هدر

همه وزرای مرتبط با صنایع غذایی نیامده بودند اگرچه

اگروفود 23 رکورد زد 1434 برند ایرانی و جهانی

گروه گزارش «اقتصاد سبز»/ یحیی امیری: ‌ حضور برندهای 45 کشور جهان فضا را متنوع کرده بود، فرانسوی‌ها  آلمانی‌ها، هندی‌ها و ترکیه‌ای‌ها از نظر تعداد در صدر قرار گرفتند .
گروه گزارش «اقتصاد سبز»/ یحیی امیری: ‌ حضور برندهای 45 کشور جهان فضا را متنوع کرده بود، فرانسوی‌ها  آلمانی‌ها، هندی‌ها و ترکیه‌ای‌ها از نظر تعداد در صدر قرار گرفتند .
من کوکم، تو چطور؟ 
مجریان با ذوق پخش رادیویی خبرهای نمایشگاه کاری ‌کرده‌اند که همه (دست کم خود من) لبخند به لب وارد فضای نمایشگاه می‌شویم. 
 
سلامتی پیاپی – با محصولات میامی – پنیر میامی 
من کوکم، تو چطور - چای کوک 
معمولاً در نمایشگاه‌های بین‌المللی در هر نقطه از جهان، شوهای جذاب چشم‌نواز و گوش‌نواز بخشی از برنامه‌های نمایشگاه را تشکیل می‌دهند، ما به‌دلیل وفاداری به سنت و فرهنگ اسلامی نمی‌توانیم همه این شوها را در نمایشگاهی مثل اگروفود داشته باشیم اما در همین حد برنامه‌های رادیویی، خوب کار شده، شنیدن طنز در تبلیغات رادیویی خوشایند است، انرژی می‌آورد، اما انرژی بیشتر را در دیدار از غرفه «شرکت بخار گستر خاور» و گفت‌وگو با آقای رسول منتظری، خوش برخورد، محترم و شیک‌پوش، روی بدنه تانکرها و ماشین‌آلات (انواع بویلر بخار مخازن تحت فشار، اتوکلاو و بویلر کلاو) نوشته‌ای نظرم را جلب کرده است «فروخته شد به شرکت ....» تقریباً روی تمامی آنچه در این فضای باز نمایشگاهی به چشم می‌آید «فروخته شد» نصب شد. او درباره این موفقیت می‌گوید: تجربه مشتری‌مداری را از پدرم گرفته‌ام، من از نسل چهارم این خانواده هستم. صداقت شعار نهادینه شده بیزنس ما شده، آنچه آورده‌ایم در این 4 روز فروخته شد. حالا می‌توانیم سفارش جدید بگیریم.
 
نامزد، شوریجات، ترشیجات 
یکی از جدیدترین برندهایی که در نمایشگاه امسال اگروفود دیده‌ام برند «نامزد» است، بله نامزد، شرکت دیبا چین شیراز در سال 1376 با هدف به‌کارگیری استعدادهای بالقوه در استان فارس در حاشیه‌های کوه‌های زاگرس و در منطقه تاریخی و باستانی سیوند تأسیس شده با تولید روزانه 30 تن رب گوجه‌فرنگی کار خود را آغاز کرده و بعد از 15 سال، اکنون با تولید روزانه 500 تن انواع کنسرو خیارشور و ترشیجات در کنار رب گوجه‌فرنگی سبد مصرفی خانواده‌ها را پُر کرده است.  مدیر غرفه می‌گوید: بخش مهمی از تولیدات ما روانه بازار فروش کشورهای حوزه خلیج‌فارس می‌شود و بخش دیگری از آن در استان فارس و شهرهای جنوبی به فروش می‌رسد.  او گفت: در نمایشگاه امسال فرصتی پیش آمد که مشتری‌هایی از استان‌های مرکزی و شمالی جذب کنیم.  فضای غرفه شاد است و آدم‌هایی که برای بازدید آمده‌اند لبخندی به لب دارند. با همان لبخند از مدیر غرفه پرسیدم چه شد که از عنوان نامزد برای شوریجات و ترشیجات استفاده کردید؟ وقتی این پرسش را مطرح می‌کردم چند نفری لبخند به لب گوش به حرف‌های ما داده بودند.  پاسخی شنیدم که لبخند ما را فزون‌تر کرد: چه اشکالی دارد با دیدن و شنیدن این لغت لبخندی به لب آوردید، پیش پای شما قراردادی امضا کردیم برای همدان که خودشان بهترش را دارند، اما آنها نامزد را هم پسندیدند. 
 
