هدر

محمدرضا سابقی، رییس دانشکده غلات قائم (عج)‌ در گفت‌وگو با «اقتصاد سبز» اعلام کرد:

مدیریت نان ضعف دولت اصلاحت

همواره با صراحت لهجه سخن می‌گوید، اما آنقدر از واژه‌های پرمغز استفاده می‌کند که کمتر باعث آزردگی خاطر مخاطبانش می‌شود. در دو عرصه تشکلی و دانشگاهی ید طولایی دارد و از خوشنامان عرصه نان و غلات کشور به‌شمار می‌رود. سیاست‌های بخش نان دولت یازدهم و تفکرات حاکم بر آن را نمی‌پسندد و معتقد است دولت احمدی‌نژاد به‌رغم تمام انتقادهای وارده در بخش‌های دیگر در حوزه نان عملکرد مطلوب‌تری به نسبت دولت فعلی داشته است. برای اطلاع از آخرین وضعیت تولید نان در کشور پای صحبت‌های دکتر محمدرضا سابقی، رییس دانشکده غلات قائم (عج) نشستیم که ماحصل این گپ و گفت در ادامه می‌آید:
همواره با صراحت لهجه سخن می‌گوید، اما آنقدر از واژه‌های پرمغز استفاده می‌کند که کمتر باعث آزردگی خاطر مخاطبانش می‌شود. در دو عرصه تشکلی و دانشگاهی ید طولایی دارد و از خوشنامان عرصه نان و غلات کشور به‌شمار می‌رود. سیاست‌های بخش نان دولت یازدهم و تفکرات حاکم بر آن را نمی‌پسندد و معتقد است دولت احمدی‌نژاد به‌رغم تمام انتقادهای وارده در بخش‌های دیگر در حوزه نان عملکرد مطلوب‌تری به نسبت دولت فعلی داشته است. برای اطلاع از آخرین وضعیت تولید نان در کشور پای صحبت‌های دکتر محمدرضا سابقی، رییس دانشکده غلات قائم (عج) نشستیم که ماحصل این گپ و گفت در ادامه می‌آید:
 
با توجه به سبقه پرباری که در زمینه آرد و نان کشور دارید از پروسه تولید گندم، آرد و نان چه ارزیابی دارید؟ 
همانطور که مطلع هستید یک چرخه شکست خورده‌ای از گندم، آرد و نان  در کشور وجوددارد که متأسفانه این چرخه با تغییر دولت نیز تغییری نکرده، البته بنده اعتقاد دارم دولت قبلی با توجه به جسارتی که در مورد حذف یارانه نان از خود نشان داد قدم‌های مثبتی را برداشت، چهره‌های تصمیم‌ گیرنده در دولت اصلاحات که به اعتقاد من یکی از مشکلات و ضعف‌های دولت اصلاحات مدیریت حوزه نان بود، متأسفانه با سیاست‌های غلط گذشته دوباره به‌روی کارآمدن و چرخه تولیدمان به 10 تا 12 سال پیش برگشت. عده‌ای از مردم آزادسازی آرد و نان را باور کرده و قبول داشتند. در حال حاضر هم همگام با آن پیش می‌روند، اما با اختصاص دوباره یارانه‌ نان تمامی رشته‌ها پنبه شد، دلیل‌اش هم این است که دولت‌هایی که در شاکله سیاسی خودشان محکم می‌شوند به اصطلاح به آنها انگ اشراف‌گرایی و دوری از مردم دهک‌های پایین زده می‌شود و سیاست‌های محدودتر و بسته‌تری را اعمال می‌کنند. 
در واقع جرأت کمتری دارند که سیاست‌های باز را اعمال کنند. دولت قبلی که هزار و یک مشکل داشت در این مورد خودش را حامی مردم فقیر می‌دانست و من این موضوع را می‌دانم که دولت روحانی و دولت اصلاحات در رابطه با موضوعات مربوط به دهک‌های فقیرتر جامعه دست به عصاتر حرکت می‌کنند و ترس بیشتر دارند تا کمتر چوب اشراف‌گرایی و حمایت از سرمایه‌داری را بخورند و اینجاست که سیاست‌های غلطی اعمال می‌شود.
 
