هدر


(سرمقاله شماره 02)باید از تولید حمایت کرد چرا چنین نمی‌کنیم ؟!

مهندس   محمدرضا جمشیدی : در اقتصاد ایران سال‌هاست از برخی صنایع به عنوان صنایع پرمزیت، اشتغالزا و ارزآور یاد می‌شود. در نگاه نخست چنین اعتقادی باید مترادف با برنامه‌ریزی برای توسعه و حمایت باشد، اما به راستی آیا در اقتصاد ایران از صنایع دارای مزیت و استراتژیک حمایت لازم صورت پذیرفته است؟! 

مهندس   محمدرضا جمشیدی : در اقتصاد ایران سال‌هاست از برخی صنایع به عنوان صنایع پرمزیت، اشتغالزا و ارزآور یاد می‌شود. در نگاه نخست چنین اعتقادی باید مترادف با برنامه‌ریزی برای توسعه و حمایت باشد، اما به راستی آیا در اقتصاد ایران از صنایع دارای مزیت و استراتژیک حمایت لازم صورت پذیرفته است؟! 

یکی از فعالان صنعت غذا چند صباحی پیش با احساس خاصی به نگارنده می‌گفت: باور کنید هیچ حمایتی از دولت نمی‌خواهیم، دولت تنها اگر سایه بخشنامه‌ها، موازی‌کاری‌ها و قیمت‌گذاری‌های غیرواقعی را از سر صنعت غذا بردارد، بزرگ‌ترین حمایت را برای ما انجام داده است. 

این سخنان اگرچه در نگاه نخست بسیار تاسف‌بار است، اما حاوی نکات بسیاری است که با اندکی تعمق به سخنان امروز فعالان صنعت غذا که معتقدند اگر امسال 25 تا 30 درصد بر قیمت تولیدات خود نیافزایند، دیگر تولید اقتصادی نخواهند داشت، بیشتر معضلات را آشکار می‌سازد و متوجه می‌شویم صنعت پرمزیتی که هم از بعد اشتغالزایی و هم صادرات و ارزآوری استراتژیک است، چگونه مورد حمایت قرار می‌گیرد؟! 

صنایع غذایی در کشور ما از حدود دو دهه پیش توسعه جدی را آغاز کرد و با ورود ماشین‌آلات مدرن روز دنیا پای در مسیر توسعه گذاشت، به گونه‌ای که از صادرات غیرهدفدمند در اوایل دهه 80 به حدود 250 دلار صادرات دست یافت. در همان روزها گروهی از دست‌اندرکاران معتقد بودند که صنایع غذایی کشور ظرفیت صادرات یک میلیارد دلار را دارد و ... 

فعالان این بخش پس از یک دهه تلاش، صادرات خود را در سال 86 به 736 میلیون دلار، سال 87 به 770 میلیون دلار، در سال 88 به 2/1 میلیارد دلار و در سال 89 به 5/1 میلیارد دلار رساندند تا کشور رشد شش برابری صادرات را در این بخش پرمزیت تجربه کند، اما به واقع آیا این همه ظرفیت ایجاد شده صنایع غذایی است؟ 

آیا با این صنعت درست برخورد کرده‌ایم که امروز بسیاری از واحدهای موفق گذشته با 30 تا 40 درصد ظرفیت کار می‌کنند و مدیران آنها به جای آنکه به فکر توسعه بازارهای صادراتی و تولید با ظرفیت کامل باشند یا در تکاپوی تامین سرمایه در گردش خود هستند و یا اینکه اخیرا در راهروهای سازمان حمایت مشغول چانه‌زنی برای صدور مجوز افزایش قیمت با توجه به افزایش بهای حامل‌های انرژی، دستمزد کارگر، مواد اولیه و ... هستند؟ آیا شش برابر شدن صادرات در یک دهه، اشتغالزایی فراوان، ارتقای ارزش افزوده کشاورزی به عنوان بخشی که بیش از چهار میلیون بهره‌بردار دارد و هنوز هم به رغم توسعه صنایع تبدیلی یک سوم تولیداتش ضایع می‌شود، نمی‌تواند فاکتورهایی باشد برای حمایت از بخشی که حتی در اختصاص یارانه و جوایز صادراتی از همتایان خود حتی در کشورهای همسایه نیز عقب‌تر است؟ 

در اینکه ایران در زمینه کشاورزی دارای مزیت نسبی است هیچ شبهه‌ای وجود ندارد، ولی آیا از این ظرفیت استفاده بهینه صورت می‌پذیرد؟ ضریب مکانیزاسیون امروز در مزارع ما چقدر است؟ جایگاه برنامه‌ریزی بلندمدت و الگوی کشت در جهاد کشاورزی کجاست که منجر به آن شده سال‌های سال صدای تولیدکنندگان صنایع غذایی از کمبود واریته بازار پسند بلند باشد؟ 

سال‌هاست از تلخ بودن واریته پرتقال‌های ایرانی و گلایه‌های پرشمار تولیدکنندگان کنسانتره و آبمیوه نوشته‌ایم، اما آیا گوش شنوایی وجود داشته است؟ 

چرا ذائقه شیرین پسند ما ایرانی‌ها باید تولیدکنندگان آبمیوه را به سمتی هدایت کند که با استفاده بیش از حد شکر انگشت اتهام کارشناسان بهداشتی و سلامت را نشانه رفته به روی خود ببینند؟ 

برای دامداران زحمتکش این مرز و بوم که هر از گاهی داد وفغان آنها از سوی اتحادیه‌هایشان در رسانه‌ها بلند می‌شود و از واردات گوشت صنعتی برای تولید فرآورده‌های گوشتی گلایه دارند، تاکنون چه کرده‌ایم تا قیمت تمام شده تولید آنها به قدری پایین بیاید تا برای تولید فرآورده گوشتی مناسب باشد، بپذیریم اگر اینگونه باشد هیچ عقل سلیمی زحمت ثبت سفارش واردات و دردسرهای گشایش‌های اعتباری ارزی را به جان نخواهد خرید؟ 

سال‌هاست مبحث صنعتی کردن دامداری‌ها در برنامه‌های 10 ساله قرار گرفته است، خود دامداران بهترین مرجع قضاوت برای پیشرفت این طرح هستند و می‌دانند که هنوز هم گاوداری‌های چند راسی دور افتاده در اقصی نقاط کشور فعالیت دارند که حتی برای جمع‌آوری شیر آنها مشکل‌های بسیاری به چشم می‌خورد. 

