هدر

پانزدهمین نمایشگاه هم برگزار شد، دررقابت با رقبای قَدر

قدیما، یک شکلات کشی داشتیم و یک آب‌نبات چوبی وخروس قندی، همه‌شان فله‌ای و داخل سینی مسی!

گروه گزارش «اقتصاد سبز»/یحیی امیری: جمعه آخرین روز نمایشگاه بود و برحسب تصادف من هم روز جمعه به نمایشگاه رفتم، اما همکاران دیگر گروه گزارش مثل خانم حق‌بیان، خوش‌نثار، زهرا گیو و... هر روز بودند و یادداشت‌های خود را می‌نوشتند،
گروه گزارش «اقتصاد سبز»/یحیی امیری: جمعه آخرین روز نمایشگاه بود و برحسب تصادف من هم روز جمعه به نمایشگاه رفتم، اما همکاران دیگر گروه گزارش مثل خانم حق‌بیان، خوش‌نثار، زهرا گیو و... هر روز بودند و یادداشت‌های خود را می‌نوشتند،
 غرفه‌های بزرگ فضای باز، مخصوصاً بنر خیلی بزرگ کلوچه نادری که جذابیت خاصی داشت لحظه‌ای نظرم را گرفت و غافل شدم در همین فضای باز، کنار غرفه بزرگ «شونیز» قرار گرفته‌ایم و سردبیر ما در حال خوش‌وبش با مهندس پرویز بیوک مدیرعامل «شونیز» شده است. اسم بیوک به گوشم آشنا بود و اسم «شونیز» کارخانه شکلات‌سازی مدرن آشناتر، اما هم صحبتی چند دقیقه‌ای و سرپایی مرا با ویژگی‌های شخصیت یک تولیدکننده مدرن ایرانی آشناتر کرد. سفر آمریکا موجب عدم حضورش در مراسم برترین‌های صنایع غذایی امسال شده بود، بیرون غرفه ایستاده بودیم مجذوب شخصیت و تواضع یکی از بزرگان بزرگ‌ترین شکلا‌ت‌سازهای تبریز شده بودم، کنجکاو چگونگی شکل‌گیری شونیز و دوران درخشش آن در میدان بزرگ رقابت!  شکلات‌ساز و برند جهانی، مرا حواله به ورود در سایت شونیز کرده بود. یکی دو دقیقه‌ای از گفت‌وگوی مهندس بیوک با سردبیرمان نگذشته بود که متوجه شدم یکی دو نفر منتظرند با بیوک آقا صحبت کنند، این یکی دو نفر وقتی 4 نفر شدند احساس کردم بیش از این نباید وقتش را بگیریم با اشاره مهندس پرویز بیوک دو بسته شکلات در ساک شونیز به من و سردبیر هدیه شد و یادآوری «این یکی از شکلا‌تهای ویژه خط تولید ما را شما با هر نوع شکلات مشابهی که در دنیا تولید می‌شود مقایسه کنید، کیفیت آن را بسنجید و نظر بدهید».
 چند قدمی از غرفه بزرگ شونیز دور نشده بودیم که یکی از دوستان قدیم را دیدم، مهندس حبیب حشمتی از فرانسه آمده بود، از مارسی، بندر مارسی، تا سردبیر، گرم گفت‌وگو با یکی دو نفر از مدیران صنایع غذایی شد از فرصت استفاده کردم و رفتم سراغ دوست قدیم «حبیب جان، تو کجا، اینجا کجا؟ فرانسه که بهترین شکلات‌سازها را دارد و شهرت افسانه‌ای؟» آقای حشمتی به نکته جالبی اشاره کرد «تا قبل از انقلاب شکلات خارجی مخصوصاً فرانسوی بین ما ایرانی‌ها  جاذبه داشت اغلب دوست داشتیم از قنادی فرانسه روبه‌روی سینما دیانا (سپیده فعلی) خرید کنیم، حالا‌که در فرانسه ماندگار شدم و در جمع بزرگ و پرجمعیت ایرانی‌های مهاجر می‌بینم مشتری‌های ایرانی شکلات ایرانی می‌خواهند. مهاجرین عزیز علاقه خاصی به تولیدات داخل کشورمان دارند، در فروشگاه‌های ایرانی پاریس، اقلام پرفروش، برندهای ایرانی است همسر او خانم «سلما» که فارسی را بهتر از خود ما صحبت می‌کند مرا مخاطب قرارداد و گفت: «درگزارش مجله شما خواندم به دو مشترک آمریکا اشاره کرده بودید، اگر به لیست مشترکین خود مراجعه کنید می‌بینید در فرانسه هم تعدادی خریدار و خواننده دارید، موسیو ژوئین فارسی نمی‌داند ولی تمام آگهی‌های مجله را با دقت نگاه می‌کند. مثل گذشته صادرات درشت به ایران ندارد، ولی با کنجکاوی آنچه در صنایع غذایی ایران می‌گذرد را دنبال می‌کند، مصاحبه آقای مغازه‌ای را برای ایشان ترجمه کردم.» آقای مسعود خردجو از دوبی آمده بود: «امسال وزیر بهداشت هم به نمایشگاه آمده بود و در صحبت‌هایش از ارتقاء کیفیت شیرینی و شکلات تولید داخل ابراز رضایت کرده ، حتی گفته ، شیرینی و شکلات چیزی نیست که کسی بتواند خوردن آن را منع کند ولی به شرطی که کیفیت بالا داشته باشد.» مدیران صنایع غذایی در طول 15 سال گذشته همواره از عدم توجه و حضور وزرا به نمایشگاه شکوه داشتند، امسال یک آس آمده بود، وزیر بهداشت.... 
 
