هدر

مشاور عالی کانون انجمن‌های صنفی صنایع غذایی در گفت‌وگو با «اقتصاد سبز» اعلام کرد:

پایان دوران باباشمل بازی

«دوست من سلام» واژه‌ای است که همواره او و دیدگاه فرهنگی‌اش را به یاد می‌آورد. در 4 دهه گذشته از هیچ گونه تلاش و کوششی در راستای کارآفرینی دریغ نکرده است و هنوز هم بسان جوانی پرانرژی از کارآفرینی و آینده سخن می‌گوید.
«دوست من سلام» واژه‌ای است که همواره او و دیدگاه فرهنگی‌اش را به یاد می‌آورد. در 4 دهه گذشته از هیچ گونه تلاش و کوششی در راستای کارآفرینی دریغ نکرده است و هنوز هم بسان جوانی پرانرژی از کارآفرینی و آینده سخن می‌گوید.
سال‌هاست وارد تشکل‌گرایی هم شده و تجربیاتش را از طریق تشکل‌ها به هم‌صنفانش منتقل می‌کند. به جایگاه متعالی کانون انجمن‌های صنفی صنایع غذایی تاکید خاصی دارد، اما این روزها از «منیت‌ها» و «رییس‌محور» بودن تشکل‌ها به فغان آمده و معتقد است تشکل‌ها نباید ویترین افرادی خاص شوند. آنچه در پی می‌آید ماحصل گفت‌وگویی خواندنی با بهروز فروتن، ابرمرد عرصه تولید و کارآفرینی صنعت غذاست که با هم می‌خوانیم:
 
