هدر

« اقتصاد سبز» ازمراسم جشن شکرگزاری برداشت محصول گزارش می دهد:

کشاورزی تداعی گر غرور ملی

علیرضا  صفاخو: غرور افتخار‌آفرینی یک اراده نزد مسؤولان ارشد نظام را می‌شد از چهره تک‌تک مدیران عالی رتبه قوه مجریه خواند، وقتی رییس جمهوری و وزیر جهاد‌کشاورزی به اتفاق و دوشادوش یکدیگر از پله‌های سالن اجلاس سران پایین می‌آمدند تا رسماً یکی از مهمترین آیین‌های ملی بخش کشاورزی آغاز به کار کند. 
علیرضا  صفاخو: غرور افتخار‌آفرینی یک اراده نزد مسؤولان ارشد نظام را می‌شد از چهره تک‌تک مدیران عالی رتبه قوه مجریه خواند، وقتی رییس جمهوری و وزیر جهاد‌کشاورزی به اتفاق و دوشادوش یکدیگر از پله‌های سالن اجلاس سران پایین می‌آمدند تا رسماً یکی از مهمترین آیین‌های ملی بخش کشاورزی آغاز به کار کند. 
آیینی به‌نام گندم، اما به کام تمام محصولات استراتژیک و مدیران بدنه‌های دستگاه‌های جهاد کشاورزی یا سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی که پس از 12 سال وابستگی دوباره نان ایرانی به گندم فرنگی، مراسمی مرتبط با آرزوی خود اتکایی کشور به گندم را به‌نام رسمی جشن برداشت محصول برپا می‌داشتند. مراسمی که اگرچه در اوج کج سلیقی رخ داده یا ملاحظات نامعلوم و نانوشته، حال و هوای یک جشن ساده را هم به خود نگرفت و جز چند سخنرانی و تقدیر نمادین از چند مدیر اقتصادی و بهره‌بردار حوزه‌های کشاورزی، فاقد هیجان مطبوع خود بود، اما به‌هر‌حال شاید مایه مباهات گندمکاران و کشاورزان بود وقتی خانواده‌های آن‌ها پای پخش زنده سخنرانی رییس جمهوری در شبکه خبر، نزد اقوام و خویشان خویش، سربلند بودند از برای تعریف و ستایش رییس جمهوری. تعریفی در قامت یک مقام امنیتی که نقش خود اتکایی کشور به محصولات استراتژیک کشاورزی در دادن حس اطمینان خاطر به تیم‌های مذاکره کننده بین‌المللی ایران راتقویت کننده توان استقلال غذایی ایران به‌‌عنوان نقطه قوت یاران نظام در دیپلماسی تفسیر کرد و توفیق‌های مذاکرات سیاسی و اقتصادی غیر‌کشاورزی را به امنیت غذایی مرتبط دانست. 
نخستین تشکر را روحانی در آغاز  سخن اش از کشاورزان سراسر کشور جایز پنداشت و به‌جا آورد، نه از برای رفتار پوپولیستی به سیاق رییس جمهوری سابق! بلکه از این رو که کشاورزان پایه اصلی این افتخار هستند و اراده، ایمان، امید، کار، تلاش و دلسوزی آن‌ها امروز ایران را به نقطه پرافتخاری که در آن هستیم، رسانده است. البته روحانی به روال معمول بخشی از پشت صحنه‌های این دست از برنامه‌ها، کوشید با ستایش شغل و کار در بخش کشاورزی به عنوان لذت‌بخش‌ترین کار جهان، مرهمی باشد بر زخم‌های تاول زده دل کشاورزان نگران اعلام نرخ‌های تضمینی که در قیمت مقدماتی اعلام شده از سوی دکتر نوبخت، چنگی به دل نزده بود. 
روحانی بخشی از این دستاورد کشاورزان را نیز با حکایتی شیرین از تغییر و تحولات گیاهان و نباتات توصیف کرد و آن را برای یک کشاورز مسیری زیبا و جذاب روایت کرد تا بتوان حدس زد که اگر روحانی حقوقدان نبود، شاید امروز یکی از کشاورزان بود! 
او داستان کشاورزی را در چند جمله چنین روایت کرد: «کشاورزی فقط این نیست که به فکر محصول و پول آخر کار هست. شاید این تعبیر من کمی اغراق‌آمیز باشد که کشاورز رشد و نمو محصولاتش را همانند فرزندان خودش می‌بیند. اما در واقع وقتی گندم از مرحله بذر شروع به قد کشیدن می‌کند، تا زمانی که این محصول باردار شده و سپس قسمت بالای خوشه معلوم می‌شود که درونش دانه‌های گندم است و بعد رشد بیشتر پیدا می‌کند... خوشه نمایان می‌شود... سپس رنگ خوشه از سبز به زرد عوض می‌شود و آماده درو کردن می‌گردد، شیرین‌ترین لحظات یک کار لذت‌بخش در زندگی باعث و بانی آن رقم می‌خورد. کشاورزی زیباست برای کسی که مسیر کشاورزی را انتخاب کرده است. او در خلقت نبات، در خلقت دام، در کنار خدای خلاق، قدم ‌به ‌قدم با خلقت همراه است. ما به کشاورزان امیدوارمان که توکل آنها به خداست و با دستان پرتلاش و با بازوان قدرتمند از زمین و باران و امکانات و تجربه بشری غذای شهروندان ما را آماده می‌کنند، می‌بالیم.»