با قدیما به یاد قدیما 
در جستجوی کنجکاوانه به تازه‌های نمایشگاه، تابلوی «قدیما»‌ که به چشمم خورد به اصطلاح میخکوب شدم و بر روانشناسی هنرمندانه مدیران این برند آفرین گفتم «با سلوق قدیما، حلوا پشمکی قدیما، حلوا شکری قدیما، ارده قدیما، کرم کنجد قدیما، ارده و کنجد قدیما، روغن کنجد قدیما، عسل قدیما» همه اینها از تولیدات گروه غذایی جواهری است. جلوی غرفه شلوغ است به نسبت غرفه‌های دیگر، وقتی شنیدم یکی از مدیران گروه غذایی جواهری در صحبت‌هایش با یکی از مشتریان به سابقه نیم قرنی در عرصه موادغذایی اشاره کرده با حیرت گفتم «عجیبه تا حالا این برند را ندیده بودم» با لبخند گفت «به نمایشگاه آمده‌ایم تا دیده شویم» وقتی متوجه شد علاقه شدیدی به داشتن اطلاعاتی بیشتر دارم، توضیح داد: گروه غذایی ما، در خوانسار فعالیت دارد جایی که کیفیت عسلش حرف ندارد. در سال 1379 تولید حلواشکری به‌صورت سنتی را سرلوحه کار خود قرار دادیم، کارشناسان ما متوجه شدند امروزی‌ها به ساخت‌وساز غذاهای دیروزی‌ها علاقه دارند، فیلم‌های قدیمی، موسیقی قدیمی، معماری قدیمی و... فکر کردیم موادغذایی قدیمی چرا که نه؟ تجربه 50 ساله را در کنار ماشین‌آلات مدرن و تولید بهداشتی امروز گذاشتیم و خدا را شکر، درخشیدیم. 
 
