هدر

رضا پنج‌تن امیری، بازرگان مطرح چای ایران اعلام کرد:

نسخه بحران صنعت چای در دستان یک متخصص رایانه

دکتر رضا پنج‌تن امیری، نوه حاج محمدتقی چایچی فردی سرد و گرم چشیده و تحصیلکرده رشته کامپیوتر در آمریکا، فردی که سیستم رایانه‌ای صورتحساب‌های گاز در ایران را اجرا کرد و زمانی‌که در شرکت نورتن دیلی آمریکا مشغول فعالیت بود مجری رایانه‌ای کردن سیستم کشتیرانی ایران بود و متعاقباً نقش به‌سزایی در انتقال فناوری به مخابرات ایران داشت، با کوله‌باری از تخصص و تجربه نسخه‌های شفابخشی برای صنعت چای ایران دارد که شایسته است دست‌اندرکاران این صنعت به‌راحتی از کنار آن عبور نکنند. 
دکتر رضا پنج‌تن امیری، نوه حاج محمدتقی چایچی فردی سرد و گرم چشیده و تحصیلکرده رشته کامپیوتر در آمریکا، فردی که سیستم رایانه‌ای صورتحساب‌های گاز در ایران را اجرا کرد و زمانی‌که در شرکت نورتن دیلی آمریکا مشغول فعالیت بود مجری رایانه‌ای کردن سیستم کشتیرانی ایران بود و متعاقباً نقش به‌سزایی در انتقال فناوری به مخابرات ایران داشت، با کوله‌باری از تخصص و تجربه نسخه‌های شفابخشی برای صنعت چای ایران دارد که شایسته است دست‌اندرکاران این صنعت به‌راحتی از کنار آن عبور نکنند. 
آنچه در پی می‌آید مشروح گفت‌وگو با این مدیر کارخانه‌دار صنعت چای است که به‌دلیل ناملایمتی‌هایی که با او در این صنعت شده این روزها دل‌آزرده است.
***
رضا پنج‌تن امیری در یک نگاه
متولد: سال 1326 – تهران 
تحصیلات: سال 1968 میلادی به آمریکا رفت و در ابتدا در دانشگاهی واقع در جنوب الینوی آمریکا تحصیل کرد و با موفقیت تحصیلی که داشت توانست بورسیه تحصیلی گرفته و در نهایت در رشته کامپیوتر دانش‌آموخته شود. سپس به ایران مراجعت می‌کند و متعاقباً چند سال بعد دوباره ادامه تحصیل داده و موفق به دریافت مدرک کارشناسی ارشد کامپیوتر از همین دانشگاه می‌شود. دکترای خود را نیز از دانشگاه  ایالتی کالیفرنیا فولرتن آمریکا می‌گیرد. 
سوابق اجرایی: طراحی سیستم رایانه‌ای صورتحساب گاز در دورانی که در شرکت ملی نفت و متعاقباً شرکت ملی گاز استخدام بود. 
سپس در شرکت آمریکایی‌ »هانی ول» مشغول فعالیت شد و پس از آن در شرکت برادران وارنر، بیمه عمر نیویورک (سال‌های 1978 تا 1982) و شرکت نورتن لیلی مشغول فعالیت شد. 
سپس به مخابرات ایران رفت و در دوران جنگ قطعات دست اول شرکت‌های اینتل، موتورولا و.. را به‌صورت پنهانی وارد ایران کرد. 
موفقیت او در راه‌اندازی سیستم‌های رایانه‌ای مخابرات به‌حدی بود که از آنجا به صنایع دفاع، وزارت اطلاعات و در نهایت مرکز تحقیقات شهید همت که متعلق به سپاه پاسداران است منتقل و منشاء دستاوردها و خدمات بسیاری شد. 
***
با وجود آنکه در رشته کامپیوتر تحصیل کرده‌اید چگونه وارد صنعت چای شدید؟
البته بنده با صنعت چای بیگانه نبودم و از آنجایی‌که پدربزرگ همسرم مالک کارخانه «نوین چای» بود و پدربزرگم هم حاج محمدتقی چایچی از تاجران به‌نام صنعت چای بود، آشنایی مختصری با این صنعت داشتم. 
منتها وقتی از آمریکا به ایران بازگشتم در سال 1374 متوجه وضعیت ناگوار صنعت چای داخلی شدم و از همه ناگوارتر وفور چای‌های خارجی در فروشگاه‌ها من را تحت‌ تأثیر قرار داد.  یادم می‌آمد که در زمان مصدق چای ایران بسیار خوش طعم و خوشمزه بود و طرفداران بسیاری داشت، از این‌رو به فکر افتادم که شاید بتوانم روحی دوباره بر کالبد بی‌جان صنعت چای ایران ببخشم.  در همان سال به املش رفتم و کارخانه‌ای را یافتم که راکد شده بود و در آنجا گاو نگهداری می‌شد.  به بهای 76 میلیون تومان این کارخانه غیرفعال را خریداری و زیرورویش کردم. تمام دستگاه‌ها تعویض و بنای مجموعه نوسازی شد. به سرعت کارخانه‌ای که به زحمت 9 تن تولید داشت را تبدیل به کارخانه‌ای کردم که 400 تن چای خشک تولید می‌کرد.  به سرعت بازار صادراتی را هدف و صادرات چای ایران به بازار کشورهای همسایه شروع شد. در آن مقطع به هیچ‌وجه برایم ضرر یا زیان کار مهم نبود و به‌تدریج به‌درجه‌ای‌ از موفقیت رسیدم که علاوه بر چای کارخانه متعلق به خودم، چای همکاران را نیز صادر می‌کردم. 
 
