هدر

رییس هیأت مديره شركت « تک نان» تأکید کرد:

الگو برداری طرح نان صنعتی از تحول صنعت ماکارونی

در تاریخ صنعت غذای ایران کم نیستند افرادی‌که با دل آمدند و با عشق کار کردند و خدمتی را به مردم عرضه داشتند که نامشان همیشه بر تارک صنعت غذای ایران می‌درخشد. 
در تاریخ صنعت غذای ایران کم نیستند افرادی‌که با دل آمدند و با عشق کار کردند و خدمتی را به مردم عرضه داشتند که نامشان همیشه بر تارک صنعت غذای ایران می‌درخشد. 
بی‌شک مرتضی میثمی‌فرد نیز از این دست افراد است که با عزمی راسخ تک ماکارون را بنیانگذاری کرد تا به کمک همکاران مصرف سرانه 5/2 کیلو ماکارونی در 2 دهه قبل این روزها به 5/6 کیلو برسد. وی این روزها با تولید نان لواش صنعتی در کارخانه تک نان جنوب خدمتی دیگر را به مردم ایران عرضه داشته تا بتوانند درک کاملی از نان ماکول و معنای واقعی نان صنعتی را به عینه لمس کنند. با هم ماحصل این گفت‌وگو را می‌خوانیم:
 
آخرین وضعیت نان صنعتی به چه شکلی است؟ چرا با توجه به حجم سرمایه‌‌گذاری که  صورت گرفت کارخانجات 30 تنی همچنان با كمترين ظرفیت در حال فعالیت هستند؟
به نظر من با توجه به سرانه مصرف و فرهنگ‌سازی که انجام شد کارخانجات 30 تنی مثل سه‌نان با حجم و ظرفیت قابل توجهی در حال فعالیت هستند البته در ابتدای فعالیت با مشکلات عدیده‌ای مواجه بود و به‌هرحال با استقامت مثال‌زدنی که به خرج داد توانست به تولید مطلوب برسد و نان صنعتی را در بخش حجیم و نیمه حجیم به ثمر رساند. 
 
اشاره داشتید به نان حجیم و نیمه‌حجیم در رابطه با نان‌های مسطح چه‌طور؟ 
در رابطه با نان‌های مسطح و تخت در حال حاضر فقط شرکت تک نان در کشور در حال فعالیت است و این تنها واحدی است که نان تخت (یعنی لواش صنعتی) را به بازار عرضه مي‌نمايد.
 
با توجه به اسم شرکت قاعدتا باید در جنوب کشور مستقر باشد با این شرایط در کل کشور نان مسطح عرضه می‌شود؟
بله – کارخانه در استان خوزستان شهرستان اهواز قرار دارد و در کل استان خوزستان نان مسطح لواش صنعتی توزیع می‌شود. مدتی است وارد بازار تهران و شیراز هم شده‌ایم و بازارهای شهرهای حاشیه خلیج‌فارس را هم پوشش داده‌ایم به شخصه اعتقاد دارم چون تبدیل نان سنتی به صنعتی با سختی و مشکلات فراوانی مواجه است نباید به یکباره شروع به توزیع نان کرد بلکه باید بازار هدف را شناسایی و ذائقه ‌سنجی کرد و بعد شروع به توزیع براي آن شهر کرد. این مشکلات در نان حجیم و نیمه حجیم دیده نمی‌شود چون در گذشته هم نان تست و هم باگت وجود داشت و مردم هم تا حدودی با این نوع نان‌ها آشنایی داشتند ولی در نان‌های مسطح مثل لواش نوآفرینی و نوآوری صورت گرفته و براساس مصوبه یارانه‌ها در سال 86 قرار بر این بود که نان‌های سنتی را تبدیل به صنعتی کنند. 
این‌که اشاره داشتید واحدهایی با كمترين ظرفیت فعالیت می‌کنند درست است و اینها واحدهایی هستند که بی‌گدار به آب زدند چون بنده اعتقاد دارم در گذشته هم تعداد بيشماري واحد فانتزی پز در تهران وجود داشت و دارد که کار واحدهای فعلی را انجام می‌دادند و هیچ دلیل و منطقي اقتصادی هم وجود نداشت تا نان فانتزی به روش قبلی به‌دست مردم برسد در حال حاضر متاسفانه تعدادي از کارخانجات نان صنعتی تاسيس شده تبدیل به انبار ماشین‌آلات نان شده‌اند در حالي‌كه اصل موضوع بر سر این بود که نان سنتی به روش صنعتی به‌دست مصرف کننده برسد. البته اشاره به این نکته ضروری است که واحدهای فانتزی نیمه اتوماتيک بودند و شاید در روز 10 تا 20 کیسه آرد را نان می‌کردند‌، ليكن با حضور مقتدرانه سه‌نان، نان‌های حجیم و نیمه حجیم از آلودگی‌های دستی خارج شدند و به‌طور کلی نان تخت، حجیم و نیمه‌ حجیم دارد وارد یک عرصه صنعتی مثل کشورهای اروپایی مي‌شود.  بنده اعتقاد دارم همان راهی را که ما برای صنعتی شدن ماکارونی طی کردیم برای نان صنعتی هم باید طی کنیم. چرا كه در حال حاضر خبری از تولید ماکارونی با دست و آلودگی‌های محیطی نیست. نان هم باید همین راه را برود ولی به‌دلیل این‌که عمر نان به مانند عمر گل است نمی‌شود روی آن مانور داد. فرق ماکارونی با نان در این است که زمان مصرف ماکارونی 2 سال است اما نان نهایتا تا یک هفته تاریخ مصرف دارد لذا نان چه حجیم باشد چه مسطح باید بازار داشته باشد و باید مشتری آن از قبل وجود داشته باشد و مردم نیز آن را قبول کرده باشند. 
 