پیکورن در نبرد با آلزایمر
از نوه‌ام پرسیدم اسم چند شهر ایران که به شیرینی‌سازی شهرت دارند بگوید، او بلافاصله گفت تبریز شکلات دارد، یزد قطاب و پشمک دارد، اصفهان گز دارد، قم سوهان دارد و... در یکی دو دهه اخیر مدیران صنایع غذایی با بهره‌گیری از ماشین‌های مدرن تولید و صنعت بسته‌بندی بر شهرت این شهرها افزوداند. اگر گزارش سال پیش این مجله را خوانده باشید به‌خاطر دارید که بر نوآوری‌های این صنعت چقدر تأکید داشتیم. «شرکت ارمغان بانوی آذربایجان» امسال ما را متوجه بخشی دیگر از فعالیت‌های صنایع غذایی، به‌خصوص شیرینی و شکلات کرده است. ارزش غذایی و همراهی با جامعه پزشکی برای شناخت بیشتر آنچه که می‌خورند. همین شرکت را وا داشته سرکی به درمانگری غذاها بزند و در مورد «پیکورن» این اطلاعات را به مشتری‌هایش داده است: «پیکورن به‌دلیل دارا بودن دارچین با افزایش فعالیت مغز از آلزایمر پیشگیری کرده و با تسهیل در گردش خون از قلب محافظت می‌نماید، به‌دلیل داشتن «هل» باعث تقویت قلب و خوشبو شدن دهان می‌شود، به‌دلیل داشتن «وانیل» از پوسیدگی دندان‌ها جلوگیری کرده و باعث بهبود اختلالات عصبی و آلزایمر می‌شود و به‌دلیل داشتن زردچوبه خواص آنتی‌اکسیدان، ضد میکروبی، ضد التهابی و ضد سرطان دارد. بنابراین «پیکورن» یک خوردنی ساده نیست یک داروخانه است. 
 
هوشمندی مدیران تولید حرفه‌ای
در روزهای نمایشگاه شیرینی و شکلات نمایشگاه صنایع لبنی و نوشیدنی‌ها هم برگزار شده بود، سه نمایشگاه همزمان با هم. فرصتی که چه تولیدکنندگان و چه مصرف‌کنندگان و مشتریان برندها همه این دیدنی‌ها را در یک روز و یکجا می‌توانند ببینند در ارزیابی، دکتر منوچهر کیا اقتصاددان که مثل همیشه با دقت از این نمایشگاه‌ها دیدن کرده ، آمده است: مدیران تولیدکننده صنایع غذایی را دیگر نمی‌شود آدم‌های کسب‌ و کار و سرمایه‌ای دید، آنها آموخته اند در جهان پُر رقابت امروز چگونه می‌شود حضوری مؤثر داشت و با هدف رونق کار، دستاوردهای ماندگار ارثیه گذاشت، در سالن لبنی، در غرفه هراز، شاهد بودم تیمی که برای حضور در غرفه آماده شده بودند با معلومات وسیع و گسترده و حوصله‌ای مثال‌زدنی پاسخ پرسش های بازدیدکننده را آماده دارند. در این غرفه و خیلی از غرفه‌ها، غرفه‌دار‌ها آدم‌های معمولی و به اصطلاح کارگر ساده نبودند، روانشناسی رفتاری در غرفه «هراز» به‌راستی تحسین‌برانگیز بود، غرفه‌دار هم کارشناس بازرگانی بود هم کارشناس غذا. فنی‌ترین پرسش‌ها درباره پنیر و ماست‌های مخلوط (غذاهای سنتی ایرانی مثل ماست و اسفناج، ماست و کدو، ماست و بادمجان) را پاسخ می‌دادند. اگر صنایع غذایی ایران در یکی دو دهه اخیر چنین درخششی داشته بخش مهمی از آن به هوشمندی مدیران آن بر می‌گردد. آنها که کار بلدند و می‌دانند در بازار پررقابت، آنچه اهمیت دارد و سبب پیشرفت می‌شود، دانش حرفه‌ای است. 
 