بر چه مبنایی با صراحت تحلیل از بازگشت به گذشته در بخش مدیریت نان کشور دارید؟ 
در سال 94 دوباره به 10 سال گذشته برگشتیم، چرا که دوباره همان کمیته‌ها تشکیل و دوباره همان شرایط اعمال شد. نمی‌دانم وزارت صنعت، معدن و تجارت چه زمانی متوجه می‌شود که بهترین حالت مدیریت در نان زمانی ایجاد می‌شود که دولت در اجرا و در سیاست‌گذاری نقشی نداشته باشد و قیمت‌گذاری در اختیار بخش خصوصی باشد. تولید کننده بسته به بازارش نان تولید کند و راساً به فروش برساند. هم بازاریابی  انجام دهد و همچنین با توجه به نوع نیازش گندم وارد کند. در این راستا نقش حمایتی دولت باید از کشاورز و خرید تضمینی باشد. شاهد امر خرید تضمینی امسال بود که باعث شد تا پول هنگفتی در جیب دلالان برود چرا که حمایت واقعی از کشاورز این است که نهاده‌هایی که صرف کاشت، داشت و برداشت می‌شود، ارزان باشد و امکان دسترسی به سموم تسهیل شود و حمایت در غالب تأمین نهاده‌ها باشد، نه این‌که بخواهیم تنها با افزایش قیمت خرید تضمینی دست کشاورز را بگیریم، چرا که با وضعیت آب و هوایی سال 94 و خشکسالی سال 93 ،کشاورزی در کشور معنایی نداشت و باید دولتمردان بررسی کنند که این مشکل از کجا گریبان گیر کشاورزی کشور شده است. باید تولیدکننده با توجه به شرایط بازار، محصول عرضه کند و مصرف کننده نیز بسته به نیازش خرید کند. به شخصه اعتقاد دارم نباید از اصلاح وضع موجود نان ترسید چرا که این نان نانی نبود که دولت وعده آن را به مردم داده بود. برای آنکه کشاورزی و اقتصاد  رونق بگیرد باید از تولید داخلی حمایت واقعی شود نه این‌که پول خرید تضمینی را به کشاورز خارجی بدهیم تا از تولید داخلی حمایت شود. با اجرای خرید تضمینی صحیح و به‌موقع پول به دهک‌های پایین جامعه بر می‌گردد و از نظر اقتصادی به رشد مطلوبی خواهند رسید، اما این‌که با استدلال عرضه نان بی‌کیفیت اما ارزان بخواهیم به آنها لطف کنیم راه به‌جایی نخواهیم برد. سازماندهی تولید نان در ایران همیشه با مشکل همراه بوده و هست و متأسفانه در پیکره دولت تصمیم‌های غلط گرفتند در مجلس نیز قانون غلط تصویب کرده و در دانشگاه نیز حرف غلط زدند و دوباره به دولت برگشتند و این چرخه،  آن چرخه‌ای نیست که فردا به نتیجه برسد. 
 
علت پایین آمدن کیفیت نان نسبت به سال گذشته حتی نسبت به سال 93 چیست؟
ببینید اوضاع صنعت شیرینی و شکلات بسیار مشابه با صنعت نان است، اما امروز بهترین کیفیت را در شیرینی و شکلات شاهد هستیم و حتی به صادرات هم رسیده‌ایم در بحث شیرینی، شکلات و کیک تکنولوژی پخت آن زبان زد همگان است و صادرات نیز آمار بسیار خوبی دارد و از نظر اقتصادی از شرایط خوبی برخوردار هستند همین امر باعث می‌شود که با اطمینان خاطر و خیال راحت به فکر تکنولوژی و انتقال دانش فنی باشند تا تولید جهانی داشته باشند بدون شک ارتقای کیفیت تولید ارتباط مستقیم به درآمد صنف دارد چرا که وقتی درآمد اقتصادی پایین باشد انواع تخلف‌ها سر می زند تا این‌که بتوان به آن سطح مطلوب اقتصادی رسید. در حال حاضر بسیاری از تولیدکنندگان اگر بخواهند در کارخانه را ببندند درگیر سنوات، مالیات، حقوق و غیره می‌شوند، در غیر این‌صورت خودشان از وضعیت سرمایه در گردش مطلع هستند در این شرایط نمی‌توان از تولیدکننده توقع معجزه داشت در رابطه با واحدهای نانوایی هم وضع به‌همین شکل است در واحدهای سنتی پز هم شاهد ملک‌های اجاره‌ای هستیم که در تلاش هستند در مدت معلوم یکسال حداقل سودی را که بتوانند با آن به امرار معاش بپردازند را داشته باشند. در رابطه با نان افرادی هستند که اگر در هر صنعت دیگری داخل می‌شدند جزو نخبه‌های جامعه می‌شدند، ولی بنا به دلایلی که می‌شود اسم آن را بدشانسی گذاشت تنها توانستند تولیدشان را سرپا نگه دارند و حتی سرمایه‌های قدیمی را تبدیل به پول کرده و وارد این صنعت کردند، اما نسبت به هزینه انجام شده سودی دریافت نکردند. اگر نان دارای یک اقتصاد کامل بود و دولت هم در آن دخالتی نداشت و محدودیت‌های دست و پاگیر گریبان گیر این صنعت نمی‌شد وضع این صنعت بسیار بهتر از آنی بود که هست و هیچ‌گاه از طرح انقلاب نان صنعتی به‌عنوان طرح شکست خورده یاد نمی‌شد. به شخصه اعتقاد دارم سیاست‌های غلط دولت مثل انقلاب سیلوسازی و یا احداث واحدهای 40 تنی نان صنعتی این صنعت را چندین سال به عقب برگرداند. البته متأسفانه اکثر مسؤولین اذعان دارند که طرح‌ها، طرح‌هایی شتاب زده بود و نباید اجرایی شد در هر صورت سیاست‌های غلط دولت در اغلب مواقع سبب شد امروز با انبوهی از ماشین‌آلات و اقساط عقب‌افتاده تسهیلات بانک‌ها مواجه باشیم. از جمله این موارد سیاست مربوط به تولید تک محصولی در کارخانجات است که باید قبل از تولید به فکر بازار مصرف بود تا اقتصاد بازار هزینه‌های صنعت را تأمین کند. زمانی‌که دولت برای بازار نان تصمیم می‌گیرد به‌طور قطع نان ایران به سامان نخواهد رسید. 
 