خوشاب با همان قوطی‌ها 
خوشاب یکی از قدیمی‌ترین تولیدکننده‌های کمپوت و از اولین برندهای صنایع غذایی ایران است. اواخر دهه 30 که تعداد کمپوت‌سازهای ایرانی حتی به تعداد انگشتان یک دست نمی‌رسید این نام در قنادی‌ها و مخصوصاً فروشگاه‌های اطراف بیمارستان‌ها دیده می‌شد، مردم عادت کرده بودند برای عیادت بیمار چند قوطی کمپوت هلو، گلابی، سیب خوشاب بخرند و برای عیادت ببرند، این نام در یکی دو دهه اخیر گم شده بود، زیاد به چشم نمی‌آمد ولی امسال با در اختیار گرفتن چندین بیلبورد در اگروفود 23 دوباره به چشم آمد. به‌نظرم آمد روح تازه‌ای در کالبد مدیران شرکت دمیده و خواسته‌اند این نام آشنا را زنده کنند، از ندا نورانی که با علاقه به پرسش‌های بازدیدکنندگان پاسخ می‌گفت پرسیدم مدیران شرکت تغییر کرده‌اند، گفت شرکت خوشاب در سال 1339 به همت مرحوم ماشااله بابایی بنیان گذاشته شد و حالا وحید بابایی مدیریت می‌کند.  تحول خوشاب امسال چشمگیر بود، آقای حمید بابایی در بخشی از یادداشتی که در بروشور شرکت نوشته روحیه شاعرانگی خود را نشان داده است «خوشاب دیگر یک نام تجاری نیست، لوگو و آرم شرکت نیست، علامت و نشانه‌های حک شده بر روی محصول نیست، خوشاب در ذهن و قلب مردم قرار دارد، یک هویت، یک ادراک، یک تصویر ذهنی، یک مفهوم و یک فرهنگ است.»  کتاب محصولات خوشاب مثل بیلبوردها جذاب و دیدنی است اما همه چهره‌ها در عکس‌ها و نوشته‌ها به انگلیسی، چهره‌ها هم رنگ و لباس خراسانی ندارند، آقای بابایی در غرفه حضور داشت و سرش شلوغ بود، نشد بپرسم چرا همه‌اش انگلیسی.....؟
 
دیدنی‌های هنری گز آنتیک 
غرفه «گز آنتیک» را می‌شود یکی از بهترین پدیده‌های نمایشگاهی امسال دانست. بیش از دوبار به تماشای غرفه رفتم و از تماشای آنچه بر پرده سینمایی غرفه دیدم لذت بردم، تصاویری زیبا از ایران، فرهنگ ایران، تماشایی‌های زندگی ایرانی‌ها، تحسین کردم مدیران تبلیغات این برند را که 80 سال سابقه «.... با اتکا به دانش و تجربه 80 ساله خاندان دردشتی و با پشتوانه مدیریت آگاه و دوراندیش، پرسنل مجرب و متخصص ... تولید گز سنتی به روش صنعتی .... با هدف جهانی‌سازی این محصول ...» اصفهانی‌ها به داشتن ذوق و تنوع هنری شهره‌اند و درک و شناخت از ریزفاکتورهای اقتصاد، آنچه درباره اصفهان گفته‌اند و نوشته‌اند، مدیر امروز گز آنتیک از خانواده دردشتی‌ها به اثبات رسانده است. در غرفه «گز آنتیک» هرچه تماشا کردم از هنر ایرانی و بازآفرینی و به‌روز شده تمامی این هنرها در قاب مدرن نمایش و بسیار آبرومند و محترم حس خوبی از ایرانی بودنم یافتم و در شگفت و تحسین که چگونه می‌شود دست‌اندرکار سوهان‌پزی و گزسازی بود و این‌همه مدرن و شیک، برای من جالب بود شناخت خوب روانشناسی رنگ‌ها و تصویرها، نمایش شیک از شیرینی و سرزندگی هنر ناب ایرانی. دوست داشتم با تک‌تک مدیران و کارکنان این غرفه حال و احوال می‌کردم و تحسین می‌کردم این همه نوآوری در عرصه هنر ایرانی بودن، ولی بهتر دیدم که بنویسم و در گزارش بیاورم تا تعداد بیشتری در این تحسین‌گویی شریک شوند. 
 