به چه کشورهایی صادرات داشتید؟
ترکیه، قرقیزستان، روسیه، ازبکستان و افغانستان مقاصدی بود که چای ایران را صادر می‌کردم، اما متأسفانه با تحریم و گشایش نیافتن LC و برنگشتن پول چای‌های صادراتی، این روند مثبت متوقف شد. 
در این سال‌ها چای ایران به هندوستان می‌رفت و پس از افزوده شدن عطر و طعم دوباره به تجار ایرانی فروخته می‌شد. 
 
سالانه چه میزان چای داخلی صادر می‌کردید؟ 
سالانه تا یک هزار تن هم صادرات داشتم که متأسفانه به‌دلیل مشکلاتی که در صادرات پیش آمد و به علت طرح ساختار چای ممنوع الخروج شدم نتوانستم طلبم را از شرکت های خرجی وصول کنم. 
 
با این همه موفقیت چگونه ممنوع‌الخروج شدید؟ 
من همین الان هم 20 میلیون تومان از دولت طلب دارم، اما متأسفانه در آن ایام که کارخانه‌داران با تسهیلات دولتی برگ‌های سبز چایکاران را خریداری می‌کردند، به‌دلیل آنکه در سال‌هایی به وفور چای خارجی وارد کشور می‌شد چای های تولید شده   خاک می‌خورد، متأسفانه عده‌ای چای مرغوب را با چایی که با برگ های بی کیفیت تولید شده بود مخلوط کرده  و سیستم انتقال دین به بانک ها نیز به شکل غلط اجرا شد و بدین ترتیب عده ای سودهای کلان برده و یک عده مثل من با نداشتن بدهی به بانک ممنوع الخروج شدند. 
 
چگونه از آن وضعیت به تولید چای ارگانیک رسیدید؟ 
از همان سال 1384 زوبین (‌پسرم) که در آمریکا تحصیل می‌کرد به ایران بازگشت و با توجه به علاقه‌ای که به «اقتصاد سبز» یا همان توسعه پایدار داشت در راه اندازی  انجمن ارگانیک به همکاران دیگر موسس کوشا بود و البته همزمان درصدد تولید چای ارگانیک نیز برآمد. 
 
آیا اولین صادر کننده چای در ایران هستید؟ 
بله من نخستین فرد هستم. البته به اسم همسرم به‌عنوان نخستین صادرکننده زن در حوزه چای صادرات را انجام دادم. 
 