اشاره به سرمایه‌گذاری در صنعت شیرینی، شکلات و کلوچه داشتید، تعدادی از کارخانجات با آخرین تکنولوژی راه‌اندازی شدند ولی امروز با مشکلاتی مانند سهمیه‌بندی گندم و عدم اعطای مجوز واردات گندم مواجه هستند در این رابطه چه نظری دارید؟
این امر به محدودیت‌های دولت بر می‌گردد دولت باید فقط بر سلامت تولید نان نظارت داشته باشد. استدلال بنده از شرایط فعلی این است که مجوز واردات اعطا شودو نباید صنعت مملکت به واسطه حمایت از یک بخش از کار بیافتد. 
 
اما‌ وزارت جهادکشاورزی واردات گندم را ممنوع کرده است؟
در هر کشوری یک هیأت دولت وجود دارد در ایران هم این امر حاکم است اما متأسفانه در حال حاضر هر وزارتخانه‌ای برای خودش یک هیأت دولت است که با یکدیگر تفاهم نظر ندارند و این اختلاف‌نظرها سبب می‌شود تا کشور عقب گرد داشته باشد. انتظار می‌رود این سیاست‌ها با یکدیگر همسو شوند که هم به نفع کشاورز باشد و هم تولید کننده. موضوع اصلی این است که کارخانه‌ای که خط تولیدش 24 ساعته کار کند یعنی زندگی که برای چند صدنفر جریان پیدا کرده است و هر شخصی که سیاست و نگاهش یک ساعت تعطیلی کارخانه است خیانت کار بزرگی تلقی می‌شود. زمانی‌که تکنولوژی و امکانات مهیا است باید چرخ تولید بچرخد. همان گونه که باید از کشاورز حمایت شود باید از آن تولیدکننده نیز حمایت شود چون در اینجا صحبت یک فرد یعنی کارخانه‌دار مطرح نیست و باید چرخ تولید بچرخد. صحبت از حداقل چند صد نفر نیرواست در حال حاضر معضل بیکاری در کشور بیداد می‌کند تا قبل از اینها همه چیز را به برجام و پسابرجام ربط می‌دادیم ولی اگر در سال 95 تغییر در روند زندگی مردم و در شرایط کاری اقتصادی رخ ندهد، به‌طور قطع مردم ناامید می‌شوند، چرا که مردم نسبت به تعهدات خودشان به دولت روحانی عمل کردند و خواهید دید تا آخر سال 94 نیز رییس جمهور هم به تعهداتش عمل خواهد کرد. در امر سیاست خارجی هیچ‌کس منکر موفقیت‌ها و تلاش‌های دولت رییس جمهور نیست ولی در اقتصاد ایشان ضعف دارد و ای کاش ما یک ظریف دیگر  در اقتصاد نیز داشتیم. 
 