پروفسور سرکه وردا 
به غرفه سرکه وردا که رسیدم از شتاب کاستم و بر تأمل افزودم. حدود 50 سال پیش در یک کلاس ویژه گزارش نویسی روزنامه اطلاعات یک استاد برجسته روزنامه‌نگاری جهانی (آمریکایی) درباره هنر گزارش‌نویسی می‌گفت «اهمیت گزارش خوب در این است که گزارشگر در گزارش میدانی همه آن چیزهایی را ببیند که خواننده مشتاق است درباره آن بداند» در غرفه وردا بوی سرکه به مشامم خورد و میل و رغبتی که (اوایل انقلاب) خانواده‌ها برای خرید این سرکه در دبه‌های 3 لیتری و 5 لیتری داشتند. وردا یک برند قدیمی و بسیار آشنا بوده که به‌نظرم در سال‌های اخیر و در اگروفودها کمتر دیده می‌شد، یا کمتر دیدم، تولیدکننده‌ای که یکی از دم دست‌ترین نیازهای خانواده‌ها را در شیوه‌ای نو و مدرن مهیا کرده و در همان سال‌ها، اعتماد عمومی کدبانوها به کیفیت محصول جلب شده‌، این‌که چقدر ساده و راحت می‌شود  یکی از واجبات همیشه موجود آشپزخانه را تأمین کرد. در تماشای انواع تولیدات و بسته‌بندی‌ها به این باور رسیدم که می‌شود دم‌دست‌ترین و بی‌عنوان ترین اقلام غذایی را وجهه و ریشه داد. یعنی همین کاری که وردا کرد و چنان تنوع شگفتی‌آفرینی داشت که اصطلاحاً به آن کلاس می‌گوییم، سرکه قرمز، سرکه سفید، سرکه انار، سرکه سیب، سرکه بالزامیک، سرکه خرما، در کنار بسته‌های قدیمی سرکه وردا، بسته‌بندی جدید هم رونمایی شد، خانمی نه چندان پیر وقتی به این غرفه رسید به شوهرش گفت «بیا اینجا، پروفسور وردا را تماشا کنیم.» 
 
چشم چین ماه دریان 
انتخاب نام برای هرکس، هرچیز، هر خوراکی، هر تولید اهمیت ویژه دارد، کارشناسان اقتصادی معتقدند انتخاب نام حیاتی است برای حیات و ماندگاری در حافظه، چشم چین یکی از آن عناوین درست و صحیحی است که می‌شود در صنایع غذایی از آن استفاده کرد زیبایی‌های طبیعت در چشم خوش می‌نشیند و محصولات کشاورزی در چشم، زیبا و دلفریب و روح‌نواز می‌شود، کارشناسان تغذیه اصرار دارند کسی بدون اشتها غذا نخورد. اشتها را چشم تحریک می‌کند، سفره‌آرایی ایرانی‌های قدیم (همان روزگارانی که همه روی زمین، روی فرش یا حصیر یا گلیم می‌نشستند) با تماشای سفره و بشقاب‌های رنگین به اشتها می‌آمدند. مدیران شرکت «چشم‌چین دریان» با بهره‌وری از این حس زیباپسندی زیرپوستی انسان‌ها، نام چشم چین را روی قوطی‌ها و شیشه‌های انواع مرباها برجسته کردند. شیشه مربای انجیر چشم‌چین را به‌دست گرفتم و لحظه‌ای به تماشا ایستادم، مدیر غرفه گفت خوشحالم که این محصول توجه شما را جلب کرده، ما در تولیداتمان به هیچ‌وجه از افزودنی‌ها استفاده نمی‌کنیم. خواستم بدانم چرا از این محصولات در فروشگاه‌های تهران تا حالا ندیدم، اگر دیده بودم عنوان جذاب «چشم چین» در خاطرم ماندگار می‌شد. گفت بیشتر تولیدات ما روانه کشورهای آسیایی و اروپایی می‌شود ولی توزیع داخلی هم داریم. تلفن مدیر پخش را روی بروشور نوشت تا راهنمایی بگیرم. 
 
