هدر

محمداسماعیل قدس، رییس هیأت مدیره شرکت کدبانو (دلپذیر) در گفت‌وگو با «اقتصاد سبز»:

مکتب «مینو» خالق «دلپذیر»

 سردبیر: شاید به جرأت بتوان «دلپذیر» را نامی آشنا برای تک‌تک ساکنان ایران زمین بدانیم، برندی که با مدیریتی خاص و توانمندی بی‌نظیر توانست در اوج شرایط تحریم یعنی سال 88 مدرن‌ترین کارخانه تولید صنایع غذایی کشور را در فضای 12 هکتاری و با ماشین‌آلات صددرصد ایتالیایی و آلمانی در کمترین زمان ممکن (30 ماهه) راه‌اندازی کند. 
 سردبیر: شاید به جرأت بتوان «دلپذیر» را نامی آشنا برای تک‌تک ساکنان ایران زمین بدانیم، برندی که با مدیریتی خاص و توانمندی بی‌نظیر توانست در اوج شرایط تحریم یعنی سال 88 مدرن‌ترین کارخانه تولید صنایع غذایی کشور را در فضای 12 هکتاری و با ماشین‌آلات صددرصد ایتالیایی و آلمانی در کمترین زمان ممکن (30 ماهه) راه‌اندازی کند. 
نوع خاص مدیریتی که نه تنها در پروسه تولید ظهور یافته و نتایج گرانبهایی را رقم زده، بلکه برای نگارنده که بیش از دو دهه است پای صحبت اکثر مدیران صنایع غذایی نشسته است بازهم این دیدار حاوی شگفتی‌های بسیاری بود.  وقتی وارد راهروی منتهی به اتاق محمداسماعیل قدس، رییس هیأت مدیره شرکت کدبانو (دلپذیر) شدم با ویترین‌های خاص که افتخارات مجموعه در آن جای داده شده بود، برخورد کردم، البته از این صحنه متعجب نشدم، چرا که با نمونه‌اش برخورد کرده بودم، اما قبل از ورود به اتاق قدس با گلخانه‌ای پرشکوه که در فضایی قابل توجه قرار گرفته بود کم‌کم متوجه تفاوت‌ها شدم. تابلوهای هنری نفیس نه تنها در راهروها و اتاق قدس فضا را مزین کرده بود، بلکه آثار خط و نقاشی و از همه مهمتر اتاق بزرگی که در آن چند میزکنار هم قرار گرفته بود فضای خاصی را برای هر بیننده‌ای به تصویر می‌کشید. از یکسو باورتان نمی‌شد که وارد یک محل خشک اقتصادی شده‌اید و از سوی دیگر وقتی مطلع شدم میزهای یک مدل و هم اندازه مربوط به قدس و شرکایش است و حتی حساب شرکت به‌گونه‌ای تعریف شده که امضای هرکدام از شرکا کفایت می‌کند، دیگر به متفاوت بودن این مصاحبه قبل از شروع پی بردم. بماند که کنجکاوی‌هایم باعث شد در پایان مصاحبه با گالری بسیار نفیسی از انواع کارهای هنری در مجاورت اتاق مدیریت قدس آشنا شوم تا باور تفاوت نگاه در «دلپذیر» مهمترین اثری باشد که از این دیدار برایم رقم خورده است. آنچه در پی می‌آید ماحصل گفت‌وگو با این مدیر متفاوت و توانمند صنعت غذا ست که باهم می‌خوانیم: 
 
در حال حاضر کارخانه «دلپذیر» چند نوع محصول تولید می‌کند و میزان فروش نسبت به سال‌های قبل چه تغییراتی داشته است؟
ما در کارخانه جدید خط تولید رب با ظرفیت انبوه را پایه‌گذاری کردیم و به‌دلیل این‌که تا قبل از آن رب را از سایر کارخانه‌ها برای مصرف در محصولات خریداری می‌کردیم بر آن شدیم تا خط تولید کامل رب  با روش Hot and cold break را پایه‌گذاری کنیم.  اشاره به این نکته خالی از لطف نیست که تولید رب به روش Hot در ایران وجود ندارد و یا اگر هم هست استفاده از آن در کارخانجات مقرون به صرفه نیست و چون کارخانه «دلپذیر» بزرگترین تولیدکننده «کچاپ» کشور است از رب Hot استفاده می‌کند. 
 