کشور ما در حوزه چای دارای مزیت‌های بسیاری در شمال کشور است، از طرف دیگر پرمشکل‌ترین صنعت ما در حوزه کشاورزی همچین چای است، چای سنواتی، چای انباری، فرسودگی بوته‌ها و ... به‌نظر شما به‌عنوان دست‌اندرکار این حوزه چه راه‌حلی برای برون رفت از این شرایط وجود دارد و نسخه شما در مورد صنعت چای چیست؟ 
در سال 1382 طرح سازماندهی چای شکست خورد و قرار شد به سازمان برگردیم من یک طرحی را نوشته و به دکتر خلیلیان وزیر جهادکشاورزی وقت ارایه کردم. خلیلیان استقبال خوبی از طرح داشت. طرح پیشنهادی اینگونه بود که برگ سبز بایستی به‌صورت آزاد در دسترس تولیدکننده باشد و جهادکشاورزی و سازمان چای فقط بایستی مجری قانون باشند و دخالتی در این امر نداشته باشند. در واقع دستگاه دولتی تنها باید در نقش ناظر مانع پایمال شدن حق کشاورز باشند و سایر موارد باید به بازارسپرده شود. همچنین پیشنهاد دادم که چای‌های با عطر و طعم اسانس های مصنوعی و شیمیایی هستندکه نباید وارد کشور شود. 
وقتی که گمرک ایران از وارد کننده چای بر مبنای  2 دلار عوارض می‌گیرد و 30 درصد به قیمت آن اضافه می‌شود، اگر که هزینه‌ها را به 20 تا 30 دلار برسانند آن وارد کننده دیگر نمی‌تواند آن چای نامرغوب را وارد ایران کند از آن طرف وقتی این چای نامرغوب وارد ایران نمی‌شود مردم چای ایرانی مصرف می‌کنند و کارخانه‌دار نیز وقتی پول داشته باشم از کشاورز به‌جای یک هزار تومان 3 هزار تومان برگ سبز خریداری می‌کنم و در نهایت قیمت تمام شده چای کیلویی 25 هزارتومان تمام می‌شود و کارخانه‌دار می‌تواند آن را کیلویی 50 هزار تومان به مصرف کننده بفروشد. در این شرایط دیگر کشاورز نمی‌رفت یک بوته بزرگ برای تولیدکننده بیاورد،  به جای آن دو برگ و یک غنچه می‌آورد یا سه برگ و یک غنچه می‌آورد و این اشتباهی بود که انجام شد که اعتقاد دارم فقط بهدلیل وجود مزدوران وارد کننده چای خارجی سیاستگزاری چای به بیراهه رفت.
 «زوبین» از چه سالی شروع به کار کرد؟ 
از سال 88 شروع به فعالیت کرد و از یک تا 2 هکتار شروع به کار کردیم که در حال حاضر به 30 هکتار در شهرستان املش افزایش یافته است. 
 
چرا به‌جای لاهیجان به املش رفتید؟ 
اعتقاد دارم چای لاهیجان معروف است، اما مرغوبیت متعلق به چای املش است. اندونزی چای دارد، هندوستان چای دارد، ولی چای دارجلینگ بهترین چای دنیا است به‌دلیل این‌که در کوهپایه هیمالیا رشد می‌کند ما در رشت چای داریم در رودسر و لاهیجان چای داریم، اما چای املش به‌دلیل این‌که در کوهپایه املش است مرغوب‌تر است، چرا که فاصله زیاد با دریا دارد. چایی که در دشت کشت می‌شود هنگام تولید می‌سوزد، چای املش را با 100 درجه حرارت می‌دهم ولی چای لاهیجان را با 125 درجه حرارت می‌دهیم که باعث سوختگی آن و تلخ شدن آن می‌شود. 
 
به‌عنوان صحبت آخر چه توصیه و یا نظری در راستای بهبود صنعت چای دارید؟ 
برای برون رفت صنعت چای از وضعیت فعلی پیشنهاد می‌شود که گمرک مقررات سختگیرانه‌تری برای چای خارجی وضع کند. مانند ترکیه برای ارزشیابی چای‌های وارداتی باید 6 دلار هزینه اخذ شود یعنی 3 برابر میزان فعلی. همچنین باید تمام تلاش‌ها صورت پذیرد تا جلوی قاچاق گرفته شود و حتی تعرفه‌های وارداتی نیز نیاز به تجدیدنظر دارد. متأسفانه وارد کننده وجدان و تعهدی نسبت به تولید داخلی ندارد و دولت باید مکانیسم‌های حمایتی را به طرز صحیحی اعمال کند.
 
(شماره 57 مجله اقتصاد سبز)

بستن

به ما بپیوندید

عضویت در خبرنامه