Dr.Bean در اروپا و آمریکا
غذا داروست. دارو همان غذایی است که بدن ما بدان نیاز دارد. پزشکی مدرن نگاه ویژه‌ای دارد به غذاهایی که جنبه دارویی و درمانگر دارند، این میل عمومی در دنیای ماشینی به همه جوامع سرایت کرده، یعنی غرب ماشین زده هم به گیاه درمانی باور دارد و برای همین است که دمنوش‌ها بازار خوبی دارند، و ایران یکی از معدود کشورهایی است که به گیاهان دارویی درمانگر دسترسی بیشتری دارد. دکتر بین یکی از غرفه‌هایی است که به خاطر 20 سال سابقه در فرآوری، تولید و صادرات گیاهان دارویی تماشاگران بیشتری جذب کرده، مشتری و مذاکره‌کننده خرد و کلان در غرفه دیده می‌شوند:«ما اولین تولیدکننده انواع دمنوش میوه‌ای و گیاهی صددرصد طبیعی در ایران هستیم و همچنین بزرگترین صادرکننده انواع محصولات گیاهی به کشورهای آمریکایی، اروپایی، عربی، چین و ژاپن.» خانمی با تردید به غرفه‌دار می‌گوید چینی‌ها خودشان در پخت و پز و دم کردن گیاهان شهره‌اند واقعاً شما به کشور چین صادرات می‌کنید؟ غرفه‌دار می‌گوید: بله، غنچه گل محمدی، بابونه، گل گاوزبان ما خاص است، تحقیق شده، تجربه شده، اروپایی‌ها به این سادگی تن به هر نوع درمانی نمی‌دهند. حالا برند ما در بازارهای اروپا و آمریکا شناخته شده است، اهل پیشگیری و درمان آرام با غذا، دکتربین را می‌شناسند، ما برای این شهرت واقعاً زحمت کشیدیم. 
 
وفور پخش رایگان نمونه‌ها 
اگروفود 23 علاوه بر تعداد شرکت‌کنندگان و وسعت جغرافیایی فضای نمایشگاه از نظر تنوع غرفه‌آرایی هم رکورد داشت، علاوه بر همه اینها سخاوت تولیدکنندگان هم قابل لمس بود، شیوه‌های جدید توزیع بدون منت قهوه و آبمیوه و شکلات و گز در تمام روزها جریان داشت، شاید این تنها نمایشگاهی ‌باشد که بازدیدکننده بدون هزینه می‌تواند از انواع نوشیدنی‌ها و خوراکی‌ها مزه کند، از آن صحنه‌های دلخور کننده پخش اشانتیون خبری نبود، یا دست‌کم گروه گزارش ما صحنه آزار دهنده‌ای ندید، سن‌ایچ و آب‌معدنی‌ها و آبمیوه‌ای‌ها، به هیچ خواهنده‌ای، نه نمی‌گفتند. در فضای باز با ادب و احترام و با رعایت کامل بهداشت در ظروف یکبار مصرف به هرکس که مایل بود نمک‌گیر شود، نمک‌گیر می‌کرد. اطراف غرفه میلاد چند جوان مبادی آداب به همه قهوه یا شیرکاکائو سرد هدیه می‌کردند. دکتر منوچهر کیا اقتصاددان را دیدم که به شوخی به من ‌گفت آقای امیری دل این جوان را نشکن، یک لیوان قهوه سرد بنوش. در حین نوشیدن از دکتر پرسیدم چرا دیگر تولیدکنندگان ما از مجانی‌بگیرها دلخور نیستند؟ دکتر گفت: «در جهان همه چی صنعتی شده این باور به یقین رسیده که بهترین شیوه معرفی کالا و اثرگذارترینش همین شیوه پخش رایگان نمونه تولیدات است، در کسب و کار سنتی هم ناخنک زدن رایج و پسندیده بود اگر نه همه، بخش مهمی از این توزیع رایگان، نام هدیه دهنده را به‌خاطر می‌سپارند وقتی به فروشگاه بروند در حین انتخاب کالا، ناخودآگاه سراغ برندی می‌روند که در نمایشگاه نمونه‌اش را خورده‌اند. فواید این نوع سخاوت را نباید دست‌کم گرفت. 
 