در این وادی باید بپذیریم که در دنیای پرشتاب اقتصاد امروز احساس دیگر جایگاهی ندارد و وقتی در طی چند سال قیمت گوشت قرمز 100 درصد افزایش را تجربه می‌کند، حتی اگر قصوری متوجه دامداران نباشد، نمی‌توان بخش دیگری که مصرف‌کننده آن ماده اولیه است را با بهانه حمایت از دامپروری و در راستای پنهان کردن ضعف‌های برنامه‌ریزی و حمایتی خود مجبور به استفاده از گوشت‌های گران‌تر داخلی کرد. 

بپذیریم، امروز سرمایه‌گذارانی را که با سرمایه‌گذاری هنگفت انجام شده پای به عرصه تولید واشتغالزایی در صنایع غذایی نهاده‌اند را حتی در تامین مواد اولیه مورد حمایت قرار نمی‌دهیم، به طوری که امروزه تامین سرمایه در گردش به معضل اصلی صنایع غذایی تبدیل شده است و متاسفانه به رغم تمام شعارهای داده شده مبنی بر حمایت از بنگاه‌های زودبازده و اشتغالزا هیچ‌گونه هماهنگی برای تسهیلات‌دهی بانک‌ها از سوی دولت صورت نمی‌گیرد. 

از همه جالب‌تر آنکه تولیدکننده‌ای که با تحمل مصائب فراوان ماده اولیه خود را تامین می‌کند و با کاهش ظرفیت و تعدیل نیرو مانع خاموش شدن چراغ تولید در کشور شده و حتی نیم نگاهی هم به بازار صادراتی دارد را ابتدا با سخت‌گیری‌ها و موازی‌کاری‌های ارگان‌های نظارتی درگیر می‌کنیم و در انتها با اخذ مالیات بر ارزش افزوده و ممانعت از افزایش قیمت متناسب با تورم آخرین رمق‌های او را می‌کشیم. 

معلوم نیست چرا متولیان کشور نمی‌خواهند به مثابه بسیاری از کشورهایی که در آنجا غذا معاف از هرگونه مالیات است این صنعت را در راستای توسعه بهداشت و سلامت در جامعه از مالیات معاف کنند؟ 

حال تولیدکننده‌ای که با این همه مشقت کالایی را به مرز صادرات می‌رساند، با مسایل تازه‌ای روبه‌رو کرده‌ایم. اکثر سفارتخانه‌های ما رایزن‌های اقتصادی فعال ندارند و حتی برای صدور روادید هم همکاری لازم با تجار به عمل نمی‌آید، نمایشگاه بین‌المللی در بخش برگزار می‌کنیم که حتی برای گل سرسبد آن یعنی «اگروفود» که امسال هجدهمین سال موفق برگزاری آن را به لطف مدیر اجرایی توانمند آن سپری می‌کنیم، شاهد هیچ‌گونه برنامه‌ریزی مدون برای حضور پرشمار تجار خارجی، هماهنگی ارگان‌هایی نظیر شرکت‌های هواپیمایی، مراکز اقامتی و سیاحتی و ... نیستم. تازه از صادراتی نبودن نمایشگاه‌های بین‌المللی خود نیز گلایه می‌کنیم؟! 

به هر حال تقارن دومین شماره ماهنامه «اقتصاد سبز» با هجدهمین نمایشگاه بین‌المللی «ایران اگروفود» را به فال نیک می‌گیریم، چرا که به یاری خداوند متعال و برای دهمین سال پی‌درپی با تیمی متفاوت و با حمایت همین تولیدکنندگان زحمتکش این مرز و بوم موفق به انتشار ویژه‌نامه این نمایشگاه شده‌ایم. 

شایسته است از همه همراهان به خصوص انجمن‌های صنفی صنایع غذایی که با ارسال دورنگار و یا تماس‌های تلفنی ما را مورد لطف و عنایت قرار داده‌اند، نهایت تشکر را داشته باشیم، همچنین از روزنامه‌های «اقتصاد پویا»، «دنیای اقتصاد» و «آسیا» و سایت کانون انجمن های صنفی صنایع غذایی که لطف خود را شامل حال طفل نوپای «اقتصاد سبز» کرده‌اند نیز بسیار سپاسگزاریم، از کنار بانک‌ها نیز نمی‌توان به راحتی عبور کرد، چرا که آنها نیز با حمایت از «اقتصاد سبز» نشان داده‌اند که تا چه حد به بخش کشاورزی و کشاورزان زحمتکش این مرز و بوم و صنعتگران غذایی اعتقاد و توجه دارند. 

امیدوارم دومین شماره «اقتصاد سبز» به رغم همه کاستی‌هایی که دارد مقبول نظر قرار گیرد و بسیار خرسند خواهیم شد که انتقادها و پیشنهادهای شما همراهان گرانقدر را دریافت داریم.


بستن

به ما بپیوندید

عضویت در خبرنامه