به عنوان نخستین پرسش ممکن است فضای اقتصادی کشور در سال 93 را تحلیل کنید؟
سال 93 سالی پرتلاطم بود؛ سالی بود که همکاران ما در صنعت غذا فاقد تمرکز لازم بودند و به نوعی در تمام عرصه‌ها شاهد نوعی «تضاد» بودیم. البته باید در نظر داشت که در تضاد است که اندیشه‌ها بارور می‌شود و در نهایت انسان‌ها به یک فکر واحد می‌رسند. امیدوارم انسان‌ها بتوانند غرور کاذب خود را و یا «بابا شمل» بازی‌هایشان را کنار بگذارند تا بتوانند به یک راه اصولی دست یابند. در بازار قدیم تجار هم باهم رقیب بودند، اما رقابت آنها در کنار رفاقت بود، هیچ گاه از پشت به هم خنجر نمی‌زدند. این شرایط زشتی است که ما در سیاست و اقتصاد در ظاهر با هم دست می‌دهیم، اما از پشت سر، یکدیگر را تخریب می‌کنیم و به نوعی خنجر می‌زنیم. باید بپذیریم اگر قرار بود روش‌های فعلی دوام داشته باشند، «تاریخ» دیگر تکرار نمی‌شد. بحث هیجان‌انگیزی که امسال در انتخابات اتاق بازرگانی پس از سال‌ها به وجود آمد، به نوعی بدعتی جدید و تاریخ‌‌گذار خواهد بود که بخش خصوصی می‌تواند ماهیت وجودش‌اش یعنی توانمندی را در عرصه اقتصاد کشور به منصه ظهور بگذارد. با توجه به آنکه ما هنوز تفکر حرکت جمعی را به خوبی فرانگرفته‌ایم گاهی در تشکل‌گرایی هم به دنبال منیت می‌رویم. 
قبل از اینکه وارد بحث‌های کلان صنایع غذایی شویم، لطفا نظر خود را نسبت به شایعه واگذاری مجدد «بهروز» به جنابعالی اعلام کنید. 
البته ممکن است که چنین تمایلاتی از سوی طرف مقابل وجود داشته باشد، چراکه در طول 4 سالی که من «بهروز» را واگذار کردم، هنوز هم درگیر تسویه‌حساب هستیم و هنوز هم بیع معامله انجام نشده است و فردی که «بهروز» به او واگذار شده نیز هم‌اکنون ایران را ترک کرده وبه افراد دیگری واگذار کرده است. باتوجه به این شرایط صحبت‌هایی به گوش بنده هم می‌رسد، ولی یادمان باشد که وقتی فرزندی را فردی به ناچار واگذار می‌کند و تنها فکرش نجات فرزندش است، امروز دیگر تمایلی به بازپس‌گیری‌اش ندارد، چراکه روزی فرزند آراسته و شایسته را تحویل دادم و امروز دیگر نمی‌دانم چه اتفاقی برای «بهروز» افتاده و دیگر تمایلی به بازپس‌گیری‌اش ندارم. 
یعنی اگر روزی بدانید که فرزندتان نیاز مبرم به شما دارد، باز هم بی‌تفاوت خواهید بود؟
هر زمانی نیاز به کمک داشته باشند دریغ نخواهم کرد، اما دیگر به فکر مالکیت «بهروز» نیستم. 
بعد از یکی دو سال از واگذاری «بهروز» وارد «بهرنگ» شدید، پیرامون آخرین وضعیت این شرکت نیز توضیح دهید.
از آنجایی که هیچ‌گاه نمی‌توانم از تولید فاصله بگیرم، پس از آنکه متوجه شدم دیگر نمی‌توانم وارد «بهروز» شوم، «بهرنگ» را خریداری کردم. وقتی سال 92 «بهرنگ» را تحویل گرفتم بیش از 300 مورد شکایت پرسنلی و طلبکاران مختلف داشت که خوشبختانه امروز به 75 درصد مالکیت این مجموعه رسیدم و درصدد رسیدن به مالکیت 100 درصدی این مجموعه هستیم.
روزی که «بهرنگ» را تحویل گرفتید چه وضعیتی داشت و امروز در چه شرایطی قرار دارد؟
زمانی که این واحد تولیدی را تحویل گرفتم حتی منبع آب این واحد بازداشت شده بود. در طول این مدت کوتاه سالن‌های تولید را افزایش دادم. کلیه ماشین‌آلات مجموعه تجهیز شد. خطوط تولید کنسرو افزوده شد و خط تولید سس مایونز نیز تغییرات اساسی کرد، به طوری که امروز 90 درصد ماشین‌آلات «بهرنگ» عوض شده است. در حین افزایش کیفی فضا و تجهیزات تولید با کارگران و سایر طلبکاران گذشته مجموعه نیز تسویه‌حساب شد، البته تعهدات به بانک‌ها کماکان پابرجاست و جا دارد از بانک‌های تجارت و ملت نهایت تشکر را داشته باشم که پس از تغییر مدیریت «بهرنگ» بسیار بردباری به خرج داده‌اند. 
به عنوان مشاور عالی «کانون» معتقدید که چرا با وجود هجمه‌های گسترده این تشکل فراگیر حتی از صدور یک بیانیه در دفاع از اعضایش خودداری کرد؟
با همه احترامی که به همه دوستان دارم، اعتقاددارم اعتراف به ناتوانی فضیلت یک انسان تلقی خواهد شد و اگر هر فردی در منصبی قرار گرفته که توانایی نقش‌آفرینی ندارد باید به آن اعتراف داشته باشد، به عنوان نمونه بنده در صنایع غذایی تجربه دارم، اما در زمینه فوتبال حتی اگر بازی هم کنم صاحبنظر نیستم. ما چون هنوز در مرحله تمرین تشکل‌گرایی هستیم بروز چنین مباحثی طبیعی است. در کشورهای پیشرفته افراد به سمت تخصص‌‌گرایی پیش می‌روند و این طور نیست که یک نفر هم در تشکل کنسروی باشد، هم در انجمن آرد و نان، هم در اتاق بازرگانی، هم در صادرات و هم در کانون حضور فعال داشته باشد، اینگونه می‌شود که نقش تخصص‌گرایی کمرنگ می‌شود. 
به عنوان یک پیشکسوت صنایع غذایی چه توصیه‌ای به فعالان تشکل‌های صنایع غذایی دارید تا در سال آینده با کنار گذاشتن برخی اختلاف‌ سلیقه‌ها بار دیگر شاهد وحدت و همدلی در این بخش پرمزیت اقتصاد باشیم؟
البته من اهل توصیه کردن نیستم، اما پیشنهاد می‌کنم که «لباس غرور» و «لباس کبر» را از تنمان خارج کنیم و اگر برای سمتی شایستگی نداریم، در فضایی دیگر شایستگی‌هایمان را اثبات کنیم. افتخار ما در صنعت غذا این است که تعداد واحدهای ما از 600 واحد به 12 هزار واحد و تولیدات کشاورزی از 25 میلیون تن به بالغ بر یکصد میلیون تن رسیده است، اگر منیت‌ها را کنار بگذاریم در روزی که بالغ بر 300 میلیون تن محصول کشاورزی در کشور تولید شد، حداقل 200 میلیون تن مازاد محصولات کشاورزی خواهیم داشت که می‌تواند جای هر کالایی را بگیرد و باید با انسجام از این فرصت ارزشمند استفاده کنیم. نکته مهم این است که در صنعت غذای کشور، ما رییس نمی‌خواهیم ما «مدیر» می‌خواهیم که دارای عقل عاقل باشد. 
یعنی با این فرضیه موافقید که تشکل‌ها امروز بیشتر ویترین افراد شده‌اند تا ویترین یک صنعت؟
متاسفانه بله.
با توجه به فرضیاتی که مطرح کردید، به گمان جنابعالی تشکل‌های صنایع غذایی چگونه اداره شود، بهتر است؟
ما در کشور در بحث تشکلی و صنعتی، رییس نمی‌خواهیم، ما به دنبال مدیر هستیم. در کشور با ریاست حکومت نمی‌کنند، باید با مدیریت حکومت کرد. 

بستن

به ما بپیوندید

عضویت در خبرنامه