باید رفت، باید دید 
در پانزدهمین نمایشگاه بیسکوییت شیرینی و شکلات (23 تا 26 شهریور)‌ 261 شرکت ایرانی و 85 شرکت از 24 کشور (اتریش، آلمان، اسپانیا، انگلستان، آمریکا، امارات، اوکراین، ایتالیا، بلژیک، ترکیه، چین، فرانسه، سوییس، سوئد، دانمارک، لهستان، لبنان، مالزی، کانادا، کلمبیا، کره جنوبی و هندوستان) حضوری پررنگ داشتند، روز جمعه (آخرین روز نمایشگاه) شلوغ‌ترین بود اما بقیه روزها به نسبت گذشته از نظر کمّی چندان ایده‌آل نبود. به‌نظر بعضی از دست‌اندرکاران، نمایشگاه تورهای ویژه نداشت ولی از نگاه دکتر ماه‌منظر الهام «از نظر کیفی نمایشگاه شیرینی و شکلات رشد خوبی داشت. در رقابت با خارجی‌ها که بازار ایران بازار جذابی است، ایرانی‌ها توانایی بالایی از خود نشان دادند» در صحبت‌هایی که با چند نفر داشتم احساس غرور می‌کردند که در مدتی کوتاه شاید 30 سال اینها توانستند جایگاه خود را به حدی بالا ببرند که با شکلات‌ساز‌های سوییس و فرانسه مقایسه شوند، نمایشگاه را باید رفت و باید دید، نمایشگاه محیطی الهام‌بخش است برای همه کسانی که به شغلشان عشق دارند، بهترین تجارت را، تجارت توأم با هنرنمایی و خلاقیت می‌بینند، احساس غرور تولیدکنندگان ایرانی حاکی از خودشیفتگی نبود، حاصل از رضایت کار و تلاش خستگی‌ناپذیر و عاشقانه که کمترین ثمره‌اش نام‌آوری است. 
 
 
گاناش به طریق بن‌ماری 
شرکت صنایع غذایی «روزبه شکلات» با حضور پُررنگش در نمایشگاه امسال مصداق همان نظریه معروف «گارایانی» شیرینی‌ساز معروف دانمارکی است که «نو، چه داری وقتی‌ می‌آیی نمایشگاه؟» او گفته بود شرکت در نمایشگاه‌های بین‌المللی بازار روز محله‌های قدیم نیست، جایی است که تو باید حرف نو بزنی، کارنو به نمایش بگذاری و در میان ده‌ها و صدها رقیب و هم صنعت، تماشاچی و خریدار داشته باشی. شرکت روزبه شکلات همان لحظه‌ای که بروشورش را به‌دست مراجعه کننده غرفه می‌داد نوآوری‌هایش را به رخ می‌کشید، در این غرفه هنر آفرینش و نمایش دوش به دوش صنعت شکلات‌سازی می‌دیدم و توضیح دهندگانی که گویی در تریبون کلاس دانشگاهی با کمک رنگ و جدول ارزیابی نتیجه کار آزمایشگاهی خوردن شیرینی و شکلات را نه یک کار تفننی، بلکه تغذیه لذت‌بخش و مکمل سلامتی جان و آسایش روان می‌دانند. از کیک مغزی «دلی» به «گاناش» می‌رسیم: «گاناش را به‌ طریق بن‌ماری تا دمای 30 الی 40 درجه سانتی‌گراد گرم و سپس به‌وسیله کاردک روی سطح کیک پخش نمایید. تاریخ انقضا – 12 ماه پس از تولید – شرایط نگهداری – در دمای کمتر از 25 درجه سانتی‌گراد نگهداری می‌شود...» 
 
MADE. IN. BELGIUM 
سعی می‌کنم به‌عنوان گزارشگر بدون تعصب بومی یک مجله تخصصی صنایع غذایی آنچه در نمایشگاه توجهم را جلب کرده در این گزارش بیاورم، غرفه خارجی‌ها را دیدم، البته نمایش پخت و شکیل‌کردن را که با ترفند حرفه‌ای قرن بیست‌ویکم به سمع حاضران می‌رساندند خوب بود و بخش تبلیغات. در «Chocolate-World » یک کتاب «در قطع مجله خودمان) 192 صفحه‌ای به دستم دادند که حاصل 30 سال کار و تجربه و تولید این مؤسسه در آن چاپ شده بود، با عکس و بیوگرافی شکلات‌سازان مهم و معروف خودش، و دیگر معرفی تک‌تک آنچه در طول 30 سال گذشته عرضه کرده و سبب درخشش در بازارهای جهانی این شرکت شده، کتاب را همانجا ورق زدم و حالا روی میز کارم دوباره از اول  تا آخرش را دیدم چاپ و عکس و صفحه‌آرایی اگر نگوییم بهتر از ایرانی‌ها نبود، کمتر هم نبود، ولی نکته‌ای که توجهم را جلب کرد معرفی قنادهای همکار به‌عنوان یک شخصیت خلاق است مشابهش را در ایرانی‌ها ندیدم یا خیلی کم دیدم. قنادهای خلاق خودمان را نمی‌شناسیم. شکلات‌سازهای ماهر و خلیفه قنادی اسم و رسمدارمان را جایی معرفی نکرده‌ایم، فراموش نکنیم هر برند موفقی چند همکار خلاق و ویژه هم دارد که در ویترین دیده نمی‌شوند.
 