و البته توصیف تکمیلی رییس جمهوری از نقش امنیت غذایی در امنیت ملی ثابت کرد که روحانی صرفاً برای خوشایند کشاورزان پای گیرنده‌های تلویزیونی داستان‌سرایی نکرده است و در حد امکانات و ابزار و امکانات بودجه هوای استقلال کشور به قوت غالب ایرانیان را دارد. او در ادامه خاطره ای را زنده کرد تا گریزی هم به برخی دوستان منتقد خود اتکایی گندم مانند عیسی کلانتری که تا پایان مراسم در سالن اجلاس نماند، زده باشد؛ وقتی که گفت: «آنهایی که پیرمردتر از جمعیت حاضر جلسه امروز ما هستند، روزهای قحطی و جنگ جهانی اول را به خاطر دارند و می‌دانند که امنیت غذایی یعنی چه. آن‌ها نیک می‌دانند اگر یک روز غذا نباشد، چه می‌شود. می‌دانند اگر یک سال گندم به اندازه کافی نباشد و دشمن بخواهد ما را در فشار قرار دهد، چه شرایطی را به کشور تحمیل می‌کند. مسأله کشاورزی، فراتر از تأثیرگذاری بر اشتغال، رشد اقتصادی و سهم اش از تولید ناخالص داخلی که البته مهم است، تأثیرگذاری آن بر قدرت ملی و استقلال کشور است. بدانید هر آنچه در کشور قدرت چانه‌زنی ما را در مذاکرات جهانی بیشتر کند، به معنای این است که قدرت ملی ما افزایش پیدا کرده است. با افزایش تولید نفت در کشور، ما در اجلاس اوپک قدرت چانه‌زنی داریم و حرف می‌زنیم. اگر قدرت تولید نفت نداشته باشیم، تولید نفت ما یک میلیون بشکه باشد، کسی با ما کاری ندارد. کسی با ما حرف نمی‌زند. کسی چانه‌زنی ما را گوش نمی‌کند.»
و البته روحانی برای مدعای خود مستندات محسوس آورد. مستنداتی که شاید خود دلواپسان به لطایف الحیلی به قصد و تقرب سیاسی عزم تخریب دستاوردهای آن را دارند و خواسته یا ناخواسته آب به آسیاب جمهوری خواهان و افراطیون آمریکا می‌ریزند و شیطنت‌های آن‌ها را پروپاگاندا می‌کنند اما خودشان و مردمان منصف نیک می‌دانند برجام دست کم بهانه درگیر نشدن ایران به جنگی خانمان سوز را از آتش افروزان سلب کرده است. ثباتی که به تعبیر روحانی، منجر به این شد تا «روز اجرایی شدن برجام یعنی ۲۷ دی‌ماه سال ۹۴ (آخر شب ۲۶ دی‌ماه) هم دولت اسرائیل سیاه‌پوش شد و هم یکی از کشورهای منطقه‌ای که متأسفانه آن کشور هم در حال طی کردن مسیر غلطی است.» و البته برجام تنها مثال روحانی از دستاوردهای برخورداری تیم مذاکره کننده از پشتوانه امنیت غذایی حاصل دسترنج جامعه کشاورزی نبود، بلکه او دستاورد اخیر ایران در مذاکرات اوپک با وجود یکی از قدرت‌های منطقه‌ای معاند با ایران که در واقع آدرس آن عربستان سعودی است، توفیق چانه‌زنی برای کاهش تولید و سرانجام قیمت نفت بود. کاهش تولیدی که در عین افزایش تولید نفت ایران طی ۱۰ ماه برای کشورمان رقم خورد و تولید ایران از یک میلیون بشکه به دو میلیون و ۳۰۰ هزار بشکه رسیده است. و البته عقد قرارداد رسمی و قطعی خرید هواپیماهای ایرباس و بوئینگ که رییس جمهوری آنها را نیز ماحصل افزایش قدرت چانه‌زنی مسؤولان به دلگرمی تامین غذایی مرتبط دانست. وی با بیان این‌که وقتی در کشاورزی موفقیت به دست آوردیم. در صحنه‌های دیگر هم موفق خواهیم بود. قدری هم به سخنان حماسی و دعوت کشاورزان به مقاومت با امیدواری به توکل خداوند روی آورد و افزود: «ملت متحد از هر مشکلی عبور می‌کند. اساساً در طول زندگی بشر، خداوند ما را به‌گونه‌ای خلق کرده که باید با مشکلات دست و پنجه نرم کنیم و به حل تدریجی آن همت کنیم. شما صبح بلند می‌شوید، اگر همه چیز آماده باشد که دیگر حرکتی نمی‌کنید. چرا چهار و پنج صبح بلند می‌شویم؟ چرا ۱۱ و ۱۲ بلند نشویم!؟ چرا سر کار برویم؟ چرا بدویم؟ چرا تلاش کنیم؟ چرا عرق بریزیم؟ آیا این نوع زندگی اصلاً لذت و هیجان دارد؟ چه لذتی دارد؟ آدم نه کار کند، نه تلاش کند، همه چیز هم آماده باشد، آیا این جنس زندگی لذت دارد؟ زندگی توأم با سختی و اراده قوی و ایستادگی و تلاش در به‌دست آوردن محصول با رنج است که زندگی را لذت‌بخش می‌کند. رنجی که برای استقلال و سربلندی کشور باشد، لذت‌بخش است.»و در این فاز از سخنان روحانی تغییر شیفت داده شد به یکی از اهداف اولیه دولت یازدهم از روز نخست، در تیرماه سال ۹۲ که وقتی هنوز مسؤولیت دولت بعد انتخابات به‌عهده  دولت جدید واگذار نشده بود، و فقط انتخابات انجام گرفته بود، نخستین جلسات روحانی با دست‌اندکاران بخش کشاورزی بوده است. رییس جمهوری با یادآوری گزارش‌هایی که همان روزهای اولیه درباره وضع ذخایر گندم در استان‌های مختلف به او رسیده بود، یادآور شد که در آن روزها حجتی هنوز نمی‌پذیرفت بار وزارت را بر دوش بگیرد و برای این‌که زیر بار این مسؤولیت بسیار دشوار نرود، مرتب برای زیارت به مشهد می‌رفت! روزهایی که روحانی با عده‌ای از دوستان که نام‌ آن‌ها را نبرد اما تأکید کرد در ذهن‌اش هست می‌نشستند و درباره کشاورزی که چه باید کنند، صحبت می‌کردند. روزهای پر استرسی که به گفته روحانی «یک روز نیروی انتظامی گزارش می‌داد و بخش‌های دیگر مانند استانداری‌ها که ذخایر گندم در برخی استان‌های ایران ۱۵ روز بود، بعضی ۱۴روز و برخی استان‌ها هم فقط سه روز!» و با همین مثال، چه مثالی گویاتر از انگیزه دولت روحانی برای خوداتکایی ایران به گندم و محصولات استراتژیک  است.
 