خیلی از کارشناسان اعتقاد دارند معرفی نان صنعتی به مردم اشتباه صورت گرفت و مردم تصور می‌کردند نان صنعتی همان نان فانتزی است! چه‌قدر این موضوع در فرهنگ‌سازی و ذائقه مصرف نان صنعتی تأثیر داشت؟
بنده در سال 1984 یعنی سال 1363 خورشیدی سفری به آلمان داشتم که با توجه به زمان جنگ قرار بود تا نان ماشینی را به ایران بیاوریم تا در صورت عدم وجود امکانات بشود قوت غالب مردم را تأمین کرد‌. در آن تاريخ از یک کارخانه 100 تنی نان ماشینی بازدید کردم در بازدید از آن کارخانه مدیران آن واحد به من متذکر شدند که در پروسه تولید این نان،گندم یکسال عمر دارد، آرد 2 تا 3 ماه و خمیر 5 دقیقه و نان 5 روز!! حالا اگر می‌توانید وارد تولید نان ماشینی شوید؟ که بنده به شخصه در آن زمان کناره‌گیری کردم ببینید ترکیه پيش از سال 1984 تمام نانوایی‌ها خود را جمع کرد و در تمامی اماكن عرضه نان باکت یا تست یا همبرگری را مرسوم كرد، ما به‌دنبال این نیستیم که نان سنتی را به یکباره حذف کنیم هر شخصی که بخواهد می‌تواند مثلا نان سنگک را حتي 5 هزار تومان هم بخرد ولی در اینجا بحث بر سر اکثریت مصرف جامعه است. ما خواه ناخواه در حال ورود به جرگه نان مصرفي بهداشتي روزانه همانند کشورهای مترقی می‌شویم که این مهم را باید پاس بداریم. 
 
اشاره به ترکیه داشتید! جناب مهندس ترکیه چه کرد که ما نکردیم؟ چرا فرهنگ‌سازی برای مصرف نان صنعتی اینقدر کم است یا اصلاً نیست؟
بنده چند روز پيش در خدمت جناب آقاي دکتر هدایت حسینی مدير كل دفتر بهبود تغذیه مواد خوراکی و آشامیدنی وزارت بهداشت که بودم گله‌ای را مطرح کردم مبني بر اين‌كه متأسفانه نان‌های متفرقه‌ای در سوپرمارکت‌ها هست که بدون هیچ‌گونه پروانه ساخت و بهداشتی بودن تولید و عرضه می‌شوند.  چرا که در طول سال‌های جنگ و تحریم اینها در زیر و بم اقتصاد نان کشور لانه کرده‌اند در حالی‌که حضور این نان‌ها تماماً به ضرر سلامتي انسان است. به جهت این‌که این نان‌ها از جوش‌شیرین و آتش مستقیم و بدون رعايت بهداشت حتي در بسته بندي تهيه ومورد استفاده قرار مي گيرند. در هر صورت باید حداقل به مانند کشور ترکیه که دولت از بخش خصوصی حمایت کرد دولت ما هم بايد از صنعتگران کارآفرین بخش خصوصی در اين بخش حمایت کند تا بتوان بسلامتي آحاد جامعه كمك نمود‌. 
 
حمایت‌ها باید به‌ چه شکل و در چه غالبی باشد؟ 
ابتدا مصوبه‌های خودشان را اجرا کنند. بنده از زمان  دولت احمدی‌نژاد نامه‌نگاری کرده‌ام تا رییس جمهور روحانی و به همه وزراء مرتبط با صنعت هم نامه نوشته‌ام اما متأسفانه توجهی به نامه‌های بنده و امثال من نمی‌شود.  به‌نظرم بخش خصوصی بايد جايگاه ويژه‌اي داشته باشد تا رشد کند. تا زمانی‌که 85 درصد صنایع کشور دولتی است نمی‌شود کاری از پیش برد 15 درصد مابقی که بسیار ناچیز اند صدایی برای شنیدن ندارند. 
آحاد مردم ایران ناراحتی گوارشی دارند و آن هم به‌دلیل مصرف جوش‌شیرین و شعله مستقيم و عدم رعایت بهداشت در تهيه نان است. تبلیغات دولتي و اطلاع‌رساني برای بيان مزایایی مصرف نان صنعتی متاسفانه بسیار کم و شايد اصلا وجود ندارد. 
 
