هدر


(سرمقاله شماره 18) وعده‌هایی که به تنور نان صنعتی نچسبید

مهندس محمدرضا جمشیدی: ضرورت اصلاح پروسه تولید نان کشور واقعیتی است که هیچ‌گاه نمی‌توان از کنار آن به راحتی عبور کرد. ضایعات پرشمار و غیرهدفمند بودن یارانه‌های اختصاصی به این بخش که سال‌ها نقل محافل اقتصادی کشور بود،

مهندس محمدرضا جمشیدی: ضرورت اصلاح پروسه تولید نان کشور واقعیتی است که هیچ‌گاه نمی‌توان از کنار آن به راحتی عبور کرد. ضایعات پرشمار و غیرهدفمند بودن یارانه‌های اختصاصی به این بخش که سال‌ها نقل محافل اقتصادی کشور بود،

 پس از اجرای هدفمندی یارانه‌ها همه را به آینده این بخش خوشبین کرد. اما به راستی آیا پس از آزادسازی آرد و اجرای هدفمندی یارانه‌ها جز افزایش قیمت نان تفاوت چندان دیگری مشاهده می‌شود؟! چرا متولیان و دست‌اندرکاران این بخش از فرصت طلایی ایجاد شده استفاده نکردند و سرنوشت طرح نان صنعتی که با بوق و کرنا اجرا شد اینچنین شده است؟
این پرسش‌ها و ده‌ها پرسش دیگر این روزها و به خصوص در هنگام برگزاری ششمین نمایشگاه بین‌المللی صنعت نان به کرات شنیده می‌شود، اما پاسخ در خوری هیچ‌گاه ارایه نمی‌شود.
دو سال از اجرای هدفمندی یارانه‌ها می‌گذرد، اما چرا از این فرصت طلایی در راستای ارتقای کیفیت آرد مصرفی، بهسازی نانوایی‌ها و آموزش نانوایان و ترویج مصرف نان صنعتی استفاده بهینه نبرده‌ایم، موضوعی است که هیچ پاسخ قانع‌کننده‌ای برای آن وجود ندارد.
شخص اول اجرایی کشور برای گشایش یک واحد نان صنعتی حضور می‌یابد و در آن مراسم سخنان امیدوارکننده‌ای مطرح می‌شود، قوانین مصوب در راستای اجرای این طرح است، بودجه لازم اختصاص می‌یابد و عزم جدی در مسوولان طراز اول کشور به خوبی به چشم می‌خورد، اما متاسفانه به رغم وعده‌های فراوان هیچ‌کدام از شعارها محقق نمی‌شود و نه تنها 1200 واحد وعده داده شده به تولید نمی‌رسند، بلکه اندک واحدهای موجود نیز با مشکلات بسیاری دست و پنجه نرم می‌کنند.
هنوز معلوم نیست چرا فرهنگسازی مصرف نان صنعتی پس از سال نخست متوقف شد و کدامین دست‌ها ماشین‌سازان داخلی را از این طرح ملی دور کردند؟
به راستی چه دلیلی برای احداث واحدهای 20 تنی در این طرح وجود داشت، در حالی که برای همگان مشخص بود مهم‌ترین مانع این طرح، بازار مصرف، فرهنگسازی و تغییر ذائقه مردم کشور است.
دلیل هدایت خاص تسهیلات اعطایی به این طرح و الزام ورود ماشین‌آلات گران خارجی چه بوده و در شرایطی که زیرساخت‌ها را هموار نکرده‌ایم و هنوز برای قرار گرفتن در پله نخست نان صنعتی با مشکل مواجه هستیم، چرا پله آخر را به علاقه‌مندان این طرح نشان دادیم و با تسهیلات کلانی که اجرای این طرح را گران کرد، امروز استرس را برای آنها به یادگار گذاشته‌ایم و سرانجام اینکه جایگاه تخصص و تعامل با بخش خصوصی در روند اجرای این طرح کجا بوده است و چرا در شرایطی که در میزگردهای مختلف پیش‌بینی امروز شده بود، توجهی به اظهارات کارشناسی آنها نشد؟!
بدون تردید پاسخ این پرسش‌ها و به طور کلی طرح این پرسش‌ها نوعی آسیب‌شناسی یک طرحی ملی در کشور است که می‌خواست قوت لایموت مردم ایران زمین را به سامان برساند، اما انحراف از مسیر و بی‌توجهی به نظر کارشناسان آن را به بیراهه برد.
بپذیریم در مقطع فعلی و در شرایطی که واحدهای پنج تنی به سختی با معضلات توزیع و فروش محصولات خود مواجه هستند اعطای مجوزهای 20 تنی در شهرهای کوچک چاله‌ای بود که با دستان خود برای طرح نان صنعتی کندیم و امروز مجریان و مسوولان این طرح باید پاسخگوی بیراهه رفتن این طرح ملی باشند.
از سوی دیگر در اصلاح امور نان کشور نکته‌ای که هیچ‌گاه نباید آن را فراموش کرد نوع غذاهای سنتی و ذائقه مردم ایران زمین است و در این راستا باید روند اصلاح نان را به سوی اصلاح نانوایی‌های سنتی موجود و تولید صنعتی نان‌های سنتی برد، در غیر این صورت با جهت‌گیری فعلی طرح نان صنعتی در سال‌های آینده نیز بر همان پاشنه‌ای خواهد چرخید که امروز می‌چرخد.  


بستن

به ما بپیوندید

عضویت در خبرنامه