نان داریم التماس نکن!
روحانی با غرور از کشتی‌های حمل گندم روی آب گفت که برای انتقال بار آنها از خارج مشکلات جدی وجود داشت. نه این‌که خارجی‌ها گفته باشند نان به ایران نمی‌دهیم. مشکل ارز و ناتوانی ایران در پرداخت پول وجود داشت به لطف تحقیر کاغذ پاره‌های قطعنامه‌های شورای امنیت! مشکلاتی که ‌باعث شد وزارت جهاد کشاورزی با اراده‌ای مستحکم‌تر در مسیر خوداتکایی و استقلال ایران در مسیر استقلال مواد استراتژیک غذایی حرکت کند. روزهایی که از تأمین ارز لازم برای ورود کود و بذرهای مورد نیاز کلید خورد تا به لطف همراهانی که رییس جمهوری به جمع کردن آنها در کنار خود به آن‌ها بالید، حجتی به‌عنوان یک وزیر پرتلاش، متخصص و مجرب در این توفیق حرکت بسیار خوبی را رقم زد.دستاوردی که به گفته روحانی ماحصل اختصاص نخستین جلسات دولت یازدهم قبل از آغاز مسؤولیت رسمی‌اش درباره کشاورزی به مسأله تأمین گندم بود. روزهایی که از تلاش برای اقناع دوستان جهت تبعات مشکل تأمین نان و تنگناهای آن گذشت. روزهایی که باید برخی را قانع می‌کردیم که وقتی در گندم خودکفا هستیم، سرمان را همه جا بالا می‌گیریم. نیاز نیست به بانک خارجی، شرکت‌های خارجی، کشتیرانی و این کامیون و آن کامیون التماس کنیم که این گندم در هر شرایطی باید از خارج به کشور ما حمل شود.
 