استاد سید محمود دردشتی 
استاد سید محمود دردشتی کیست؟ او در سال 1335 در شهر پر هنر اصفهان گزی به‌نام «معراج»و «شاهرضا» را بنیاد گذاشت، در این صنعت از طریق روش صنعتی استاد شاگردی، آموزش‌ها دید و به‌زودی به مرحله استادی رسید یعنی کسی که می‌تواند تولیداتش را آبرومندانه به بازارهای جهانی صادر کند. این لغت «آبرو» را مخصوصاً در این جمله آوردم، چون آقایی که در غرفه به من و دیگر بازدیدکنندگان یک لقمه گز تعارف کرده بود تأکید داشت از همان سال‌های دهه 30 که گز معراج از طریق توریست‌ها به خارج می‌رفت تا به امروز که به‌صورت انبوه و تجارتی به بازارهای بیرون از کشور صادر می شود حتی یک مورد برگشتی به بهانه نقص کیفی نداشته‌اند. او گفت: واحد تحقیق و توسعه شرکت گز معراج می‌کوشد آنچه از این برند تولید می‌شود و زینت‌بخش مجالس مهم و میهمانی‌ها می‌شود حتی سفیده پاستوریزه،از تخم‌مرغ درجه یک باشد. شرکت گز معراج با قاطعیت به مشتریان خود یادآور می‌شود «تمام مواد اولیه ما کاملاً طبیعی و فاقد هرگونه موادشیمیایی و افزودنی‌های نگهدارنده است. نوع اصیل شیرینی که هنوز هم به‌صورت سفارشی شناخته می‌شود دارای درصدی از عصاره گرانبهای گز انگبین است!»
 
یاشاسین حیدربابا 
حیدربابا یکی از منظومه‌های لطیف استاد محمدحسین شهریار شاعر پرآوازه  معاصر ایران است. این منظومه نه تنها در ایران و در باکوی آذربایجان و میان همه آذری‌زبان‌های جهان شهرت دارد بلکه به‌خاطر لطافت ویژه شعری به هر زبانی که ترجمه شده محبوب و ماندگار بوده، تبریزی‌ها که هیچ، کمتر آذربایجانی ایرانی است که نام این منظومه را نشنیده و نشناسد. برای همین وقتی به غرفه لبنیات و بستنی حیدربابا رسیدم با دیدن تابلوی «حیدربابا» بی‌اختیار توقف کردم و به تماشای غرفه جذاب و انواع بستنی‌ها در بسته‌بندی‌های متنوع و از نظر رنگ‌بندی بسیار چشم‌نواز پرداختم، از خانمی که در پیشخوان غرفه به این و آن توضیح می‌داد به زبان آذری پرسیدم شما خودتان منظومه حیدربابا را خوانده‌اید؟ اول از طرح این سؤوال تعجب کرد و خیلی زود به خودش آمد به فارسی (فهیمده بود آذری نصفه نیمه حرف می‌زنم) توضیح داد هیچ تبریزی بیست سال به بالا نمی‌شناسم که حیدربابا را نخوانده باشد و استاد شهریار را نشناسد. او ضمن توضیح مختصرش این را هم گفت که بسیاری از تولیدکنندگان و دست‌اندرکاران صنایع لبنی و موادغذایی از نظر فرهنگی هیچ کم از کارمندان فرهنگی ادارات ندارند، این نکته به نظرم درست آمد با مدیر شونیز هم صحبت شده بودم و با حاج مرتضی سلطانی، سلطان «زرماکارون» که انصافاً بار فرهنگی بالایی دارند. 
 