عطایا از گُل هم مربا ساخته 
یکی از ده‌ها فایده حضور در نمایشگاه بین‌المللی دیده شدن است، چه بسیار تولیدکنندگانی که نه تنها عامه مردم حتی همکاران و هم صنفان خودشان هم نامش را نشنیده‌اند، به‌عنوان مثال «عطایا» که ده‌ها نوع مربا تولید می‌کند و آقای زینالی مدیرفروش اش می‌گوید: تلاش ما بر این است که طعم و مزه‌ مرباهای ما متفاوت باشد و شعار ما این است «عطایا، طعم زندگی» به‌عنوان مثال ما مربای طبیعی زردآلو تولید می‌کنیم، در واقع همه اقلام تولید ما چه انجیر، چه تمشک، چه توت‌فرنگی همه و همه طبیعی است و مشتری با یکبار مزه کردن متوجه ویژگی‌های آن می‌شود و در سبد خرید کالایش می‌گذارد. در گشت و گذار محصولات این تولیدکننده به مربای پرتقال و بهارنارنج بر خوردیم، بهار نارنج یکی از قدیمی‌ترین تولیدات استان‌های شمالی و قبل از ورود صنعت غذا، قنادی‌های هر شهر به‌طور مستقل تولید مربای بهارنارنج داشتند. آقای زینالی می‌گوید: یکی از اقلام تولید خاص ما مربای طبیعی گل است، در واقع ما سعی داریم تنوع مرباها را بالا ببریم و سلیقه مشتری‌ را تغییر دهیم، وقتی می‌گوییم مربا، ذهن می‌رود روی هویج و به که سنتی و خانوادگی‌اش سابقه طولانی دارد ما روی گل‌ها کار کردیم و نتیجه خوبی هم گرفتیم. شاید حق با او باشد عطایای طبیعت در یکی دو رقم خلاصه نشده و تنوع بسیار وجود دارد.
 
استکان کمرباریک در چای میعاد 
غرفه‌های چای در اگروفود 23 بیشتر به چشم آمدند، یک دلیلش غرفه‌آرایی مناسب و دکورسازی، بساط سماور و قوری که گروه موادغذایی میعاد علاوه بر همه این چشم‌نوازی‌ها از استکان کمرباریک چای، خاطره‌ساز چای خوری با سلیقه‌ بزرگترهای خانواده، در نماسازی غرفه مخصوصاً در بروشور جمع و جورش به نحو احسن بهره برده است. غرفه‌ چای میعاد در تمام روزهای نمایشگاه سرزنده و شاداب بود و مراجعین بسیار داشت، چه آنها که برای عقد قرارداد و همکاری آمده بودند و چه خانواده‌هایی که یکی دو بار از این چای خورده بودند و می‌خواستند درباره انواع چای بیشتر بدانند. یکی از کارکنان غرفه درباره ویژگی مهم چای قلمی معطر که مورد علاقه اکثر بازدیدکننده‌های غرفه بود درباره دیردم کشیدن آن چنین گفت: این نوع چای به‌دلیل داشتن برگ‌های درشت دیرتر دم کشیده ولی مدت زمان بیشتری قابل نگهداری است، اگر تجربه کرده باشید متوجه شدید چای قلمی ما ماندگاری قابل قبولی دارد حتی برای آنها که به خوردن چای تازه دم عادت دارند. جالب این‌که تمامی کارکنان این غرفه همچون یک متخصص درباره چای اطلاعات داشتند و می‌توانستند درباره رنگ و طعم چای، مخصوصاً رنگ و پررنگی و کم‌رنگی و خواص آن و عادات خاص چای خورهای ایرانی برای شما همه چیز را بگویند.
 
