هدر

پرویز جهانگیری، دبیر انجمن افزودنی‌ها در گفت‌وگو با «اقتصاد سبز» اعلام کرد:

اتهامی به‌نام تولید

اگر واژه «استخوان خردکرده» را برایش به‌کار ببریم به حق صفت گزافه‌ای نخواهد بود. بنیانگذاری تشکل‌های لبنیات، گلوکز، نشاسته و مشتقات و افزودنی‌ها از او چهره‌ای تشکلی علاوه بر تولیدکننده مقتدر به تصویر کشیده است. از پیشگامان تولید گلوگز و نشاسته  بوده و نقش به‌سزایی در اعتلای این صنعت داشته است و امروز هم با واحدهای «مهشاد یزد» و «پارس استا» در زمینه تولید و صادرات انواع گلوکز، نشاسته و افزودنی‌ها نقش‌آفرینی می‌کند. برای اطلاع از آخرین وضعیت این صنایع پای صحبت‌های دکتر پرویز جهانگیری نشسته‌ایم که ماحصل آن در ادامه می‌آید.
اگر واژه «استخوان خردکرده» را برایش به‌کار ببریم به حق صفت گزافه‌ای نخواهد بود. بنیانگذاری تشکل‌های لبنیات، گلوکز، نشاسته و مشتقات و افزودنی‌ها از او چهره‌ای تشکلی علاوه بر تولیدکننده مقتدر به تصویر کشیده است. از پیشگامان تولید گلوگز و نشاسته  بوده و نقش به‌سزایی در اعتلای این صنعت داشته است و امروز هم با واحدهای «مهشاد یزد» و «پارس استا» در زمینه تولید و صادرات انواع گلوکز، نشاسته و افزودنی‌ها نقش‌آفرینی می‌کند. برای اطلاع از آخرین وضعیت این صنایع پای صحبت‌های دکتر پرویز جهانگیری نشسته‌ایم که ماحصل آن در ادامه می‌آید.
در شرایط پسابرجام چه دورنمایی را برای صنعت افزودنی‌ها و گلوکز و نشاسته و کلاً صنعت غذا متصور هستید؟ 
بعد از توافق که اتفاق بسیار خوشایند در تاریخ اقتصادی ایران به‌شمار می‌رود، خون تازه‌ای در رگ‌های صنعت جریان پیدا کرد و البته هم‌اکنون با عزمی راسخ تولید ادامه دارد و صد البته مشکلاتی که در این سال‌ها اقتصاد ایران با آن مواجه بوده قابل درک است، از جمله وابستگی درآمدهای کشور به قیمت نفت که با افت قیمت نفت و کاهش درآمد که دولت ناگزیر برای تأمین هزینه‌ها مجبور به اخذ مالیات بود. در حال حاضر با توجه به تلطیف فضای کشور فعالان صنعت هم آمادگی لازم جهت همکاری با دولت برای رفع مشکلات موجود و شکوفایی اقتصاد را دارند، چرا که باید اقتصاد کشور را سرپا نگه‌داریم و از عدم تحرک واحدهای تولیدی پیشگیری کنیم. در عین‌حال شاهد مسائلی بودیم که برای ما قابل قبول نبوده، از جمله اختیاراتی که به حوزه‌های مالیاتی می‌دهند که درست نیست. مثلاً اداره مالیات، مالیات 10 سال پیش را که حتی دفاتر هم بسته شده را در موردش درخواست می‌دهند و وادار به پرداخت می‌کنند و متأسفانه سازمان تأمین اجتماعی علاوه بر این‌که راه نادرست را پیش‌روی مخاطبان می‌گذارد. از طرف دیگر با اخذ مختصر نقدینگی تولیدکنندگان در شرایط عدم همکاری بانک‌ها صنایع را با مشکل مواجه می‌کنند و این مسأله واحدها را با کندی حرکت و کمبود و تعطیلی مواجه می‌کند و از طرف دیگر انگیزه سرمایه‌گذاری را هم از بین می‌برد. امروز ما نوید این را داریم که بتوانیم حرکتی انجام دهیم تا فعالیت‌های تولیدی را بیشتر کرده و ظرفیت‌ها را بالا ببریم ولی بعضی از مسائل مانع از حرکت می‌شود، یعنی هر مقدارهم که کار کنیم بازهم مورد اتهام هستیم. مسائل غیرمعقولی مثل ممنو‌ع‌الخروج شدن و بازداشت و .... و با کمال تأسف این مسائل توسط افرادی طراحی می‌شود که از دید من هیچ علاقه‌ای به تولید کشور ندارند و واقعاً باعث ضربه خوردن تولید کشور می‌شوند. در قالب کشورهایی که حرکت پویایی دارند و به سمت پیشرفت در حال حرکت هستند بخش خصوصی برنامه‌ریزی می‌کند و اجرا می‌شود، اما در ایران بخش خصوصی هیچ نظری نمی‌تواند ارایه دهد، زیرا دولت آنقدر بزرگ است و بخش‌های دولتی هر روز بزرگ‌تر می‌شوند و این بزرگ شدن‌ها باعث می‌شود بوروکراسی ما گسترده‌تر  شود و در نقشی که باید در زمینه صادرات و تجارت جهانی ایفا کنیم، ناتوان باشیم. یک تاجر چینی می‌گوید ما به تناسب بین یک تا 3 درصد بابت پولی که برای سرمایه در گردش دریافت می‌کنیم بهره می‌دهیم، ولی در ایران برای ما قیمت تمام شده تسهیلات 30 درصد بهره است و با توجه به این تفاوت فاحش باز هم دولت از بخش خصوصی توقع حل وفصل مشکلات را دارد. در واقع اگر قرار است حرکتی انجام شود باید جمعی باشد. دولت جدا از مردم نیست و ما هم به‌عنوان تولیدکننده جدا از دولت   نیستیم، اما متأسفانه تعدادی که هیچ تجربه‌ای در این زمینه ندارند به‌عنوان مسؤول تصمیم‌گیری می‌کنند که به هیچ‌وجه با منطق ما سازگار نیست و در نهایت نتیجه‌ این می‌شود که ما نمی‌توانیم بازارسازی کنیم. به‌طور کلی شرایط برای فعالیت فراهم هست اگر بگذارند صنعت کار را خودش انجام دهد به درآمد نفت هم نیازی نیست ولی هرکاری که بخواهیم در کشور انجام دهیم انتهایش بن‌بست است. برای واردات قوانین زیادی گذاشته‌اند که نظیرش در دنیا  وجود ندارد و در نتیجه سبب می‌شود که درهای صادرات و واردات کشور بسته شود. همه کشورهای دنیا در تولید مواد اولیه خودکفا نیستند ولی صادرات و واردات مطلوبی داشته و در بازار جهانی حضور گسترده‌ای دارد، چرا که آنها مقررات دست و پاگیر ایران را ندارند. امروز بازار عراق برای ما باز شده و از حدود 1200 کامیونی که از ترکیه وارد عراق می‌شود، امروز به‌‌دلایل سیاسی تنها حدود 200 کامیون وارد می‌شود و این بهترین فرصت است که روزی یک‌هزار کامیون کالای صادراتی ایرانی جایگزین شود. در واقع این فرصت خوبی است تا وارد بازاری بشویم که همیشه بر علیه ما بوده است، اما متأسفانه این فرصت‌ها را ما به‌دلیل بوروکراسی گسترده‌ای که داریم از دست می‌دهیم و متقابلاً تصمیم‌های نادرستی گرفته می‌شود، به‌عنوان نمونه اعلام می‌شود ورود موقت گندم حتی برای صادرات متوقف شود.  شاید از طرف ترکیه سیاست‌هایی به ما دیکته می‌شود، به‌راستی وقتی در این فرصت ما می‌توانیم به جلو حرکت کنیم چرا جلوی پیشرفت خودمان را می‌گیریم. 
 