تولید رب با روش Hot با سایر روش‌های موجود که در کارخانجات رایج است چه تفاوت‌هایی دارد؟
در این روش لیکوپن دور گوجه و زردی از آن جدا می شود، بنابراین اولاً خاصیت اصلی گوجه در محصول باقی می‌ماند و ثانیاً آن حالت ژل مانند ترکیب کچاپ را به یک ترکیب قابل قبول مطرح در دنیا تبدیل می‌کند. تمامی خطوط شرکت اتوماتیک بوده و خط تولید و بسته‌بندی را نیز داریم. خطوط کامل کچاپ، کنسرو، انوع سالادها و مایونزها  در مجموعه فعال است. شرکت دارای چند دستگاه ماشین  تولید پلاستیک بوده که قادر به تولید تمامی درب‌های پلاستیکی محصولات شرکت است. در حال حاضر ظرفیت کارخانه جدید 4 برابر کارخانه قدیمی است و امید داریم با خرید ماشین‌آلات جدید این ظرفیت را توسعه دهیم.  هر سال نسبت به سال قبل در مقیاس تناژ رشد داریم و امسال هم هنوز تا این لحظه رشد وجود داشته و امیدواریم تا پایان سال هم روند صعودی ادامه پیدا کند. البته تمام محصولاتمان را شرکت توزیع خودمان «پگاه» توزیع می‌کند. 
 
خیلی‌ها رمز موفقیت «دلپذیر» را شبکه توزیع و پخش مویگری آن می‌دانند آیا به نظر شما درست است؟
صد درصد به همین صورت است اما به عقیده بنده تنها توزیع مویرگی تأثیرگذار نیست، هر اندازه که شرکت در توزیع موفق باشد اما محصولاتش قیمت و کیفیت مطلوب نداشته باشد مصرف کننده رغبتی برای خرید آن محصول نشان نمی‌دهد، اگر هم قیمت پایین باشد ولی کیفیت نداشته باشد مصرف کننده تنها برای یکبار مشتری خواهد بود. رمز موفقیت یک کالا در بازار داشتن مشتریان وفادار است. مشتری وفادار مشتری است که هم خود  خریداری کند و هم به دوستان و اطرافیان خود  توصیه خرید کند. به عقیده بنده یکی از رمزهای موفقیت‌ محصولات «دلپذیر» داشتن محصولاتی با کیفیت بالا، قیمت مناسب و قابل قبول با استانداردهای جهانی است و البته توزیع درست و منظم نیز مزید بر علت شده است. 
 
اکثر تولیدکنندگان ما از شبکه توزیع و پخش ناراضی هستند و اعتقاد دارند که توزیع کننده و مغازه‌دار سود بیشتری نسبت به آنها می‌برند، شما چقدر به این موضوع اعتقاد دارید؟
شرکت پخش «پگاه» به‌صورت کاملاً تخصصی کار پخش محصولات «دلپذیر» را انجام می‌دهد که خوشبختانه در سطح کشور بسیار مطرح و قابل قبول است. شرکت‌های بزرگتری از نظر کمی نسبت به «پگاه» وجود دارد که به عقیده بنده شرکت پخش «پگاه» از نظر کیفی نسبت به آنها در درجات بالاتری قرار می‌گیرد. بنده و همکارانم کار خود را از پخش شروع کردیم و برحسب نیاز به کار تولید رسیدیم و همین موضوع کمک شایانی به ما کرد و به‌همین دلیل شرکت «دلپذیر» و تمام شرکت‌های دیگری که ابتدا در کار پخش مشغول بودند و بعد به عرصه تولید آمدند موفق هستند و نارضایتی ندارند، اما شرکت‌هایی هستند که ابتدا در کار تولید بوده‌اند و بعد از آن وارد سیستم پخش و توزیع شدند این قبیل شرکت‌ها از شرایط فعلی سیستم توزیع و پخش نارضایتی دارند. بنده با قسمت انتهایی صحبت‌های شما موافق هستم در حال حاضر آخرین واسطه میان تولیدکننده و مصرف‌کننده مغازه‌دار است که صاحب سود زیادی می‌شود. به‌دلیل این‌که سود او از تولیدکننده و شرکت پخش نیز بیشتر است، چه بسا در کالاهایی تولیدکننده ضرر می‌کند، اما آن واسطه آخر سود کلانی می‌برد. این رویه ناشی از روش‌های غلط اقتصادی موجود در کشور است. یکی از مسائل غلط اقتصادی آزاد نبودن قیمت‌گذاری است، به عقیده بنده زمانی‌که بر روی یک محصول قیمت زده می‌شود و مغازه‌دار را ملزم به فروش براساس همان قیمت می‌کند، در نهایت همه راه‌ و روش گریز این موضوع را می یابند و سیستم درستی نیز برای کنترل قیمت‌ها وجود ندارد، اما اگر سیستم‌های توزیع و پخش منظم و دقیق عمل کنند و توزیع گسترده داشته باشند رقابت را میان خواربارفروش‌ها ایجاد می‌کنند و مغازه‌داران ملزم به فروش محصول با قیمت درج شده بر روی آن می‌شوند. بنده به‌عنوان فردی که بیشتر تخصصم روی پخش است تا تولید و از پخش به تولید روی آوردم در مجموع با حرف شما موافق نیستم. 
 