به‌نظر شما دلیل کم فروغی تشکل‌های صنفی – صنعتی کشور در حوزه صنعت نان چیست؟
بنده همیشه با تأکید گفته‌ام که ایرانی‌ها برای کارگروهی ساخته نشده‌اند و در حرکت‌های فردی عموماً پیشرفت می‌کنیم که این نقطه ضعف است. در انجمن غلات هم سعی بر این شد تا این انجمن دچار تله بنیان‌گذار نشود، چرا که با رویه اینکه یک نفر انجمن را تأسیس می‌کند و 50 سال رییس آن انجمن می‌ماند به شدت مخالف هستیم بنابراین در انجمن غلات تصمیم گرفته شد تا هر دوره یک رییس داشته باشد. بنده همیشه به  کرات اشاره کرده‌ام که مشکل اصلی انجمن غلات این است که وقتی دور هم جمع می‌شویم به جای این‌که به اشتراکات مان بپردازیم به اختلافات مان می‌پردازیم و این اختلاف‌ها باعث می‌شود که انجمن‌ها هیچ‌گاه به اهداف خود نرسند. در انجمن غلات عده‌ای طرفدار نان صنعتی و عده‌ای طرفدار نان سنتی هستند، ما هنوز نتوانستیم یک گردهمایی نانی را برگزار کنیم تا از  نان سنتی خوب و مطلوب حمایت شود و از این رو بحث تشکل‌ها در جامعه به شکل یک پرستیژ اجتماعی درآمده است. 
متأسفانه در تشکل‌های فعلی کشور کارها براساس اصول پیش نمی‌رود. مازلو یک نظریه‌ای دارد با عنوان سلسله مراتب نیازهایی که در یک فرد وجود دارد. از نیازهای معیشتی تا نیازهای خودشکوفایی. صنعت کشور این نیازها را در تشکیل  تشکل‌ها به‌وجود آورد. به‌نظر من حضور ‌20 تا 30 سال یک فرد در یک تشکل هیچ توجیهی نخواهد داشت یک یا دو دوره کافی است و بعد اجازه بدهند که جوان‌ترها بیایند . این تشکل‌ها می‌آیند یک امتیازاتی از دولت می‌گیرند برای تخصیص امکانات  معلوم است که تخلف روی می‌دهد. انجمن‌ها و تشکل‌ها اگر می‌‌خواهند که انجمن و تشکل بمانند نباید مادام‌العمری بوده و نیروهای آن نباید 4 یا 5 نفر خاص باشند. 
 
‌ به‌عنوان رییس دانشکده غلات قائم (عج) بفرمایید این دانشگاه چقدر توانسته به رسالت خودش عمل کند در حال حاضر چه میزان دانشجو دارید؟ چه رشته‌هایی داشته و چه برنامه‌هایی برای آینده دارید؟
ما در اکثر رشته‌های صنعتی خودمان تا مقطع فوق‌لیسانس دانشجو داریم. ولی این‌که چه میزان توانستیم به اهداف خود برسیم باید بگویم که تا رسالت خودمان را انجام دادیم چرا که این دانشجو باید کار داشته باشد ما تمام تلاشمان این است که دانشجوهای ما کارآفرین باشند برای خودشان بتوانند یک شغلی حتی کوچک راه‌اندازی کنند. ما خوشه فناوری ایجاد کردیم تا دانشجوها در محل دانشگاه در غالب تیم‌های کوچک بتوانند شرکت تولیدی یا مشاوره‌ای کوچک تشکیل دهند برایشان خط تلفن، میز و غیره می‌گذاریم تا اینها در طول دوره تحصیل  یاد بگیرند کار تیمی انجام دهند راهنمایی‌شان می‌کنیم در بیرون از دانشگاه کار کنند در دانشگاه کمک می‌کنند شرکتشان پا بگیرد و بیرون از دانشگاه گسترش بدهند. در واقع دانشجو وقتی از دانشگاه خارج ‌شود باید بتواند  از درسی که خوانده درآمدزایی کند و به نوعی بتواند مهارتش را بفروشد. بیش از 12 گروه اقدام به تأسیس واحدهای آزادپزی نان سنتی کردند کوچکترین کاری بود که می‌توانستیم انجام دهیم و گروه‌های دیگر شرکت‌های مشاورره صنعتی تأسیس کردند. در حال حاضر نزدیک به 2 هزار دانشجو در 12 یا 13 رشته مختلف در این دانشگاه مشغول تحصیل هستند و تا مقطع فوق‌لیسانس دانش آموخته می‌شوند.
 
(شماره 57 مجله اقتصاد سبز)

بستن

به ما بپیوندید

عضویت در خبرنامه