در میان صحبت‌هایتان به ممنوعیت واردات گندم اشاره کردید که اخیراً هم در مورد گوشت یکسری سختگیری‌ها و ممنوعیت‌ها شکل گرفته و به‌طور کلی بعد از انتزاع ما شاهد این هستیم که عینک بخشی‌نگری برچشمان مسولان وزارت جهادکشاورزی هست که تولید را فقط در دایره کشاورز می‌بینند امروز بیشتر خود را نشان می‌دهد، در صورت تداوم این اتفاق فکر می‌کنید چه لطمه‌هایی به صنعت غذا وارد شود؟
حدود سی سال است به این فکر نکردیم که بحث خرید تضمینی بی‌معناست با خرید تضمینی به کشاورز کمک می‌کنیم اما چرا این کمک را در قالب خرید تضمینی انجام می‌دهیم، معلوم دولت بخش کمکی کشاورز را به حسابشان بریزید ولی اجازه دهد قیمت را بازار تعیین کند .کسانی که بخواهند وارد معقوله صادرات شوند باید تابع قیمت جهانی باشند اما با خرید تضمینی قیمت مواد اولیه را بالا می‌برند و از طرف دیگر برای وارد کردن مواد اولیه مانع ایجاد می‌کنند تا اشتغال کشور دچار بحران شود. 
 