سیستم حاکم بر بخش توزیع صنایع غذایی مدنظر بنده است که آیا واقعاً دچار رانت شده است؟
در بعضی موارد یک برند خیلی قوی ظاهر می‌شود و مغازه‌دار به‌دلیل جذب مشتری بیشتر از طریق آن برند ملزم به داشتن آن برند می‌شود و با وجود آن برند در مغازه دیگر اجناس خود را به فروش می‌رساند. بنابراین آن برند را تهیه می‌کند چه از طریق ماشین‌های توزیع و چه از طریق بنکدارها و یا همان عمده‌فروشان، اما زمانی‌که برای مشتریان برند مطرح نیست و مغازه‌دار نیز از هر کالایی با هر برندی استفاده می‌کند.  در شرایطی که برند مطرح نباشد مغازه‌دار تمایل دارد اجناسی را به‌فروش برساند که دارای سود بیشتری است که در این شرایط مغازه‌دار از ماشین توزیعی اجناس خریداری می‌کند که صاحب سود بیشتری می‌شود و در توضیح کار خود نیامدن ماشین توزیع دیگر شرکت‌ها را بیان می‌کنند. از سوی دیگر شرکت‌های پخش نیز دارای محدودیت‌هایی در قیمت‌گذاری و فروش هستند و به‌دلیل پورسانتی که دریافت می‌کنند، آنها نیز به مناطقی می‌روند که درصد هزینه‌هایشان نسبت به فروششان کمتر باشد. 
به عقیده بنده قیمت‌گذاری در کشور مانع رشد و توسعه است و بایستی آزادسازی قیمت‌ها صورت پذیرد چرا که این موضوع باعث رشد واحد تولیدی و مصرفی می‌شود. در شرایطی که تولیدکننده ملزم به درج برچسب قیمت روی محصول است انتظار می‌رود رشد واحد تولیدی و مصرفی چشمگیر باشد، در صورتی‌که بایستی زیرساخت‌هایی تقویت شود برای مثال سازمان‌های مرتبط باید سیستمی را تعبیه کرده و دستگاه‌هایی تهیه و به‌صورت رایگان در مغازه‌های سراسر کشور نصب شود که با توجه به بارکد روی محصول و بارکد درج شده در دستگاه قیمت‌ها کنترل شود و قیمت درج شده روی محصول با قیمت بارکدخوان مطابقت داشته باشد، در این‌صورت مالیات برارزش افزوده درست محاسبه و مغازه‌دار مجبور به رعایت قیمت می‌شود و دولت نیز به حق و حقوق خودش می‌رسد و مالیات را می‌گیرد، اما اگر این‌کار عملی نشود چه اجباری دارد شرکت‌ها روی محصولاتشان قیمت درج کنند. 
در اسفندماه سال 93 اعلام شد که مالیات ارزش افزوده 9 درصد به‌جای 8 درصد است. شرکت‌ها اجناس تولید کرده و بر روی آن قیمت با ارزش افزوده 8 درصد زده بودند که بایستی در بازار توزیع می‌کردند، تمام دنیا قیمت را بر روی محصول درج می‌کنندو ذکر می‌شود که بایستی محاسبه شود مالیات بر ارزش افزوده، اما در کشور ما اجناس با احتساب ارزش افزوده به‌دست مصرف کننده می‌رسد. فقط می‌خواهیم دستوری مسایل را حل کنیم. اقتصاد از مبنایش تا به امروز بر مبنای عرضه و تقاضا بوده است. بایستی این نظریه در کشور حاکم شود در غیر این‌صورت رشد اقتصادی ایجاد نمی‌شود. 
 
