبود، پسر جوانی که علت علاقه و جستجوی ما برای گفت‌وگو با حاج آقا فهمید خبر داد حاج آقا فرسوده شده، دیگر به مغازه نمی‌آید، در خانه استراحت می‌کند اما قادر به حرف زدن و گفت‌وگو نیست. در گفت‌وگو با مغازه‌داران قدیمی کاملاً مطمئن شدیم او اولین پاکت ساز و پاکت فروش این بازار بوده، مغازه‌اش چند بار تغییر مکان داده، اول در یک دهنه کوچک پایین پله‌ها بود و بعد مغازه‌‌ای در نبش پاساژ دریانی خرید و حالا هم این مغازه به ضلع شمالی ورودی بازار نوروزخان منتقل شده چیزی که حالا ما در این مغازه دیدیم انواع پاکت بود ولی نه پاکت‌های سیمانی که به گفته مغازه‌دار گران است و مشتری ندارد ولی انواع پاکت‌های پلاستیکی در این مغازه به فروش می‌رود. 
 
پاکت‌سازی خانوادگی 
مشکل ما با به‌دست آوردن یکی از گزارش‌های نویسنده و روزنامه‌نگار پرسابقه آقای اسماعیل جمشیدی (پدر سردبیر اقتصاد سبز) حل شد؛ او در یکی از گزارش‌هایش نوشته است: در باطله فروشی (روزنامه‌های باطله تاریخ گذشته) کتاب‌ها و محلات قدیمی خیلی ارزان یافت می‌شد،صاحب مغازه مرد کوتاه قد مؤدب و متواضع و مهربانی بود که بزرگ‌ترین پاکت فروش بازار بود. به‌زودی من با او دوست شدم و حتی یکبار در یکی از تعطیلات چند روزه به «مهربان» روستایی نزدیکی شهر تبریز زادگاه او سفر کردیم. فتحعلی مثل صدها و هزاران جوان فعال و پرکار آذربایجانی اواسط دهه 20 به تهران می‌آید و در جستجوی کار متوجه نیاز کاسب‌ها به پاکت می‌شود، از آنجا که مدتی کوتاه در ساختمان‌سازی فعالیت داشت پاکت‌های سیمانی سیمان‌سازی «پرتلند» و «تهران» و «آبیک‌« را به خانه می‌آورد، لایه‌ها را با قیچی می‌برید و با کمک سریش (چسب گیاهی سنتی) پاکت‌ می‌ساخت و در زیرپله‌های نوروزخان می‌فروخت، مشتری زیاد بود، او به زودی افراد خانواده‌اش را به کار گرفت، از همسر، مادر، خواهر و برادران کمک گرفت و کارگاه خانوادگی او به سرعت صاحب درآمد شد، اوایل روزی یک گونی و پس از مدتی 5 – 6 – 7 و 10 گونی پاکت قهوه‌ای رنگ سیمانی می‌ساخت و می‌فروخت. 
 
پاکت، صد تا ده شاهی 
روزی که دور میز تحریریه «اقتصاد سبز» با همکاران گروه گزارش درباره بسته‌بندی سرگرم بحث و گفت‌وگو بودیم آقای فواد فاروقی پژوهشگر تاریخ و نویسنده ده‌ها رُمان تاریخی به جمع ما آمد و خاطره‌ای تعریف کرد که بخشی از گزارش ما را تکمیل کرد. او گفت: «من و بچه‌های هم نسل ما در دوران کودکی سال 34 و 35 پاکت‌ساز شدیم. پدرم هر روز دو سه روزنامه می‌خرید، در آن روزگار خرید روزنامه از عادات خوب پدرها بود، من و گاهی خواهرم پروین که به کمکم آمد روزنامه‌های هفته پیش را که پدرم دیگر احتیاج نداشت با قیچی برش می‌دادیم و یا یک سیر سریش آب کرده در دو اندازه کوچک و بزرگ پاکت‌ می‌ساختیم و به مغازه‌دارهای محله‌مان می‌فروختیم. 
پاکت‌های کوچک صد تا ده شاهی و پاکت‌های بزرگ 100 تا 5 قران، هفته دو سه تومان درآمد داشتیم که با این پول من مجله مورد علاقه‌ام را می‌خریدم یا به سینما می‌رفتیم، این کار و سرگرمی اکثر بچه‌های محصل آن دوره بود؛ روش‌های سنتی پاکت‌سازی روزنامه‌ای و سیمان با آمدن ماشین‌های پاکت‌سازی که حاج فتحعلی‌ صبحی اولین فعال این صنعت خریده بود، قیچی و سریش را کنار گذاشت و با آمدن پلاستیک پاکت‌های کاغذی کنار رفت. اما اخیراً دیده می‌شود بعضی از مغازه‌های آجیل‌فروشی دوباره به سراغ پاکت‌های سیمانی قهوه‌ای رنگ رفته‌اند با این توضیح که پاکت‌های کاغذی عطر و طعم آجیل پا میوه را به‌طور طبیعی حفظ و ماندگار می‌کند.
 
(شماره 59 مجله اقتصاد سبز)

بستن

به ما بپیوندید

عضویت در خبرنامه