ادویه به بوشهر برسد پولش را می‌دهم 
خارجی‌ها هم آمده بودند، خوب هم آمده بودند، از نظر تعداد قابل مقایسه با هیچ نمایشگاهی در طول این 23 سال نیست بعضی‌ها مثل PECTRUM که از «مهاراشترار» هند آمده بودند با انواع ادویه‌های هندی مثل زردچوبه که عطر آن شامه‌نواز بود مراجعه‌کننده و مشتری بیشتری داشتند. در همین غرفه آقایی هندی که فارسی هم کمی می‌دانست از تجارت قدیمی ادویه‌جات هندی با ایرانی‌ها خاطره می‌گفت «در آبادان مغازه داشتیم و ادویه‌های ما را به‌عنوان سوغاتی به تهران می‌آوردند» او خاطره‌ای به نقل از پدر بزرگش از یک شریک تجاری بوشهری برای من نقل کرد که جالب بود: شما ژورنالیست هستید باید بدانید تاجرهای ایرانی در 100 سال پیش اعتبارشان خوش‌حسابی و خوش‌نامی بود، محمدعلی خان شوشتری در بوشهر تجارتخانه داشت. برای پدربزرگم پیام داد که 50 گونی فلفل و زردچوبه و دارچین و این جور چیزهای هندی می‌خواهد، بار به بندر بوشهر برسد پولش را می‌دهد، پدربزرگم از یکی دو نفر در وصف خوش‌حسابی ایشان چیزهایی شنیده بود، فقط همین. بار از کشتی پیاده شد و به انبار آقای شوشتری رسید، همان روز پولش را حواله کرد، پدربزرگم آنقدر خوشش آمد که راهی بوشهر شد تا او را ببیند و دید، خیلی خوشش آمد، با هم دوست شدند. گفتم آیا امروز هم چنین اعتمادی وجود دارد، لبخند زد و گفت البته! 
 
رشته جعبه‌ای طرح قدیم 
«اولین تولیدکننده ماکارونی زعفرانی در ایران» این نوشته مرا کنجکاو غرفه مجتمع غذایی یاران گناباد کرد می‌خواستم ببینم در مقابل ماکارونی زر و تک و مانا و سمیرا و... ماکارونی‌سازان بزرگ تهران چه حرفی برای گفتن دارد. برند از شهرستان گناباد خراسان رضوی بود و مدیر غرفه از استقبال خوبی که از رشته جعبه‌ای این برند می‌شود به نکته جالبی اشاره کرد: یکی از تولیدات ما رشته جعبه‌ای طرح قدیم است که در همین نمایشگاه چند مشتری جدید پیدا کردیم، بسته‌بند‌ی‌های جدید البته شیک‌تر است اما ما به همان جعبه‌های طرح قدیم وفادار مانده‌ایم. مشتری‌های وفاداری هم داریم، حتی برای خارج از کشور، خانواده‌هایی که از سال‌ها دور مصرف کننده رشته‌ها بودند، ماکارونی زعفرانی هم که تولید کردیم (البته ما اولین بودیم) استقبال خوبی شد، خراسان به زعفرانش شهرت دارد، ما هم ماکارونی زعفرانی تولید کردیم. به‌نظرم هر شهر و داستانی که ویژگی غذایی خاصی دارد باید از آن استفاده کند. غذاهای بومی همیشه پرطرفدار بوده و هستند، ذائقه‌ها هم خاطره سازند، خیلی‌ها دوست دارند آن لذت گذشته را تکرار کنند. ما از بابت صادرات مشکلی نداریم چون استاندارد بین‌المللی داریم. روی جعبه‌ها تاریخ تولید را حتماً قید می‌کنیم، تا به امروز مشتری‌های تجاری ما هیچ باری را مرجوع نکردند ولی متعهدیم اگر باری فروش نرفت، مرجوع بشود به مشتری‌های خود احترام می‌گذاریم. 
 