جنابعالی مشکلات ساختار اقتصاد را مقدم بر وجود مسائلی مانند رانت و مافیا در توزیع می‌دانید؟ 
صد درصد به‌همین صورت است ما بایستی موارد اصلی را پیدا کنیم و کمتر به فرع بپردازیم. ما اصول را باید حل کنیم، گران و ارزان فروشی فرع قضیه بوده و اصل قضیه داشتن زیرساخت است، اما در کشور ما زیرساخت‌ها به‌درستی ایفای نقش نمی‌کنند. وزارتخانه‌ها در تصمیم گیری هماهنگ نیستند یک وزارتخانه می‌گوید واردات انجام شود و وزارتخانه دیگر می‌گوید مازاد داریم، وارد نشود و به‌جای آنکه یک شورای تصمیم‌گیری صادرات و واردات ایجاد شود با دستورالعمل‌های موازی تولیدکننده را سردرگم می‌کنیم. 
 
امروزه هرگونه قدرت تصمیم‌گیری از تولیدکننده سلب شده و هنوز نمی‌توان تعیین کرد که چقدر تولید داریم و چه میزان و با چه قیمت و تعرفه‌ای بایستی وارد شود، حتی قیمت‌گذاری در گمرک‌ها به‌صورتی است که دو جنس با دو برند با کلی تفاوت قیمت وارد کشور می‌شود؟ 
امروزه همه می‌دانند که لوبیا چیتی قیمت جهانی‌اش چند است؟ قیمت جهانی کالا بایستی در گمرک باشد و واردکننده براساس آن قیمت کالا وارد و از تعرفه استفاده کند. 
باید یک شورای تولید و واردات همگون با تمام ادارات را در کشور ایجاد کنیم و تا این شورا نباشد نمی‌توانیم حرکت توسعه‌ای داشته باشیم و این یکی از زیرساخت‌های ضروری کشور است. 
 
اشاره داشتید که در کارخانه جدید که در 12 هکتار تأسیس شده از ماشین‌آلات روز دنیا استفاده کردید لطفاً کمی راجع به وضعیت صادرات کارخانه توضیح دهید؟
در اصل ما از 6 هکتار این زمین استفاده کردیم و کارخانه جدید را بنا نهادیم و 6 هکتار دیگر هنوز استفاده‌ای از آن نشده است. ما در حوزه صادرات کم و بیش فعال هستیم، درگذشته ظرفیت شرکت کامل نبود و تمرکز اصلی ما بر روی قوی کردن برند «دلپذیر» در داخل کشور بود، چرا که اعتقاد دارم تنها برندهایی در صادرات موفق هستند که در کشور خودشان حرف نخست را بزنند و از این‌رو ما با توسعه دادن محصولاتمان در حال عملی کردن این مهم هستیم و در حال برنامه‌ریزی برای به‌دست آوردن یک سیستم مدرن و مطرح در شبکه صادرات هستیم تا محصولاتمان را به اکثر مناطق جهان صادر کنیم.
 
بازار سس ایران بازار بسیار رقابتی است ولی عده‌ای اعتقاد دارند سلطان بلامنازع سس «دلپذیر» است آیا شما به این موضوع اعتقاد دارید؟
ان‌شاءالله که اینجوری است.
 