شوکو لوگو چه می‌گوید؟
حاج حسین مرندی اواخر دهه 30 یکی از آب‌نبات‌سازهای معروف بازار صندوق سازها بود که در همان سال‌ها در مغازه پدرش به حساب و کتاب مشتری‌های شهرستانی می‌رسید، کمی بعد به کارگاه رفت و انوع آب‌ نبات سازی را یاد گرفت  و به نصیحت پدرش حاج اسماعیل عمل کرد که در هرکاری مخصوصاً هر صنعتی، آدم باید تمام جزئیات آن کار را بلد باشد. او حالا 80 ساله است، تا دیدمش اولین سؤوال این بود «حاج آقا شما کجا، نمایشگاه کجا!» انگار نه انگار که بیش از 50 سال است همدیگر را ندیده‌ایم با همان چابکی دوران جوانی با من دست داد و مصاحبه کرد و گفت یحیی‌خان بیا بریم به این غرفه «شوکو لوگو». رفتیم به تماشا، من کمی حیرت کردم اما حاج آقا مرندی حسابی تعجب کرده بود:  شکلات با طرح بانک آینده – شکلات با طرح کافه کوچه - شکلا‌ت‌های سفارشی مجموعه عظیم‌زاده (لیوان و کتری و قاشق) – شکلات با طرح‌های وب – شکلات با طرح کافه آپارات – شکلات با طرح کافه رومنس! شکلات با طرح لوگوی بانک و بیمه و... حاج آقا مرندی به خانمی از مدیریت غرفه گفت: «آفرین، اینارو شما درست می‌کنن؟ چند ساله؟» جواب این بود که: شوکو لوگو 5 سال است سفارشی این چیزها را درست می‌کند، کار نوینی است و خوشحالم بگویم خیلی هم موفق بودیم، سفارش زیاد می‌گیریم، شما کارتون چیه؟ آقای مرندی گفت: شما هنوز دنیا نیومده بودید، شاید پدر و مادر شما هنوز ازدواج نکرده بودند، من آب‌نبات درست می‌کردم، خروس قندی رنگ و وارنگ، منهم اون سال‌ها برای خودم نو بودم و نوآور. ... 
 
ریحانه و کابوهای تگزاس 
صنایع غذایی آقالاری برند «ریحانه» را در شهرستان فومن تولید می‌کند، انواع کیک می‌سازد و کیکی دارد به‌نام «نیم چاشت» که گاهی مشتری‌اش شده‌ام، آنچه از این غرفه توجهم را جلب کرد عکسی از کابوی های تگزاس بالای لیست معرفی کالاهایش بود، می‌خواستم بدانم چه رابطه‌ای بین این کیک‌ها و این کابوی هاست: «همین که کنجکاو شدین و اومدین غرفه ما، یعنی کارمون درست بوده، تنوع محصولات ما زیاده، تا یکی‌یکی امتحان نکنین متوجه اهمیت کاری که انجام دادیم نمی‌شین، برای هر سلیقه و ذائقه‌ای کیک و کلوچه درست کردیم، می‌خواین بیسکویت دنیای حیوانات را مزه کنین». همه‌مان خندیدیم، بیسکویت دنیای حیوانات را دیده بودم، نمی‌دانستم سازنده‌اش در شهرستان خوی کارخانه دارد و حالا از نزدیک می‌دیدم که مبتکر آن نه تنها برای کودکان که بیشترین علاقمندان و مشتریان این محصولات هستند بلکه سلیقه غذاشناسی و میل به خوردن شیرینی در ساعات مختلف روز را هم می داند، یعنی از صبح زود، سر میز صبحانه، محل کار، نیم چاشت به اصطلاح خودشان و عصرانه، کیک و شیرینی و بیسکویت درست کرده‌اند. آقالاری صادرات هم دارد. در این بخش رو آب‌وهوای کشوری که مشتری است در نظر می‌گیریم، کشورهای سرمایی مثل مجموعه روسیه و گرمایی، مثل مجموعه کشورهای حاشیه خلیج‌فارس. 
 