رقابت بازار جهانی را داشته باشد؟
بنابراین ما باید نگرش‌‌هایمان را عوض کنیم، تصمیم خرید تضمینی برای زمان جنگ بود اما حالا این بحث‌ها وجود ندارد و بازار آزاد است ما می‌گوییم وقتی مرزها را می‌بندید میوه و قاچاق وارد کشور می‌شود راه قاچاق را که نمی‌توان بست و هیچ کنترلی هم نمی‌شود پس خیلی از این میوه‌ها از کشورهای دیگر به‌دلیل نامرغوبیت، وجود سم و فلزات سنگینی که داخل آن مشاهده شده ممکن است برگشت خورده باشد که متأسفانه به مصرف مردم می‌رسد .
 
جنابعالی به‌واسطه شرکت «پارس استا» صادرات هم دارید به‌خصوص به کشورهای عراق و دیگر کشورهای منطقه، لطفاً فرصت‌سوزی که در بازار روسیه شکل می‌گیرد را تحلیل کنید و در مورد صادرات صنعت غذا و این‌که چگونه ما سال‌ها معتقدیم صنعت غذا دارای مزیت است اما در نهایت نه در ماده اولیه مزیت برای صنعت غذا مشاهده می‌شود و نه قوانین حمایتی در صادرات وجود دارد و نه یارانه صادراتی و جوایز وجود دارد، بلک عوارض هم وضع می‌شود. لطفاً تحلیلی درباره روند فعلی صادرات انجام دهید. 
من فکر می‌کنم با وضعیتی که موجود است ما هیچ‌وقت در صادرات موفق نمی‌شویم علت هم دخالت‌های بی‌مورد بخش‌های دولتی است. ما در صادرات باید آزاد باشیم. در دولت گذشته ما قرارداد صادراتی منعقد می‌کردیم، بعد اعلام می‌شد که دیگر حق صادرات نداریم. ما در حال حاضر یارانه نمی‌خواهیم، اما دخالت هم نکنند، یعنی هزینه‌هایی که در اثر دخالت‌های دولتی این بخش را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد به مراتب بیش از آن چیزی است که ما فکرش را می‌کردیم. بنابراین پیشنهاد ما این است که دولت خودش را دخالت ندهد. نه به یاری و یارانه دولت نیاز داریم و نه دخالتش را. اگر این اتفاق بیافتد راه برای فعالیت ما باز است روس‌ها کالاهایشان را از اروپا می‌خریدند اما ما امروز در رقابت با کالاهای اروپایی از نظر کیفیت چیزی کم نداریم، اما به شرطی که خودمان باشیم، نه این‌که دولت به ما بگوید مواد اولیه را از کجا تهیه کنید، در واقع اینها مشکل ایجاد می‌کند و ما نمی‌توانیم حرکت درستی داشته باشیم. 
در حال حاضر در بازار روسیه علاوه بر مشکلات قوانینی مشکلات ساختاری هم وجود دارد مثل حمل و نقل و بحث قیمت‌گذاری که در مرز صورت می‌گیرد، البته اگر از مرز ارمنستان صادر شود فضا بهتر است. 
اصولاً کشورهای مشترک المنافع یک سری قوانین مختص خودشان را دارند که اگر این اتفاق بیافتد. دارای یکسری مزیت‌های نسبی می‌شود برای آن کشورها، در واقع اگر وارد ارمنستان یا آذربایجان شدیم و کالاهایمان را به آنها بدهیم و تجار آن کشورها کالای ما را صادر کنند، اقدام نامناسبی نیست، اما در اینجا این سؤوال پیش می‌آید که چرا این‌کار را باید انجام دهیم. این روال و رسم تجارت جهانی است، چرا که قرار نیست همه کارها را خودمان انجام بدهیم. ما باید یکسری راه‌های فرعی هم در نظر بگیریم که اگر راه اصلی قطع شد تجارت متوقف نشود. در این زمینه با توجه به ساختار و در حد ظرفیت‌های موجود ما خیلی دچار مشکل نیستیم ولی باید روابط سیاسی عادلانه‌ای برقرار شود یعنی باید راحت وارد بازار روسیه بشویم و دوماه منتظر وقت وزیرا نباشیم. در مرحله بعد دولت باید وارد عمل شود. از آنجایی‌که برای دولت درآمد ایجاد می‌شود این وظیفه دولت است که با تجار روسی صحبت کند و آنها را جذب بازار ایران می‌کند. تورهای بازدیدی از صنایع ما ترتیب دهد، نمایشگاه‌های تخصصی برگزار شود و بعد ما هم با آنها صحبت کنیم و محصولاتمان را معرفی کنیم و اگر بر این اساس حرکت کنیم، من یقین دارم بازار روسیه به‌خصوص برای صنعت افزودنی‌های ما خیلی جالب خواهد بود. زیرا اکثر آنچه که روس‌ها مصرف می‌کنند اقلام وارداتی از اروپا است و ما خیلی از این کالاها را داخل ایران می‌توانیم تولید کنیم. نکته مهم این است که مقررات ما باید اصلاح شود. هم‌اکنون ما در داخل خودمان را قبول نداریم. ما اخیراً به یک موضوع برخوردیم که سازمان بهداشت محیط براساس یک نامه از وزارت بهداشت در زمینه مصرف رنگ‌ها در رستوران‌ها دخالت می‌کند باعث بسته شدن رستوران‌ها می‌شود، درصورتی که این رنگ‌ها مجوز مصرف دارند. در حقیقت این رویکرد باعث می‌شود رنگ‌های غیرمجاز به میزان زیادی از خارج وارد ‌شود که مصرف خوراکی آنها بسیار مضر است و قیمتش هم ناچیز و ارزان و این مسأله سلامت مردم را به‌خطر می‌اندازد، اما رنگ‌هایی که وزارت بهداشت تایید کرده و مجوز داده است را اعلام می‌کند که حق مصرف ندارند، درصورتی که رنگ‌هایی است که برای سلامتی هیچ ضرری ندارد و در این شرایط که ما این رنگ‌ها را در داخل  کشور حق مصرف نداریم چگونه می‌توانیم صادر کنیم. 
 