رقبایتان را چگونه می‌بینید؟
اول این‌که من به‌دلیل سابقه و تجربه‌‌ام چه در پخش و چه در تولید با تمام رقبایم رفیق هستم و با تمامشان جلسه می‌گذاریم و من رقابت را میان آنها نمی‌بینم. در اصل به عقیده بنده بایستی در جهت توسعه کمی و کیفی محصولاتمان با یکدیگر همکاری داشته باشیم و رقابت بایستی در بازار و تیم فروش صورت گیرد. 
بنده به تمام رقبایم ارادت دارم و با تمام آنها در ارتباط صحیح هستیم و با یکدیگر تبادل اطلاعات در مورد قیمت و دیگر چیزها داریم و تلاش می‌کنیم به یکدیگر کمک کنیم. 
 
اگر که به‌عنوان یک تولیدکننده موفق کشور در صنایع غذایی بخواهید پیشنهاداتی در این زمینه با متولیان این حوزه در میان بگذارید از چه کلماتی استفاده می‌کنید؟
به عنوان جمله نخست می‌گویم قیمت‌گذاری را بردارید، صنعت غذا احتیاجی به قیمت ندارد. دومین موضوع این است که باید بررسی شود کشور به چه چیزی نیاز دارد و به چه چیزی نیاز ندارد باید تعرفه‌ها اصلاح شود و نباید مانع واردات هیچ کالایی شد. واردات باید در یک زمانبندی و تعرفه دقیق صورت بگیرد و تولیدکننده در زمان مطرح شده تولیدات خود را به استاندارد جهانی برساند و اگر در آن زمان مطرح شده تولید کننده داخلی خودش را نتوانست به استاندارد جهانی برساند اگر قرار است در 5 سال تعرفه 5 درصد شود باید بعد از 5 سال عملی شود.
 
می‌دانیم که شما غیر از کار تولید و پخش به امور دیگری نیز اشتغال دارید لطفاً کمی راجع به کارهای جانبی خود توضیح دهید و اگر دوست دارید راجع به شرکایتان هم صحبت کنید؟
ما چهار شریک هستیم که در شرکت «مینو» با یکدیگر همکار بودیم و بنده با 42 سال تجربه کم سابقه‌ترین آنها هستم. آنها سابقه بیشتری نسبت به من دارند بنده تا به امروز خود را مدیون تشکیلات مرحوم علی خسروشاهی شرکت «مینو»  می دانم، خسروشاهی و به‌خصوص استاد بزرگوارم  ضیاء بخش که به ما واقعاً رموز کار را آموختند، آنها رکن اصلی کارشان بر پایه صداقت بود یعنی فقط بر مبنای صداقت کار می‌کردند و آن را به ما نیز یاد دادند. 
بنابراین ذات شرکت ما در آنجا ریشه گرفته و در سال 1362 که شرکت پخش را تأسیس کردیم و بعد از آن کارخانه «کدبانو» را خریداری و توسعه دادیم واقعاً برادرانه کار می‌کنیم. شاید برایتان جالب باشد که بدانید ما همگی یک حساب مشترک با یک امضاء داریم و هریک از ما چک را امضاء کند اختیار تام دارد. هنوز یک حساب داریم که یک امضاء از اعضاء به تنهایی معتبراست. ما در همین رابطه وظایف یکدیگر را مشخص کردیم. هرکدام از ما چهار نفر مسؤول یک بخش است و در آن حوزه اختیاراتی داریم. در کار غیرتجاری بنده یکی از دغدغه‌هایم آموزش  است و سعی می‌کنم با هر شخصی در هر مقامی که برخورد می‌کنم به بهترین شکل ممکنه در سطح خودش کار یاد بدهم . در کنفرانس‌ها، دانشگاه‌ها، همایش‌ها تا جایی که بتوانم حضور پیدا می‌کنم. و سعی می‌کنم کمک کنم همکاران ما در شرکت «دلپذیر» یک سیستم ERP برای هر دو کارخانه طراحی و اجرا کرده‌اند که مسؤولیت این سیستم نیز با بنده می‌باشد. یکی از قوی‌ترین سیستم‌های ERP در توزیع و تولید است که این سیستم‌ها باعث شده کار با نظم بیشتر و هزینه کمتر داشته باشیم و کارمان نیز به‌صورت آنلاین اجرا شود. در کنار این قضیه من و همکارانم به هنر هم علاقه‌مندیم بنابراین هنر را هم در کنار کارهایمان جمع‌آوری می‌کنیم. دید ما در هنر نیز تولید است به‌همین دلیل آثار هنری را خریداری نمی‌کنیم، بلکه با هنرمندانی که در ارتباط هستیم ایده‌هایمان را در ارتباط می‌گذاریم و آنها نیز آن را برای ما طراحی و خلق می‌کنند. 
 