آلوئه‌ورا با طعم هلو از وانا 
وانالی که در جاده هراز به نام کوتاه شده «وانا» شهرت دارد از ییلاقات شهر آمل است اما این سال‌ها «وانا» به‌خاطر چشمه آب معدنی «آب معدنی طبیعی وانالی یکی از ناب‌ترین چشمه‌های دامنه البرز، در منطقه زیبای امیری وانا در ارتفاع 2500 متری از سطح دریا، به نام کبوترلی سرچشمه می‌گیرد، ارتفاع زیاد، برفگیر بودن و همچنین مسکونی نبودن محل تا کیلومترها، این چشمه را منحصربه‌فرد کرده است » شهرت تازه‌ای پیدا کرده و به‌نظر می‌رسد بسیار موفق بوده است. در سالن نوشیدنی‌ها، غرفه «آلوئه‌ورا» توجه هر بیننده‌ای را جلب می‌کند، به‌خاطر رنگ‌بندی و شکل هندسی بسته‌بندی که به‌طور غیرمستقیم تداعی کننده خواص دارویی و سلامتی است به‌ تماشا و گفت‌وگو با غرفه‌داران و مراجعین چند دقیقه‌ای توقف کردم. «وانا هستی البرز» با بسته‌بندی آب معدنی وانا کارش را شروع کرد، از آنجا که مدیران این شرکت به مقوله سلامتی اهمیت می‌دهند مزرعه کشت آلوئه‌ورا هم دارند و از تولیدکنندگان آلوئه‌ورا شده اندکه چند سالی است به‌خاطر خواص معجزه‌گرش شهرت پیدا کرده و از نظر مدیران «مأموریت، برای داشتن جامعه‌ای سالم » موجب تولید نوشیدنی‌ همراه با ژل و تکه‌های ارگانیک آلوئه‌ورا به‌عنوان منبع تغذیه‌ای با تکیه بر آگاهی از ذائقه روز مردم دنیا شده است. 
 
نمایشگاه همان دانشگاه است 
گردش و تماشای دقیق هر نمایشگاه یک کار دانشگاهی است. این موضوع صحبت‌های چند تولیدکننده که با یکی دو نفرشان آشنایی داشتم در غرفه «زنبور طلایی» بود و با تماشای شیره خرما و خمیر خرما صحبتمان گرم شد، این‌که هیچ بیننده دست‌اندرکار صنایع غذایی در رشته‌ای که کار می‌کند (در این نمایشگاه شیرینی و شکلات، لبنیات و نوشیدنی‌ها) از گشت‌زنی و دیدن غرفه‌ها و فعالیت همکاران و هم‌صنفان ضرر نمی‌کند. شاید در نگاه اول حضور در نمایشگاه یک کار بازرگانی است، می‌آیند نماینده بگیرند، مشتری جدید و فروش بیشتر، اما در نهایت مدیران خط تولید و طراحان تولید به‌اندازه یک دوره دانشگاهی با نوآوری‌های کسب و کارشان هم آشنا می‌شوند. حالا دیگر هیچ موادغذایی فله‌ای عرضه نمی‌شود، آشنایی با شرکت‌هایی که ماشین‌آلات بسته‌بندی و تاریخ‌زن ارایه می‌دهند (مثل آنچه که گشتا صنعت اصفهان عرضه کرد) در امر تولید، حرکتی است رو به جلو، این‌که با انواع امکانات بسته‌بندی آشنا شویم، برندها برای ماندگاری باید به‌روز باشند، باید از آخرین تحولات و تحرکات حرفه خود آشنا باشند. تکنولوژی چنان سرعتی در صنعت به‌وجود آورده که خیلی از امکانات سال پیش، ممکن است امسال کهنه به‌نظر آید. 
در غرفه «زنبور طلایی» با تماشای بطری‌های شیره خرما و سطل‌های خمیر خرما، دربحث سرپایی که شنونده بودم به این نتیجه رسیدم که نمایشگاه همان دانشگاه است برای دست‌اندرکاران! 
 
(شماره 63  مجله اقتصاد سبز)

بستن

به ما بپیوندید

عضویت در خبرنامه