شما در صنعت گلوکز، نشاسته و مشتقاتش از پیشگامان هستید سیر تکاملی این صنعت را تشریح کنید که در کشور ما تولیدش از چه تاریخی شروع شد و به کجا رسید؟ 
صنعت گلوکز و نشاسته به‌صورت سنتی از سال 1320 شکل گرفت.  استخراج نشاسته در ایران 1400 سال قدمت دارد. برای نخستین‌بار یک فرد روسی از نشاسته‌های ایران گلوکز تولید می‌کند و اسمش را می‌گذارد «بادکا» و این واحد در انزلی فعال می‌شود، بعد کم‌کم این صنعت گسترش پیدا می‌کند. 
 
در چه سالی؟ 
در سال 1320 و بعد به‌تدریج در تهران و اصفهان هم تولید می‌شود و تا شیراز هم پیشروی می‌کند که در قالب سنتی سیب‌زمینی را داخل پاتیل می‌ریختند و «بادکا» درست می‌کردند. سال 1342 یک واحدی که به‌نام آقای سرکسیان بوده که یک مجموعه دسته دوم بود که آلمان‌ها به او داده بودند و در پاسداران فعلی این کارخانه را تأسیس می‌کنند و شروع به تولید می‌شود و یک واحد هم در قزوین متعلق به مرحوم معتمدی به‌نام واحد گلوکزان هم با ظرفیت‌ تقریباً روزانه حدود 30 تا 35 تن ذرت با همکاری ایتالیایی‌ها شروع به کارمی‌کنند. این دو واحد پیشگام بودند که شروع می‌کنند به تولید گلوکز از نشاسته. من در سال 1360 که در وزارت صنایع بودم یک گروه از شیراز آمدند و اعلام کردند که ما تولید کننده نشاسته هستیم، البته به‌صورت سنتی عمل می‌کردند و تولیداتشان روی دستشان مانده بود. در آن زمان نشاسته سیب‌زمینی به مقادیر زیادی از روسیه در اوایل انقلاب با قیمت کیلویی حدود 4 تومان وارد می‌شد، در حالی‌که نشاسته تولید داخل کیلویی 10 تا 12 تومان قیمت داشت. در آن زمان تولید‌کنندگان معترض شدند که چرا مجوز می‌دهید واردات صورت پذیرد تا تولید متوقف شود. از این‌رو در جهت حمایت از تولید داخل ما سعی کردیم جلوی واردات از روسیه را با اعمال تعرفه  بگیریم. اینگونه بود که بنده در سال 1364 وارد عمل شدم و نشاسته‌ها را از شیراز خریداری کردیم. از آنجایی‌که در گذشته تولید نشاسته به‌صورت سنتی انجام می‌شد و در واقع الکتروموتور جایگزین اسب‌های عصاری شده بود، ابتدا شروع به ساخت ماشین‌آلات مورد نیاز کردم و یک واحد کوچک مشابه به واحدی که آلمان‌ها برای سرکسیان ساخته بودند را شروع به ساخت کردیم. در همان زمان همکارانم اطلاع دادند که عده‌ای مراجعه کرده‌اند و می‌خواهند مشابه دستگاه‌های ما داشته باشند که من هم موافقت کردم این دستگاه‌ها برای‌ آنها ساخته شود و به فاصله کوتاه متوجه شدیم که 40 تا 50 واحد تولید گلوکز و نشاسته را رقیب خود کرده‌ایم. 
 
در چه‌ سال‌هایی بود؟ 
از سال 1364 تا 1370 این تعداد واحد ایجاد شد و رشد کردند و از آن تاریخ به بعد پیشرفت جدی صنعت آغاز شد. 
 
(شماره 57 مجله اقتصاد سبز)

بستن

به ما بپیوندید

عضویت در خبرنامه