در رابطه با طرح نان مدارس که متوقف شد چه نظری دارید؟
در رابطه با آموزش و پرورش و دیگر سازمان‌هایی که می‌توانند به مصرف نان صنعتی کمک کنند متأسفانه باید اشاره کنم با توجه به وضعیت بودجه سازمان‌ها نمی‌توان انتظار داشت که این طرح دوباره اجرایی شود چرا که با توجه به آمارها بسیاری از سازمان‌ها مبالغ هنگفتی را به شرکت‌های لبنیاتی برای شیر مدارس مقروض هستند. چه برسد به این‌که بخواهند طرح نان مدارس را هم اجرایی کنند. 
 
گندم‌های وارداتی که گفته می‌شود بعضاً با سختی آب ایران سازگار نیستند چه میزان به کیفیت نان تأثیرگذار است؟
ببینید گندم‌های وارداتی از نظر كيفيت هیچ‌گاه به جایگاه گندم‌های ایرانی نخواهد رسید. ولی نمی‌توان گفت گندم‌های دیگر کشورها نامرغوب است. مسأله اینجاست که گندم نامرغوب خریداری می‌شود!
حدود 50 نوع گندم دركانادا، امریکا و استراليا کشت می‌شود ولی به قیمت گران فروش می‌رود مثل این‌که همه کشورهای جهان سوم برای صرفه‌جویی در هزینه با چین تجارت می‌کنند در‌صورتی‌که تمامی موارد اقلام مصرفی ساخته شده در چین، آلمان، فرانسه و آمریکا هم وجود دارد اما به قیمت بالاتر به‌همین جهت نمی‌توان همه را با یک چشم نگاه کرد. در حال حاضر هم یکی از مشکلات آرد ایران این است که اكثرا گندم قرمز خریداری مي شود و گندم قرمز چون سبوس زیادی دارد به هیچ وجه با فرمول ارایه شده شرکت بازرگانی دولتی ايران سازگاری ندارد. هم‌اكنون تمام کارخانجات آرد دچار بحران شده‌اند به جهت این‌که چند سال است دستمزد آسياباني و يا قيمت‌هاي تبديل گندم به آرد آنها مطابق تورم ساليانه اصلاح نشده است. 
 
با توجه به بارندگی امسال و پاییز به‌نظر می‌رسد کشت گندم مطلوبی داشته باشیم؟ 
جوجه را آخر پاییز می‌شمارند!!!
 
با توجه به این‌که اشاره کردید از بٌعد مسافت از خوزستان به تهران نان را ارسال می‌کنید آیا برنامه‌ای هم برای صادرات دارید؟
ببینید ارسال نان از جنوب کشور به تهران ریسک بزرگی بود که من به شخصه آن را پذیرفتم البته باید این را اشاره کنم که صادرات نان به هیچ‌وجه امکانپذیر نیست و این‌که اتحادیه‌ای هم با همین مضمون شکل گرفته بسیار قابل تأمل است! اما اشاره به این نکته ضروری است که حمل و نقل جاده‌ای و ریلی در ایران صفر است. بنده وقتی 14 سالم بود 12 ساعت طول می‌کشید تا از اهواز به تهران بیاییم در حال حاضر هم که 74 ساله هستم 14 ساعت طول می‌کشد و این گواه بر این است که در کشور زیرساخت‌ها تقویت نشده و در بسیاری از مناطق اصلاً شکل نگرفته  است.  اگر مثل ژاپن قطاری در کشور وجود داشت که با سرعت حداقل 250 کیلومتر در ساعت حرکت می کرد توجیه داشت تا 3 ساعته نان را به تهران برسانیم اما در حال حاضر باید 14 ساعت نان را حمل کنیم تا به تهران برسد در‌صورتی‌که مشکلی ایجاد نشود و توقفی هم نداشته باشد که دور از ذهن به‌نظر می‌رسد و این در شرایطی است که متوسط حرکت و سرعت قطار در هر کشور صنعتي کمتر از 250 کیلومتر در ساعت نیست و تمام راه‌های جاده‌ای 6 باندي و استاندارد است. لذا بايد به اميد روزي باشيم كه كشور ما هم داراي زير‌ساخت‌هاي قابل قبولي شود تا بتوان در خدمت صنايع به‌ويژه صنايع غذايي كه عمر كوتاهي دارند، قرار گيرند.
(شماره 53 مجله اقتصاد سبز)

بستن

به ما بپیوندید

عضویت در خبرنامه