خنده تلخ من از گریه غم انگیزتر است!
و البته روحانی با اطلاع از چالش‌هایی که برای تامین بودجه خرید تضمینی گندم تجربه شد، به این مبحث هم ورود کرد و گفت: «از آنجا که کشاورزی برای ما بسیار مهم است، لذا دولت حامی کشاورزان خواهد بود. اگرچه امسال تأمین منابع مالی بسیار سخت بود، اما چون باید در محضر شما چهره ما لبخند داشته باشد و این رفتار ما نیز در پیروی از پیغمبر است که همیشه چهره‌اش بشاش بود. در دل ما حزن هست و گرفتاری فشار بسیار زیادی به ما وارد کرد وقتی دیدیم با ۱۵ هزار میلیارد پرداختی پول یعنی نصف کل بودجه عمرانی کشور روبه‌رو هستیم. کل بودجه عمرانی ۳۰ هزار میلیارد تومان است. آن وقت ما ۱۵ هزار میلیارد تومان باید پول به مطالبات به حق گندمکاران واریز کنیم. البته که ما باید بیشتر به زندگی کشاورزان خود کمک کنیم و این وظیفه و افتخار ما است.»
روحانی به‌عنوان رییس شورای امنیت ملی کشور در عین‌حال که از امنیت غذایی دفاع کرد لزوم حفاظت از آب و خاک را هم گوشزد کرد و گفت: «در عین‌حال که ما از کشاورزی باید حمایت کنیم، اما دو مسأله بسیار مهم است. یکی حفظ آب و دیگری حفظ خاک. این دو را از دست بدهیم، در بلندمدت هیچ نداریم، ولو این‌که در کوتاه‌مدت کشاورزی داشته باشیم. این دو پایه اصلی است. آب و خاک و محیط‌زیست. این‌ها برای ما اساس کار است. ما توسعه کشاورزی پایدار می‌خواهیم. پایداری خاک را نباید بگذاریم از بین برود. نباید بگذاریم خاک نابود شود.  این بزرگ‌ترین سرمایه است.» و در همین جا بود که رییس جمهوری گریزی هم به درد دلسوزان مملکت در یک دهه اخیر زد و آن انتقال خاک ایران به کشورهای جنوبی حاشیه خلیج‌فارس بود که بی توجه به شعارهای صرفا شعاری حمایت از نام خلیج همیشه فارس، خاک ایران را از گوشه گوشه آن کنده و با سوء استفاده از خلاهای قانونی و نبود عرق ملی برخورداران از این رانت ملی که پیش تر هزاران وطن دوست 8 سال برای حفاظت از آن خون دادند تا یک وجب آن به دست اجانب عربی نیفتد، به تایید رییس جمهوری «برای کشاورزی یا سایر مقاصد آنجا می‌برند.  خاک و آبی که بزرگ‌ترین نعمت خداست.»البته روحانی درباره آنچه برای پیشگیری از نقل و انتقال خاک عزیز ایران به کشورهای جنوبی حاشیه خلیج فارس تمهید و تدبیر خواهد شد، سخنی نگفت، اما درباره آب که مسأله اساسی کشور شده است و درگیری‌ها و چالش‌های اجتماعی آن در بسیاری از استان‌ها نگران کننده است، لزوم استفاده بیشتر از فناوری نوین برای آب را خاطرنشان کرد و گفت: «یک بخش از این فناوری‌ها سهم بخش کشاورزی است. باید کاری کنیم محصول بیشتر را با آب و سطح زیر کشت کمتر برداشت کنیم. دولت با همه توانش در سازمان برنامه و بودجه، وزارت اقتصاد، بانک مرکزی و همه دولت برای حمایت از بخش کشاورزی تلاش خواهد کرد.»
در سرانجام کار، جشن نخست برداشت محصول با محوریت گندم به پایان رسید، آن هم در حالی‌که به گفته قائم‌مقام وزیر جهاد کشاورزی تداوم برگزاری جشن برداشت محصول برای سایر محصولات استراتژیک در سال‌های آینده در دستور کار است تا فرهنگ تولید و برداشت دسترنج کشاورزان هر ساله گرامی داشته شود. مراسمی که صد البته انتظار می‌رود با تغییر محتوای برگزاری پیوست‌های شاد فرهنگی و نمایشی هم برای آن تدبیر شود تا با تلفیق هنر و اقتصاد، کشاورزی در باور عامه مردم نیز موضوعی همگانی و ملی  شود.
 
(شماره 66  مجله اقتصاد سبز)

بستن

به ما بپیوندید

عضویت در خبرنامه