هدر


(سرمقاله شماره 32) «کیفیت» عامل ماندگاری صنایع نه جوایز اغوا کننده

مهندس محمدرضا جمشیدی : این روزها بار دیگر دیوار صنایع غذایی کوتاه شده و از چپ و راست هجمه‌های بسیاری متوجه این بخش می‌شود. البته این بار هجمه ها به دلیل کیفیت نامطلوب تولیدات و یا گرانفروشی نیست، به واقع یکی از متدهای مرسوم در بازاریابی کشورهای مختلف مورد انتقاد واقع شده و هجمه‌هایی از چپ و راست متوجه برندهای صنایع غذایی می‌شود.

مهندس محمدرضا جمشیدی : این روزها بار دیگر دیوار صنایع غذایی کوتاه شده و از چپ و راست هجمه‌های بسیاری متوجه این بخش می‌شود. البته این بار هجمه ها به دلیل کیفیت نامطلوب تولیدات و یا گرانفروشی نیست، به واقع یکی از متدهای مرسوم در بازاریابی کشورهای مختلف مورد انتقاد واقع شده و هجمه‌هایی از چپ و راست متوجه برندهای صنایع غذایی می‌شود.

کار به جایی می‌رسد که علاوه بر یک خبرگزاری، چند روز پیش تیتر یک پرتیراژترین روزنامه کشور هم به این موضوع اختصاص می‌یابد و اینگونه القا می‌شود که مگر فروش مواد غذایی چقدر سود دارد که مصرف‌کنندگان را جایزه‌باران می‌کنند؟!

پیرامون این رخداد چند نکته مهم وجودددارد که بدون شک پرداختن به آنها پاسخ بسیاری از پرسش‌های افکار عمومی را خواهد داد:
1- اهدای جوایز به مشتریان، خریداران و مصرف‌کنندگان اگرچه در کشور ما پیشینه تاریخی دارد که در گزارش مبسوطی به آنها پرداخته‌ایم، اما منحصر به کشور ما نیست و هم‌اکنون در اقصی‌نقاط دنیا کمپانی‌های بزرگ در راستای رقابت‌های مارکتینگ و تصاحب بازار از اهرم‌های تشویقی استفاده می‌کنند.
2- مگر تا همین چند سال پیش انواع و اقسام خودروهای رنگ و وارنگ از سوی بانک‌ها با عناوین مختلف و در راستای جلب سپرده‌های مردمی به مشتریانشان اهدا نمی‌شد و یا در همین روزها مگر فروشگاه‌های بزرگی نظیر «شهروند»، «اتکا» و ... جهت جلب مشتری بیشتر، از جوایز اغواکننده استفاده نمی‌کنند و صدای هیچ مرجعی هم به آسمان بلند نمی‌شود، حال چرا برای این رویه معمول در تجارت دنیا این همه فریاد «وامصیبتا» سر داده می‌شود، پاسخ روشنی وجود ندارد.
3- بدون تردید کیفیت حرف اول را در ماندگاری بازار مصرف صنایع غذایی می‌زند و همواره فروش با کمک جوایز اغواکننده مقطعی بوده و تنها اقدامی در راستای برندینگ تلقی می‌شود، لذا در این رابطه هیچ گونه جای نگرانی برای متولیان وجود ندارد. البته رویه موجود که در سال جاری با ابتکار یک گروه صنایع غذایی شکل گرفت و با موفقیت بسیار توام شد، آنقدر توسط رقبای دیگر صنایع غذایی دستمایه تقلید قرار گرفت که در صورت تداوم نه‌تنها دیگر حرکتی موثر نخواهد بود، بلکه از حلاوت این اقدام ابتکاری کاسته و مجریان را در نهایت متضرر خواهد ساخت.
4- اگر بخواهیم معضل را با دیدی علمی‌تر مورد بررسی قرار دهیم، نتایجی استخراج خواهد شد که بی‌شک می‌تواند دستمایه برنامه‌ریزی‌های اصولی آینده باشد. در این وادی باید پذیرفت که امروز بازاریابی و توزیع صنایع غذایی از یک بیماری مزمن در رنج است، به طوری که در برخی صنوف صنایع غذایی، تولیدکنندگان مجبورند برای ربودن گوی سبقت از رقبایشان با سودهای کمتر از 10 درصد محصولات خود را عرضه کرده و گاهی تا 25 درصد به عامل فروش (سوپرمارکت‌ها) بپردازند. به راستی چرا رقابت در صنعت غذا تا این حد تخریبی شده که حاصل آن نه به نفع تولیدکننده است و نه مصرف‌کننده و از این آشفته‌بازار هیچ مرجعی جز سوپرمارکت‌ها منتفع نمی‌شوند؟ به واقع چرا تولیدکنندگان صنایع غذایی وارد رقابت تخریبی شده‌اند که حتی در مواردی برای تخریب رقبایشان حاضرند بدون سود، محصولی را عرضه و حلقه‌ای را فربه کنند که جز واسطه‌گری هنر دیگری ندارد؟! 

 

بستن

به ما بپیوندید

عضویت در خبرنامه