در چه زمینه‌های هنری فعال هستید؟
نقاشی، مجسمه‌سازی، صنایع‌دستی، منبت، معرق، مینا، قلم‌زنی و فرش سوزن‌دوزی و بالاخره در تمامی زمینه‌های صنایع‌دستی. 
به عقیده بنده بایستی اقتصاد کشور ما درست شود و در کنار آن با رشدی که ایجاد می‌شود هنر نیز توسعه پیدا می‌کند اقتصاد و هنر لازم و ملزوم یکدیگر هستند، چرا که با کار سختی که در تولید و توزیع انجام می گیرد یک تلطیف فکری نیز انجام می‌دهیم و ما این دو را کنار هم قرار دادیم و در زندگی به آرامش رسیم. 
 
یکی از معضلات عرصه هنر نداشتن اقتصاد مطلوب است و یکی از معضلات فعلی اقتصاد دید کاسب‌کارانه‌ای است که گاهی مدیران اقتصادی ما دارند، لطفاً نظر خود را در این‌خصوص بفرمایید؟ 
من را ببخشید ولی من با این بخش از نظر شما موافق نیستم ،چرا که تعداد زیادی که کار نمی‌کنند می‌گویند فقط «پول». به عقیده بنده این فکر است که باعث تولید می‌شود.  اعتقاد دارم هنوز مردم جامعه به جایی نرسیده‌اند که هنر را درک کنند و هنر دوست باشند نه این‌که پول ندارند هنر را بخرند ما باید فرهنگ هنر را در مردم ایجاد کنیم ما اگر این فرهنگ را ایجاد کنیم دیگر پول مطرح نیست.مردم می‌روند پول می‌سازند و هنر می‌خرند ما اصولاً فرهنگ پول ساختن را در کشور به‌وجود نیاوردیم برای این‌که در کلاس اول ابتدایی اولین چیزی که به ما یاد می‌دهند این است که بابا نان داد یعنی یک بابایی باید باشد تا به ما نان بدهد به ما  نمی گویند خودت باید نان در بیاوری و بخوری. در جوامع پیشرفته از همان بچگی کودک را مستقل بار می‌آورند و ما تا این فرهنگ در جامعه  وجود دارد پیشرفت نمی‌کنیم. 
 
اگر دوست دارید راجع به نگارخانه یا گالری که دارید توضیح بدهید؟
در ابتدای هر کار هنری با هنرمندان جلساتی برگزار می‌کنیم. برای تمامی کارهای هنری اسناد داریم که در کامپیوتر و سیستم‌های مشخص نگهداری می‌شود و تمامی کارهای هنری دارای پرونده مشخص است. بنابراین یک کار خاص داریم و برای دل خودمان انجام می‌دهیم. 
 
علاقه‌ دارید شرکاء خودتان را معرفی کنید؟
آقای محمدرضا ظروفی که مسؤولیت مالی را دارند. آقای مجید اکحوان که مسؤولیت فروش را دارند. آقای کاظم‌پور که مسؤولیت تولید را دارند و من در تمام شرکت‌ها رییس هیأت مدیره و هماهنگ کننده هستم. مدیرعامل شرکت پخش آقای دکتر نیما یزدان‌شناس است و مدیرعامل شرکت «کدبانو» یا همان دلپذیر آقای فرهاد ظروفی هستند و پسر محمدرضا ظروفی نخستین فردی است که از نسل دوم وارد تشکیلات ما شده است. 
 
(شماره 57 مجله اقتصاد سبز)
 

بستن

به ما بپیوندید

عضویت در خبرنامه