از اهداف دور افتاده‌ایم؟ 
در شماره فوق‌العاده «اقتصاد سبز» که ویژه اگروفود 23 منتشر شده، مصاحبه‌ای چاپ شده با دکتر حسن فروزان‌فرد، عضو هیأت نمایندگان اتاق تهران، او مدیر برند «کامبیز» است که در مجموعه صنایع غذایی ایرانی مخاطب بسیار دارد. اما حرف‌های او در این مصاحبه نکات جالب و قابل توجهی داشت از جمله «ایران اگروفود از اهداف اصلی‌‌اش دور شده» یا «تداوم رویکرد فعلی، این نمایشگاه بین‌المللی را به‌سوی یک نمایشگاه فروش بهاره سوق خواهد داد» نگاه انتقادی او به نمایشگاه شاید از نظر بعضی‌ها سخت‌گیرانه باشد اما قابل تأمل است. حالا دیگر صنعت غذای ایران در بازار تجارت بین‌المللی حضوری پررنگ پیدا کرده، حرفی برای گفتن دارد مدیران با ذوق و مبتکر نوآوری‌هایی کرده‌اند، برندهای مهم نه تنها در حوزه خلیج‌فارس و کشورهای همسایه بلکه در فروشگاه‌های بزرگ صنایع غذایی اروپایی و حتی آمریکایی هم حضوری آبرومند دارند، اگر باور کنیم بخشی از این حضور به‌خاطر مهاجرت گسترده ایرانی‌ها بوده، بخش دیگر آن به ابتکار و تنوع تولید و کیفیت بوده که غیرایرانی را هم خریدار کرده، در 4 روز فعالیت نمایشگاه فرصت مطالعه و بررسی آنچه در طول سال انجام گرفته فراهم می‌شود و موازی با آن فرصتی  فراهم شده تا نگاه علمی و به‌روز نسبت به آنچه انجام می‌دهیم داشته باشیم. 
 
از ضعف مدیریت خودمان بگوییم 
ساعت 11 و 45 دقیقه روز پنجشنبه 13 خرداد (آخرین روز نمایشگاه) بلندگو خبر ورود آقای مهندس نعمت‌زاده وزیر صنعت را اعلام می‌کند. در غرفه رب‌گوجه‌فرنگی «باغ فیض» گرم گفت‌وگو درباره اهمیت نام‌گذاری صنایع غذایی هستیم، این‌که باغ فیض یادآور صیفی‌کاری‌های تهران قدیم بوده و نام‌گذاری‌ها باید ویژگی تداعی خاطره‌هایی از کشاورزی باشد. بحث به وزیر صنعت می‌کشد که چه کار خوبی کرده که آمده، چرا وزیر کشاوررزی نیامده، وزیر بهداشت نیامده، چرا وزرای مهم و در ارتباط نسبت به این رویداد مهم توجه لازم را نشان نمی‌دهند و با ورود به اگروفود، مدیران صنعتی که شتابان پیش می‌رود و اقتصاد کشاورزی را دگرگون کرده به هیجان نمی‌آورند. ساعت 4 بعدازظهر دوستی که از آلمان آمده بود تا او را با مدیران «دلوسه» آشنا کنم نفس‌ زنان از راه رسید، دلوسه امسال در نمایشگاه شرکت نکرده بود، خواستم او را با مدیران یکی دو برند دیگر آشنا کنم ولی با تأسف (باید هم بگویم تأسف) غرفه‌ها از ساعت‌ها پیش نیمه تعطیل شده و در حال جمع‌آوری بساط خود بوده‌اند. او می‌گفت در هیچ نمایشگاه بین‌المللی زمان را چنین مفت نمی‌فروشند، حضور در نمایشگاه هزینه‌های سنگین دارد، هزینه دکور بخشی از آن است، اگر دقیق شویم هر ثانیه آن قیمتی دارد، نمایشگاهی که رسماً باید 6 بعدازظهر پایان یابد چند ساعت زودتر تعطیل می‌شود، این یعنی چه؟ دیده‌ایم که بعضی‌ها در سالن سینما، وقتی از فیلمی خوششان نیاید زودتر از روی صندلی‌شان بلند می‌شوند آیا خودمان از نمایشگاه خودمان خوشمان نیامده است!
 
(شماره 60 مجله اقتصاد سبز)

بستن

به ما بپیوندید

عضویت در خبرنامه